الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Samstag, 09.09.06

و خاطره ای دیگر از ...

درود بر تو:

خاطره ای دیگر:

Resize of Resize of Shahla dar Kur 025.jpg

رنگین کمان دو قلو را برای اولین بار شاهد بودم.

این پرنده های گوگولی مگولی همیشه توی بالکن جلوی اطاق های ما می چرخیدند. هر روز میومدن ما براشون یا خورده نون یا بیسکویت می ریختیم، می خوردند و هر از گاهی هم سری به اطاق میزدند و میپریدن می رفتند. میدونی اینجا پرنده ها اصلن از آدمیزاد نمیترسند و فرار نمیکنند. گاهی اوقات در مرکز شهر آدم میترسه زیر پای مردم...

Resize of Shahla dar Kur-2 0301.jpg

حالا از پرنده ها بگزریم جای یاد آوردن زنبور ها هم هست. یک شب که در بالکن نشسته بودیم، از لای پنجره یک زنبور(خر زنبور) که خیلی هم میگن خطرناک است، داخل اطاق من شد. رفتیم و با حوله بزنیم بیوفته هی میرفت بالاتر به سقف میچسبید تا از دست ما در امان باشه، خلاصه دیدیم صداش بند اومد و گویا نیست شد.

Resize of Resize of Shahla dar Kur 0220.jpg

(اینها هم بندی های من هستند. دوتایی که نشستند ام اس دارند و اون دو تا که ایستادند سکته مغزی.)

آقای مٌسِنی که در اطاق بغلی من اقامت داشت، گفت حتمن، رفته یا مرده! و رفت در اطاقش تا بخوابه. همین که ما هر کدام رفتیم اطاقمون و من چراغ رو خاموش کردم دیدم دوباره صدای ویــــــــز ویـــــــــــزش بلند شد. به این آقا که برنت نامش بود زنگ زدم و گفتم این هنوز اینجاست. بیچاره با توجه به اینکه ۱۰:۳۰ دقیقه شب بود بلند شد اومد در اطاق من، با هزار تلاش نتونستیم دستگیرش کنیم تا اینکه خانم پرستار شب از جلوی در رد شد و دید ما نگرانیم، بهش گفتم و ایشون هم جاروبرقی آورد. صندلی را زیر پای برنت گذاشتم و رفت بالایش که زنبور پدر سگ نیم متر رفت جلو تر. وای خدای من سخت تر شد، برنت بد بخت به هر سختیی بود در یک تلاش بخردانه شکارش کرد و رفتیم بخوابیم.

تا درودی دیگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (40 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 03:42
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: هژ یر

Sonntag, 10.09.06 ساعت 22:17

شهلا جان سلام .ببخش که دیر آمدم .در گیر ساخت یک فیلم مستند هستم.باید ببخشیوبرایت آرزوی سلامتی دارم .بدون مزاحمت زنبور .

 URL:  http://www.adim.persianblog.com


 نويسنده: شهــــلا

Sonntag, 10.09.06 ساعت 14:33

رو به :
ریح! جان
سپاس از پیامت
نازنین برای نوشتن urlباید
http:// را فاکتور بگیری
پس از آن در اینجا آدرست ثبت می شود.

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: ريح!

Sonntag, 10.09.06 ساعت 13:35

راستي دوست من مي توني منو توپرشين بلاگ به همين اسم پيدا کني متاسفانه موفق نشدم آدرسم رو برات بنويسم . بيا به من هم سر بزن . اگر اجا زه بدي مي خوام لينکت کنم .

 URL:  http://rih.persianblog.com/


 نويسنده: ريح!

Sonntag, 10.09.06 ساعت 13:32

اگر هنوز آدمهايي پيدا مي شن که توي دلهاشون مهر و محبت به همنوع و مفهوم عشق به معناي ايثار رو مي شه پيدا کرد پس خدا هست اينو بايد به همه مردم دنيا گفت . به اونايي که مي گن ما فراموش شده ايم به اونها که مي گن خدا نيست بگيم که فقط با آوردن اسمش داريد به بودنش اعتراف مي کنيد .

