الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Mittwoch, 22.06.05

آیا حقیقت تلخ است؟؟؟؟؟

درود بر تو :

رفتم به آرتمیس جونم سری بزنم ببینم چی نوشته، که دیدم چه داستان به حقیقت نزدیکی رو برای خواندن پیشنهاد کرده.

داستان شیر پیری که دیگه سلطنت نمی کرد و پادشاهی را به روباه پیری سپرده است.

affe.jpg

ولی بوزینه داستان یونیک، قصه گوی شهر ما به این خوشگلی نیست ها.(چشمک)

یکی بود یکی نبود خدا بود ولی کاره ای نبود. توی یه جنگل سبز حیوونا شاد و خندون نه ببخشید پر از درد بی درمون زندگی می کردند .

روباه این جنگل پیر شده بود . چی گفتید ؟ شیر ؟ نه این جنگل شیر نداشت . یعنی داشت اونم یه گله همون اول کاری که روباها شدن وردستشون یا کشتنشون یا در به درشون کردن یا دندوناشون رو کشیدن و خلاصه دیگه یا شیری نمونده بود یا اگه بود دیگه شیر نبود یه گربه بی چنگ و دندون بود .

داشتم چی می گفتم آره جونم براتون بگه روباهه ( همون شاه جنگل ) پیر شده بود و چنگ و دندونش ریخته بود .حیوونا هم دیگه براش تره ای خرد نمی کردند . آخه همچین حیوونی هم باقی نمونده بود اول قصه که گفتم هر کی یه درد بی درمونی داشت . یا رفته بودند یه جنگل دیگه و به امید این که روزی برگردند چوب خطهای عمرشون پر می شد .........

ًًًًًًًًًًًًًًًً خودت برو بقیه اش رو بخون و ببین چقدر زیبا نوشته شده است.

QQQQQQQQQQQQQQQQQ

madreye Kamyar.jpg

این عکس همراه چند عکس دیگر (از نارمک محله قدیمی ام )را یکی از دوستانی که تازه با او آشنا شدم وبه من بسیار محبت دارد، (سیاوش تی جان)برایم از مدرسه راهنمائی من در نارمک که برای سال اول راهنمائی می رفتم (به نام کامیاربود)، انداخته است. با دیدن این عکس خاطرات ۲۶ سال پیش برایم زنده شد.

ولی این مدرسه راهنمائی حالا تبدیل به دبستان پسرانه شده. قابل توجه است که بگم این ایرانیت هایی که می بینید کنار درمدرسه است را پدر من هزینه تهیه کردنش را داده، چون وقتی که من به این مدرسه می رفتم سال 1357 بود و همه مسلمون 2 آتیشه شده بودند. نا گفته نمونه که در آنزمان هنوز حجاب اسلامی در مدارس اجباری نشده بود.

به هر روی سپاس از محبتت سیاوش تی نازنین دوست گلم که من را بسیار شرمنده خودت کرده ای.

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی...... تا درودی دگربدرود.


نظر شما چيست؟ (39 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 23:24
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: نیک عهد

Samstag, 06.08.05 ساعت 20:24

سلام عزیزم عزیزم سلام به درک سیاه


 نويسنده: وارطان

Donnerstag, 30.06.05 ساعت 03:47

پس پدر شما از بيانگزاران اجباری شدن حجاب بودن!
نکند طرح عفاف مدارس هم پيشنهاد ايشان بوده!
ای دل غافل! حالا شما آن ور دنیا حالی به حولی اینجا دختران طفلکی...
لول!
شاد باشی.

 URL:  http://jomhour.blogfa.com


 نويسنده: نازمهر

Samstag, 25.06.05 ساعت 13:51

شهلا جونم چند وقت پيش داشتم آلبوم عکسم رو نگاه می کردم يه دفعه چشمم افتاد به عکسايی که با دوستان دوران دبيرستان انداخته بودم. چقدر دلم تنگ شد برای اون دوران. فرداش يکی از دوستان اون دوره بهم زنگ زد که حالا مامان شده. بهش گفتم زهره نمی دونی چقدر دلم تنگه برای دبيرستان و چقدر دلم می خواد يه روز برگردم به اون دوران به هول و هيجاناش. به خنده های بی دغدغه و به نگرانی هامون برای امتحان.
واقعا که علی بی غم بوديم و ندونستيم. شهلا جون فکر نمی کنم هيچ دوره ای قشنگ تر از دوران مدرسه باشه.

