الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Tuesday, November 15, 2005

چرخهای من و ...

درود بر تو :

امشب میخاستم از تمام دوستان نیکم برای اینهمه محبتشون در جشن ۲ سالگی «الههء مهر» شرکت کردند، سپاسگذاری کنم. از چند روز پیش خیلی ها تو بلاگ و یا ایمیل و در چت برایم نوشتند که چرا به روز نمیکنی؟! راستش رو بخاهی خیلی دلم میخاست پس از سالگرد بلاگم «مانند همیشه ۳ روز یکبار به روز مینویسم» باز هم بنویسم ولی به جورایی نشد که بشه... زیرا هم مهمون داشتیم و هم مهمونی رفتیم، آخه مسافری نازنین از ایران داشتیم. (خاله گلم که تمام زحمات من به دوششون است.)

و دلیل دیگر اینکه من خیلی در زندگیم به دلیل سرگیجه شدیدی که دارم بسیار زیاد گیج میزنم. تو کارهام و حرف زدنام و برداشتهام و ...خلاصه این سرگیجه بد جوری باعث عذاب من شده.

حالا گذشته از این حرفها میخاستم ازت بخواهم که برام دعا کنی، طی صحبتهایی که با دوست نیکی داشتم، این حرفها رو بهش گفتم:

امروز زنگ زدم از دکتر چشمم با نا اميدي وقت برای تاریخ زودی بگيرم. آخه اونجا زود تر از 2-3 ماه وقت نميدن ولی پس از اینکه من پرسیدم میتونم یک وقت سریع داشته باشم؟ منشيه پرسید، فردا خوبه؟ من شاخ در آوردم و فوری گفتم باشه حتمن میام.
حالا فردا ميرم پيش دکتر چشمم ببينم چي ميگه شايد بهم بگه ديگه نبايد جلو مونيتور بشينم، (که رسمن روز مرگ منه اونروز)

خلاصه شايد من يک پستِ ديگر بنويسم!(خدا نکنه)
شايد هم دکترم بگه اصلن نه با مونيتور کاري نداره(آخه مونیتورم رو مخصوص برای اینکه ضرر کمتر برای چشمانم داشته باشه فلات خریدم) و خيالم رو راحت کنه!
شايد هم بگه چند ساعت در روز اجازه دارم!
هنوز هيچي معلوم نيست!

بله زندگی پیچ و خمهای بسیاری داره که بنده بدون گواهینامه پایه یک تا به حال از همش گذشتم.

Resize of Resize of Resize of Neues Bild1.JPGراستی این چرخ خوشگل برقی مال من است.

تا وقتی من بتونم رو دنده سبک پایش میزنم و هرآنگاه که خسته می شوم خودش اتوماتیک می چرخد و من باید در روز با هاش تمرین کنم تا عضلات پاهایم تنبل تر نشوند...دی...

ولی کو حرکت؟

بیچاره رو خیلی کم تحویلش میگرم در صورتی که باید بیشتر از این حرفها باهاش تمرین کنم.

Resize of Resize of IM00024201.jpgو این یکی هم مال بیرن

رفتنم است.

(بهش میگم BMW من) خیلی

باهاش راحتم و کلی با هم

بیرون رفتیم و خاطره داریم.

خلاصه از همهء این حرفها گذشته، اگر شهلا کمتر میاد برات پیام بنویسه ببخشش، که بد جوری گرفتار این چشمان سیاه خوشگلش شده. خیلی برای آدم درده از چیزی که یک عمر باعث افتخار و غرورش بوده زجر بکشه...

راستی، گزارش دکتر رو حتمن برایت می نویسم نازنینم.

امروز صبح رفتم مطب دکتر چشم و پس از کلی بازدید فنی و معاینه و بالا و پائین کردن چشمانم، گفت چشم چپت هنوز همون ۲۵٪ دید رو داره و چشم راستت بهتر از اونه، ولی خوب جبران دیدت رو می کنه. از همه مهم تر اینه که وقتی ازش در مورد نشستن جلوی مونیتور پرسیدم، او گفت:

