الهۀ مهر
« March 2005
  
صفحه اصلی
  
July 2008 »

Saturday, April 30, 2005

هر کس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد.

درود بر تو :

حوصله کن و این قوانین را ببین و مقایسه کن که در کشورهای دنیا و ایران خودمون چقدر این قوانین رعایت میشه و کی از این قوانین آگاه است. فکر کنم بدونی آن لوحی که بالای سر در سازمان حقوق بشر آویخته شده همان قوانینی است که کوروش پادشاه هخامنشی ایران وضع کرده بوده است.

اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل متحد
مصوبه دهم دسامبر، 1948

مقدمه:
از آنجا که شناسائي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي، عدالت و صلح را در جهان تشکيل ميدهد،
از آنجا که عدم شناسائي و تحقير حقوق منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيائي که در آن افراد بشر در بيان و عقيده، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است،
از آنجا که اساسا حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد،
از آنجا که اساسا لازم است توسعه روابط دوستانه بين ملل را مورد تشويق قرار داد،
از آنجا که مردم ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني
و تساوي حقوق مرد و زن مجددا در منشور اعلام کرده اند و تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزادتر وضع زندگي بهتري بوجود آورند،
از آنجا که دول عضو متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند،
از آنجا که حسن تفاهم مشترکي نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي کامل اين تعهد، کمال اهميت را دارد،

مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل اعلام ميکند تا جميع افراد و همه ارکان اجتماع، اين اعلاميه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت، احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي، شناسائي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهائي که در قلمرو آنها مي باشند تامين گردد.


ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند.

ماده 2
الف/ هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است بهره مند گردد.
ب/ بعلاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد که مبتني بر وضع سياسي، اداري و قضائي يا بين المللي کشور يا سرزميني باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور مستقل تحت قيمومت يا غيرخود مختار بوده يا حاکميت آن به شکلي محدود شده باشد.

ماده 3
هر کس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد.

ماده 4
احدي را نميتوان در بردگي نگاهداشت و داد و ستد بردگان به هر شکلي که باشد ممنوع است.

ماده 5
احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد.

ماده 6
هر کس حق دارد که شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود.

ماده 7
همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکي که براي چنين تبعيضي به عمل آيد بطور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.

ماده 8
در برابر اعمالي که حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع موثر به محاکم ملي صالحه دارد.

ماده 9
احدي را نميتوان خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد نمود.

ماده 10
هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوايش بوسيله دادگاه مستقل و بيطرفي منصفانه و علنا رسيدگي بشود و چنين دادگاهي در باره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزائي که به او توجه پيدا کرده باشد، اتخاذ تصميم بنمايد.

ماده 11
الف/ هر کس که به بزه کاري متهم شده باشد بيگناه محسوب خواهد شد تا وقتي که در جريان يک دعواي عمومي که در آن کليه تضمينهاي لازم براي دفاع او تامين شده باشد تقصير او قانونا محرز گردد.
ب/ هيچکس براي انجام يا عدم انجام عملي که در موقع ارتکاب آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم بدان تعلق ميگرفت در باره احدي اعمال نخواهد شد.

ماده 12
احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخله خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد. هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد.

ماده 13
الف/ هر کس حق دارد که در داخل هر کشوري آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.
ب/ هر کس حق دارد هر کشوري و از جمله کشور خود را ترک نمايد يا به کشور خود باز گردد.

ماده 14
الف/ هر کس حق دارد در برابر تعقيب، شکنجه و آزار، پناهگاهي جستجو کند و در کشورهاي ديگر پناه اختيار کند.
ب/ در موردي که تعقيب واقعا مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا رفتارهائي مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نميتوان از اين حق استفاده نمود.

ماده 15
الف/ هر کس حق دارد که داراي تابعيت باشد.
ب/ احدي را نميتوان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده 16
الف/ هر زن و يا مرد بالغي حق دارد بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد، مليت، تابعيت يا مذهب با همديگر زناشوئي کنند و تشکيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشوئي و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق مساوي مي باشند.
ب/ ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.
ج/ خانواده رکن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده 17
الف/ هر شخص منفردا يا بطور اجتماع حق مالکيت دارد.
ب/ هيچکس را نميتوان بدون مجوز قانوني از مالکيت محروم کرد.

ماده 18
هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب ياعقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل آزادي تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هر کس ميتواند از اين حقوق منفردا يا مجتمعا بطور خصوصي يا بطور عمومي برخوردار باشد.

ماده 19
هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

ماده 20
الف/ هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشکيل دهد.
ب/ هيچکس را نميتوان مجبور به شرکت در اجتماع کرد.

ماده 21
الف/ هر کس حق دارد که در اداره امور عمومي کشور خود، خواه مستقيما و خواه با وساطت نمايندگاني که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد.
ب/ هر کس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي کشور خود نايل آيد.
ج/ اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است. اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي ابراز گردد که از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد که آزادي راي را تامين نمايد
.

ماده 22
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله مساعي ملي و همکاري بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصيت اوست با رعايت تشکيلات و منافع هر کشور به دست آورد.

ماده 23
الف/ هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نمايد، شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي کار خواستار باشد و در مقابل بيکاري مورد حمايت قرار گيرد.
ب/ همه حق دارند که بدون هيچ تبعيضي در مقابل کار مساوي، اجرت مساوي دريافت دارند.
ج/ هر کس که کار ميکند به مزد منصفانه و رضايت بخشي ذيحق ميشود که زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسائل ديگر حمايت اجتماعي، تکميل نمايد.
د/ هر کس حق دارد که براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و در اتحاديه ها نيز شرکت کند.

ماده 24
هر کس حق استراحت و فراغت دارد و بخصوص به محدوديت معقول ساعات کار و مرخصيهاي ادواري، با اخذ حقوق ذيحق مي باشد.

