درود بر تو:
درود بر همهء دوستان گلم که نگرانم شدند و من کلی شرمنده شون شدم.
به خدا « الههءمهر» هم قلب و روحی خسته داره، خسته از غربت و ندیدن میهنش، خسته و نا آرام از دشواری های زندگی، آخه من هم آدمم و گاهی در برابر مشکلاتی که پیش میاد نمیتونم مقاومت کنم، البته در این مورد چند ماهی صبر و مقاومت کردم ولی پس از این مدت بریدم و اینجوری شد که بهتون گفتم. البته با داشتن گلهایی مانند شماها دوباره باطریم شارژ شد و با بی اهمیتی به نشون دادن آنچه که اذیتم می کنه دارم پیش میرم و دلم نمیخاد دیگه هیچ توجهی به اینجور مسائل بکنم.

میخواستم این پست را با یک پرسش آغاز کنم و به پایان برسونم! حالا ببینم به من بگو اگر کسی که با تو خیلی صمیمی میشه و پس از مدتی بهت سرنمیزنه و بدون هیچ حرفی غیبش میزنه ... تازه پیش از رفتنش با امید دادن به اینکه فلان مشکلم(?!?) تموم بشه بهت سر می زنم، بره و پشت سرش رو هم نگاه نکنه، تو چیکار میکنی؟!
داشتم فراموش میکردم. فراموش میکردم که دیگه انتظارش رو نکشم و به این حس... بی اعتنایی کنم ولی من نمیتونم همینجوری کسی را فراموش کنم، آخه من چه گناهی کردم؟! خوب آدم حسابی بیا و حرفت رو بزن و پس از اون برو ، برو به سلامت...
اینجا هم یادی از حرفهای فری ناز جانم می کنم که میگه:
"رابطه ها، از هر نوعی، مثل خوراکیها میمونن. همشون تاریخ مصرف دارن. فقط بعضیهاشون دیرتر فاسد میشن و بعضیها زودتر. نه میشه چون فاسد میشن، دیگه خوراکی نخری، نه میشه تا دیدی میخوان فاسد شن همش رو بخوری، چون مریض میشی. باید به اندازه بخری، و یادت هم نره که خراب میشن. دیر یا زود. حتی بهترین رابطه ها هم بالاخره تموم میشن. حالا گاهی اوقات تلخی پیش میاد، یا گاهی آدما راه زندگیشون از هم جدا میشه، یه وقت حتی ممکنه عمر آدم تموم شه و رابطه به انتها برسه... خلاصه این روزگاره."
sasasasasasasasasasasasasasasasasasasasasasasa
با دیگران رو راست باشید و حرفتون را به هم بگید که طرف مقابل رو داغون نکنید.آیا ما این مشکل را نباید بین خودمون حل کنیم؟
شاید هم مشکل از من است که اینجوری پر توقع هستم.
شاید هم من مقصرم که اینقدر حساسم، وگرنه بیماری ام اس سراغم نمیومد!!!
شاید باید... مراقب خودت باش من که رفتم ولی امیدوارم رسم درست زندگی را بیاموزی نازنینم.
در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی... تا درودی دگر بدرود.