بد دیدنت به نشستن جلوی مونیتور هیچ ربطی نداره

انگار خدا دنیا رو بهم داد. آخه من بدجوری آلودتون شدم و نمیتونم بدون شما دوستان گلم زندگیم رو در این غربت و با سر کردن روز به شب با مشکلات این بیماری کوفتی، سپری کنم. همینجا خیلی از هم دردانم رو دیدم که حالشون خیلی بد تر از من است و خیلی ها رو هم دیدم که ام اس ندارند و ما در وحله اول فکر میکنیم که در تندرستی کامل به سر می برند ولی حالشون از مایی که ام اس داریم صد پله بد تره... آخه مگه تو این دنیا تنها من و دوستان هم دردم بیماریم؟! در میون همین بلاگر ها «که نیازی به بردن نامشون نمی بینم» دیدم کسانی رو که از راحت ترین نعمت خداوندی که سخن گفتن، دیدن، حرکت دستها و ... است محرومند. پس بیا تا از داده های خداوند یکتا سپاسگذار باشیم.

از تو دوست گلم که اومدی و نگرانم شدی و حالم رو پرسیدی، ۱- شرمنده و ۲- سپاسگذارم.


((این چرخ من هم سه چرخه است نه دوچرخه اون یکی هم که اصلن چرخ نداره ))

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی.... تا درودی هر چه زود تر بدرود.


نظر شما چيست؟ (68 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 04:36
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: قصه شاه پریون

Friday, November 18, 2005 ساعت 07:57

سلام خوبی؟ خیلی وقته نیومده بودم .. سایت جدیدم راه افتاد خوشحال میشم اونجا هم ببینمتhttp://www.rozegareman.com/ فعلا خدانگهدار

 URL:  http://baran59.persianblog.com


 نويسنده: لیلا

Friday, November 18, 2005 ساعت 07:33

فکر نمی کردم اینقدر ادم وطن فروش تو دنیا باشه


 نويسنده: hesam

Thursday, November 17, 2005 ساعت 21:20

کارستانی از این دست، که از آن دست، به جای است..

 URL:  http://www.pantheon.blogfa.com


 نويسنده: نوید دولت عشق

Thursday, November 17, 2005 ساعت 20:37

فقط ایول داره
اتفاقا منم باید برم پیش دکتر چشم پزشک
چون منم چشمم درد میکنه

 URL:  http://www.lovestate.blogfa.com


 نويسنده: آرش

Thursday, November 17, 2005 ساعت 19:12

شهلا جونم دوباره آرشم
حال چشمات خوبه؟ از طرف من به هر دوتاشون سلام کن
خودت چطوری؟ خوبی؟ خیلی خوشحالم که میتونی بازم بنویسی
خدا رو شکر میکنم .... خیلی نگران بودم.....مراقب خودت هستی یا نه؟
اگر به فکر خودت نباشی مجبورم بلند شم بیام آلمانها پس منو اینقدر نگران
نکن و خودت تا میتونی به فکر خودت باش... باشه....آفرین مهربونم
در ضمن تا میتونی بخند...آخه برای چشمای مهربونت خیلی خوبه!
اگرم خندت نگرفت یاد بی مزگیهای آرشی بیافت بزن زیر خنده
آصلاً قیافه منو در نظر بگیر با یه کله ی کچل بعدش کلی بخند
اما نه! آخه مهربونم تو دلت میاد به آرشی بخندی...میدنم که میگی نه
مگه نه؟! نه!
در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی.... تا درودی هر چه زود تر بدرود.

 URL:  http://margezaman.blogfa.com/


 نويسنده: یولیان

Thursday, November 17, 2005 ساعت 18:56

سلام.کلی خوشحالم کردی.همیشه خوش خبر و سلامت و شاد باشی.

 URL:  http://uolians.persianblog.com


 نويسنده: رویا

Thursday, November 17, 2005 ساعت 15:55

سلا شهلا جان
شاعر نمی شه گفت اما نویسنده ش منم که سا لهاست چاره ای جز کاغذ سیاه کردن نمی بینم........
مرسی یابت کامنتت.

 URL:  http://hoviyat.blogfa.com


 نويسنده: رویا

Thursday, November 17, 2005 ساعت 15:33

امید وارم خوب و خوش بمونی............

 URL:  http://hoviyat.blogfa.com


 نويسنده: ریحانه

Thursday, November 17, 2005 ساعت 13:21

شهلا جونم سلام !
خلاصه ما این بی ام و شما رو دیدیم!
امیدوارم همیشه چشمای شهلات .شهلا ببینم!
فدای تو !


