نويسنده: بهزاد بد شانس |
Friday, January 21, 2005 ساعت 12:46 |
موفق باشي |
نويسنده: پيمان |
Friday, November 19, 2004 ساعت 13:56 |
سلام خاله يه خورده به خودت مسلط باش شما خودتون هميشه به ما روحيه می ديد حالا خودتون ....
بيشتر مواظب خودتون باشيد چون اين وضعيت برای سلامتيتون خوب نيست |
URL:
http://msiha.persianblog.com
|
نويسنده: bahareh |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 23:07 |
سلام خانوم جون .من آپ شدم . خوشحال ميشم بياين |
URL:
http://bahareh28.persianblog.com
|
نويسنده: شهلا |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 19:58 |
درود بر تو اهری جان؛ سپاس از پیام زیبایت ٬ عزیزم من نیز به امید داشتن مشغولم و همیشه این امید همراهمه ولی سپاس از کلام شیرینت و برای همسر خوبت نیز تندرستی بیش ار پیش آرزو دارم......در مورد میل هم٬ چشم اگر آدرست رو پیدا کنم حتمن برات مینویسم<چشمک>...... بدرود. |
URL:
http://nejaat.com
|
نويسنده: یک اهری |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 16:03 |
سلام مهربون. شما را به آرامش دعوت می کنم . بخاطر اینکه با ناراحتیتون اصلا سازگاری نداره. آخه شریک زندگی منم گرفتار یک نوع از همین درداس.حدود ۴ ساله. وچون خدارحم کرد و ما زود متوجه شدیم شکر خدا بد نیست. ما میتونیم شادیهامونو باهات تقسیم کنیم . اراده داشته باش و بخودت تلقین کن و بقبولان که از افکار خورنده روح و روان دور بمانی . میدانی میگن ناراحتی روحی خودش یکی از عوامل این نوع بیماریست.راستی اگه خواستی بیشتر باهات صحبت کنم . به ایمیلم بفرست تا اونجا از وقایع اتفاقیه برای ... توضیح بیشتر بدم. شاد باشو آرام . این بهترین راهشه.
آدرسمو داری که/ منتظرم |
نويسنده: آرمین گیله مرد |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 15:58 |
سلام ... منظور درست دادن رای نبود بلکه آدم چقدر زود گول میخورد و بعد برای اینکه قبول نکند گول خورده تو را نادان ختاب کند .... متوجه میشی بهشون گفتند میتوانید به هردو انتخاب رای آری بدهی درحالیکه اگر اولی که گرانتر شدن باشد رای آری دهی دیگر نیازی نیست دومی را حتی بشماری چونکه اگر انتخاب هم بشود بیخود هست .. وقتی معامله را قبول کنی که دیگر نمیتوانی دوباره معامله کنی!!!!! .... اینها میخواهند ما ببریم، مگر سکوت نوعی از آری گفتن یا قبول نیست ... نباید خواستشان را برآورده کرد .... آرزوی آرامش ...ببخش فضولی میکنم ببین فکر کردن چیز خوبی هست اما ما اکثرا اشتباه میکنیم و افکارمان را باور و آنرا مطلق میکنیم و این باعث نا آرامی مان میشود و همانطور که خودت حس کردی و در شعر نوشتی انتظار هم وقت طلف کردن سختی هست ... امید و انتظار متفاوتند ... من هم امیدوارم که روزی به ساحل خزر رسم اما انتظارش را ندارم .... زندگی شخص زود میگذرد اما آنچه که ادامه دارد زندگانی هست |
URL:
http://gilehmard.blogspot.com
|
نويسنده: خدابيامرز |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 13:03 |
سلام شهلای نازنين / در مورد سينا پرسيده بودی؟ /اون ام اس نداره / يا به قول تو همدرد ما نيست / مرد خوبيه |
URL:
http://aorta.persianblog.com
|
نويسنده: روزبه |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 10:07 |
من زمانی که اعتقاد مذهبی داشتم بعضی چيز ها خيای آرومم می کرد که از اون ها هنوز ذکر الا به ذکر الله تطمئن القلوب آرومم می کنه ..شايد برای تو هم موثر بود عزيزم |
URL:
http://goftarenik.persianblog.com
|
نويسنده: امیر احسان |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 09:17 |
سلام خاله جون خوبی مرسی از نظری که دادی و بايد بگم خال جون اين خوشحال يکی از بچه های نيک روز گاره ...خاله جون خوش باشی و فعلا بای بای |