 URL:  http://rih.persianblog.com/


 نويسنده: ريح

Sonntag, 10.09.06 ساعت 13:30

سلام . وبلاگ جالب و دوست داشتني مثل خودت داري . من وقتي وبلاگت رو ديدم از خودم پرسيدم پس مي گن آدمها مهر و محبت از دلشون رفته حتما دروغ مي گن . تو چي فکر مي کني .

 URL:  http://rih.persianblog.com/


 نويسنده: مریم

Sonntag, 10.09.06 ساعت 12:58

سلام

متنی که در باره ی شب یلدا سال ۸۳ نوشته بودید

اتفاقی دیدم خیلی جالب بود

ممنون از این اطلاعات خوبی که به ما دادید ای کاش

منبعش رو هم نوشته بودین

شما الان کجا زندگی می کنید؟ و چرا؟

اگه ممکنه بنویسید

موفق باشید خدانگهدار

http://sharjiedarya.blogfa.com/


 نويسنده: مرضی

Sonntag, 10.09.06 ساعت 12:13

رنگین کمان دوقلو خیلی زیبا بود!
آخی چه آقای مهربونی؟

 URL:  http://worldblue.persianblog.com


 نويسنده: سوک سوک

Sonntag, 10.09.06 ساعت 11:42

اوخ اوخ این زنبورهای وحشی بد نیش میزنن قدیمیا وویگولنزجگ:اگه زنبور گاوی از خودش واسه انسان نیش در وکنه یا وکشدش یا اون انسان نیش خورده دیوونه زنجیری وشه .داداشم میگه بچه بودی یه زنبور گاوی نیشت زده!!!!


 نويسنده: حسن کچل

Sonntag, 10.09.06 ساعت 11:04

سلام
زنبور که پدر سگ نمیشه
پدر سگ برای بچه ها ی آدمی شکل مناسب تره و آدم بیشر خوشش میاد
اصلا فحش بادبزن دل و وقتی فحش میدی دل آدم خنک میشه
خوش باشی


 نويسنده: ریحانه

Sonntag, 10.09.06 ساعت 10:46

قربون کارآگاه خودم!


 نويسنده: نسیم

Sonntag, 10.09.06 ساعت 09:42

پس اونجا عملیات پارتیزانی هم داشتی

 URL:  http://nasim.special.ir


 نويسنده: نسرین

Sonntag, 10.09.06 ساعت 04:25

اون دو تا رنگین کمان خیلی زیبا هستن.خیلی وقته رنگین کمان ندیدم :(

 URL:  http://meinexile.blogspot.com


 نويسنده: ظريفي

Sonntag, 10.09.06 ساعت 02:21

سلام!
وبلاک خوبی دارید مریض های که شما ازان حفاظت میکنید بیشتر شبیح فنلاندیها هستند آ یا شما هم در فنلاند تشریف دارید؟
با شعر اگر تمایلی دارید وبلاکم را میتوانید با حضور تون زینت به بخشید.

 URL:  http://www.zarifi.blogfa.com


 نويسنده: حامین

Sonntag, 10.09.06 ساعت 02:08

شهلآ جان منظورت رو از ایراد گرفتن و بی مزه شدن و ... نفهمیدم...فکر نمیکنم من همچین کاری انجام داده باشم! تو هم که انجام ندادی! پس چی شده؟! :دی

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


 نويسنده: قرار وبلاگی )تاریخ شفاهی اسبق (

Sonntag, 10.09.06 ساعت 01:30

خیلی جالبه که اینا از ما ایرانیا سالمتر به نظر میان. شاید بهتون اس ام اس بزنم (خوشحالم که شمارتون رو توی صفحه گذاشتید)

 URL:  http://meetup.blogfa.com


 نويسنده: بیدار

Sonntag, 10.09.06 ساعت 00:46

عشق این نیست که به هم خیره شویم,عشق یعنی هردو به یک سو بنگریم. عشق این نیست که یک دل به صدیار دهیم عشق این است که صد دل به یک یار دهیم

سلام برتو ای مسافر کوور
عشق از تو برای این نوشتن و به تصویر کشیدن خاطرات پرستاره ات در الهۀ مهر قابل ستودنی است.