 نويسنده: امید

Thursday, November 17, 2005 ساعت 12:05

دوست عزیزم سلام...ان شا الله همیشه سلامت باشی..منم به شما و نوشتهات عادت کردم و اگه چند هفته نبودم دلم خیلی برات تنگ شد...من عاشق چرخ دومت شدم...میفروشی؟؟؟(چشمک)...خوشحالم که دوباره خدا عمری داد تا من نظری بدم...بدروووود

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: سیاوش تی

Thursday, November 17, 2005 ساعت 10:42

درود بر تو
خوشحالم که بانو الهه مهر باز هم مینویسدو اینجا پابر جا خواهد بود
موفق باشید

 URL:  http://www.aaahoo.blogfa.com/


 نويسنده: گمشده آشنا

Thursday, November 17, 2005 ساعت 04:21

سلام سلام
نمیدونم چرا امروز اینجوری میشه هی. وقتی نظر مینویسم و دکمه ی فرستادن رو میزنم میره تو صفحه دیگه :(
سالگرد وبلاگ رو تبریک میگم بهتون دوست عزیز. امیدوارم همیشه همینطور و حتی بهتر ادامه بدی.
در مورد برداشت از حرف دیگران هم به نظر من نباید در مورد چیزی زود قضاوت کنیم :) خیلی از سو تفاهم ها سر همین قضاوت کردن هاست

 URL:  http://meandyou.blogfa.com


 نويسنده: نازخاتون

Thursday, November 17, 2005 ساعت 02:38

خدا رو شکر که چشم های خوشگلت به خاطر جلوی مونيتور نشستن آسيب نمی بينند. دوستت دارم:)


 نويسنده: خره

Thursday, November 17, 2005 ساعت 01:54

منم از شنیدن خبر سلامتی چشمانت و همراهی با ما تو این جهان مجازی خوشحال شدم .

 URL:  http://agha-khare.blogfa.com


 نويسنده: سیاورشن

Thursday, November 17, 2005 ساعت 00:05

سلام ...سپاس خدا را که هنوز سپاسگذاریش را ....

 URL:  http://siavarshan.blogsky.com/


 نويسنده: دیوونه

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 20:31

سلام. آرزوی سلامتی و بهروزی. امید و کمی دیوانگی را به شما پیشنهاد می کنم. راه حل بدی نیست؟ یک بار امتحان کنین برای حداقل یک روز؟

 URL:  http://diuvaneh.blogfa.com


 نويسنده: الياس

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 18:47

سلام . زندگی مشکل نیست . مشکلات زندگی است . (حسین پناهی) .

 URL:  http://ghoghnoos21.mihanblog.com


 نويسنده: دزدکی

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 18:45

x:

 URL:  http://dozdaki.blogfa.com


 نويسنده: همسايه

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 17:04

سلام
مرسي از اينكه سر زدي به من. از لطفت ممنونم. سر وعده اي كه دادم هستم. فقط گرفتاريا نميزاره. تن و روحت سلامت باشه.
يا حق.

 URL:  http://www.hamsaieh.blogspot.com


 نويسنده: مارال

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 16:04

عزیزم انشاالله که مشکلی نیست و هر چه زودتر مثل همیشه ۳ روز یکبار آپ میکنی . من یکی که منتظرم .شاد باشی و همیشه سبز

 URL:  http://www.shekastesokoot.persianblog.com


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 15:50

سلام ... قدرت و حکمت سیاست در این هست که کار دیگر انجام دهند بغیر از کاری که ما بخاطرش مسئولیت به انان دادیم و نشان دهند که توان یا درایت انجامش ندارند. درحالیکه ما فکر میکنیم که در سیاستشون دور میزنند و در آخرهم هیچی به هیچی .... سود و ثروت اصحاب سرمایه را تضمین کردند و میکنند، حقوق و مزایای خود را تضمین و بیشتر کردند و میکنند و هزاران سال هست که ما را به ادامه همکاری و همیاری (حال در امید گزاشتند به فریب دادن و یا ارزان خریدن) وا میدارند ..... اونها دارند مارا به چرخش وا میدارند و چنان میکنند که ما متوجه نشویم و وقتی خیال کنیم ایستاده ایم ، پس فکر میکنیم که انان هستند دارند میچرخند ..مثل زمان قدیم که خیال میکردیم خورشید دور زمین میچرخد

