الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Thursday, May 5, 2005

تفاوت عشق و دوست داشتن به ایده من.....

درود بر تو :

تفاوت عشق با دوست داشتن را از دکتر شریعتی برایت نوشتم، که با آن نا آشنا نیز نبودی .

ولی این برای خود من جای بسی تفکر دارد که چنین شخصی (دکتر شریعتی) چگونه می تواند از عشق متنفر و گریزان باشد؟ چگونه میتوان گفت که عشق چنین است و چنان است؟ ما بدون وجود عشق چگونه میتوانیم دنیا و مشکلاتش را تحمل کنیم؟ به چه امیدی برای فردا هایمان بمانیم؟ با احترام به ایده تک تک هم میهنانم بخصوص استادی توانا چون ایشان، ایده خودم را برایت در مورد ((تفاوت عشق و دوست داشتن)) میگویم ؛

عشق من، خدای من است. بله همان خدایی که نه ازش میترسم نه ازش انتظار تنبیه دارم و هیچگاه بدون حضورش روزم را سپری کردم که بهترینم بوده و هنوز نیز است.

و دوست داشتن به ایده من گذرا است.

بله من عاشقم، عاشق فرزندانم، عاشق تمام نزدیکانم، عاشق جای جای میهنم، عاشق فرد فرد هم میهنانم، عاشق کودکان یتیم بم و زرند، عاشق دوستی که برایم عشق در دنیای مجازی شده است و در تمام لحظاتم از آغاز، شریک غم و درد و شادیم بوده و راهنمایم بوده است.......

(دوست گلی همچو تو)

مرده بدم زنده شدم ، گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم

...............................

بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمیشود داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود

دیدهء عقل مست تو، چرخهء چرخ پست تو گوش طرب به دست تو، بی تو بسر نمی شود

خمر و خمار من توئی، باغ و بــهار من توئی خواب و قرار من توئی، بی تو بسر نمی شود

جان ز تو نوش می کند، دل زتو جوش می کند عقل خروش می کند، بی تو بسر نمی شود

جاه و جلال من توئی، ملکت و مال من توئی آب زلال من توئی، بی تو بسر نمی شود

بی تو اگر بسر شدی، زیر جهان زبر شدی باغ ارم سقر شدی، بی تو بسر نمی شود

دل بنهند بر کنی، توبه کنند بشکنی این همه خود تو می کنی، بی تو بسر نمی شود

گاه سوی وفا روی، گاه سوی جفا روی آن منی کجا روی، بی تو بسر نمی شود

خواب مرا ببسته ای، نقش مرا بشسته ای وز همه ام گسسته ای، بی تو بسر نمی شود

بی تو نه زندگی خوشم،بی تو نه مردگی خوشم سر زغم تو چون کشم، بی تو بسر نمی شود

<<مــــــــولانا>>

در پناه یزدان تندرست ، پیروز و شاد زیوی........ تا درودی دگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (26 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 04:38
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: آرمين گيله مرد

Friday, May 6, 2005 ساعت 18:04

سلام ... عشق تنها راه نجات جامعه بشری هست و مبارزه با يکی از دشمنين اصلی آينده هست: کينه و نفرت!!!!

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: Anonymous

Friday, May 6, 2005 ساعت 18:03

سلام ... عشق تنها راه نجات جامعه بشری هست و مبارزه با يکی از دشمنين اصلی آينده هست: کينه و نفرت!!!!


 نويسنده: سميرا

Friday, May 6, 2005 ساعت 16:15

سلام. چقدر اون شعر رو دوست دارم.....

 URL:  http://samira5.persianblog.com


 نويسنده: محمد

Friday, May 6, 2005 ساعت 09:14

عشق هست چه بخواهيم چه نخواهيم اما اين عشق هيچ وقت نميتونه با دوست داشتن رقابت کنه انسان عاشق کسی که ميشه اونو مال خودش ميدونه اما اگر کسی رو دوست داشته باشه خودشو مال اون ميدونه تا درودی ديگر بدرود

 URL:  http://pesarekoohestan.persianblog.com


 نويسنده: سيما

Friday, May 6, 2005 ساعت 03:20

سلام شهلای عزيز
من میگم هر احساس عميق و زلالی، باارزش و گرانبهاست. اسمش زياد فرقی نمی ‌کنه، هر چی که ميخواد باشه. ما برای احساساتمون هم مسؤل هستیم. و اینو نباید فراموش کنیم.

شهلا جون بی او ‌که به سر نمی شود هیچ، اين روزها بی همگان هم ما روبه سر نمی شه..


