نويسنده: الهه مهر |
Friday, April 29, 2005 ساعت 23:53 |
عشق رو نمی شه معنا کرد بايد لمس کرد |
URL:
http://elaheyemehr.blogspot.com/
|
نويسنده: شهلا |
Friday, April 29, 2005 ساعت 19:59 |
آقا خره دوست جونم ایــــــــنا من که به تو
حرف بدی نزدم ):
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب فقط برات شعر نوشتم.
(چشمک) |
URL:
http://www.21mehr.com
|
نويسنده: مهرنوش |
Friday, April 29, 2005 ساعت 17:49 |
من نميدونم عشق يعنی چی .اما ميدونم يونگ ميگه دوتا چيز آدمو کامل ميکنه : يکی عشق يکی خلاقيت |
URL:
http://medadsiah.persianblog.com
|
نويسنده: پوتين |
Friday, April 29, 2005 ساعت 13:51 |
حيف اينهمه ذوق که در سياست خرج ميشه . از دل ، مردم ايران ، عشق ، بهار ، خدا ، جنون و ... بنويسيد . از نامحرمان حرف زدن عاقبت خوشی ندارد ! درود بر تو |
URL:
http://potin.blogfa.com
|
نويسنده: آقا خره |
Friday, April 29, 2005 ساعت 12:57 |
شهلا جون ابليس وبلاگ منو هک کرده تو به من فحش ميدی !! بابا من رفيقتم ! اون دشمنه !! حواست رو ضرب کن !! تو که ژاک آبروی ما رو بردی ! حالا ما شديم خر قصه حسن کچل که عاشق خر ديگه شده بود !! خر که زبون نداره برات دليل بياره !! فدای رفيق بی معرفت خودم شهلا جون |
URL:
http://agha-khare.blogfa.com/
|
نويسنده: ماه بانو |
Friday, April 29, 2005 ساعت 10:51 |
راستی...اصل آن شعر اينست...گرچه شايد هم می دانی و خودت اينگونه نوشتی اما چون خيلی دوستش دارم می نويسم برايت:يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند..طلب عشق ز هر بی سر و پايی نکنيم. |
URL:
http://aya714.blogspot.com
|
نويسنده: اهری |
Friday, April 29, 2005 ساعت 10:48 |
قفل افسانه است و قلب برای زندگی کافیست .بازم بدرود |
URL:
http://ahari.blogfa.com
|
نويسنده: ماه بانو |
Friday, April 29, 2005 ساعت 10:45 |
من ميانه ی خوبی با سياست ندارم...آسمون هم در بلاگش در اين باره نوشته......راستش به نظرم اونقدر پيچيده است که من نمی تونم ازش سر در بيارم...تو تاريخ سال ۳ درسی داشتيم در باره ی شيخ خزعل...حتما بخوان....با مسائل سياسيت کاری ندارم...اما آهنگ ای ايران معرکه بود...اين ترانه هميشه قلب مرا به تپش در می آورد...هر چند..اما..!...زنده باشی. |
URL:
http://aya714.blogspot.com
|
نويسنده: خلوت نشين |
Friday, April 29, 2005 ساعت 03:10 |
با سلام به دوست خوب و انسان دوستم
اميدوارم که به اهداف عالی که داری برسی
من يکشنبه ها آپديت ميکنم
منتظرم دوستدارت خلوت نشين |
URL:
http://www.mehykadeh.blogsky.com
|
نويسنده: اهری |
Friday, April 29, 2005 ساعت 02:16 |
درودتان باد و بدرود |
URL:
http://ahari.blogfa.com
|
نويسنده: سپنتا |
Friday, April 29, 2005 ساعت 00:29 |
فدای این مامان که عاشقه مردم و کشورشه:* |
نويسنده: از امروز |
Friday, April 29, 2005 ساعت 00:24 |
درود شهلای نازنينم . پيروز شاد و سالم باشی
من هم برای تمام سیاسیون گرفتار در بند آرزوی رهایی دارم. |
URL:
http://www.sincetoday.blogsky.com/
|
نويسنده: امير |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 23:28 |
سلاممممممم....اونا اونجا باشن برای خودشون ،وقت مردم ،اصراف کاغذودرنهايت حفظ ذخيره ارزی بهتره! |
URL:
http://amir-parandian.persianblog.com
|
نويسنده: آرمین |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 22:49 |
اين گنجی را آه ملت گرفتتش، آخه کسی که تا ديروز مسئول عقيدتی- سياسی سپاه بوده که اينقدر مردم زود فراموش نمیکنن، حافظهء مردم را که ديگه نمیشه خرابش کرد، |
نويسنده: نرگس |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 22:40 |
ایشالا هر زندانی بیگناهی آزاد بشه چه سیاسی چه غیر سیاسی.این عکس گنجی چقدر آزار میده آدمو. |
URL:
http://www.sharabenoor.blogspot.com
|
نويسنده: آفتاب پرست |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 22:01 |
به قول خانوم جواد فروهر: چه حال و احواليه عشق! |
URL:
http://negar76.persianblog.com
|
نويسنده: بهاره |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 19:30 |
به به پس مامانت داره مياد چه خوب تو کی ميای حتما خبرم کن . |
URL:
http://bahareh28.persianblog.com
|
نويسنده: افشين ايرانی |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 13:48 |
سلام و خسته نباشيد. اجازه بدید که من هم به سهم خودم بگم که عاشق تک تک شما و زادگاهمون هستم. من عاشق بوی نسیم شمال و خاک جنوب ایرانم و ...