 URL:  http://www.joojoobams.blogfa.com


 نويسنده: رامتين

Samstag, 25.06.05 ساعت 11:29

سلام
منم خوبم
راستش از تو زمین و هوا یه دفعه با مخ افتادم تو وبلاگ شما وبلاگ خوبی دارید (اما به من نمیرسه!) یه سر به من بزن اگه از وبلاگ من هم خوشت اومد بگو تا با هم تبادل لینک کنیم باشه .
بای بای

 URL:  http://ramtin2004.blogfa.com


 نويسنده: قصه شاه پريون

Samstag, 25.06.05 ساعت 07:15

سلام خوبيد؟ راستش نظر خاصی ندارم

 URL:  http://baram59.persianblog.com


 نويسنده: فرشته مهر

Samstag, 25.06.05 ساعت 06:54

شهلای عزيز من به روز کردم برات آفلاين زدم چندين بار چندین بار آیدی من ... aarmeاما جواب ندادی.....وبلاگم را باز سازی کردم
شاد باشی فرشته خوب

 URL:  http://www.hamdele-aghaghiha.persianblog.com


 نويسنده: ترلان

Freitag, 24.06.05 ساعت 19:35

سلام شهلا جان خوشحالم که خوبی ...

 URL:  http://tarlan2004.persianblog.com/


 نويسنده: بابک

Freitag, 24.06.05 ساعت 18:52

داستان جالبه.ولی چرا اينقدر ما خودمونو کوچيک ميکنيم در حد اينکه بگيم حيوون.؟

 URL:  http://


 نويسنده: سام

Freitag, 24.06.05 ساعت 18:35

سلام داستان جالبی رو معرفی کردی.اين آموزش وپرورش از همه پول ميگرفت تا مدرسه رو تعميير کنه آخرش باز کم مياورد. راستی حالتون بهتر شده؟

 URL:  http://www.samurai.blogfa.com


 نويسنده: سرزمین من

Freitag, 24.06.05 ساعت 17:58

داستان زيبايی بود من به شخصه چند نتيجه اخلاقی هم از اين داستان گرفتم که هيچ قدرتی ماندنی نيست و قدرت فنا شدنيست و هر پست مقامی مختص به فردی که در ان سر رشته داشته باشه

 URL:  http://www.sarzamineman.com


 نويسنده: مریم

Freitag, 24.06.05 ساعت 17:44

شهلای گلم مرسی که لینک این داستان خوشگلو گذاشتی.

 URL:  http://tardeed.blogspot.com


 نويسنده: مرصاد

Freitag, 24.06.05 ساعت 10:43

سلام حالت چطوره شخلا خانم ..همه چوب خطا های عمرشون و می خورن با اينجاش قشنگ بود حالا بايد بقيه ش هم بخونم راستی الان حاضری برگری به همون دوران و دوباره از اول شروع کنی يا نه ؟

 URL:  http://www.lost-paradise.persianblog.com


 نويسنده: مهتاب

Freitag, 24.06.05 ساعت 10:20

چی بگم والا؟


 نويسنده: شهلا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 19:03

نیک عهد جان
سپاس از محبتت، دوست نازنینم.
به روی جفت چشمهای قشنگم، از هر جایی که عکس خواستم زحمت انداختنش رو بهت میدم.
(آخه من خیلی راحت دیگران را به زحمت می اندازم، چشمک)

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: نيک عهد

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 18:41

اگر عکسی از هرجای تهران خواسته باشی بگو تا برات بگيرم بفرستم . در مورد انتخابات هم هنوز تا این لحظه تردید دارم به شرکت کردن یا نکردن در دور اول شرکت نکردم.
پيروز باشي

 URL:  http://nikahd.akkasee.com


 نويسنده: علی

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 16:33

انشالله یه روز خودت بیای ایران و مدرسه ات رو از نزدیک ببینی. بابای آدم هم خیر باشه خیلی حال میده ها.موفق باشی .یا علی.

 URL:  http://webcharkh.persianblog.com


 نويسنده: آرتميس

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 16:28

سلام شهلا جونم / خوشحالم حالت بهتر شده / اميدوارم هميشه خوب باشی / ما خيلی دوستت داريم / خدا کنه يه روز وضع ايران بهتر بشه تا رفت و آمد ايرانيها از کشورشون به جاهای ديگه و بالعکس راحت تر بشه / ما هم بيايم ترو ببينيمت / بوس ماچ


 نويسنده: شهلا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 14:40

رو به مرد تنهای شب ۶۶۶

آرش جون حالت خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نگرانم کردی پسر!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم خوب باشی نازنینم.

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: پريسا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 14:31

چطور میشه فکر نکرد و شایعاتی رو که برای دور دوم در مورد احمدی نژاد شکل گرفت ، باور کرد ؟؟!!

 URL:  http://sharifnews.ir/?6994


 نويسنده: مرد تنهای شب ۶۶۶

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 14:24

دارند برای جماعت چايي دوره می گردانند و پيامبران عظيم الشان هم بين مردم دوزخ و بهشت خيرات می کنند دم همگی گرم هرکسی کار خودش بار خودش آتيش به انبان خودش! آتيش آتيش چه خوبه حالام تنگ غروبه ... و غروب که می شود با همه کثافتهای توی اين تن انگار کک به جان قلب آدم می افتد بی قرار می شود و سرکشی می کند و هزار و يک جور ادعای غريب و حرفهای گنده تر از دهنش پخ می شود روی سر عالم و دنيا حالش بهم می خورد روی صورت خدا!

