الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Montag, 11.09.06

دوی ماراتون در شهر ما...

درود بر تو:

امروز۱۰ سپتامبر در شهر ما دوی ماراتون بود. که شرکت کنندگانش در تمام شهر می دویدند و نمیدونم چه جور بگم! از جلو و یا بغل و یا پشت، خونه ما هم رد شدند.

Resize of CIMG2924.JPG

خیلی دلم میخواست برم پائین و از نزدیک ببینمشون، ولی هر کار کردم دیدم حالش نیست. باید لباسم را عوض میکردم و می رفتم پائین و چرخم را از پارکینگ در می آوردم و برای دو قدم تا سر کوچه رفتن اینهمه جون بکنم که دو تا عکس میخام از نزدیک بندازم. و از هموین بالکن جانم، هنر نمایی کردم.

Resize of CIMG2925.JPG

خلاصه همونجا در بالکن همراه نوشیدن کافه صبح گاهیم دوربین عکاسی را هم آوردم و رفتم لب، لب نرده ها و عکاسی کردم. حالا صدای بوق و سوت و ... آدم خیلی هوایی می شد که کاشکی من هم پاهام سالم بود و میتونستم با این هم شهریان همراهی کنم.

Resize of CIMG2926.JPG

البته این هر سال است و من خودم را آماده میکنم که برای سال دیگر همراه شوم و در دوی ماراتون بدوم.

خوب چیه مگه؟! چرا اینجوری نگاه میکنی! این خواسته من است و هیچ کاری برای خدا جونم ناممکن نیست. پس بریم به انتظار ماراتون سال دیگر. آخه من با خدای خودم خیلی صمیمی هستم و او هم پس از کلی انتظارکشیدن، در آخر به خواسته های من پاسخ مثبت میده و کلی با هم حال میکنیم.

میدونی من هیچگاه از خدای خودم خسته نشدم و نترسیدم، چرا باید از این مهربونم بترسم آخه؟ شاید ندونی چقدر ماهه و چقدر ما رو دوست داره و هیچ تنبیهی هم برامون در نظر نگرفته و این چرت و پرتهایی که در مورد خدا جون میگن همش بیخود است. من قبول ندارم این حرفها رو...

به شعری از سهراب که ایده من نیز در آن نهفته است،توجه کن:

مادري دارم بهتراز برگ درخت
دوستاني بهتر از آب روان
و خدايي كه دراين نزديكي است
لاي اين شب بوها پاي آن كاج بلند
روي آگاهي آب روي قانون گياه
من مسلمانم
قبله ام يك گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم
در نمازم جريان دارد ماه جريان دارد طيف
سنگ از پشت نمازم پيداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پي تكبيره الاحرام علف مي خوانم
پي قد قامت موج
كعبه ام بر لب آب
كعبه ام زير اقاقي هاست
كعبه ام مثل نسيم باغ به باغ مي رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشني باغچه است...

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی... تا درودی دگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (44 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 00:24
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: مینا