 نويسنده: علی

Friday, May 6, 2005 ساعت 03:02

سلام چو هوای داغ اهواز وای عجب هوای مردیم
راستی خوشم میاد هر روز آپ می کنی ای ول
باز می آم بایییییییییییییی

 URL:  http://ali31645521.persianblog.com


 نويسنده: يه پسر خوب

Friday, May 6, 2005 ساعت 02:29

سلام...
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآيد
ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی
...
کاش می‌شد عشق رو توی يه صفحه وبلاگ معنی کرد و تفاوتش با دوست‌داشتن رو نوشت... کاشکی می‌شد به کسايی که سعادت پوشيدن پيراهن عشق رو نداشتن از دردی گفت که ...
شاد باشيد و هميشه نويسان.


 نويسنده: دنيز

Thursday, May 5, 2005 ساعت 23:01

بين دوست داشتن و عشق ورزيدن فرق زيادي است . در دوست داشتن تعهدي وجود ندارد ولي عشق ورزيدن تعهد است . به همين علت است كه مردم زياد راجع به عشق حرف نميزنند . در واقع مردم به نحوي از عشق حرف ميزنند كه تعهدي مورد نياز نباشد . مثلا ميگويند : (( من عاشق بستني هستم )) چگونه ميتوان عاشق بستني بود ؟ ميتوان بستني را دوست داشت اما نميتوان عاشقش بود . يا ميگويند : (( عاشق سگم هستم )) يا (( عاشق ماشينم هستم )) ميگويند عاشق اينم , عاشق آنم ; اما مردم واهمه دارند از اينكه به همديگر بگويند عاشق هستند .

مردم به هم ميگويند (( به شما علاقه دارم )) چرا به هم نميگويند (( عاشق شما هستم )) براي اينكه عشق تعهد آور است . عشق درگير شدن است – خطر كردن و مسووليت پذيري است . علاقه داشتن گذراست . من امروز دوستتان دارم و فردا ممكن است دوستتان نداشته باشم – هيچ خطر كردني با آن همراه نيست .
علاقه و دوست داشتن تصنعي و سطحي است . عشق نافذ است و به عمق وجود رخنه ميكند . روح شخص را لمس ميكند . هيچ عشقي معمولي نيست . عشق نميتواند معمولي باشد و گرنه عشق نيست . اگر عشق را معمولي بدانيم در فهم پديده عشق راه خطا رفته ايم . عشق هميشه غير معمولي و روحاني است . اين است تفاوت بين علاقه و عشق . علاقه هميشه مادي است و عشق هميشه روحاني .

 URL:  http://denizjoon.blogfa.com


 نويسنده: پيام

Thursday, May 5, 2005 ساعت 22:51

خيلی وقتها عشق را با چيزهای ديگه ای اشتباه ميگيريم ....

 URL:  http://payamra.com


 نويسنده: آواره

Thursday, May 5, 2005 ساعت 22:46

سلام شهلای عزیز با اجازه لینک شما را اضافه کردم

 URL:  http://www.riazi1.blogfa.com


 نويسنده: آفتاب پرست

Thursday, May 5, 2005 ساعت 20:54

من نمی دونم چرا فرقی بينشون احساس نمی کنم!!

 URL:  http://negar76.persianblog.com


 نويسنده: سفر شب

Thursday, May 5, 2005 ساعت 19:50

خاله جان من انقدر الان خودم درگير دوست داشتنم که هر چی در مورد دوست داشتن و عشق باشه ،دوست دارم اصلا من الان خيلی دوست دارم.........!!!!

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: آقا خره

Thursday, May 5, 2005 ساعت 19:14

منظور از خسو همون مجنونه که اشتباه تايپ کردم .. ببخشيد

 URL:  http://agha-khare.blogfa.com/


 نويسنده: آقا خره

Thursday, May 5, 2005 ساعت 19:13

فقط يه خر ميتونه عينهو من در مورد يه عشق خرکی مثل عشق خسو و فرهاد يا وامق و شيرين نظر بده ! می دونی که آبجی داستان ما چيه ! عاشقی تا سر حد مرگ !

 URL:  http://agha-khare.blogfa.com/


 نويسنده: شهلا

Thursday, May 5, 2005 ساعت 19:06

آشنای غریب جان
کی رو منظورت است که ( مگه اون آدم نيست؟؟؟ )
!!!!!!!!!!!!!!!

