درود بر تو:
بهش میگم: امروز رفتم دکتر 
خوب گفت چیکار کن؟
اون چیزی نگفت و این من بودم که گفتم.
خوب چی گفتی؟
به پزشکم گفتم میخام برم بیمارستان، چون دیگه طاقت ندارم. هی چپ و راست راه رفتن خسته ام کرده و روحیه ام هم خراب میشه و... قرار شد برم.
کی؟
فردا میرم به احتمال زیاد تا شنبه هم میمونم.
خوب پس، فردا میری بیمارستان و کورتون میگیری و شنبه سر حال بر میگردی...

میخاستم تو هم این رو بدونی که من میرم و از اینکه چراغ خونه ام را روشن نمی بینی نارحت نشی.
به انرژی مثبتت نیاز دارم، به اس ام اس و مسیجت و هر چی که فکر میکنی تو رو به من نزدیک تر میکنه، دوست نازنینم.
شماره تلفن بیمارستان: ۰۰۴۹۲۵۱۵۰۰۷۳۳۹۳
از یزدان یکتا خواستار تندرستی دوباره ام هستم و برای تو دوست نیکم نیز این آرزو را دارم.
تا درودی دیگر بدرود.