URL:
http://noise.persianblog.com
|
نويسنده: نازنين |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 08:20 |
سلام سلام من آپ شدم....بياين چراقه كلبهء منم روشن كنين...منتظرم |
URL:
http://www.ghamzeh.persianblog.com
|
نويسنده: علي اكبر كرماني |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 08:00 |
سلام خدا نكند كه اشك تو جاري شود . هميشه از تو نيرو ميگيرم . حالا اگر ... پايدار باشي و مثل هميشه شاد |
URL:
http://kermanialiakbar.blogspot.com
|
نويسنده: آشناي غريب |
Thursday, November 18, 2004 ساعت 01:54 |
سلام...خوبــــــــــــــــــي؟؟ عشق تمنای تمام گريه هاست و پايان آن پايان راه زندگی موفق و جاری باشی |
URL:
http://hamdelan2.persianblog.com
|
نويسنده: elaheye mehr |
Wednesday, November 17, 2004 ساعت 20:26 |
سلام
انگار الهه مهر ها همشون با هم می ريزن به هم. منم روحم داغونخ واست دعا می کنم عزيزم. |
URL:
http://elaheyemehr.blogspot.com
|
نويسنده: narges |
Wednesday, November 17, 2004 ساعت 11:52 |
سلام ! اميدوارم هر چه زودتر هم حال جسمی و هم حال روحي شما خوب بشه ٬ غم غربت چير غريبيه ولی وقتی آدمی دلتنگ ميشه ديگه شده ٬ فرقی ندره کجا باشه ٬ گاهی آدمی در وطن هم احساس غربت می کند ! و اين از همه بدتره! وقتی می بينی نمی تونی با همزبان های خودت درد دل کنی ! فقط می تونم برات آرزوی شادکامی کنم ! شـــــــــــــــاد زی ! :) ! |
URL:
http://roya1981.persianblog.com
|
نويسنده: شهلا |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 21:52 |
روی سخنم به جناب (نویسنده ... اين نيز بگذرد؟!)شاید برای شما بیان چنین سخنی بسیار راحت باشه ولی این گذشتن چه جوری باشه مهمه..... با بد تر شدن حالت های بیماریت روحی و جسمی؟ با نخوردن غذات؟با زیاد سیگارکشیدنت؟با مثل دیوونه ها به یه جا خیره شدنت؟با دور زدن خاطراتت؟با آه کشیدن برای نداشتن موقعیت های گذشته ات؟با اشکهای بی زبان ریختنت///// راستی چرا از خودتون یک آدرس به جای نگذاشتید!!!!! ولی امید وارم که شما به خواسته هاتون برسید و از بدست نیاوردن آن اینگونه نشوید که یکی مثل امروز شماکه به من گفتید بیاد بهتون بگه<این
نیز بگذرد>......غريبی بد درديه دچارش نشید... |
URL:
http://nejaat.com
|
نويسنده: شهلا |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 19:21 |
درود و سپاس از تو پیمان جان٬ همینقدر که تویی وجود داره و اینکه به این کودکان سر میزنی برای من دنیا ها ارزش داره....حالا من نیز کارهایی پیش دارم که پس از اتمامش بهت خبر میدم و از حالا چیزی نمیگم فقط یک راه برای آزاد شدن از این اندوه جان فرسایم است.... برایم دوری از میهن و این بچه های ناز و مهربون اگر بدونی چقدر زار زدم تا تمام گزارشت رو خوندم ....آخه از اینجا هیچ کاری نکردم براشون ..... ولی از بودن تو و آرتمیس و دیگر دوستانم بسیار خوشحالم می بوسمتون فدات شم بدرود. |
URL:
http://nejaat.com
|
نويسنده: hobor |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 19:18 |
سلام...دلم گرفته هموطن... هوای خووندن ندارم.... |
URL:
http://hobor971.persianblog.com
|
نويسنده: payman |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 18:23 |
شهلا جان متشکر از همراهيت مطئن باش دفعه ديگه برای تو از بم يادگاری خواهم آورد . نمی دانی که بچه های بم چقدر با انرژی و خوش قلبند . بابت بيماريتان متاسفم اما مطمئنم که شما قويتر از اينها هستيد که کم بياوريد . مطمئنم |
URL:
http://payman1349.persianblog.com/
|
نويسنده: Maryam |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 13:07 |
salam
torokhoda onjoori nagoo delam gereft!
vali sheret kheii ghashang bood, baba shaer!
