الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Montag, 05.07.04

یـــــــــاد باد<<<<<>>>>>یـــــــاد باد


گرچه خون مي ريزد



درود بر شما جوانان ميهن؛


فقط اين را ميگويم که با هر کسی نبايد درد دل کرد واو را محرم راز دانست اين را گوشواره گوشتان کنيد. چون من احمق بودم و تا به حال درس عبرت نگرفتم ولی بايد خودم را درست کنم. هر کس از راه ميرسد نديده و نشناخته از من << من نوعی >>يک برداشتی درست يا اشتباه نکند که در صورت گفتن آن بسيار درد ميبريد که چگونه يک جانبه به گناه نکرده متهم شديد و زير بار اين اتهام خفه ميشويد.آخ آيا تا به حال کسی در قالب صراحتش خود را پنهان کرده و بهتون گفته که( شما صراحتتان گارسونی است)؟ حالا منظور چه بوده او خود برای خود ميکاوَد و سخنی ميجويد و بيرون ميريزد......... بله اشتباه پشت اشتباه من مال اين دنيای مجازی نيستم و به قول دوست یاد شده بايد روان درمانی شوم يئنی من روح بيمار دارم نه اينکه جسمم را درمان کنم شايد راست ميگويد!!!!!!!!


اوميگويد که من به هيچ وجه بيماری جسمی ندارم و در توهمات خود اين بيماری را برای خود ساختم و بزرگش کردم.


تمام افراد خانواده من با او کم و بيش با تعاريف من آشنا هستند ولی اگر بار اول همانگونه که پدرم يا سعيد دوستم يا تراوت دخترم مرا ازاين دوستی منع کردند به آنان گوش ميسپاردم شايد در روز پايان اينطورروحم زخم خرده نميشد.


ببخشيد اگر من خوب ننوشتم وچند گاهی به جايی دور دست بروم وبه هيچ وجه وارد نت نشوم ؛ مراقب خودتان باشيد و به يکديگر احترام بگزاريد و يکديگر را دوست بداريد.


بسيار گريه کردم چون حقم بود چون به حرف هيچکس گوش نميدم


روی سخنم بخصوص به شما دوشيزه گان است


آه همیشه برای تو میمانم.... ای پاکی مطلق ... ای آفرينندهء مهر ... ای شادی آفرینم.... تو که راه بودن و ماندن را به من آموختی ... من برای همیشه بودن میسرایم.... برای با تو بودن و بی تو نماندن .... برای روز های رهایی هم گام با تو.... در آستان مهر زیستن .... برای عشق ورزیدن به معشوق.... که آخرین راه نجات است.( این شعر را ديشب یک باره سرودم )<< فی البداهه >>


!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



خوب حال و هوای تهران در چه حاله؟اميد وارم که همه چيز به خوبی و خوشی تمام شود


دلم برای گرمايش لک زده


))))))))))))))(((((((((((((


سرخ تر ، سرخ تر از بابك باش


روح بابك در تو...


در من هست ....



مهراس از خون يارانت ، زرد مشو


پنجه در خون زن و بر چهره بكش


مثل بابك باش


نه


سرخ تر ،‌ سرخ تر از بابك باش


دشمن


گرچه خون مي ريزد


ولي از جوشش خون مي ترسد


مثل خون باش


بجوش


شهر بايد يكسر


بابكستان بگردد


تا كه دشمن در خون غرق شود


وين خراب آباد


از جغد شود پاك و گلستان گردد


خسرو گلسرخی


در پناه يزدانِ پاک؛ تندرست شاد و پيروز زيويد




نظر شما چيست؟ (19 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 20:22
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: violet

Dienstag, 06.07.04 ساعت 13:06

چی شده شهلا جون؟؟ارزشش رو داره اين کاری که می خوای بکنی؟البته من هم اگه برخورد بدی ببينم ديگه نمی نويسم کاملا بهت حق ميدم.