پس عشق نمیتونه علم باشه، چون علمی رو باید آموخت، ولی عشق در هر انسانی وجود داره.. که ای کاش همه ازش استفاده میکردند...
به امید آزادی ایران و ایرانی، سربلندی همه عاشقان و سلامتی و موفقیت برای تهیه کننده این وبلاگ
بامید آزادی زندانیان سیاسی، در هر کجا که گرفتارند...
یک عاشق |
URL:
http://rastaxiz.blogspot.com
|
نويسنده: نازخاتون |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 13:05 |
شهلا جونم صدای خوشگلت رو شنيدم ديشب. رفته بودم سينما و دير وقت برگشتم خونه. کم سعادتی به اين می گند ديگه... |
URL:
http://nazkhatoon.blogspot.com
|
نويسنده: شهلا |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 03:24 |
پدر عظیمی درود بر شما
سپاس از حضور سبزتون، کومهء من را گرم کردید.
ولی همانجور که تمام دوستانم می دانند عشق من تنها یک چیز است آن هم ایـــــــران است و دریای شــــــمالش و بس........
بدرود. |
URL:
http://www.21mehr.com
|
نويسنده: بابا عظيمي |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 00:38 |
سلام شهلا خانم...از حضور صميمانه شما در وبلاگ پرشين ساحل ارامش تشکر و قدر دانی ميکنم و از اينکه اين ارزوی شما و همه ايرانيان هم جامعه عمل پوشانده شود منم هميم ارزو را دارم..که اصلا زندانی وجود نداشته باشد حالا چه سياسی و غيره سياسی و اما اينکه هر عشقی اجازه ورود را دارد و يا ندارد بنظر من بايد ببينيم عشق را از چه دريچه ای تماشا ميکنيم و يا حس ميکنيم ...ببين شهلا خانم شاعر ميگه..بيستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد...من با اين عشق موافقم.....شاد باشی |
URL:
http://sahelearamesh.com
|
نويسنده: مريم |
Thursday, April 28, 2005 ساعت 00:27 |
سلام خوبي؟ عشق!!!!!! اصلاً بهش فکر نميکنم .من ديگه از اونورش زدم بيرون! |
نويسنده: مریم |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 22:32 |
راجع به عشق چيز زيادی نمیدونم. پس بهتره چيزی نگم. اما خوشحال میشم نظر بقيه رو بدونم و يادبگيرم.
با نظر آرتميس کاملا موافقم. توی ايران مثلا ده نفر کشته توی يک حادثه خيلی عاديه و هيچکس هم جوابگو نيست. |
URL:
http://tardeed.blogspot.com
|
نويسنده: وارطان |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 18:47 |
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا يک دم بيا سايم ز دنيا و شر و شورش
به اميد رهايی همه ی زندانیان سیاسی! |
URL:
http://jomhour.blogfa.com
|
نويسنده: دولتشاهی |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 17:30 |
سلام . به خاطر اینکه در وبلاگم از آمریکا بد نوشته بودم از طرف آنها دامینم را بسته اند . از طرف شرکت رسالت که هاستم را از انجا گرفتم یک دامین دات کام به من دادند به همین خاطر آدرسم تغییر کرده لطفا در بلاگ رولینگ ادرس صحیح را یاد داشت کنید آدرس جدید من : http://dolatshahi.com |
URL:
http://dolatshahi.com
|
نويسنده: شهلا |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 17:08 |
آرمین جان نیازی به عذر خواهی نیست.