ماده 25
الف/ هر کس حق دارد که سطح زندگي او، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراک و مسکن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تامين کند و همچنين حق دارد که در مواقع بيکاري، بيماري، نقص اعضاء، بيوگي، پيري يا در تمام موارد ديگري که به علل خارج از اراده او وسائل امرار معاشش از دست رفته باشد از شرايط آبرومندانه زندگي برخوردار باشد.
ب/ مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند. کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند حق دارند که همه از يکنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند.

ماده 26
الف/ هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي که مربوط به تعليمات ابتدائي و اساسي است بايد مجاني باشد. آموزش ابتدائي اجباري است. آموزش حرفه اي بايد عموميت پيدا کند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي کامل، به روي همه باز باشد تا همه، بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.
ب/ آموزش و پرورش بايد به طوري هدايت شود که شخصيت انساني هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت کند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليتهاي ملل متحد را در راه حفظ صلح، تسهيل نمايد.
ج/ پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.

ماده 27
الف/ هر کس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شرکت کند، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پيشرفت علمي و فوائد آن سهيم باشد.
ب/ هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوي و مادي آثار علمي، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

ماده 28
هر کس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد که از لحاظ اجتماعي و بين المللي، حقوق و آزاديهائي را که در اين اعلاميه ذکر گرديده است تامين کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده 29
الف/ هر کس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصيت او را ميسر سازد.
ب/ هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزاديهاي خود، فقطs تابع محدوديتهائي است که بوسيله قانون، منحصرا به منظور تامين شناسائي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي رعايت مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني، در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع گرديده است.
ج/ اين حقوق و آزاديها، در هيچ موردي نميتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده 30
هيچيک از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود که متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا فردي باشد که به موجب آن بتواند هر يک از حقوق و آزاديهاي مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرد و يا در آن راه فعاليتي بنماید.

به امید روزی که تمام حقوق انسانی رعایت شود.

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (21 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 00:17  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, April 27, 2005

برای تمام سیاسیون گرفتار در بند آرزوی رهایی دارم.

درود بر تو ؛

عشق چيست ؟
عشق دانش است .48077_wallpaper280.jpg

دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير ترين جهان بيني آدمي است.

آن جهان بيني نجيب و جليل كه از آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند براي :
روزي كه كمترين سرود بوسه است
و هر انسان
براي هر انسان
برادريست
روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند
قفل افسانه اي است و قلب براي زندگي بس است.

Bild haye shahla 045.jpg

آیا هر عشقی اجازه ورود به دل ما را دارد؟
دلی که مزرعه تمام پاکی هاست با یک آسمان آبی.

اگر خاطرمان خالی ماند طلب عشق از هر بی سر و پائی نکنیم.

................................................................۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

akbare ganji.jpg

برای آزادی گرفتاران در، بند مانند (اکبر گنجی) کاری باید کرد.......

در پناه یزدان تندرست و شاد زیوی............ تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (46 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 03:53  | آرشيو تکی اين نوشته  | دنبالک (1)

Monday, April 25, 2005

با موج پیشرو هم گام شویم.....

درود بر تو ؛

گزارش بازدید از روستای حتکن زرند از موج پیشرو

از تمامی دوستان و سروران عزیزم خواهشمندم برای اینکه این گزارش که درد دل عده ای از هموطنان ما در دل کوه های فراموش شده زرند کرمان است به گوش مسئولین برسد به این مطلب ولو برای یک روز و حتی در حد یک خط لینک بدهید . شاید بتوانیم توجه مسئولان را به این روستا جلب نمائیم

با سپاس مهندس علیرضا سعیدی

گزارش: دو ماه پس از زلزله چهارم اسفند زرند (داهوئیه) ....بازدید دو ماه پس از زلزله

چهارم اردیبهشت سال 1384

hatkan05.jpg

در مکان یابی جهت نصب چادر نکات اجرایی همچون دسترسی آسان و یکنواخت به سرویسهای بهداشتی و شیرهای آب و نیز ایجاد راههای دسترسی و مواصلاتی در محل نصب چادرها برای توزیع یکنواخت خدمات و مایحتاج در بین مردم رعایت نگردیده است.

Hatkan-zarand001.jpg

با توجه به نحوه نصب شیرهای برداشت آب متاسفانه شستشوی لباس و ظروف به نحوی صورت می­گرفت که فاضلاب در سطح محوطه پخش می­شد و این خود در دراز مدت به بهداشت روستا آسیب جدی وارد خواهد آورد.

Hatkan-zarand01.jpg

در سطح روستا تنها یک نانوایی سیار متعلق به هلال احمر وجود داشت که نان با کیفیت مناسب به قیمت هر عدد بیست و پنج تومان به مردم ارائه می­کرد و تنها مغازه موجود در روستا یک چادر متعلق به اهالی محل بود،آنچه مردم خواستار انعکاس آن به مسئولین بودند عدم توزیع مناسب مایحتاج اولیه در طی این مدت و نبود محلی برای ابراز ناخرسندی خودشان نسبت به بی توجهی به آنها بود که موجب شد نگارنده مسئولیت انعکاس آنرا بر عهده بگیرد شاید که موجب تغییری در نحوه نظارت و ارائه خدمات به این مردم مظلوم گردد.

و

akbare ganji.jpg

برای آزادی گرفتاران در، بند مانند (اکبر گنجی) کاری باید کرد.......

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (31 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 17:50  | آرشيو تکی اين نوشته  | دنبالک (1)

Friday, April 22, 2005

درود بر تو: هم میهن

درود بر تو:

هم میهن یئنی انتظار ما به سر رسید؟!