 URL:  http://ms.mojde.com


 نويسنده: payam

Dienstag, 06.07.04 ساعت 09:50

moteasefane az in chizha ziade ....

 URL:  http://payamra.com


 نويسنده: خاچیک آواتاریانس

Dienstag, 06.07.04 ساعت 09:01

موفق باشيد ؛ آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما دارم.

 URL:  http://khachik.persianblog.com


 نويسنده: مهرنوش

Dienstag, 06.07.04 ساعت 05:32

يک مدادسياه سليته !!

 URL:  http://medadsiah.persianblog.com


 نويسنده: شهلا

Dienstag, 06.07.04 ساعت 05:03

مهرنوش جونم تو آخر گلهای زیبایی عزیزم......

 URL:  http://www.nejaat.com


 نويسنده: مهرنوش

Dienstag, 06.07.04 ساعت 05:01

ببخشيد من بلد نيستم خارجی نسخه بپیچم .تو حد حرف و نصیحت به تو هم نیستم .فقط ميگم که فقط نشونش يده برم حالشو اساسی بگيرم . چرا تا بحال ازش نگفتی . وای به حالش ! خدا بهش رحم کنه ... همونائی هم که تو چت بهت گفتم و يه سريهای ديگه هم بايد بگم .اما .... رو به مردم نده !! منو ميبينی ؟؟ منم عين تو .کی ما ميخوايم ياد بگيريم ؟؟

 URL:  http://medadsiah.persianblog.com


 نويسنده: haman

Dienstag, 06.07.04 ساعت 04:42

salam khob hastin?man fekr mikonam ta hodode be ham nazdik bashim chon man ham hamchin shekasti chandi pish dashtam albate az noe rasmish. vali be har hal baiad tahamol kard faghta kare nemishe kard.agar dos dashtin sare bezanin shaiad betonim ba ham dardedel konim va ya mashverat va komak .dar har sorat montazeram va khoshhal misham.
يا مولا علی

 URL:  http://haman-darvish.persianblog.com


 نويسنده: سارا

Dienstag, 06.07.04 ساعت 02:30

سلام ....جای جالبيه ...خوشحالم از آشنايي تون

 URL:  http://cottage.persianblog.com


 نويسنده: zoobin

Dienstag, 06.07.04 ساعت 01:23

سلام سرکارخانم شهلا:
از شعرتان درخصوص بابک لذت بردم ميشه يه شعرهم از افشين سرداربزرگ ايرانی که بابک خان را کد بسته به بغداد برد دروبلاگتان بگذاريد.همينطور از اينکه يادی از مرحوم خسروگلسرخی بميان آورد يد سپاسگذارم.بد نيست من هم نقل قولی از ايشان بکنم .فرمودند(درابتدای دفاعيات خوددردادگاه ستم شاهی):
انمن الحيات عقيده والجهاد.
سخن خودرا از علی (ع)آغازمی کنم که اولين کمونيست دنيا است که زندگی عقيده وجهاددرراه آن است.
سرکارخانم شهلا بخاطر يه مسئله کوچيک رمانس که نبايد ما را از حضورخود دردنيای وبلاگ نويسی محرم نماييد.اصلا بفرماييد که عشق چيه؟مايليد که يه دوره وبلاگ درباره عشق را بندازيم تا شايد ما از تجربيات شما محظوظ شويم؟منتظر جواب
۲مطلب فوق هم جهت حزب پان ايرانيسم که پيامهاشون درزير اومده ذکر کردم که اگه به ايرانی بودن می نازيد اين لکه ها را هم بياد داشته باشيد تا دچارغرورکاذب نگرديد.

 URL:  http://zoobinmahta.persianblog.com


 نويسنده: ماهی دودی

Dienstag, 06.07.04 ساعت 00:30

ولا چی بگم!!! بيخبرم از جريان! ولی اميدوارم که به اين دليل به تعطيلی نکشه!!!!!!