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: نازمهر

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 15:06

شهلا جون در این پیچ و خم ها و بالا و پایین های زندگی یه چیزی رو فهمیدم اونم اینکه همیشه در هر شرایطی خدا یه جای شکر باقی می ذاره. خود تو الان از اینکه دکتر گفته می تونی جلوی مونیتور بشینی خیلی خوشحالی با اینکه یکی از چشمهات دید زیادی نداره و این همون جای شکری هست که خدا باقی گذاشته.
فکر می کنم برای لذت بردن از زندگی باید سعی کنیم در هر شرایطی که هستیم بگردیم و اون جای شکرگذاری رو پیدا کنیم تا حس کنیم خوشبختیم.
تولد بلاگت هم مبارک عزیزم. بوس

 URL:  http://joojoobams.blogfa.com/


 نويسنده: سپنتا

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 14:44

خیلی خوشحالم مامان جان که حالت بهتره و چشمات مثه همیشه قبراق


 نويسنده: سوک سوک

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 12:06

منم دعا می کنم که هر چه زود تر خوب بشی و برگردی و مطالب قشنگ قشنگ بنویسی راستی
من مسنجرم مشکل پیدا کرده لطفا برام آی دیتو ایمیل کن تا با یه آی دی جدید اد تون کنم

 URL:  http://ghayemmooshak.blogfa.com


 نويسنده: وارطان

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 11:45

شهلای عزیز
امیدوارم که سلامت باشی و چشمانت همیشه سیاه و زیبا و بینا...و مهمتر از آن از من دلگیر نباشی گرچه مطمئنم قلبی بزرگ داری.در این دنیا یی که دو روز و دیگر هیچ همیشه شادمان باشی!

 URL:  http://jomhour.blogfa.com


 نويسنده: علی

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 10:21

خوشحالم شهلا åان

 URL:  http://www.iruniha.persianblog.com


 نويسنده: مانیا

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 09:29

درود ...
اتبریک می گم سالگرد وبالگتون رو هرند یکمی دیر شده ...
خوب خدا شکر به مانیتور ربطی نداشت ...
شاد باشی ...
مانیا .

 URL:  http://aureliano.blogfa.com


 نويسنده: آرتمیس و پیمان

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 08:15

ما هم از این خبر خوبت خوشحال شدیم . امیدواریم که روز به روز بهتر و شادابتر باشی .

 URL:  http://mojepishro.com


 نويسنده: علي

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 03:14

خوش به حال اون دکتری که چشمهای سیاه شهلارو معاینه می کرد . ما که فقط چرخ و دوچرخ و بی چرخ می بینیم! ( خوشحالم که چشمات خوشگلن اما باوفان و جلوی دوستای مونیتورینگت کم نیاوردن !) (ماااااااااچچچچچچچ)!!

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: نسرین

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 02:29

برات آرزوی سلامتی و بهبودی میکنم عزیزم و امیدوارم چشمها و پاهایت هر روز توانمندتر از روز قبل بشن...راستی چه سه چرخه ی خوشگلی داری:) امیدوارم روزی اون چرخ بالایی رو بذاری کنار و نیازی بهش نداشته باشی.

 URL:  http://meinexile.blogspot.com


 نويسنده: zita

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 02:23

سلام.یکی از بهترین خبرهایی است که این آخرها شنیدم.همیشه تندرست باشی.

 URL:  http://ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: پیام

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 02:18

البته فکر کردم اولم اما تا نوشتم دوم شدم. اما مهم نیست همین خبر خوبت خوشحال انگیز ناکم کرد.
پیروووووووز و هر روز بهتر از دیرووووووووووز باشی.

 URL:  http://www.homaye-saadat.blogspot.com


 نويسنده: پیام

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 02:16

هوررررا بلاخره اول شدم........
البته در دنباله پست قبلی که نوشتی اول شدم.
خوشحالم که چشمان مهربانت بهتر شدند و امیدوارم همیشه خوش خبر باشی.

 URL:  http://www.homaye-saadat.blogspot.com


 نويسنده: Saeid

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 02:15

خب پی ام که دادم اینجام باز تبریک. گفتم که هی فکر الکی نکن. تا بعد.