rastimeidoone shahyad kojash mishe? mamane manam haminjoori adress mide vali man akharesh yad nagereftam |
نويسنده: BAHAREH |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 09:26 |
سلام شهلا جان .ممنون از لينک. اگه مامانم بفهمه با اين کارم چه معروف شدم از لنگ دارم ميزنه.آخه اونروز اومده بود بالا(خونشون طبقه۱۵ ما ۱۸ )ديد من دارم با آب پاش تو دهن آيسان آب ميريزم .آيسان هم از ذوقش داشت ديوونه ميشد. آقا اين مامان مارو ميگی يه جوری به من نيگا ميکرد انگار من از کره مريخ اومدم. اماکی اهميت ميده همون که آيسان ميخنده برای من يه دنيا ارزش داره.راستی شما وبلاگ پر باری دارين ها. درضمن شما کلا شاعريد يا چون حالتون خوب نبوده شعر گفتيد. آخه اگه اين طوريه که بهتر هميشه حالتون بد باشه.چون شعر زيبايی گفتيد |
URL:
http://bahareh28.persianblog.com
|
نويسنده: ساکورا |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 08:43 |
شهلا جان چی شده؟ ،نبينم غصه دار باشی.شعرت هم خيلی زيبا بود.بيشتر از اين مراقب خودت باش .من وبلاگم نمی دونم چرا خراب شده و بالا نمی ياد .و نفهمیدم آپدیت کردی
اميدوارم زودتر درست بشه . |
URL:
http://2004sakura.persianblog.com/
|
نويسنده: ... |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 06:32 |
اين نيز بگذرد؟! |
نويسنده: فرشته مهر |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 06:09 |
شهلا جان
هميشه معروف هست که می گن: آسمون همه جا همين رنگه. اما به نظرم خيلی نظر سطحی ای هست
درسته همه جا زمين خداست
اما آدم به همه جای دنيا تعلق نداره
بعضی وقتا آدم با ديدن حتی خاک يه کوچه يا نوع اسفالت يه کوچه هم ياد ميهنش می افته!و آدم رو تحت تاثير قرار می ده
درسته که حق داری دلتنگ باشی چون آدم با دودِ اون خيابونها هم انس می گيره!اما ارتباط هر چه بيشتر با همين محيط وبلاگی و دوستايی که توی ايران هستن می تونه به کم شدن دلتنگی کمک کنه
می دونی؟عين يه وسيله ارتباطی سريعه
اينجا برای من هم يه جور ايرانه
تو هم برای خودت مثل ایران در نظرش بگیر |
URL:
http://www.hamdele-aghaghiha.persianblog.com
|
نويسنده: سعید |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 04:55 |
موفق باشید |
URL:
http://cheshme-sevom.persianblog.com
|
نويسنده: Newyork .............. Tehran |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 03:19 |
اين ايميل منه. فکر کنم خصوصی بگم بهتره ( شايد ناراحت بشی ) |
URL:
http://www.shahre-hamishe-bidar.persianblog.com
|
نويسنده: Newyork .............. Tehran |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 02:58 |
سلام . وبلاگ زيبليی داری ولی در عالم ديگه ای هستی !!!!!!!!!
فکر می کنی اون چيزی که می خای می شه .... ؟
به ما هم سر بزن ! |
URL:
http://www.shahre-hamishe-bidar.persianblog.com
|
نويسنده: سعيد |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 02:57 |
سلام وبلاگ بسيار زيبايی داری اميدوارم موفق باشی به من سر بزن |
URL:
http://www.saeed112.persianblog.com
|
نويسنده: نوشته های يخ زده |
Tuesday, November 16, 2004 ساعت 00:42 |
همانطور که بالاخره ابرها بسوی زمين جاری ميشوند٬ عاشق نيز بسوی معشوق روان و روانه خواهد شد. / دير و زود داره٬ سوخت و سوز نداره! |
URL:
http://neveshtehayeyakhzade.blogspot.com
|
نويسنده: kooreshjoon |
Monday, November 15, 2004 ساعت 22:43 |
salam...........sarboland minale sheret........benal ta khoone jegar ghasrhara beham zanad...beriz az peye naleha ashk ...akhar , ma mosafere dardhaye pake bavarim
!!!!!! |
URL:
http://aidayeman.persianblog.com
|
نويسنده: ساني |
Monday, November 15, 2004 ساعت 19:56 |
خاله شهلا شعرت پر از احساس بود دلم گرفت هميشه شاد باشي و پايدار خوشحالم از دوستي با تو |
URL:
http://shekoofeyebaran.persianblog.com