 URL:  http://mahidoodi.persianblog.com


 نويسنده: يه دلتنگ

Dienstag, 06.07.04 ساعت 00:09

سلام شهلا جان.من از موضوع کاملا بی اطلاع هستم اما با اين حال يه چيزی انگاری ته قلبم می گه که کار درست هم همينه که به قول سعيد Urlaub ؛) کنی. اميدوارم که مفيد واقع بشه. سبز باشی و هميشگی عزيز

 URL:  http://yedeltang.persianblog.com


 نويسنده: یکی از چند نفر

Montag, 05.07.04 ساعت 22:01

در ضمن هم از شعر خودت و هم از شعری که در مورد بابک بود بسيار لذت بردم. می دونی، من عاشق بابکم، يعنی عاشق هر کسی که ايرانی فکر می کنه و ايرانی خدا رو دوست داره نه عربی!!!

 URL:  http://oneofthefew.persianblog.com


 نويسنده: یکی از چند نفر

Montag, 05.07.04 ساعت 21:58

درود. رفيق من نمی دونم چه طور کسی به خودش اجازه ميده که با ديگری اينطور صحبت کنه، ولی در کل تا حدی با نظر سعيد موافقم.

 URL:  http://oneofthefew.persianblog.com


 نويسنده: شهلا

Montag, 05.07.04 ساعت 21:32

کوروش من تو گل منی....پسر نیک اندیش و نیک پندار من هستی...

 URL:  http://www.nejaat.com


 نويسنده: شهلا

Montag, 05.07.04 ساعت 21:30

سعید جان پای تلفن برایت نامش را میگویم ....حتمن به یاد می آوری....

 URL:  http://www.nejaat.com


 نويسنده: gipsy

Montag, 05.07.04 ساعت 21:29

بازم ميگم خواهش ميکنم و به پات می افتم فقط بازم بنويس و با ديد باز همين من کوروشم تو که ميدانی پس بنويس :)) :)) :)) :)) ای پوروچيستای من بنويس :)) :))‌ :))

 URL:  http://kolee.persianblog.com


 نويسنده: gipsy

Montag, 05.07.04 ساعت 21:26

درود مامی مهربونم الان که دارم اين رو برای تو مينويسم دارم گريه ميکنم و دارم جون ميدم آخه کی جرات کرده به پورچستای من اين حرفها رو بزنه مامی از تو خواهش ميکنم به پات می افتم به همه قديسين دين بهی قسمت ميدم که من و بقيه رو از اين صفحه محذوم نکن مامی عزيزم ميدونم مردم زمانه درک نميتوانند تو را کنند چرا که بسيار فراتر از اين زمانه می باشی و بسيار پاک عزيزم شعر زبيای از عشق من گلسرخي نوشته ای مامی از تو ميخواهم جواب نادانان را به اهوره واگذار نمايی و بخاطر نيکان که کوچکترينشون منم بنويس. خواهش ميکنم. در پناه نيکی باشی و راستی يگانه راهت باد:))

 URL:  http://kolee.persianblog.com


 نويسنده: سعيد حاتمی

Montag, 05.07.04 ساعت 21:24

سلام، حقيقتش نميدونم چی بايد بگم. البته من يادم نمياد که در مورد شخص بخصوصی با هم صحبت کرده باشيم، ولی هميشه مخالف رابطه هايی که تو دنيای مجازی شکل ميگيره بودم. در هر حال شايد بهتره که برای فراموشی اتفاقی که افتاده چند روزی Urlaub ؛) کنی، تا با نيروی بيشتری به راهی که شروع کردی ادامه بدی. حيف که دسترسی به Festnetz ندارم، شايد اين آخر هفته. شاد باشی

 URL:  http://weblog.4irani.com


 نويسنده: شهلا

Montag, 05.07.04 ساعت 20:34

دوستان نیکم که برای من در این پست پیامهای زیبایتان را گزاشتید با ندانم کاریِ من پیامهایتان پاک شد...شرمنده ام ...اگر میتوانید دوباره زحمت بکشید و مرا خوشحال کنید.

 URL:  http://www.nejaat.com