 URL:  http://www.giliranblog.com/


 نويسنده: مادر

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 01:44

دختر عزیر و خوبم قربون اون دلت برم من دل خوندن این نوشته ها ندارم ما مان فدائ اون دوتا مرواریدائ زیبات بشم من فقط میتونم خودم فدات بشم خودت میدونئ تنها خواسته یه مادر از خدا سلامت فرزنداشه منم تمام امیدم به خداست و منتطر اون روزم تا عزیز دلم دو باره سلامتشو بدست بیاره از تمام دوستائ خوبتممنونم.مامانت..دوستت دارم.


 نويسنده: عرش

Wednesday, November 16, 2005 ساعت 01:35

سلام شهلا جان امیدوارم هر چه زودتر مشکلات و گرفتاری هات رفع بشه و هرگز روزی رو نبینم که بگی باید ما رو تنها بزاری.

 URL:  http://www.sarbazebiselah.persianblog.com


 نويسنده: مامان آيسان

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 23:12

شهلا جون از ته دل برات آرزوی بهبودی میکنم عزیزم.این ب ام و هم خیلی مامانی بابا


 نويسنده: مهرنوش

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 23:06

سه چرختو بخورم آبجی

 URL:  http://medadsiah.persianblog.com


 نويسنده: شهاب

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 22:54

سلام شهلایی .. نازنین من دعا میکنم که مشکل خاصی برای چشمای قشنگت پیش نیومده باشه .. در هر صورت آرزومند سلامتی و تندرستی تو هستم .. امیدوارم همیشه ارتباطات دلخواهت رو داشته باشی ..
و ضمنا دلم گواهی میده مشکلی نخواهد بود .. به خواست خدای بزرگ .. این آپ دیتت برام خیلی اسپشال بود .. فدای تو .. شهاب . !

 URL:  http://sharghe-andooh.persianblog


 نويسنده: پیام

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 21:22

اما حالا به تو و سایر دوستان عزیزت شادباش و تبریک می گویم.
در وهله دوم راجع به شهامت و روحیه دوست داشتی و قوی ای که داری، بهت تبریک می گم و امیدوارم روبزبروز تندرست تر شوی و مانند قبل به من ضعیف پشتگرمی و راهنمائی بدهی.
درمورد مانیتور می تونی از یک فیلتر جداگانه ضد اشعه کمک بگیری تا ضرر به حداقل برسد.
بامید سلامتی و بهروزیت.
دوستدارت پیام

 URL:  http://www.homaye-saadat.blogspot.com


 نويسنده: پیام

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 21:18

شهلای گل و مهربام درود بی کران بر تو.
از تاخیر همیشگیم شرمنده ام و از اینکه نتوانستم در سالگرد وبلاگ زیبایت بیایم شرمنده تر!
یکهفته ای اینترنتم بخاطر نوسازی کابلهای آپارتمان قطع بود.

 URL:  http://www.homaye-saadat.blogspot.com


 نويسنده: آرش

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 19:54

آرشم شهلا جونم
آخی چشمای قشنگت ضعیف شده!
غم به دل مهربونت راه نده من میدونم چشمای شهلا جونم
خوبه خوبه خوب میشه....خودتم یه کمی مراقب باش زیاد به اون
چشمای بیچاره فشار نیار دیگه....حتماً خوب میشی ولی بازم خوبه
تونستی وقت دکتر بگیری.....از من میشنوی همین الان پاشو برو
یه لیوان بزرگ آب هویچ برای اون چشمای قشنگت بگیر و با هم سه تایی
بخورید....اینطوری میتونی با چشمات بیشتر دوست بشی....من که خیلی
ناراحت شدم وقتی که خوندم میخوای بری دکتر....اما برات از خدا جونم میخوام که
همیشه سالم و سلامت باشی تا وقتی که میخندی از همیشه زیباتر و مهربونتر
بشی....برات آرزو میکنم که همیشه بنویسی در عوض وقتی با اون دوچرخه
قشنگت با همدیگه میرید گردش جای منم لذت ببرید و تا میتونی بجای منم بخند
از الانم بیشتر باید به فکر خودت باشی گفته باشم

 URL:  http:///


 نويسنده: اشوزرتشت ، پیامبر اهورایی

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 17:19

درود به عزیزترینم در این دنیای مجازی
دیشب خیلی دلم می خواست باهات صحبت کنم چه کنم که صدام در نمی آمد و خس خس سینه ام حتمن باعث آزارت میشد خوب منم با یه درد دیگه دست و پنجه نرم میکنم می دونی چیه خدامون خوب ها رو دست چین میکنه و آزمایششون میکنه اینجاست که شاعر میگه : (غصه نخور فذای سرت ).
تا درودی دگر بار بدرود عزیزم