از شما تشکر میکنم
همواره عاشق باش و در عشقت پایدار به بیدار دل من هم سربزن دوستت دارم ....خداحافظ

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com/


 نويسنده: میترا

Samstag, 09.09.06 ساعت 23:19

چه اقای برنت مهربونی .. دستش درد نکنه .. وگرنه شهلا جون تا صبح نگران بود خوابش نمی برد ..

 URL:  http://mitili.persianblog.com


 نويسنده: حامین

Samstag, 09.09.06 ساعت 23:00

عصبانی شدم از اینکه گفتی همبند! یعنی چی آخه؟؟؟؟؟

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


 نويسنده: مرتضی

Samstag, 09.09.06 ساعت 22:05

سلام
وبلاگ زیبایی دارید

 URL:  http://www.karunareiki.blogfa.com


 نويسنده: بلفی

Samstag, 09.09.06 ساعت 20:32

منم اولن خدمت شهلای نازنین و مهربونم عرض کنم که اس ام اس زدم و رسید. اما جوابی از شما نداشتم. فکر کردم شماره رو اشتباه زدم باز اومدم اینجا چک کردم دیدم درسته. حالا همین الان دوباره میفرستم. دومن ممنون برای این کامنتهای پر از محبت و عشقی که برام میذارید. این خوش قلبی و صفای شما رو نشون میده. سومن چه عکسهای قشنگی از مناظر گذاشتید. این زنبوره هم ماجراش بامزه بود .اما به نظر من پشه خیلی اعصاب خوردکن تر از زنبوره

 URL:  http://bellefille.persianblog.com


 نويسنده: پرستو

Samstag, 09.09.06 ساعت 18:50

می خواستم بدانم ایا کتاب یاسمین و همه ی انها داستان واقعی دارند؟


 نويسنده: ش

Samstag, 09.09.06 ساعت 12:59

والا خر مگس شنیده بودیم .... خر زنبور اما نه !!!


 نويسنده: هاله

Samstag, 09.09.06 ساعت 12:43

اگر عاشق باشی، در هر کجای دنیا، با هر مذهب و نژاد که باشی، منجی برای نجات عشقت می آید.
راستی شهلا جونم اس ام اسم رسید؟؟؟؟؟ می ترسم شماره تو اشتباه سیو کرده باشم.!!!!!!!!

 URL:  http://hale1384.persianblog.com


 نويسنده: شهره

Samstag, 09.09.06 ساعت 12:34

شهلا جون خوب کاری کردین کشتینش . من یادم میاد یکی دوسال پیش با دوستان توی دشت و صحرا جشنی گرفته بودیم یکی از دوستان موقعی که داشت صحبت میکرد یک زنبور رفت توی دهنش و توی گلوش رو زد . طفلک رفت بیمارستان و سه روزی بستری بود . البته بگم آلرژی داشت به نیش زنبور . بیچاره یکهفته ایی نمیتونست حرف بزنه و غذا بخوره. خلاصه خوشحالیم که شهلا خانوم گل ما از گزند نیش زنبور بدور مونده . میبوسمت عزیز. سبز باشی.

 URL:  http://www.azkhod-bakhish.blogspot.com/


 نويسنده: Nima.A

Samstag, 09.09.06 ساعت 11:21

من بسیار بسیار جدی می گویم. خیلی زیباست اینجا. خوب می نویسید و مسرور و خوشحالم از پیدا کردن این وب.