Donnerstag, 14.09.06 ساعت 02:04

جالب بود ! ما هم به روزیم نمی خوای بیای؟

 URL:  http://www.mardan.persianblog.com


 نويسنده: بیدار

Mittwoch, 13.09.06 ساعت 23:36

در هم آغوشی ايمان و عمل: خواستن توانستن است
همانا دل آرام گیرد با نام خدا
زیستن عطا شده است!
در کشاکش لحظه های دربدری؛ دودلی؛ و سردرگمی به آینده تهمت بیهودگی میزنم!
افتخارم این است که در میان مشتی دیوانه ادعای عقل می کنم!
افکار چوبی ام را موریانه های بی روح ِ بی اعتمادی تا انتها جویده اند!
حسادت ریشه های تحرکت را در من خشکانده! تنها تحرکم ادا در آوردن در کنار مشتی ساده لوح است.
که به آواز پوسیده ی درونم کر هستند و به ظاهر رنگینم بینا!
سستی در دل من آشیانی از کم بودن ساخته است! توانایی در من مرده!
نمیدانم برای چندمین بار به این جمله فکر کردم که :
آیا خواستن واقعا توانستن است؟
خواسته های من ناشی از ایمان نیست! زیرا در کتابها خوانده ام که جایگاه شناخت ذهن است و جایگاه ایمان قلب! شاید قلبم مریض است!
شاید روحم آنقدر گناه کرده که گندیده ترین افکار را با کمال میل می پذیرد!
تنها سرپناهم تو هستی... خدا یا میدانم که خود بهتر میدانی!
قلب بیمار من آنقدر به ریا التماس کرده که خلوص احساسم را می شکند!
کمکم کن تا بخواهم!
چون به بقین:
خواستن توانستن است
شهلا جان یه پیشنهاد دارم:
برای آنچه که می نويسی يک مسير خاصی انتخاب کن و هدفمند بنويس ! ببين اکثر آدمهائی که کتابی نوشتند و چاپ کردند اينها همين طور خودکار توی دست نگرفتند و از اول کتاب تا آخر کتاب را فوری بنويسند بلکه اينها دست نوشته هائی برای خود داشتند که مدتهای مديدی بصورت خاطره يا آموخته يا شنيده يا خوانده ٬فراهم کرده بودند و آنها را نوشته و جمع اوری کردند و يک سری تغيیر وتحولاتی دادند و سپس با مشورت اهل فن ٬ صد يا صدو پنجاه صفحه از بين پانصد يا هزار صفخه دست نوشته هاشون را گلچين کردند و کتابی را به اسم .... انتشار دادند. تازه همه افراد ويا خانواده هاشون که به اينترنت دسترسی ندارند که مطالب شما را ببينند . وقتی آمار ها می گويند : از هر ۱۱۰۰ نفر توی تهران ۱ نفر به اينترنت دسترسی دارد توی شهرهای کوچکتر از هر ۳ هزار نفر يک نفر و در بين ميليونها نفر ایرانی در کشور٬جمع انها که اينترنت دارند به صد نفر هم نمی رسد .حالا شما يک سمت وسوئی هدفمند به نوشته هات بده که يک وقتی که اين مطالب به چهارصد پانصد يا هزار تا رسيد بتوانی حداقل يک دهم يا يک بيستم انها را گلچين کنی وچهل تا از اون مطالب را در کتابی به اسم یادگارهای الهۀ مهر يا هر اسم ديگری برای ديگران چاپ کنی و انتشار بدهی ومن به شما قول می دهم که موفق هم خواهی شد...

راستی عکسهایی که گرفتی خیلی زیبا هستند.

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com


 نويسنده: حسام

Mittwoch, 13.09.06 ساعت 22:55

مستان سلامت میکنند..

 URL:  http://www.pantheon.blogfa.com


 نويسنده: صدف

Mittwoch, 13.09.06 ساعت 17:11

تو می دویی مطمینم یه روز ما هم می دویم.

 URL:  http://www.parparandeh.blogfa.com


 نويسنده: اوس پیمان

Mittwoch, 13.09.06 ساعت 17:05

سلام

 URL:  http://ospeyman.com


 نويسنده: منیره

Mittwoch, 13.09.06 ساعت 16:04

برایت آرزوی سلامتی دارم عزیزم، خوب می کنی، فقط امیدت به خدا باشه و هیچ وقت نا امید نشو!

 URL:  http://www.monireh4.blogfa.com


 نويسنده: طاهر

Mittwoch, 13.09.06 ساعت 02:55

درود دوست عزیز
تو ماهی ماه ترم میشی میگی نه صبح به نور خورشید نگاه کن بهت میگه
شعری برات گفتم که بعد برات میگم بدرود

 URL:  http://zaghak


 نويسنده: اوشگول(طنز نویس)

Dienstag, 12.09.06 ساعت 22:45

ایشاله سال بعد آماده میشی...