ما در این دنیای مجازی آزادیم که نظراتمون را بگیم.
هر انسانی دید خودش را نسبت به هر موضوعی دارد.
درست میگم یا درست میگم؟
!!!!!! Habe ich recht oder habe ich recht |
URL:
http://www.21mehr.com
|
نويسنده: آرمین گیله مرد |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 16:56 |
سلام ... همه این چراها جواب دارند اما یا اینکه تنبلی میکنیم یا اینکه طاقت جواب را نداریم ....ببخش مخالفم عشق دانش نیست. دانش کم و بیش منطقی هست و باید با دید منطقی بهش نگاه کرد و عشق منطقی نیست و بزرگترین خطایمان نگاه منطقی به عشق هست. |
URL:
http://gilehmard.blogspot.com
|
نويسنده: الحمراء |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 16:32 |
عشق؟؟ واژه جالبيه... يعنی همون حسی که من به احلام دارم رو منظورته دیگه؟ اما شاید اون نباشه... شاید یه هوس فلفلی زودگذر باشه... بالروح بالدم نفديک يا احلام ... |
URL:
http://alhamra.blogfa.com
|
نويسنده: شهلا |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 15:50 |
خوب امید جان من از همه جا مینویسم.
گاه شادی آفرین
گاه نه..........
باعث ناراحتی خوانندگانم میشم
ولی حقیقت تلخ زندگیمون همینه........
درست میگم یا درست میگم؟! |
URL:
http://www.21mehr.com
|
نويسنده: اميد |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 14:35 |
دورود/
دوست گرامی
مطالب اخير شما رو خوندم . يکی ديده ميخواست پر آب چشم .
يکجا از خوشحالی و جايی از زخم روزگار بر مصيبت فرزندان ميهنم .
نميدانم ... شايد روزی در حالی که برروی نيمکتی و زير سايه درختی نشسته ايم از اين روزهای صعب چونان خاطراتی دور ياد کنيم . |
URL:
http://www.ommidvar.blogfa.com/
|
نويسنده: مرضی |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 14:28 |
واقعاْ....اما بعضی وقتها بی سر و پاها می يان و کنه می شن و دلهای ساده و پاک رو با حيله و فريب تصاحب می کنند. |
URL:
http://worldblue.persianblog.com
|
نويسنده: ماهی دودی |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 13:42 |
به قول دوستان عشق را در من يکی راهی نيست! |
URL:
http://mahidoodi.com
|
نويسنده: شهلا |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 13:32 |
بار اولی که عاشق شدم نفهمیدم که عاشقشم.
وقتی در کمال خونسردی و نا دانی
از دست دادمش تازه فهمیدم ای دل غافل من عاشقش بودم. |
URL:
http://www.21mehr.com
|
نويسنده: دنيز |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 13:23 |
در عشق واقعی یک به علاوه یک یک میشود نه دو .در عشق ژرف دوگانگی محو می گردد.ریاضیات پشت سر گذاشته میشود.نا مربوط میشود.در عشق ژرف دو فرد دیگر دو فرد نیستند.آنها یکی میشوند.شروع میکنند به عنوان یک واحد به عنوان یک وحدانیت سازمند و تشکل یافته به عنوان یک شعف مستی آور احساس کنند عمل کنند |
URL:
http://denizjoon.blogfa.com
|
نويسنده: حسام |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 13:15 |
|
به اوج مي روند و به خاك مي افتند ... كورانه مي كوشند و چيزي نمي يابند ...آنگاه مي ميرند و محو مي شوند و هيچكس نمي پرسد كه آنان چه شدند و كجا رفتند ... غیر از این است ؟ |
URL:
http://www.pantheon.persianblog.com
|
نويسنده: پيام |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 12:57 |
عشق يعنی يه غم شيرين ... |
URL:
http://payamra.com
|
نويسنده: آرتميس |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 10:59 |
سلام شهلا جان / تو اين فضای پر اختناق چه می توان کرد ؟/ اصلا به هر طرف که بری بن بسته ! / گاهی وقتا فکر می کنم همه به نوعی تو ايران عمرشون تلف می کنن / انگار بزرگترين سرمايه ی دنيا که افراد جامعه باشند تو ايران بی ارزش ترين سرمايه به حساب می آد / ای وای بر اسيری کز ياد رفته باشد ... |
URL:
http://
|
نويسنده: ساني |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 10:42 |
روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت
من عاشق اين شعر شاملو هستم.