 URL:  http://chayetalkh1.persianblog.com


 نويسنده: دنيز

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 14:10

داستانها /خاطرات/همه تعاريف خاله شهلای ما زيباست./بوس

 URL:  http://denizjoon.blogfa.com


 نويسنده: سپنتا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 14:08

اگر تلخ نبود بر سرمان اتش نميريختند!


 نويسنده: سارا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 13:47

سلا شهلا جان.. چطوري خانمي.. وقتي آدم خاطرات گذشته را مرور مي کنه پر از يه حس قشنگ ميشه..

 URL:  http://www.sara8.com


 نويسنده: پيام

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 13:15

ميرسيم به همون يادش بخير معروف ....

 URL:  http://payamra.com


 نويسنده: مانيا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 12:03

درود ...
داستان زيبايي بود ...
راستي از 57 تا حلا به ايرانيت ها دست نزدن !!!!!!!!
احتمالا در راستاي سياست هاي نوسازي مدازسه :)
شاد باشيد ...
مانيا .

 URL:  http://aureliano.blogfa.com


 نويسنده: نازنين

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 10:44

;) جالب بود.

 URL:  http://fadaee.persianblog.com


 نويسنده: سفر شب

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 10:21

قصه های شهلا اما چيز ه ديگه ايه ،نه؟!!

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: مامان ويتامين ث

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 09:45

سلام شهلا جون ...خدا رو شکر که خوبی ...مامان

 URL:  http://leady-stars.persianblog.com


 نويسنده: مهرناز

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 09:26

پس شما هم دختر مشرقی بودی... هيچ کجای تهران نارمک نمی‌شه...

 URL:  http://khatoone.persianblog.com


 نويسنده: فاطی

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 09:23

قصه ما به سر رسيد کلاغه به خونش نرسيد...خاله جووون حالت خوبه خوب شده؟؟

 URL:  http://fatik.blogspot.com/


 نويسنده: سانی

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 08:32

داستان يه کم بوی سياسی می داد :)) بعدشم چقدر اين عکسه قشنگ بود و چه خوب که پدر از خودش يه يادگاری گذاشته توی ايران. هميشه شاد باشيد. اين دفعه خوندما : دی

 URL:  http://sani.blogfa.com


 نويسنده: پارسا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 06:42

شهلا جون سلام
خوبي عزيز
مطالب وداستانهاي خيلي زيبايي نوشته بودي همش مثل خودت زيبا و جالب بودن هميشه همين طوري باشي و هويشه هم سلامت باشي من كه خيلي خوشم اومد بازم بهت سر ميزنم تو هم سري بزن

 URL:  http://nightmare.blogfa.com


 نويسنده: پارسا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 06:38

سلام عزيزم
وب بسيار خوب و جالبي داري من كه بااحاش كلي حال كردم
به ما فقير فقرا هم سري بزن خوشحال ميشيم

 URL:  http://nightmare.blogfa.com


 نويسنده: ساکورا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 04:30

سلام شهلا جان خيلی جالبه که تونستی عکس مدرسه ات رو ببينی .حتما کلی ذوق زده شدی من که اين جور موقع ها خيلی احساساتی می شم

 URL:  http://2004cherry.blogspot.com/


 نويسنده: **mehdi---->>>daftareshgh**

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 03:35

salam doste aziz.... khobi?..... mer30 ke hich vaght daftareshgho tanha nemizari.... update shodam va bisabrane montazere hozpore sabzet hastam..... nazar yadet narehja..... movafagh bashi..... ya hagh......

 URL:  http://www.daftareshghe.blogsky.com


 نويسنده: شب يلدا

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 02:40

شهلا جانم بهتر شدی - عزيزم يکی از کسايی من دعا شون ميکنم شمايی - مراقب خودت باش - داستان جالبی بود موفق باشی - يلدا

 URL:  http://shabeyalda.com


 نويسنده: سياوش تی

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 01:15

سلامی به گرمای محبت و به سبزی جنگلهای ايران
دوست عزيز از اين همه لطف شما نميدونم چی بگم
شايد توانسته باشم با يک تشکر که از صميم قلب ابراز ميدارم نهايت سپاسگذاری را از الطاف شما بيان کنم
متشکرم

 URL:  http://aaahoo.blogfa.com/


 نويسنده: محسن

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 01:08

اسم شما چقدر منو ياد ترانه شهلای من کجايی که حبيب خونده مياندازه .به من هم سر بزنيد درضمن سايت زيبايی داريد از اين به بعد يکی از خوانندگان پروپاقرصتون هستم

 URL:  http://moosavi.special.ir


 نويسنده: بیلی و من

Donnerstag, 23.06.05 ساعت 00:17

سلام چلوکباب را بذار به حساب، نمیدونم چرا این‌روزا همه از حیوانات حرف می‌زنند.

 URL:  http://www.mebaily.com