 URL:  http://oshgool.blogsky.com


 نويسنده: سالی

Dienstag, 12.09.06 ساعت 17:20

ولب من از هفته پیش با خدا قهرم

 URL:  http://saloumeh.blogfa.com


 نويسنده: nima dingaliga

Dienstag, 12.09.06 ساعت 15:02

سلام خاله...ایشالا سال دیگه حتما شمام میری میدوی!منم میام اصلا با هم میریممیدویم که شلوغ تر باشه

 URL:  http://dingaliga.persianblog.com


 نويسنده: پیام

Dienstag, 12.09.06 ساعت 12:38

خیلی خوبه . برای مسابقه بعدی ما هم میاییم تشویق ...

 URL:  http://payamra.com


 نويسنده: پوپک

Dienstag, 12.09.06 ساعت 12:25

امیدوارم بتونی تا سال آینده آمادگی پیدا کنی . شهلا میتونهههههههههههههههه

 URL:  http://poopaksahra.blogspot.com


 نويسنده: پژمان

Dienstag, 12.09.06 ساعت 03:38

●«چای‌تلخ» و پُستی‌تازه‌بعدازسه‌ماه::
●«چای‌تلخ» و مثل‌گُذشته،نوبه‌نوشُدن‌هفته‌به‌هفته::
●«چای‌تلخ» و انتظارحُضور«تو»::

 URL:  http://ryra.blogfa.com


 نويسنده: هاله

Montag, 11.09.06 ساعت 20:39

:* هزار بار

 URL:  http://mithras.org


 نويسنده: سيروس

Montag, 11.09.06 ساعت 19:59

سلام مهر بانو
من برایت آرزوی سلامتی وبهبودی دارم .
تا سالی دگر وماراتونی دگر برای مهر بانو بدرود.


 نويسنده: آشنايي با يك معلول قطع نخاع

Montag, 11.09.06 ساعت 19:48

سلام بر شهلا خانم گل دوست عزيز و بسيار گرامي .
ممنون از لطف بي كرانتان .
من هم خيلي از جمگ نفرت دارم
تو محل قديم ما توي تهران چند موشك خورد زمين
ايشالله به زودي بتونيم با هم بريم ماراتن
لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروت‌هاست
به همه با صداي بلند سلام كنيد

 URL:  http://iran.special.ir


 نويسنده: زوربا

Montag, 11.09.06 ساعت 19:27

سلام ... از اینکه خدا خیلی مهربونه باهات موافقم و با اونهایی که با خدا سر جنگ دارن مخالفم...مهر و دهش از وجود یزدان همیشه تراوش میکنه و هر کی به فراخور خودش میتونه ازش نصیب داشته باشه.... شاد و سرفراز باشی و سپاس به خاطر تبریکات صمیمانه ات.....

 URL:  http://shaly.persianblog.com


 نويسنده: بلفی

Montag, 11.09.06 ساعت 17:23

منتظرم تا عکس از دوی ماراتون خودتون رو ببینم. راستی توی یه نظر خواهی در وبلاگم به نظر محترمتون احتیاج دارم. تشریف بیارین

 URL:  http://www.bellefille.persianblog.com


 نويسنده: سياوش تي (آستان جانان و كلك خيال انگيز)

Montag, 11.09.06 ساعت 16:14

سلام بر بانو الهه مهر
امیدوارم دراینده ای نه چندان دور شاهد دویدن دوستان در پارک شاهنشاهی( ملت) باشم
این یک ارزوی نیست یک یقین هست
موفق باشی

 URL:  http://shahoo121.blogfa.com/


 نويسنده: شهاب

Montag, 11.09.06 ساعت 15:59

حتما همنطوره .. و این خواسته قلبی من هست و با اصرار اونو از خدا خواهم خواست ... ان شاالله !