 URL:  http://seeyasee.persianblog.com


 نويسنده: javad shokri

Samstag, 09.09.06 ساعت 11:17

سلام....خوبی.....بابا زنبور بیچاره به شما چیکار داره؟؟؟ حیف نبود کشتینش؟؟؟

 URL:  http://www.raha33.blogfa.com


 نويسنده: يك دوست از ديار آشنا

Samstag, 09.09.06 ساعت 10:52

درود عزیزم
مثل همیشه خاطره ای شیرین و خواندنی بود
مواظب خر زنبور ها باش
فدای تو


 نويسنده: امید

Samstag, 09.09.06 ساعت 10:09

شهلا جان من فهمیدم اگه با زنبور جماعت کاری نداشته باشی بهت کاری ندارن ولی اگر...خلاصه نزدیک شدن به زنبور کار خطرناکیه!/
البته منظور من از جملات بالا زن بور بود نه زنبور!

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: ساني

Samstag, 09.09.06 ساعت 09:14

اینجا به اون زنبور میگیم زنبور گاوی:دیییییییییییییی
عكس رو رنگين كمان دو قلو بسيار زيبا بود و همين طور اون پرنده تپلي
و خدا رو شکر که از شر زنبور خلاص شدید

از نوشته های بیدار در مورد رنگین کمان استفاده کردم

شاد باشی

 URL:  http://sanimemoirs.com


 نويسنده: شواليه

Samstag, 09.09.06 ساعت 07:57

پس سالروز شكار دليرانه خر زنبود و يا زنبور گاوي و يا همون زنبور كافوري ...بر عموم شكارچيان مبارك باد....اميدوارم خوش باشي

 URL:  http://www.shoalieh.com


 نويسنده: زیتا

Samstag, 09.09.06 ساعت 04:42

سلام خوشگل خانوم.من هم زیاد رنگین کمان ندیدم.این اواخر تنها یکبار.در بچگی هام بیشتر میدیدم.خلاصه جایی که میشه رنگین کمان را دید٫خوب زنبور هم یافت میشود.مثل همه چیزهای دیگر دنیا.دو روس یک سکه است.

 URL:  http://www.ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: بیدار

Samstag, 09.09.06 ساعت 04:21

سلام بر الهه مهر
با اجاز شما در مورد تصویر اولی که دو تا رنگین کمان بسیار زیبا و قشنگ هست به طور خلاصه در مورد رنگین کمان برای دوستان یه مطلبی بنویسم:

- رنگین کمان جلوه شگفت آوری از طبیعت است که موقع بارش نم نم و یا پس از بارندگی دیده می‌شود.
در قدیم مردم خرافی رنگین کمان را نشانی از شور بختی می‌پنداشتند. و خیال می‌کردند، رنگین کمان پلی است برای بالا رفتن ارواح و زمانی که آنرا می‌دیدند گمان می‌کردند شخصی در آستانه مرگ است.
رنگین کمان منظره زیبا از شکستن نوری که از میان قطرات باران گذشته است، پدید می‌آید. در اینجا قطرات باران هر کدام نقش منشوری را دارند. که نور خورشید را تجزیه و بازتاب می کند و باعث تفکیک رنگها بصورت مرتب و شکل هندسی زیبایی می‌شوند.
می‌دانیم که نور سفید ترکیبی از هفت رنگ است که بوسیله منشور و ... تجزیه می‌شود، همان طوری که در منشور ، نوری که کمترین طول موج را دارد (بنفش) بیشتر منحرف می‌شود، لذا رنگ بنفش با حداکثر انحراف در پایین طیف قرار می گیرد و رنگ قرمز که بیشترین طول موج را دارد، در بالای کمان دیده می‌شود. ترتیب رنگها بصورت زیر است:

قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی ، بنفش.
طیف به گونه ای می باشد که نمی توان مرز بین دو ناحیه رنگی را مشخص کرد. در ترتیب رنگی فوق ضریب شکست و زاویه انحراف رفته رفته زیادتر شده و طول موج بتدریج کاهش می‌یابد.
چه موقع رنگین کمان دیده می‌شود؟
اغلب رنگین کمان موقعی دیده می شود که هم باران می‌بارد، و نیز از سوی دیگر خورشید می‌تابد و ما نیز بین این دو قرار گرفته‌ایم. یعنی خورشید باید از پشت سر ما بتابد و باران هم در جلوی روی ما ببارد. در این حالت نور خورشید از پشت سر ما به قطرات باران می‌رسد، این قطرات نور را تجزیه کرده و آنرا به شکل نوارهای رنگین درمی‌آورند .
برای وقوع این پدیده ، خورشید ، چشم ناظر و وسط قوس رنگین کمان باید هر سه در یک امتداد مستقیم قرار گرفته باشند. پس اگر خورشید در آسمان خیلی بالا باشد، هرگز چنین خط مستقیمی درست نمی‌شود، از اینرو رنگین کمان را تنها در صبح زود و یا موقع عصر می‌توان دید.
سایر اسرار رنگین کمان؟
نکته جالب توجه در مورد رنگین کمان این است که یک قطبشگر آن را نامرئی می‌کند. مثلا زمانی که با یک فیلتر قرمز رنگ نور به رنگین کمان نگاه کنیم، فقط زمینه‌ای قرمز رنگ خواهیم دید. علت این امر این است که فقط نور به رنگ قرمز از پولاروید عبور می‌کند و سایر رنگها جذب آن می‌شوند.
موضوع جالب توجه دیگر ، این است که اگر دو نفر کنار هم ایستاده باشند، یک رنگین کمان واحد را نخواهند دید. این قوس هفت رنگ ، کمان دایره‌ای می‌باشد، که سایه سر ناظر مرکز آن دایره است. پس بسته به جای هر فرد و فاصله او تا قطرات باران ، کمانهای متفاوتی خواهیم داشت و هر کس رنگین کمان مخصوص خودش را خواهد دید.

حا داره از عکاس خوش ذوق این اثر هنری هم قدر دانی کنم. خسته نباشی

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com


 نويسنده: بیدار

Samstag, 09.09.06 ساعت 04:08

باستان جان درود
زحمت یکساله من بالاخره به بار نشست.
اگه بدونی که من تودلم مانده بود که یه روزی تو این صفحه اول بشم.
فقط خیلی خوشحالم.

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com


 نويسنده: باستان

Samstag, 09.09.06 ساعت 04:00

آقا یا خانم بیدار....تا بیای تکون بخوری دیگه به هفتمی هم نمیرسی....مگه نمیدونی الهه ی مهر چقدر طرفدار داره؟

 URL:  http://bastanfars.mihanblog.com


 نويسنده: پوتین

Samstag, 09.09.06 ساعت 03:59

عکس و نوشتار و حس و الهه مهر همه عالی . ماشالله .

 URL:  http://www.potin.blogfa.com/


 نويسنده: باستان

Samstag, 09.09.06 ساعت 03:57

راستی از بس عجله کردم یادم رفت بگم...عجب عکسهای قشنگی.........!!!

 URL:  http://bastanfars.mihanblog.com


 نويسنده: بیدار

Samstag, 09.09.06 ساعت 03:57

سلام
خیلی خوشحالم که اولین نفری هستم که تو این پست نظر میدم
بخدا خیلی کیف داره اولی باشی و نظر بدی الان باور کنید خوشحالم نمی دونم چی بنویسم و چه جوری با کلمات بازی کنم
ولی خوشحاااااااااااااااااااااااااااااااااااااالم

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com


 نويسنده: باستان

Samstag, 09.09.06 ساعت 03:56

درود بر شهلاجون...تا این وقت شب بیداری...نازنین؟

 URL:  http://bastanfars.mihanblog.com


 نويسنده: باستان

Samstag, 09.09.06 ساعت 03:55

و من دوم شدم


 نويسنده: بیدار

Samstag, 09.09.06 ساعت 03:52

بالاخره من اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووول شدم

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com