 URL:  http://zartosht.blogfa.com


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 17:19

سلام ... منهم باید بگم یک ترمین زودتر بهم بدهند، یکی دو ماه بعد وقت میدهند و من یادم میرود و هنوز هم وقت نکردم برم ترمین چدید بگیرم

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: یولیان

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 16:26

سلام شهلا جان. خودم و تمام بچه های دنیا برات دعا می کنیم. بچه ها با تموم وجود مهربون ترین خاله ی دنیا شون رو دوست دارن.شهلا جون دوست داریم و همه برات دعا می کنیم.

 URL:  http://uolians.persianblog.com


 نويسنده: مامانی هستی

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 15:11

سلام عزیز دلم خوشحالم که می بینمت . یعنی با چشم دلم می بینمت . نمیدونم چرا این حس رو دارم . برات دعا و آرزو میکنم هرچه زودتر خوب بشی . همیشه خندان و دلشاد و پر انرژی باشی و انرژی بدی . یاحق

 URL:  http://1madar.com


 نويسنده: ستیغ

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 14:20

خاله عزیزم ایشالله هیچ مشکلی واسه چشمتون پیش نیومده باشه..
خداییش این دوچرخه تون اخرشه.. کی میشه ماها هم بتونیم مثل ادم تو خیابون ها دوچرخه سواری کنیم....
مواظب خودتون باشین.. غصه هم نخورین.. مثل همیشه هم قوی باشین...


 نويسنده: نرگس

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 13:44

شهلا خانم نگاه شما به زندگیست که نباید باعث زجرتون بشه./علم داره \یشرفت میکنه ایشالا درمان ام اس هم پیدا میشه.

 URL:  http://www.sharabenoor.blogspot.com/


 نويسنده: سانی

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 13:24

دوچرخه ات که خیلی خوشگل بود.
بعدشم امیدوارم چشمای خوشگل شهلا هیچ مشکلی نداشته باشن و کماکان ما تورو توی دنیای مجازی داشته باشیم
خیلی مراقب خودت باش خانومی
موفق باشی

 URL:  http://sanimemoirs.com


 نويسنده: کولی شرقی

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 12:32

نه نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

 URL:  http://kolyesharghy.blogspot.com


 نويسنده: فاطی

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 11:21

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند...نبینمت غمگین باشی خاله چشم مشکیه خشکلم

 URL:  http://fatik.blogspot.com/


 نويسنده: صادق

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 10:35

سلام
به اميد سلامتي
ميتوني از يه نفر كمك بگيري براي اينكه نوشته هاي خودت را به كامپيوتر انتقال دهي

 URL:  http://sadegh56.blogfa.com


 نويسنده: مسعود

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 10:30

امیدوارم که همیشه ومتل همیشه قوی و پایدار به زندگی پر از تلاشت ادامه دهی که ناامیدی روز مرگ همه ماست

 URL:  http://www.iranrevell.com


 نويسنده: ع.سربدار

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 10:22

با سلام .
منتظر پست های بعدی شما هستیم.

 URL:  http://paradias.blogsky.com


 نويسنده: دختر كولي

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 09:56

وای چه خوشگله ... مبارکه ... امیدوارم که چشمای خوشگلت هم هر چه زودتر خوب شه عزیزم

 URL:  http://koli.blogdrive.com


 نويسنده: دزدکی

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 09:47

چیه سوغات من و تو وقت برگشتن از اینجا
بشکن این سد شب و تا برسیم به صبح فردا
می تونیم با هم بخونیم دوباره شعر رهائی
پر فریاد شه گلوموم جای بغض و بی صدائی

 URL:  http://dozdaki.blogfa.com


 نويسنده: عاطفه

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 09:45

شهلا جونم ایشالا که دکتر می گه برای چشمات بهتره که بیشتر پای مانیتور بشینی D: بعدشم اینکه خوش به حالت که با دوچرخه میری بیرون. من به هرکی می تونه دوچرخه سواری کنه حسودیم میشه شدید.

 URL:  http://atiyad.blogspot.com


 نويسنده: پوتین

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 08:58

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک ... چو درد در تو نبیند چه را دوا بکند ؟!

