درود بر تو:
دوستان نیک و با محبتم از اینکه به جشن زاد روز طرلان آمدید ازتون بسیار سپاسگذارم.
پس از خواندن این شعر من بقدری شیفته این واژگان زیبا شدم که از شاعر و سراینده نازنینش وحیدوو ی گلم، که از دوستان بسیار نیکم در این دنیای مجازی است، پروانه«اجازه» گرفتم تا در تارنگارم بیاورمش.

شادي فزا
شادي ام شادي فزايد
مستي ام مستي بزايد
لعل لب خندان ببينم
بوسه ها از آن بچينم
مست گردانم جهاني
نيک مي دانم که داني
نيک مي دانم که مستم
مطربي باده پرستم
باده دانم چيست ليکن
کشته اي تو اين تن من
کشتگانت بي شمارند و فراوان
عاشقانت کل موجود به ذو کون
عاشقي دردي که اکنون باز کردم
حرفي از مجموع اين دفتر بکردم
دفتر من پر شده از خط و اسمت
اين قلم عاصي شده از ذکر عصمت
اين قلم را بشکنم روزي گمانم
چون که مي گويد فراوان رازهايم
رازها دارم در اين دل، گفتني ها
دردها دارم در اين جان بهر جان ها
جان ما شادي کن و افزاي شادي
ما و جان را شاد گردان تا تواني.
به یاد و گفته
کیوان هم میهن نیک پندارم:
((هميشه روان راستي پرستان از بهره نيک برخوردار ميشود.))
در پناه یزدان تندرست شاد و پیروز زیوی.... تا درودی دگر بدرود.