و یک خبر خوب از وبلاگ دانشجویان زیست شناسی دانشگاه فردوسی مشهد ؛

اميد به زندگی برای بيماران ام.اس

Tysabri دارويی جديد و بی‌نظير در ميان ساير داروهايی است كه برای درمان بيماری ام.اس (Multiple‌-sclerosis) استفاده می‌شوند. اين ماده جديد تاثير گلبول‌های سفيد خونی را كه به نظر می‌رسد سيستم عصبی را دچار اختلال كرده و سبب بروز ساير عوارض مخرب ناشی از ام.اس می شود، متوقف می‌نمايد.

Tysabri يك آنتی‌بادی مونوكلونال است كه به گلبول‌های سفيد خون می‌چسبد و از ورود آنها به مغز و مايع نخاعی جلوگيری ميكند.اين ماده اولين آنتی‌بادی مونوكلونال مورد استفاده برای درمان بيماری ام.اس است.

اين دارو در نوامبر سال 2004 از سوی سازمان غذا و داروی آمريكا (FDA)به عنوان ششمين داروی مورد استفاده برای درمان بيماری ام.اس مورد تائيد قرار گرفت.

منبع:http://my.webmd.com/content/pages/20/105419.htm

شايان ذكر است كه بنا به اظهار متخصصان بيوتكنولوژی در وزارت بهداشت و درمان كشورمان استفاده از اين داروی منحصر بفرد كه قيمت بسيار زيادی هم دارد، می تواند درمان ام.اس را از ۳۲ درصد به ۸۶ درصد افزايش دهد.

http://www.tysabri.com/

با سپاس از دوست نیک و هم دردم دنــــیــــز گلم.

با امید بهبودی هر چه زودترمون

دوستان گلم به سایت موج پیشرو برید و ببینید مهندس سعیدی چه پیشنهاداتی دادند.

زلزله تهران

یک مثل ژاپنی است که میگه زلزله وقتی میاد که ما اونو فراموش کرده باشیم

بنابراین برای اینکه زلزله تهران نیاد من اونو یاداوری میکنم.

زلزله تهران ممکنه بر اثر حرکت گسل شمال تهران یا گسل شهر ری در جنوب اتفاق بیفته و..........

در پناه یزدان تندرست و شاد زیوی..........تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (45 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 21:25  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, April 21, 2005

زاد روز سعدی استاد سخن......

درود بر تو ؛

درود بر فَـــرَ وَ شی پاکش باد . روز سعدى ، آغاز ارديبهشت ماه

به گوشه ای از زندگینامه استاد سخن<سعدی> نگاه کن؛

ابو محـمد مشرف الدين ( شرف الدين ) مصلح بن عـبدالله بن شرف الدين شيرازي، مـلـقب به ملـک الکـلام و افصح المتکـلمين بي شک يکي از بزرگـترين شاعـران ايران است کـه بـعـد از فردوسي آسمان ادب فارسي را به نور خـيره کنندهً خـود روشن ساخـت. اين روشني با چـنان نيرويي هـمراه بود که هـنوز پـس از گـشت هـفت قـرن تمام از تاثـير آن کـاسته نشده و اين اثـر پارسي هـنوز پابرجـا و استوار است. از احـوال شاعـر در ابتداي زندگـيش اطـلاعي در دست نـيست، اما آنچـه مسلم است، دانش وسيعـي اندوخـته بود. در حدود سال ۶۰۶ هـجـري در شهـر شيراز در خـانداني کـه هـمه از عالمان دين بودند، چـشم به جـهان گـشود. مقـدمات عـلوم ادبي و شرعـي را در شيراز آموخت و سپس در حدود سال ۶۲۰ براي اتمام تحـصيلات به بغـداد رفت و در مدرسه نظاميه آن شهـر به تحـصيل پـرداخت.


مرا در نظاميه آواز بود شب و روز تـلقـين و تکـرار بود

سفـري کـه سعـدي در حـدود سال ۶۲۰ آغـاز کرده بود، مقارن سال ۶۵۵ با بازگـشت به شيراز پايان گـرفت و از آن پس زندگـي را به آزادگـي و ارشاد و خـدمت خـلق گـردانـيد. سـعـدي عـمر خـود را به سرودن غـزل ها و قـصائد و تاليفات رسالات مختـلف و وعـظ مي گـذراند. در اين دوره يکـبار نـيز سفري به مکـه کرد و از راه تـبريز به شيراز بازگـشت. نکـته مهـم در زندگي سعـدي اين است که در زمان زندگـيش شهـرت و اعـتبار خاصي گـرفت و سخـنانش مورد استـقبال شاعـران هـم عصرش قرار گرفت، آنچـنانکـه يکي از آنهـا بنام سيف الدين محـمد فرغـاني، چـنان شيفـته آثـار سعـدي بود کـه عـلاوه بر استـقبال از چـندين غـزل او چـند قصيده هـم در مدح او ساخته و براي او فرستاده که يکي از نمونه هاي آن در اينجا است :

به جـاي سخن گـر به تو جـان فرستم چـنان دان که زيره به کرمان فرستم

سعـدي هـمچـنان به اندوختن و سرودن روزگـار مي گـرانيد و عـمر پـربار خـود را بدين گـونه سپـري مي کـرد اما اين بزرگ هـمواره سعـي و تلاش خـود را کافـي ندانسته، چـنانکـه در آغاز گـلستان مي گـويد :

يک شب تاًمل ايام گـشته مي کـردم و بر عـمر تـلف کرده خـود تاًسف مي خورم و سنگ سراچـه دل را به الماس آب ديده مي سفتم و اين ابيات را مناسب حال خـود يافتم

هـردم از عـمر مي رود نفسي چـون نگـه مي کنم نمانده بسي

اي که پـنجاه رفت و در خـوابي مگـر اين پـنج روزه در يابي

خـجـل آنکـس کـه رفت و کار نساخت کوس رحـلت زدند و بار نساخت
به تصريح خـود شاعـر اين ابـيات مناسب حال او در تاًسف بر عـمر از دست رفته و اشاره به پـنجاه سالگـي وي، سروده شده است و چـون آنهـا را با دو بـيت زير که هـم در مقـدمهً گـلستان از باب ذکـر تاريخ تاليف کـتاب آمده است :