 نويسنده: فائزه و پیمان

Montag, 11.09.06 ساعت 14:42

در ضمن شهلا جونم ما منتظرت هستیم


 نويسنده: صادق

Montag, 11.09.06 ساعت 14:16

سلام
بگو انشالله

 URL:  http://www.sadegh56.blogfa.com/


 نويسنده: سیمین روزگرد

Montag, 11.09.06 ساعت 12:49

سلام...
شهلا جان معذرت تز این که چند روزی بهت سر نزدم...البته توجیه می کنم!چون سفر بودم و دسترسی به اینترنت هم غیر ممکن بود!آخه آدم اگه جایی بره که کلا موبایل آنتن نده پس طبیعی که تلفنی هم در کار نباشه!!!مثل این غار نشینا!!!...
...به امید خدا که به خواستت می رسی و سال دیگه در دوی ماراتون شرکت می کنی و حتی مقام هم می یاری...
قربانت:سیمین

 URL:  http://ghamnamecimin.myblog.ir


 نويسنده: عاطفه

Montag, 11.09.06 ساعت 12:12

همه تلاشت رو برای سال دیگه بکن دنیا که خبر نمی کنه یکوقت دیدی منم اومدم با هم شرکت کردیم.

 URL:  http://atiyad.blogspot.com


 نويسنده: لیلا

Montag, 11.09.06 ساعت 11:28

خوش به حالت که عاشق خدایی مدتیه تو زندگیم حضورش رو حس نمی کنم

 URL:  http://www.mehr61.blogspot.com


 نويسنده: دزدکی

Montag, 11.09.06 ساعت 11:25

کاشکی بشه سال دیگه با هم تو این مسابقه شرکت کنیم

 URL:  http://dozdaki.blogfa.com


 نويسنده: امید

Montag, 11.09.06 ساعت 10:58

سلام خاله شهلا
مطمئن هستم که سال دیگه شرکت میکنی...غیرممکن ؛ غیرممکن است!

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: ریحانه

Montag, 11.09.06 ساعت 10:25

تی ماراتون قوربان خانم جان!


 نويسنده: سانی

Montag, 11.09.06 ساعت 09:54

عکس ها از روی بالکن هم خوب دراومده
خوبه که امیدواری و همین امیدواری باعث میشه که روی تو هم همراه این دونده ها بدوی.
منتظر اون روز می مونم
مراقب خودت و اون چشمای شهلا باش شهلا جونم :)

 URL:  http://sanimemoirs.com


 نويسنده: هاله

Montag, 11.09.06 ساعت 09:46

راستی شهلا جون نمی دونم چرا اس ام اس من نرسیده . شاید شماره ات رو اشتباه یادداشت کردم . لطفا شماره تو برام آف بذار . ممنون.

 URL:  http://hale1384.persianblog.com


 نويسنده: نیما

Montag, 11.09.06 ساعت 09:44

سلام شهلا جون ممنونم که لطف کردی و سرزدی به من کلی با کوچولو و مامانش داریم حال میکنیم خییییلی ماهه تازگی پوتین ازش عکس گرفته میزارم تو وبلاگم در ضمن خیلی حال کردم از حس و حالی که با خدا داری کاملا با حرفات موافقم خدا خییییلی مااااهههه به شرطی که ما عم به حرفاش گوش کنیم اما در هر صورت دوست داشتنیه بدرود بازم به من سر بزن


 نويسنده: هاله

Montag, 11.09.06 ساعت 09:42

سلام شهلا جونم . احسنت و آفرین به این ایمان و اراده . وقتی می خوندم نوشتی: آدم خیلی هوایی می شد که کاشکی من هم پاهام سالم بود و میتونستم با این هم شهریان همراهی کنم. توی دلم گفتم انشاالله سال دیگه . دیدم خودت هم همین رو نوشتی. فدای خودت و خدای خوبت . دوست دارم .