|
نويسنده: شهلا |
Monday, November 15, 2004 ساعت 18:36 |
مش قاسم با تو٬ چه میشود؟خاله آرامش خودت را به دست بیار عزیزم ..... من غریبم٬ من عاشقم٬ من دور از مام میهن مانده ام ..... تو چی؟آره میدونم میگی اینجا خبری نیست و قدر موقعیت خودت رو بدون و....... ولی دیوانهء دیدن دوباره میدان شهیادم٬ کشیدن نفسی از اعماق وجودم در کنار دریای شمالم٬تو غریبی نکشیدی آخه خاله جون نمیدونی که بی ریشه ات زندگی کردن چه سخته ...... میدونی من هر چند وقت یکبار این حالت در درودنم بالا میزنه.....به هر روی زیاد نگران من نباش عزیزم این نیز میگذرد<چشمک> |
URL:
http://nejaat.com
|
نويسنده: مش قاسم غیاث آبادی |
Monday, November 15, 2004 ساعت 17:11 |
سلام خاله. داشتیم؟؟ یه همچین آپدیتی رو داشتیم خاله جون؟؟ امیدم را مگیر از من خدایا، خدایا، خدایا... دل تنگ مرا مشکن خدایا، خدایا، خدایا... من دور از آشیانم، سر به آسمانم، بی نصیب و خسته... ماندم جدا ز یاران، از بلای طوفان، بال من شکسته... از حریم دلم، رفته رنگ هوس... درد خود به که گویم، در درون قفس، آه در درون قفس... وَه که دست قضا، بسته بال مرا... روز و شب ز گلویم، ناله خیزد و غم... آه، ناله خیزد و غم ... میزند فریاد، هر چه باداباد... وای از این طوفان، وای از این بیداد... ایشالله که همیشه شاد و سلامت و خوشبخت ببینمت... برات آرزوی آرامش میکنم... قربانت: مش قاسم غیاث آبادی |
URL:
http://aangell.persianblog.com
|
نويسنده: شهلا |
Monday, November 15, 2004 ساعت 17:03 |
دوست عزیزم <تنها تر از یک برگ> سپاس از لطف بی کرانت ..... همینکه به یاد من کنار ساحل بنشینی و هوای دریا را تنفس کنی به من انرژی مثبت دریا گونه ات میرسد........فدای روح پاک و دریائیت دوست نیکم..... |
URL:
http://nejaat.com
|
نويسنده: تنها تر از یک برگ |
Monday, November 15, 2004 ساعت 16:46 |
شهلای عزيز يه چيز بهت ميگم به خدا تعارف نميکنم.من تو يکی از شهرهای شمال زندگی ميکنم .خونمون چسبيده به دريا .به خدا راست ميگم تو وخانوادت رو دعوت ميکنم تشريف بياريد خونمون ..به خدا سعی ميکنم بهت خوش بگذره ، شاید کمی بهتر بشی..مطمئن باش هر روز ميبرمت کنار دريا . |
URL:
http://www.tarahayi.persianblog.com
|
نويسنده: خدابيامرز |
Monday, November 15, 2004 ساعت 16:40 |
سلام عليکم /شهلا خانم چی شده؟ / تو که هميشه روحيه می دی و انرژی مثبت /اميدوارم که هيچوقت دلتنگ نباشی /که البته کمی محاله /خاصيت آدمه ديگه /گاهی اينجوری و گاهی اونطوری / اما به هر حال همه ما دوست داريم شهلای مهربون رو شاد ببينيم |
URL:
http://aorta.persianblog.com
|
نويسنده: اسد |
Monday, November 15, 2004 ساعت 15:49 |
شهلا خانم من برای روح حساس شما احترام قائلم. |
URL:
http://www.assad.persianblog.com
|
نويسنده: sepanta |
Monday, November 15, 2004 ساعت 13:58 |
اوخی...قربون مامان دلتنگ:* |
URL:
http://shahresokhte.blogspot.com
|
نويسنده: andarony |
Monday, November 15, 2004 ساعت 13:51 |
سلام شهلای نازنين. الهی اهورامزدا هرچه دلت ميخواد بهت بده و ...... |
URL:
http://azharkoja.persianblog.com/
|
نويسنده: اسد |
Monday, November 15, 2004 ساعت 13:50 |
باشه چشم! |
URL:
http://www.assad.persianblog.com
|
نويسنده: آفتاب پرست |
Monday, November 15, 2004 ساعت 13:15 |
چه ابر تيره ای گرفته سينه ی تورا/که با هزار سال بارش شبانهروز هم/دل تو وا نمی شود....شهلای گلم موتظب خودت و دل مهربونت باش! |
URL:
http://negar76.persianblog.com
|
نويسنده: از امروز |
Monday, November 15, 2004 ساعت 11:56 |
درود شهلای نازنين . اميدوارم تا اين نوشته را مينويسم خوب شده باشی و روحيه ات عالی باشه .
ميدونی خوبی زندگی چيه؟
اين هستش که پر از حادثه است و يکنواخت نيست . گاهی خنده گاهی گريه . خوب باشی دوست با احساس و با شعور ايرانی من |
URL:
http://sincetoday.blogsky.com/
|
|