در اين مدت که ما را وقـت خـوش بود

ز هـجـرت ششصد و پنجاه و شش بود

مراد ما نصيحت بود گـفتـيم

حوالت با خدا کرديم و رفـتيم

سعـدي هـم در شعـر و هـم در نـثر سخـن فارسي را به کمال رسانده است و از ميان آثـار منظوم او، گـذشته از غـزليات و قصائد مثـنوي مشهـوري که به سعـدي نامه و بوستان شهـرت دارد، اين منظومه در اخـلاق و تربـيت و وعـظ است و در ده باب تـنظيم شده است : ۱ -عـدل ۲ - احـسان ۳ - عـشق ۴ - تواضع ۵ - رضا ۶ - ذکـر ۷ - تربـيت ۸ - شکـر ۹ - توبه ۱۰ - مناجات و ختم کتاب.

مهـمترين اثـر سعـدي در نثـر، کتاب گـلستان است که داراي يک ديباچـه و هـشت باب است : سيرت پادشاهـان، اخلاق درويشان، فضيلت و قناعـت، فوايد خـاموشي، عـشق و جـواني، ضعـف و پـيري، تاًثـير تربـيت و آداب صحـبت.

فوت سعـدي : وفات سعـدي را در ماًخـذ گـوناگـون به سال هاي " ۶۹۴ - ۶۹۵ " و " ۶۹۰ - ۶۹۱ " نوشته اند.

سـر آن ندارد امشب، کـه برآيد آفتابي
چـه خيال ها گـذر کرد و گـذر نکرد خوابي
به چـه دير ماندي اي صبح؟ که جان من بر مي آمد
بزه کردي و نکـردند، موًذنان ثـوابي
نـفس خـروس بگـرفت، که نوبـتي بـخـواند
هـمه بلـبلان بمردند و نماند جـز غـرابي
نفـحات صبح داني، ز چـه روي دوست دارم؟
که به روي دوست ماند، کـه برافکـند نـقابي
سرم از خداي خـواهـد، که به پايش اندر افتد
که در آب مرده بهـتر، که در آرزوي آبي
دل من نه مرد آن است، که با غـمش برآيد
مگـسي کـجا تواند، که بـيفکـند عـقابي؟
نه چـنان گـناهـکارم، که به دشمنم سپاري
تو بدست خـويش فرماي، اگـر کني عـذابي
دل هـمچـو سنگـت اي دوست، به آب چـشم سعـدي
عـجب است اگـر نگـردد، که بگـردد آسيابي
برو اي گـداي مسکين و دري دگـر طلب کن
که هـزار بار گـفتي و نيامدت جـوابي

به این اخبار جدید از موج پیشرو نگاه کن.

در پناه یزدان تندرست و شاد زیوی....... تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (32 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 17:51  | آرشيو تکی اين نوشته  | دنبالک (2)

Wednesday, April 20, 2005

حرفی برای گفتن از خودم ندارم برات.......

درود بر تو ؛

کاردينالهای کليسای کاتوليک پاپ تازه را برگزيدند

پاپ بنديکت شانزدهم

کاردينال يوزف راتزينگر با لقب پاپ بنديکت شانزدهم رهبری يک ميليارد کاتوليک جهان را برعهده گرفت و با تصميم کاردينالهای کليسای کاتوليک جانشين ژان پل دوم شد.(ایشون اصالتن آلمانی هستند)

3974292,tid=i-.jpg

او بر بالکن کاخ واتيکان حضور يافت تا با سخنانی، دوران رهبری خود بر کليسای کاتوليک را آغاز کند.

sasasasasasasasasasasasasasasa

یه خبر فوری برو ببین چه خبره؟!

اشاره ای به نوشتار زیتون جان؛

توجه!
افشای جدیدترین نامه‌ی محرمانه آقای محمد علی ابطحی
امیدوارم دیگر زیرش نزنند!

بسمه تعالی
مواظب باشید! این نامه خیلی محرمانه‌ است!
رياست محترم سازمان برنامه و بودجه کشور
جناب آقای دکتر نجفی- مواظب باشید! این نامه خیلی محرمانه‌ است!
( ترو جان مادرت این یکی لو نرود)

هشدار پليس ايران درباره پوشش زنان در آستانه فصل گرما

دختران ايرانی در تهران
دختران و زنان ايرانی به پوششهايی تنگتر، کوتاهتر و روشنتر روی می آورند.
پليس ايران اعلام کرده است که در بهار و تابستان امسال نسبت به پوشش زنان در پايتخت سختگيری خواهد کرد. فرمانده پليس تهران گفته است که پليس با آنچه که او 'ظاهر نامناسب و پوششهای غيرمتعارف که با عفت عمومی مغايرت دارند' خوانده است برخورد می کند.
این شعر را از دوست بسیار نیکم ساسان عاصی برات اینجا مینویسم.

تنها به یک دم ..

یک لحظه ...

سالها دل خوش ...

آه ...

بهار را وداع گفتن چه تلخ ...

هنوز سرد ...

مردم و خیابان ...

و نوروز ..

تنها چون فرو افتادن پرده ای ...

به عظمت تنها یک حرکت کوچک عقربکی لاستیکی یا فلزی !

بهاری نیست اگر جوانه نزنیم ...

در انتظار چه ؟

انتظار ...

این تخدیر مداوم بشر ...

باید ...

باید ..

یا برخاست ..

و یا مُرد .

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (34 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 04:10  | آرشيو تکی اين نوشته

Saturday, April 16, 2005

نوروز دیروز و نوروز حالا..........

