درود بر تو ؛

جشن خیریه دیروز (۱۱مارس برای کمک به کودکان بی سر پناهِ به جای مانده در زلزله) بسیار خوب و روی برنامه انجام شد.
پولهای به دست آمده را به دست این ارگان ملی، غیر دولتی می رسانم، آخه آنها خود بهتر می دانند که چه باید بکنند.

ولی از آنجائیکه اینجا هنوز ننه سرما دل نمیکنه و نمیره، دیروز هوای خیلی سرد و بادی و بارونی و تا قسمتی برفی داشتیم.
به همین دلیل هم میهمانانمون خیلی کمتر از اونی که حدس می زدیم آمدند.ولی همون هایی هم که آمدند (چه ایرانی و چه آلمانی چه از دیگر ملیت ها) واقعن سنگ تموم گذاشتند.
در درجه اول از همسرم که نقش اول و اساسی را داشت و سپس از مادرم و ۲ دخترگلم و دوست خوبم مریم جون که در تهیه آگهی ها خیلی کمکم کرد و دیگر دوستان نیز بسیار سپاسگذارم. خوب من به دلیل اینکه جنب و جوش فیزیکی بدنم (به دلیل اِم اِس) بسیار کمتر از دیگران است، نیاز به کمک در انجام اینجور مراسم دارم.
به هر روی آرزوی فرا رسیدن سالی نو و پر از تندرستی و شاد کامی را برایت دارم.
((هم میهن جونم اینا))
در پناه یزدان تندرست، با دلی خوش و پیروز بر مشکلات زیوی...........تا درودی دگر بدرود.