و بعد خبر عافیت ات رو به من هم بده . از همه آدمهای خوب درگاه حضرت پروردگار میخوام که بهترینها رو برات آرزو کنند .

در مورد حرکت پاهات حتما با یک دکتر حرکت شناس مشورت کن . چه بسا کار با این دوچرخه و سه چرخه خوب نباشه برات . نمی دونم شاید هم اونها تجویز کردند . تا بعد . درود .

 URL:  http://potin.blogfa.com/


 نويسنده: حامین

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 08:55

من همیشه دعا میکنم...خاله تو نمیتونی بری! میفهمی؟؟ تو مثه بلاگ رولینگ هستی! فقط مال خودت نیستی مال همه ما ها هستی..

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


 نويسنده: نسیم

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 08:17

خوشحالم که ما را از حالت خبردار کردی و ناراحت واسه چشمای خوشگل و پرمهرت مطمئنم چیزی نیست

 URL:  http://kavirms.special.ir


 نويسنده: آفتاب پرست

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 08:08

من میخوام زودتر برم اون بالا یقه ی خدا رو بچسبم! چرا؟! ... اí گوش نکرد گوششو میپیچونم شهلا گلی! من مطمئنم دکترت نمیگه جلو مونیتور نرو! مطمئنم. چوون اگه بگه اونم می کشم!

 URL:  http://negar76.persianblog.com


 نويسنده: اهری

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 07:00

سلام . دعات کردم .

 URL:  http://bagheman.com


 نويسنده: Saeid

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 06:49

از بابت اصلاح لینک ممنونم. ولی فکر کنم لینک قبلی هست، یکی دیگه هم به آدرس جدید هست. /مرسی و یه بار دیگه رفتی سراغ بلاگرولینگ، دیگه...

 URL:  http://www.giliranblog.com/


 نويسنده: حامدفردین

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 06:47

آبجی جون برات از ته دلم دعا می کنم...خواهر بزرگتر من...تو هم زودتر جوابشو بهمون بده....من که دلم می خواد تا عمر هست بنویسی...ولی سلامتیت برام مهمتره...امیدوارم حرفای خوبی از دکترت بشنوی...اونوقت هم بیا و آپدیت منو بخون...هم خبر خوشت رو بگو..منتظرم..یا حق

 URL:  http://hamedfardin.persianblog.com


 نويسنده: Saeid

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 06:46

سلام. اول مطلبت رو که خوندم نگران شدم اما بعد خیالم راحت شد. حالا یه روز شانس آوردی وقت خالی داشتن این همه آسمون و ریسمون بد و منفی به هم نباف دیگه. انشالله میری و میای و خوب میشی. بابا دوچرخه... بابا سه چرخه... فوق العاده بود و عکسش رو نگه داشتم و یه جا آپلود میکنم. با لحاظ کپی رایت البته. و در آخر هم که انشالله دوباره چشمای سیاه خوشگلت بنشینه پای مانیتور و هزار و بیست و چهار گیگابایت دیگه هم بنویسه!
البته این جور وقتها که یکی چشما رو پاشنه میکنه، یه چیز دیگه هم میگن که دیگه من قربون اون چشا نرفتم بعد اونوقت :"> میشد!
تا پست بعدی.

 URL:  http://www.giliranblog.com/


 نويسنده: حامدفردین

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 06:42

سلام به آبجی گلم...الهی درد و بلات بخوره تو سر دشمنات...الهی سر گیجه ات بخوره به جون بد خواهات....الهی ....بابا دست مریضا....الهی که جلوی مونیتور نشستن ممنوع نشه....من قربون آبجی گلم برم با این چرخهای قشنگش...

 URL:  http://hamedfardin.persianblog.com


 نويسنده: zita

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 05:02

سلام عزیزم.انگار تو هم بدتر ازمن٫شبها خوب نمیخوابی.آف ترا که گرفتم،رفتم ببینم موضوع چیه و بعد برات پیام بذارم.دعا میکنم که همه چیز خوب باشه و بتونی همچنان با این جعبه جادو سرگرم بشی.من هم مثل تو معتاد این مونیتور هستم.مواظب خودت باش.یک بوس و بغل گنده همراه همه انرژی مثبت دنیا برای تو دوست عزیز.

 URL:  http://ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: zita

Tuesday, November 15, 2005 ساعت 04:54

سلام.برای یکبار هم من اول بشم.

 URL:  http://ertebatbamihan.persianblog.com