درود بر تو؛

نگاهی به این گزارش بینداز و اگر هم نتونستی بازش کنی من گوشه ای ازش را اینجا برات وارد کردم.

تهران نوروز در تهران ۵۰ سال پیش

تصوير خيابان ناصريه و نمايی از شمس العماره که گاراژ يا به زبان امروزی پايانه مسافری تهران بود (عکسهای تهران قديم از سايت مرکز مطالعات تاريخ معاصر ايران است)

نمايی از خيابان ناصريه تهران

پنجاه سال قبل در تهران، شهری با هوای پاک و آسمان صاف و جمعيتی کمتر از دو ميليون نفر، نوروز جلوه ای به تمامی عيدانه می گرفت . جلوه ای که امروز، گسترش شهر و تحولات درونی آن از آن همه، چيزی نگذاشته است و همزمان با رشد عمودی و افقی شهر، و دگرگونی روابط انسانی و رفتارهای جمعی، نوروز هم جلوه های تازه گرفته است.
عکس از سايت مرکز مطالعات تاريخ معاصر ايران
تهران با هتلهای معدودش جايی برای پذيرايی از ميهمانان نوروزی نداشت؛ تقاطع لاله زار و خيابان استانبول، مقابل کافه پارس و هتل لاله زار

نسل قديمی تهران از آب خوش طعم اما آلوده آب انبارها سالکی به گونه داشت اما بعد از جنگ لوله کشی آب تهران شروع شده بود و خانه ها انشعاب داشتند اما نه در تمام محلات، درشکه های آب شاهی و سقاهای خيابانی جای خود را به تانکرهای آب و پمپ های فشاری محلات داده بودند. هنوز از قنات های سه گانه آب می گرفتند و ميرآب و برزن شهری [ شهرداری مناطق ] شب ها در غرب و شرق و شمال شهر هنگام تقسيم آب در جوها حکومتی داشتند.

عکس از سايت مرکز مطالعات تاريخ معاصر ايران
درشکه های آب شاهی جای خود را به تانکرهای آب و پمپهای فشاری محلات دادند؛ تصويری از عامل توزيع آب در خيابان لاله زار، سال ۱۳۳۰ شمسی
تاکسی هايی که تازه دو سه هزاری از آن ها – بيش تر واکسهال و مرسدس ۱۷۰ – با رنگ های سياه و گلگيرهای سفيد، به راه افتاده بودند، مسافرانی را که می توانستند پنج ريال برای رفتن به مرکز شهر بپردازند، حمل و نقل می کردند اما معمولا روزهای عيد در خدمت خانواده خودشان بودند و در حال بردن آن ها به ميهمانی، درشکه ها که هنوز درحرکت بودند اما عيد، بازاری داشتند که تکانی هم به نرخ ها می داد، سه ريال را تا پنج ريال هم بالا می برد.

تصوير مانوس

اين تصوير مانوس تهران قديم را که هنوز نسل جوان با حسرت در فيلم های سينمايی و عکس های آن دوران دنبال می کند، اول بار جهش اقتصادی افزايش درآمد نفت و بار دوم انقلاب و جنگ ديگرگون کرد.

از دهه چهل خياطان و کفش های دست دوز از صحنه ناپديد شدند و سپس با پديد آمدن طبقه ای نو، مسافرت های نوروزی با تورهای ارزان به خارج از کشور باب شد و رفت تا اينک که با حضور سه ميليون ايرانی در خارج کشور، در روزهای نوروز تنها دوبی، شيخ نشين جنوبی خليج فارس تا سيصدهزار مسافر از ايران می گيرد که با صدها پرواز از شهرهای مختلف کشور راهی می شوند

ساختمانهای بلند تهران

در ايام نوروز، نيمی از جمعيتی که در ساختمانهای بلند و شهرکهای اقماری تهران زندگی می کنند هم در شهر نمی مانند - عکس از خبرگزاری ايلنا.
آيا لذت اسکناس های عيدی نو، که ديگر پنج و ده تومانی نيستند و چندين صفر بر کنار دارد، در جيب لباس های نوی نوروزی برای کودکان نسل اينترنت و بازيهای کامپيوتری، که بازار لوازم الکترونيک تهران را پر می کنند، همان مزه ای را دارد که زير دهان نسل پيشين داشت. اين سئوال را که می تواند جواب دهد.
sasasasasasasasasasasasasasasasasa
و حالا من میگم

تو شاید مزهء گرفتن اسکناس ۵ تومنی یا ۲ تومنی برای عیدی رو نچشیده باشی ولی من چرا ، همونایی که مادر پدر خودم و مادر بزرگ و پدر بزرگ از وسط قرآن در میاوردند و به دستمون می دادند با یک دنیا دعا و آرزوی اینکه پیر شی و سالم بمونی و یه دنیا آرزوی موفقیت .......

ولی کجا شدند این دعا ها؟ پس این تندرستی ها به کجا پر زدند رفتند و قایم شدند ولی راه دوی نرفنتد ها ( بین خودمون باشه ما این تندرستی رو پیداش میکنیم ها) و خدمتش می رسیم برای این غیبت بلند مدتش*چشمک* دیگه اینا رو هم نگم که دلم می پوسه. به اونی که دل می بندی بدون آیا و چرا میگذاره میره هر چی هم ازش خواهش و تمنا میکنی بر نمیگرده و به روی مبارکش هم نمیاره ولی من به دستش میارم و از دوستان هم دردم نیز میخام که با این حقیقت تلخ بجنگید و حالیش کنید که ما تسلیم نمیشیم.

یک بیماری هایی تو این دنیا وجود داره که آدم باز هم خدای را سپاس گذار میشه که دردش اینه(اِم اِس) . چند روز پیش در تلویزیون دیدم که بیماری جدیدی به نام <نوئه کو لـِـپــسی> وجود داره که بیمار به یک باره در هر حالتی که است خوابش می بره و روی زمین می افته و میخوابه. باز هم میگم موقعیت ما بهتر از اونهاست که دچار این بیماری هستند. مگه نه؟!

