درود بر تو:
شنیدم در ایران و تهران، برف باریده.

عکس از «ABCHINUS»
البته از آنجایی که رسم آب و هوایی دنیا نیز دگر گون شده است میدانی که ۱ ماه و نیم پیش در این قسمت از کره خاکی برف چشم گیری بارید. (اول آذر)

((یادته که))
چند روز پیش هم شنیدم که در تهران برف باریده، خلاصه هر جا که برف دیدی از جانب من یک مشت پر از آن نوش جان کن
.
×××××××××
میخواستم شعری از یک شاعر جوان با نام « وحیدوو » که از شهر شاعران بزرگ و بسیار زیبای شیراز شعر می سراید و شاید خیلی از خواننده های بلاگ من نیز بشناسندش، به تو دوست گلم معرفی کنم.
خانه روياي من
خانه ام ميخانه اي گشته کنون
ساقي ام يکتا دلي گشته کنون
ساقيا گر گشته ام مست از شراب جام تو
جان من هم عاشق جانانه اي گشته کنون
این شعر برای من مفهوم بالایی دارد. احساس میکنم که برای خود من سروده شده است. انگار شاعر از دردهای دل من و خوشحالی هایش آگاه است و این را برایم سروده باشد.
و من نیز از قول سعدی شاعر نامی ایران زمین میگویم:
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان نکنم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
این دوستی که سعدی به آن اشاره کرده خداوند بخشنده و مهربان است و شاید میهن هر ایرانی، شاید هم...
در پناه مهر دوست تندرست و شاد زیوی... تا درودی دگر بدرود.