 URL:  http://hale1384.persianblog.com


 نويسنده: جنگی

Montag, 11.09.06 ساعت 08:57

سلام
با ما منشین وگرنه بد نام شوی
ماهی را هر وقت از آب بگیرن غنیمته
برای شاد بودن فردا دیره از همین امروز باید شروع کنی
من سربازی با سه گلوله تیربار در کلاه خود قسمت پیشانی دیدم با مغز بیرون ریخته که بمن دلداری میداد و به مرگ لبخند میزد و موجب تقویت روحیه بچه ها بود
خوش باشید با این احساسات لطیفتان


 نويسنده: اهري

Montag, 11.09.06 ساعت 07:53

بنازم به اراده ات . آفرين بر تو و اراده اي كه داري .سال ديگه عكساي دوي ماراتن و از نزديك

 URL:  http://1ahari.blogfa.com


 نويسنده: میثاق بنی مهد

Montag, 11.09.06 ساعت 04:22

(تاسیس رادیو ۲۴ ساعته ی سلاچنگ)
سرانجام کار رادیو هم بعداز ماهها تلاش گروه سلاچنگ به ثمر رسید ، و ما دقیقا راس ساعت 3 بامداد 19 شهریور 1385 خورشیدی به وقت ایران پخش برنامه های زنده رادیو را آغاز کردیم . رادیو 24 ساعته ی سلاچنگ نخستین رادیوی مستقل اینترنتی است که تولیدات خود را بر محور مباحث تخصصی هنر و ادبیات پیشرو قرار داده است . توضیحات تکمیلی در باب رادیو را می توانید در سایت اختصاصی (رادیو سلاچنگ ) بخوانید . و همچنین به صورت زنده در همین سایت به رادیو گوش فرا دهید .
.........
شما دوست عزیز را به میهمانی این رادیو دعوت می کنم

 URL:  http://www.weblog.irpoet.com


 نويسنده: پیمان و فائزه

Montag, 11.09.06 ساعت 01:37

همیشه شاد باشی . منتظر ماراتن بعدی هستیم تا شما را در تلویزیون ببینیم


 نويسنده: سيد ايمان (كوروش) ضيابري

Montag, 11.09.06 ساعت 01:35

متشكرم از لطفتون. لينك شما كه از قديم الايام در وبلاگ ما بوده. اين پست رو عرض مي‌كنم:
http://mehrvazh.blogspot.com/2006/09/blog-post_05.html

 URL:  http://kouroshz.blogfa.com


 نويسنده: مریم

Montag, 11.09.06 ساعت 01:21

انشاالله میتونی

 URL:  http://maryamblog.blogfa.com


 نويسنده: هوبور

Montag, 11.09.06 ساعت 01:13

اتفاقا از تو بالکن بهتر شده . یه جور عکس real time

 URL:  http://hobor.blogspot.com


 نويسنده: سمیرا

Montag, 11.09.06 ساعت 00:48

سلام. عکس ها خیلی جالبن... و این مسابقه دو هم! دیدنش هم باید هیجان انگیز باشه! امیدوارم سال بعد بتونی شرکت کنی و اول بشی! / در مورد خدا هم بهتره من هیچی نگم!!!

 URL:  http://samira5.persianblog.com


 نويسنده: سيد ايمان (كوروش) ضيابري

Montag, 11.09.06 ساعت 00:38

سلام... حتماً پست مهرواژ رو در موردم خونديد... خوب، هدف اين طور افراد اينه كه دوستي‌ها رو از هم بپاشونن. موفق هم شدن. مدتهاست كه هم لينك من از وبلاگ شما حذف شده، هم خودتون بهم سر نمي‌زنين. درسته؟

 URL:  http://kouroshz.blogfa.com


 نويسنده: امین

Montag, 11.09.06 ساعت 00:38

هر چند عکس ها رو از بالکن گرفتی ولی بدک از آب در نیومده

 URL:  http://mypage.blogfa.com


 نويسنده: شهره

Montag, 11.09.06 ساعت 00:36

آخ جون اول شدم ...

 URL:  http://www.azkhod-bakhish.blogspot.com/


 نويسنده: شهره

Montag, 11.09.06 ساعت 00:36

مرسی شهلا جون از عکسها و این شعر زیبا ...خیلی شعر قشنگیه . میبوسمت.سبز باشی.

 URL:  http://www.azkhod-bakhish.blogspot.com/