یار آشنا دوستت دارم و ازت تمنا دارم که مانند همیشه بدی ها و دل خوری ها رو دور بریزی که دنیا ارزش نداره. باور کن هیچی بهتر از به یاد داشتن کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک بهت آرامش نمیدهد.

(و یک سپاسگذاری از دوست گلم * سعید حاتمی * نیز در همینجا دارم، که کمکم کرد تا صفحه پیامها برای تو خواننده عزیز راحت تر باز بشه، حالا امتحان کن و ببین)

هم میهن آرزو مندم در پناه یزدان تندرست، پیروز و شاد زیوی....تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (69 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 02:34  | آرشيو تکی اين نوشته  | دنبالک (1)

Wednesday, April 13, 2005

درود بر تو ؛ در

درود بر تو ؛

در بلاگ یکی از هم میهنان نیکم سرور" محمد نيک عهد "به این جشن مردگان در مکزیک بر خوردم که دیدم خالی از لطف نیست که تو هم این را ببینی هم میهن و در یابیم که پس از مردن حتا نزدیکانمان هیچ جای گریه و بی قراری نیست مگر از سر خود خواهی ما باشد که چرا او زودتر از من رفت نزد حبیب خود؟!

"روزهای مردگان" در مکزیک

اواخر اکتبر سال دوهزار میلادی به طور اتفاقی در مکزیکو سیتی، پایتخت 22 میلیونی مکزیک، بودم که متوجه شدم بزرگترین "جشن ملی" مردم مکزیک با نام "روزهای مردگان" که هر ساله به مدت سه روز (31 اکتبر و اول و دوم نوامبر) برگزار می شود نزدیک است. گفتم "جشن ملی" چرا که علیرغم نام و موضوع مراسم که به مردگان تعلق دارد تمامی "مردم" مکزیک "شادمانه" در آن شرکت می کنند. خوشبختانه دوربین کوچک دیجیتالم را به همراه داشتم و به دلیل علاقه ام به فرهنگ بومیان آمریکای لاتین با زمینه های این مراسم هم بیگانه نبودم. تمام عکسهائی را که در این گزارشگونه برایتان به نمایش می گذارم از روی فیلمی که خودم برداشته ام گرفته شده اند. برای اینکه بدانید با چه موضوعی روبروئید فعلا یکی از این عکسها را داشته باشید که عکس یک "عروس و داماد اسکلتی" است!

couple[1].JPG

به اعتقاد تاریخ دانان ریشه این مراسم به سه هزار سال پیش بر می گردد وقتی که تمدنهای "آزتک" و "مایا" در این بخش از آمریکای لاتین می بالیدند. و این یعنی دهها قرن پیش از ورود اشغالگران اسپانیائی و پرتغالی که گلوله تفنگهای سر پُر را به مغز آنها و اندیشه برادری مسیحیت را به قلبشان شلیک کردند. هر چه بود سعی اشغالگران برای نابودی فرهنگ و سنن بومیان مکزیک به شکل کامل با موفقیت همراه نشد چرا که هنوز که هنوز است مراسم "روزهای مردگان" بزرگترین جشن ملی مردم مکزیک است گرچه تاریخ برگزاری آن که در ماه اگوست بود به اوائل ماه نوامبر تغییر یافت تا با جشن مسیحی "روز مقدسین" همزمان گردد.

آنچه در این مراسم سه روزه توجه همه را جلب می کند نگاهی است که مردم مکزیک به مردگان و از این طریق به مسئله مرگ و زندگی دارند که به کلی متفاوت از نگاه انسان غربی (مسیحی) و نیز نگاه مسلمانان است. اوکتاویو پاز شاعر و نویسنده مکزیکی، برنده نوبل ادبیات در سال 1990، در کتاب "هزارتوی تنهائی" به رابطه مرگ و زندگی در فرهنگ "آزتکها" اینگونه اشاره می کند: "زندگی در مرگ گسترش می یافت و بالعکس. مرگ نه پایان طبیعی زندگی که تنها پایان یک مرحله از دایره ای طبیعی بود. زندگی، مرگ، و دوبازه زائی مراحلی از یک روند کیهانی بود که بشکلی بی انتها تکرار می شد." نباید از این گفته به اشتباه این برداشت شود که آنها نیز به جهانی دیگر اعتقاد داشتند که روح انسان پس از مرگ در آن به زندگی ادامه می دهد بلکه آنها مرگ را بکلی از زندگی جدا نمی دانستند. درک اینکه چرا در این سه روز که مردم مکزیک از مردگانشان یاد می کنند این چنین شادمانه به خیابان می ریزند و می نوشند و می رقصند در این است که مردگان آنها مثل نزدیکان سفر رفته در این روزها به دیدار بازماندگانشان می آیند، با آنها می نوشند و می خورند و در پایان این دیدار شاد، برای یک سال دیگر به سفر می روند.

orchestra[1].JPG

ارکستر مردگان در یکی از خیابانهای مکزیکو سیتی

در اعتقاد مکزیکی ها مردگان کم سن و سال (نوزادان و بچه ها) روز اول به دیدار خانواده شان می آیند. خانه والدین بچه از دست داده در این روز مملو از شکلات و اسباب بازی به شکل تابوت و جمجمه و اسکلت است تا میهمانان کوچک از دیدار یک روزه شان با والدین و برادر و خواهرشان لذت ببرند.

choclates[1].JPG

جمجمه های شکلاتی

روز دوم کسانی که در تصادف اتومبیل کشته شده اند و یا در یک ماجرای جنائی به قتل رسیده اند به دیدار دوستان و خانواده می آیند. برای آنها هم غذائی که دوست می داشته اند آماده می کنند و تا دلشان بخواهد آبجو و تکیلا روی میز است! مردگان دیگر روز سوم می آیند روزی که گورستانهای سراسر مکزیک برای خوشامد گوئی به آنها مملو از جمعیت می شود.

