درود بر تو:
پس از بحث در مورد سریال «برره کاری از مهران مدیری» از اینکه نظر تک تکتون را فهمیدم بسیار سپاسگذارم و دیگه حوصله گفتن حرفی در این مورد را ندارم. زیرا در حال روحی خوبی نیستم.

چون یکی از دوستان هنرمند و بسیار خوبم، در بیمارستان به سر می برد. دیروز که همراه مامانم و دختر عمه ام به دیدن وی و شنیدن نظر دکترهایش رفته بودیم، وقتی شنیدیم که دکتر زنانش چی گفت همه مون جا خوردیم و ناراحت و افسرده شدیم.
امروز ایشون رو عمل جراحی رضایت بخشی کردند و امیدواریم که این بیماری را با تمام انرژی مثبتش پشت سر بگذارد. برایش انرژی مثبت آرزو کنید و اگر می تونید برایش این انرژی را بفرستید. امشب برایش با خواجه حافظ شیراز درد دلی کردم و پاسخی خواستم که این را گفت:
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال
و گذشت اختر و اختر و کار آخر شد
آن همه نازو تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر که به اقبال کله گوشهء گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که شد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
بعد از این نوربه آفاق دهم از دل خویش
که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
قصهء غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بیرون زشمار آخر شد
*******
من این فال رو خیلی خوب می بینم و دست نوشته ای از این شعر تهیه می کنم و در دیدار پسین برایش می برم.
در پناه یزدان تندرست و شاد زیوید.... تا درودی دگر بدرود.