درود بر تو:
دیشب«شب یلدا» را خوب سپری کردی؟ خوش گذشته که؟! ما که رفتیم منزل مادر و پدرم اینها و خوش گذشت، یک میز پر از خوردنی های شب چله و شام و شراب و... جای تو هم خالی بود. مامان دیشب پس او خوردن تنقلات شب چله، مانند هر سال کتاب حافظ را آورد به میان و دست به کار فال گرفتن شد. میدونی وقتی مامان فال میگیره و وقتی فال را تعبیر می کنه، برای همه این تعریف فال تبدیل به نصایح مادرانه میشود. (آخه بچه ها خوب از اشعار حافظ و فهمیدن تک تک واژه ها سر در نمیارند).

(اگر روی عکس کلیک کنی موزیک زیبایی از آقای دکتر محمد اصفهانی می شنوی)
دیروز پیش از رفتن خونه مامان اینها حالم خیلی گرفته و دل تنگ بودم. گذشته از این دلتنگی ««که چند ماهی است بد جوری دچارش هستم و از فکر کردن بهش فرار می کنم»»، یکی از دوستان گلم که یکدیگر رو خیلی خوب می فهمیم به مسافرت رفته است. با اینکه هر روز تقریبن با هم صحبتی از راه اینترنت یا تلفنی داریم، ولی باز هم جای او پیش من خیلی خالیه...
من از فال دیشب در منزل مامانم جا موندم چون داشتم با همین دوست گلم وویس چت می کردیم. ولی به خونه که آمدیم نشستم برای خودم نیتی کردم و فالی باز کردم:
به آب روشن می عارفی طهارت کرد عَلَی الصباح که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغر زرین خور نهان گردید هلال عید به دور قدح اشارت کرد
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
دلم ز حلقه زلفش به جان خرید آشوب چه سود دید ندانم که این تجارت کرد
امام شهر که سجاده می کشیدبه دوش به خون دختر رزخرقه راقصارت کرد
اگر امام جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد
این پائیز را هم پشت سر نهادیم، به امید اینکه سال جدید را با بهاری بسیار زیبا آغاز کنیم.
در پناه یزدان تندرست شاد و پیروز زیوی..... تا درودی دگر بدرود.