شهرداری ها در برگزاری "روزهای مردگان" سنگ تمام می گذارند. این عکسی که می بینید را نه در یک گورستان که در اصلی ترین میدان شهر انداخته ام. شهرداری با گورها و سنگ قبرهای قلابی و گلهای فراوانی که روی آنها گذاشته میدان شهر را به صورت یک گورستان بزرگ "تزئین" کرده است.
cemetray enter[01].JPG

علاوه بر این هر کس هنری دارد در این روزهای جشن مردگان بی کار نمی نشیند. این عکس رقصنده ای است که لباسی به طرح اسکلت بر تن دارد و با کف زدن مردم وسط خیابان می رقصد.

dancer[1].JPG

و این هم تنور بزرگ نانوائی است که در این سه روز نانی به نام "نان مردگان" در آن پخت می کنند و مجانا به مردم می دهند تا آنرا با میهمانان مرده شان قسمت کنند. tower01.JPG bakery[1].JPG

در وسط همین میدان مناری از جمجمه طراحی شده که من وقتی از آن فیلمبرداری می کردم به یاد "شاهکار" آغا محمد خان قاجار در کرمان افتادم و حالا که دارم این را می نویسم تصویری از دستاورد "سوسیالیسم واقعا موجود" در کامبوج خمر سرخها را به ذهنم تداعی می کند!

tower[11].JPG
پس بیائیم ما نیز همانند اجدادمان و نه به پیروی از دیگر قومهای بیگانه، برای رفتگان خود ماتم زده نباشیم.

با سپاس از سرور گرامی " محمد نيک عهد " تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (37 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 20:03  | آرشيو تکی اين نوشته

Monday, April 11, 2005

خانه اش آتش گرفته ست........

درود بر تو ؛

امشب رفته بودیم منزل یکی از دوستان و دی وی دی کنسرت آقای شجریان بزرگ و پسرش همایون و دیگر دوستانشون را دیدیم به نام؛

همنوا با بــــــم

baam26.jpg

با اینکه بسیار زیبا بود ولی خیلی غمگین. یاد تمام بچه های بی سر پرست بـــم جیگرم رو آتش زد و خونه هایی که سر مردم خراب شده بود و باز ماندگانش...... خیلی غم آلود بود. با تقدیم قطرات اشکم برای این انسانهای نیک به جای مانده از این فاجعه در ایران زمین و آمررزیده شدن فَـــرَ وَ شی پاک رفتگانشان را آرزو کردیم.

ولی خدائیش گروه اجرای آقای شجریان و خود ایشان سنگ تمام گذاشته بودند.

بسیار درد بار است عمق این فاجعه به خصوص با خواندن این تصنیف از شاعر بزرگ؛

مهدی اخوان ثالث

فرياد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل
واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گ
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد
واي بر من ، همچنان مي سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان
من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي ، آيا هيچ سر بر مي كنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟
سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

--------------------------------------------------------------------------------

بیا تا این گلهای نا شکفته را فراموش نکنیم و مرحمی بر دل هاشان باشیم و به دوستان نیک در موج پیشرو که برایشان در صدد فراهم کردن کمبود هایشان هستند یاری دهیم.

در پناه یزدان تندرست و شاد زیوی....................تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (44 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 04:45  | آرشيو تکی اين نوشته  | دنبالک (1)

Friday, April 8, 2005

پند و اندرزهايی از موبد موبدان

با درود؛
چه خوش بود که تمام اين اندرزها را به گوش جان بسپاريم:

به فرمان يزدان و امشاسپندان رفتار و کوشش نما.

يزدان را ستايش کن و دل را شاد ساز تا يزدان نيکی تو را بيفزايد .

خود را به بندگی به کسی مسپار.

قبل از جواب دادن تفکر کن.

از سخن چين ودروغگو سخن مشنو.

مغرور و خود پسند مباش زيراانسان چون مشک پر باد است واگر باد آن خالی

شود چيزی باقی نماند.

در مجازات مردم کينه مورز.

با نادان راز خود مگوی .

به هيچکس دروغ مگوی.

مردم دارای همان خوبی هستندکه اززمان شيرخوارگی خود کسب نموده اند.

نه به راست نه به دروغ هرگر سوگند ياد مکن .

تا توانی مردم را به زبان ميازار.

هيچکس را تمسخر مکن .

خوش صحبت باش . شيرين گفتار و منش خود را نيک بدار.

بيگناه باش تا بيم نداشته باشی.

سپاس دار باش تا لايق نيکی باشی.

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی .

با مرد قدر نشناس ونا سپاس معاشرت مکن .

تند وعصبانی مباش زيرا مرد عصبانی چون آتش است که دربيشه بر افروزد

و تر و خشک را با هم بسوزاند.

هميشه روح خود را بياد دار .

(دستبردی به آرشیوم)

shahyad.jpg

پاینده باد ایران.......تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (33 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 04:00  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, April 6, 2005

یک حباب پر از آب

درود بر تو ؛

خوبی که؟ دلم برات خیلی تنگه ولی مگه حرفی هم برای گفتن باقی مونده ؟

09.jpg

این عکس چه چیزی رو به یادت میاره؟

من یاد این می افتم که زندگی خیلی تو خالی است، یئنی تو و بیرون این دنیا همینه که می بینیم و این ما هستیم که به آن مئنایی به نام زندگی میدهیم . ما آدمها هم مثل همین جونور روی دنیا افتادیم و داریم باهاش زندگیمون را میگذرونیم.