موفق باشی |
URL:
http://sani.hadi77.com
|
نويسنده: ساکورا |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 09:13 |
سلام شهلا جان زيبا بود |
URL:
http://2004cherry.blogspot.com/
|
نويسنده: مریم |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 08:43 |
سلام شهلا جووون.من ازاينکه اينجا هستم و هيچ کاری نمی کنم يا خودمو می زنم به اون راه خيلی شرمنده ام |
URL:
http://www.darya59maryam.persianblog.com
|
نويسنده: محمد.ف |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 08:04 |
می دونی چرا همیشه اون چيزهايی که ايده آل هستش انجام نمی شه؟ به خاطر اينکه همه ظرفيت و شايستگی رسيدن به امری مطلوب رو ندارند. می تونند ولی نمی خواهند |
URL:
http://www.webcharkh.persianblog.com
|
نويسنده: مهدی ----~~~~ دفتر عشق |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 08:02 |
سلام خوبی؟ خوشی؟ جالب بود شاد باشی. يا حق |
URL:
http://daftareshghe.blogsky.com/
|
نويسنده: نازمهر |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 07:58 |
شهلا جون اين روزی که توصيفش رو کردی فکر می کنی کی بياد؟
راستی اين گل فوق العاده زيباست. واقعا هرچی نگاهش می کنم سير نمی شم. مرسی از ذوق عالی تو. |
URL:
http://www.joojoo.hadi77.com
|
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 06:17 |
امیدوارم آن جدا کردنم در آغاز یادداشتم این را در نظر نیاورد که موافق آنم که کسی در بند باشد...
نه!
به قول اسفندیار منفرد زاده: نه فقط((زندانی سیاسی آزاد باید گردد)) بلکه ((زندانهای سیاسی ویران باید گردند)).
نوشته را که پست کردم، احساس کردم طبق معمول یک نوشته می تواند برداشتهای زیادی را برانگیزد.
پس توضیح را لازم دیدم.
حسی پس آن جدا کردنم داشتم که نه می شد عنوانش کرد و نه می شد از بیان کلش گذشت.
با این حال... باید کاری برای آزادی تمام سیاسیون گرفتار بند کرد... چه آنکه دلش برای مردم تپیده و چه دیگری... |
URL:
http://pandopan.persianblog.com/
|
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 06:06 |
تمام سياسيون گرفتار بندند... که اگر نبودند سياسی نمی شدند... ولی باز جدا می کنم آن سياسی آزادی خواه را که دلش برای مردم می تپد و آن سیاسی دیگر را که...
اکبر گنجی اما... قهرمان نوجوانی های من و ما بود... که خواندن هر مقاله اش را گامی بزرگ در سیاسی بازی می دانستیم...
حالا نه او و نه خیلی از یارانش...
انصافا کمتر روزنامه نگاری می توان با قدرت او پیدا کرد... گرچه!
همیشه سوالم این است... باید گذشته کسی را کنار گذاشت؟
نمی دانم! فرقی نمی کند... چرا!باید بدانم...
اگر امروز کاری کنم که گذشته ام را بتواند جبران کند چه؟
می شود گذشته را گاهی و فقط گاهی کنار گذاشت...
اما نه گذشته هر کسی را...
به هر حال...
باید برای آزادی اکبرگنجی و زندانیان سیاسی گرفتار در اوین و گرفتار در تهران و گرفتار در ایران و گرفتار در سراسر جهان کاری کرد. کاری باید کرد برای بی در کردن همه زندانهای سیاسی...
یک لاک غلط گیرباید پیدا کرد برای پاک کردن واژه زندانی سیاسی از لغت نامه ها...
ولی تنها نمی شود.
با هم! |
URL:
http://pandopan.persianblog.com/
|
نويسنده: ياس |
Wednesday, April 27, 2005 ساعت 04:02 |
دل صافی نشانم ده به هر راهی که ميدانی ! |
URL:
http://sofrekhaaneh.blogfa.com
|
|