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: آشنای غريب

Thursday, May 5, 2005 ساعت 18:59

سلام....خوبـــــــــــــــي؟؟؟ مگه اون آدم نيست؟؟؟ پس جايز الخطاست موفق و جاری باشی

 URL:  http://hamdelan2.persianblog.com


 نويسنده: مهدی ----~~~~ دفتر عشق

Thursday, May 5, 2005 ساعت 18:58

سلام خوبي؟....... خوشي؟ مطلب خوبي رو نوشتي.... تفاوت عشق و دوست داشتن به عقيده من در اينه كه عشق يك احساسي هست كه زود شعله ور ميشه اما دوست داشتن به تدريج شعله ور ميشه و ممكنه كه يه دفعه يه آتش فشان بشه... به نظر من عشق برتره..... و دوست داشتن يه روند عادي هست كه ممكنه يه دفعه زياد تر بشه و تبديل به عشق بششششششششششه./... من تا حدود كمي مطالب جناب دكتر رو قبول دارم......من آپديتم. يا حق

 URL:  http://daftareshghe.blogsky.com/


 نويسنده: ميداني قطع نخاع يعني چه؟؟

Thursday, May 5, 2005 ساعت 18:31

سلام خدمت شهلا خانم گل دوست عزيز و گرامي . حال و احوال ؟؟
ممنون براي لطف و محبت شما
حضور انور شما عرض ميشود كه از خواندن نوشته هاي شما استفاده بردم واقعا كه نكته هاي جالب و خاندني اي را نگاشتيد . اما من ميگم عشق اون احساسي است كه بعد 30 سال زندگي به وجود مياد كه ممكنه توي خيلي از خونه ها نباشه .
زياده عرضي نيست جز آرزوي طول عمر
تندرست و شاداب و كامروا باشيد .

 URL:  http://iran.special.ir


 نويسنده: حامدفردين

Thursday, May 5, 2005 ساعت 17:17

سلام به شهلا خانوم....بابا زدی تو کار عشق و...خوش باشی..ولی تو آپديت قبليم نيومدی...خيلی منتظرت موندم...خبرت هم که کرده بودم...حالا که اينطور شد...بايد تو اين آپديتم چند تا کامنت بذاری تا تلافيش در بياد...تو خواهر گل منی...خوب ازت انتظار دارم ديگه...راستش يه جشن گرفتيم...بای

 URL:  http://hamedfardin.persianmblog.com


 نويسنده: دولتشاهی

Thursday, May 5, 2005 ساعت 17:06

سلام شهلا جون اميدوارم هميشه سلامت و عاشق باشی . يکی از مشخصه ايرانيان با فرهنگ و اصيل عشق است . عشق به معبود ، خانواده ، فرزند و شوهر و مهمتر عشق به همنوع . عزيزم ايزد يکتا پشت و پناهت باشد

 URL:  http://dolatshahi.com


 نويسنده: شهلا

Thursday, May 5, 2005 ساعت 16:08

علی وب چرخ جان؛
خوب تو هم حرف من را میزنی عزیزم.....
احساس عمیق عشق نام دارد.
(مانند عشق به یزدان یکتا)
احساس سطحی و گذرا دوست داشتن.

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: علی وب چرخ

Thursday, May 5, 2005 ساعت 15:07

البته اینا همش اسمهایی که ما رویه احساسات خودمون گذاشتیم فرقی نداره که اسمش دوست داشتن باشه یا اسمش عاشق بودن باشه اینها هیچکدومشون ماهیت این احساسات رو نشون نمیده و شاید یه عده احساس دوست داشتن رو دارن ولی فکر میکنند که عاشقن و یه عده دیگه دقیقا برعکس این مطلب. اون چیزی که مهمه احساس رضایت یک انسان است حالا می خواد عاشق باشه یا دوست داشته باشه. ولی اگر بخوایم رویه هر کدوم یه اسمی بذاریم اونی رو که عمیق تر هست بنظرم باید عشق نامید و اونی رو که سطحی تره باید دوست داشتن نامید .

 URL:  http://webcharkh.persianblog.com


 نويسنده: شهلا

Thursday, May 5, 2005 ساعت 13:00

بچه مخفی جان
گفتم که دوست داشتن احساسی گذرا است.

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: بچه مخفی

Thursday, May 5, 2005 ساعت 12:55

اما نگفتی دوست داشتن در زندگی ت چه جایگاهی را دارد!

 URL:  http://Invisible-Kid.Persianblog.Com


 نويسنده: حسام

Thursday, May 5, 2005 ساعت 12:43


بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت ... !!!

 URL:  http://www.pantheon.persianblog.com


 نويسنده: حسام

Thursday, May 5, 2005 ساعت 12:42

صبا کجاست که این جام خون گرفته چو گل که عـمـر بـر سر این کار و بار خواهم کـرد

 URL:  http://www.pantheon.persianblog.com