اگر نتوانیم کاری رو انجام بدهیم یا با آسیب رسوندن به روح و ایده آل های دیگری با او میمونیم یا خودمون رو از معرکه خارج میکنیم، یا به یک باره غیب میشیم و از انظار دیگران دور.( نمیدونم منظورم رسوندم یا نه؟)

Bild haye shahla 075.jpg

گفتم که دلم خیلی گرفته از این دنیا و آدمهاش. دنیایی که هر وقت آدم خیلی حالش خوبه یه دفعه میزنه تو حالت و همه چیز رو خراب میکنه.

این موارد حتمن برای تو نیز پیش اومده که یکی میاد و خودش رو مخلص و چاکرت نشون میده ولی از سر بی کسی و نا چاریش است. اون یکی میاد باهات طرح دوستی می ریزه و پس از مدت زمانی دوستیش تو خالی از آب در میاد.

یا یکی دیگه که سر از کارهای کامپیوتری در میاره ، میاد و Hacket می کنه ، بعد باهاش آشنا که میشی تازه می بینی چقدر بچهء گلی است و چه فهمیده و داناست ولی شور بختانه با اینجور کارها خودش رو سرگرم میکنه . من برخی اوقات تو کار این دنیا و آدمهاش میمونم اَساسی و مغزم قفل میکنه .

خوب ما هم تینیجر بودیم ولی این خبرها نبود که فوقش مزاحم تلفنی داشتیم(یا می شدیم) <چشمک>

Bild haye shahla 052.jpg

نیک باش و به دیگران نیز نیکی کن.

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (20 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 17:21  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, April 6, 2005

درد دلی با تو هم میهن گلم......

درود بر تو ؛

در دو هفتهء پیش حال بسیار مناسبی نداشتم و به همین دلیل با فکر و خیال و استرس زیاد این زمان را سپری کردم......اینرا هم بگم که اگر فکر میکنی ناراحتی جسمی داشتم ؟ نه، به دلیل بیماریم هم نبود ها.

gole bahari13.bmp

به این دلیل بود که مجبور به کاری شدم که به هیچ وجه دلم نمیخاست که انجامش بدم ولی اجبارن دادم. آخه خیلی خواب و خیال داشتم که هنوز یکیش روهم به مرحلهء عمل نرسوندم.

مثلن همینجا یادته؟

تو ویلایی که خونه تو شده بود یادته؟

اون نقشه ها یادته؟

کباب چنجه خوردن در رستوران یادته؟

دویدن کنار ساحل یادته؟

Bild haye shahla 096.jpg

اون شبهای .... یادته؟

اون شعرهای زیبا یادته؟

اون قصر کاغذی که به آب سپردم یادته؟

منه دیوونه که بودم اسیر دلِ آشفتهء در یای شمال یادته؟

اون هنوز؟ و همیشه ..... گفتن ها یادته؟

فکر کنم دیگه همش یادت رفته باشه.

چون خودت هم رفتی.

daryaye ziba.jpg

این حرفی بود که میخاستم ۸۵ سال بهت بگم و نمیتونستم، ای هم میهن.

خیلی دلم گرفته چون از یکی از بهترینهایم دگر خبری نخواهم داشت ، آره ......

یه روز یکی میاد و روز پسین یکی میره.

رسم روزگار همینه کاریش هم نمیشه کرد.

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (14 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 14:25  | آرشيو تکی اين نوشته

Sunday, April 3, 2005

پاپ هم رفت.......

درود بر تو ؛

ایشون در لهستان پای به جهان نهادند. در این عکس ۱۲ ساله هستند.

Friedensbewegt: Papst Johannes Paul II. (Foto: Reuters)

Karol Wojtyla در 18. Mai 1920 که پس از این به نام Johannes Paul II خوانده شدند.

(Foto: Reuters)

اینجا جلو در خانه پاپ جان پل دوم است، که بیش از ۱۰۰،۰۰۰ عزادار زیر پنجره خونه ایشون ایستادند.

این جمعیت بخش کوچکی از ۱،۱ میلیارد کاتولیک های جهان هستند.

(Foto: dpa)

و ( Papst) پاپ جان پل دوم، پس این همه بیماری جان به جا آفرین سپرد.خدا بیامزردت پاپ اعظم.

به گزارشی از بی بی سی نگاه کن؛

درگذشت پاپ ژان پل دوم در سن هشتاد و چهارسالگی، آغازگر زنجيره وقايعی است که به خاکسپاری او و انتخاب جانشين او خواهد انجاميد.
بلافاصله پس از مرگ پاپ چه رخ می دهد؟

بر مبنای سنن، پس از درگذشت پاپ، نام تعميدی او سه بار صدا زده می شود. اگر پاسخی نيامد، او را مرده تلقی می کنند.

در مراسمی که با حضور عده ای محدود برگزار می شود، مهر پاپ و انگشتر او (موسوم به حلقه ماهيگير) شکسته می شود. اين اقدام امروزه جنبه نمادين دارد، اما در اصل برای جلوگيری از جعل هويت او و امضاء اسناد تقلبی انجام می شده است.

در واتيکان تشريفات سفت و سختی درباره مرگ پاپ وجود دارد. خبر از طريق دستگاه اداری واتيکان (موسوم به کوريا) منتقل می شود و سفرای خارجی و سران کشورهای جهان رسما در جريان آن قرار می گيرند. اما خبر درگذشت او را برای نخستين بار راديوی واتيکان در سراسر دنيا منتشر می کند.

مراسم تشييع و تدفين به چه شکلی برگزار می شود؟

هر پاپی می تواند نحوه برگزاری اين مراسم را در مورد خود وصيت کند. اين بار، واتيکان بر اساس وصيت نامه ای که پاپ ژان پل دوم در سال 1996 تنظيم کرد، عمل خواهد کرد.

به گفته جان پولارد، از تاريخ دانان دانشگاه کمبريج پيکر پاپ احتمالا در يکی از نمازخانه های اصلی کليسای جامع سنت پيتر قرار داده می شود تا مومنان بتوانند به او ادای احترام کنند.

به گفته دکتر پولارد،