الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Friday, September 22, 2006

لحظات بد و ساعات خوب زندگی...

درود بر تو:

دیروز روز خیلی خوبی بود. با آقای همسر رفتیم تا من کمی برای مسافرت هفته آینده ام، چیزهایی بخرم و در آخر ساعت ۵ بود و وقت نوشیدن کاپوچینوی من، رفتیم در یک کافی شاپ شیک و چون هوا خوب بود بیرون نشستیم و کافه با بیسکویت نوش جان کردیم. دوربینم همراهم نبود وگرنه برایت عکسی زیبا از آنجا میگذاشتم تا ببینی چه جای رومانتیکی است.

159309175_58a9ff8d35_m.jpg

خلاصه من برگشتم منزل و آقای همسر رفتند سر کار. اومدم خونه رسیدم و بتا به دلایلی خیلی حالم دگرگون بود. به خانه ام در نت سر زدم و سپام ها را پاک کردم و یاهوو را باز کردم و دیدم دوستانم بریام آفلاین گذاشتند. آفلاین یکی از بهترین دوستانم رو باز کردم.

موزیک ملایم همراه عکس یک دختر زیبای ژاپنی بود، وای همین حالا که میگم حالم بد میشه، نمیتونستم تصور کنم ولی به یکباره یک عکس وحشنتاک با صدایی بسیار زشت خنده و منم بی حس روی صندلی و ... دخترم از توی اطاقش: مامان این خنده چیه؟ مامان مامان ... ومن لال روی صندلی. تنها کاری که تونستم بکنم صفحه را ببندم. وای خدای من خیلی حالم بد شد. طرلان اومد و به پینگلیش و پس از اون به انگلیسی برای دوستم نوشت که مگه حال مامان من رو نمیدونید چه جوریه؟ این کار ها چیه میکنید؟! خلاصه طرف وقتی فهمید من چقدر حالم بد شده کلی عذر خواهی کرد و قرار شد دیگه من را از لیست زند «توو آل»ش حذف کنه. ولی مگه میتونستم بخوابم، تا چشمام رو میبستم ریخت وحشتناک این زنیکه دیونه میومد جلو چشمم.(هر چند که هنوز هم همینجوریم).

*******از دوستانی که آی دی من را در یاهو لیستشون دارند، تمنا می کنم در اینجور موارد من یکی را فاکتور بگیرند*******

اون خودش میدونه که من این چند وقته چه دوران سخت روحی را گذروندم و میدونم کارش عمدی نبود، آخه وقتی آدم یک فایلی را زند توو آل میکنه دیگه حواسش به روحیات کسانی که در لیستش هستند نیست و اصلن از این دوست نیکم ناراحت نیستم و اشاره من به روحیه خرابم است. ولی از دیشب خداییش خیلی حساس شدم، وقتی همه جا سکوت باشه صدای یه تِــق بیاد می پرم. دیشب هم برای فراموش کردن اون صحنه، موزیک بنیامین*ممن اگه تو تو رودو دو باره... * را با صدای بلند گوش میکردم و عکسهای ایرانم را نگاه می کردم که اون تصویر با صدای ناهنجارش از سرم حذف بشه ولی...

Bild haye shahla 018.jpg

کوور خیلی به من کمک نکرد ولی این رو بهم نشون داد راهی که میخاستم پیش بگیرم خیلی دشوار است. اونجا یا کلًــن اینجا کسی به آدم نمیگه فلان کار را باید یا نباید انجام بدی، بلکه در را باز میگذارند و به عهده خودت و عقلت می سپارند که هدفی که در فکر داری در آینده چگونه دیده می شود و آنرا پیش بگیری و انجامش بدی یا نه! من که خودم را اول راه میدیدم بریدم و نتونستم تنها جلو برم.

آغاز مهر است و جشن مهرگان را پیش رو داریم. در پست های پسینم در این مورد برایت می نویسم. از ایزد یکتا برای همه هم میهنانم روزگاری خوش آرزو دارم.

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیوز زیوی... تا درودی دگر بدرود.


نوشته شده توسط شهلا در ساعت 02:37
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: nazmehr

Saturday, September 23, 2006 ساعت 11:37

شهلا جان دركت مي كنم. من يه بار تصوير سنگسار يه زن رو كه يكي از بچه ها برام سند تو آل كرده بود ديدم و شديدا عصبي شدم.
ازش خواهش كردم ديگه از اين تصاوير نفرسته. ولي خوب اون هروقت چيزي به نظرش زيبا بياد سند تو آل مي كنه و من دقت مي كنم و بر اساس اسمش انتخاب مي كنم كه آيا لينك رو باز كنم يا نه؟

 URL:  http://http//: joojoobams.blogfa.com


 نويسنده: بیدار

Saturday, September 23, 2006 ساعت 01:03

دردا كه اين "ناراحتی "شرح و بيان ندارد ......

می دونی خيلی بده که می دونم ابدی نيستی....مثل تموم لحظه هايی که برام ساختی و من تمام تلاشم رو کردم که ابديشون کنم...ولی نشد..............تا حالا چيزايی که نشدنی بودن تو زندگيم انقدر زياد بوده که......تو هم روی همه اونها.....می دونی خيلی بده که می دونم سنگينی نشدنت خيلی سنگينتر از چیزای ديگه است!!.....می دونی خيلی بده که هم من می دونم هم تو کم کم داری می فهمی.....می بينی شونه هام از حالا داره می لرزه؟!!....شايد فکر سنگينی نبودنت اينجور اونها رو به لرزه انداخته.......می دونی خيلی بده که ما چيزايی رو زودتر از موعد می دونيم.................
ببخشید که یه خورده دیر نوشتم آخه کسی بهم اطلاع نداده بود.

 URL:  http://www.parsehonline.blogfa.com


 نويسنده: Inhome Theater

Saturday, September 23, 2006 ساعت 00:51

9/22/2006 3:18:51 PM
home theater

 URL:  http://www.inhometheater.info


 نويسنده: سيروس

Friday, September 22, 2006 ساعت 23:02

درود بر مهر بانو
اگر از مهر ومهرگان میخوای بنویسی ازاولین روز مدرسه در مهر هم بنویس . نظر وخاطرات دوستان را ازآنها به خوا (اولین روز کلاس اول )پاینده باشی


 نويسنده: شکسته ساز(کیوان)

Friday, September 22, 2006 ساعت 22:06

درود بر شما.
سپاسگزارم که به شکسته ساز سر زدید.دربا ره ی این گونه پیامها باید بگن من تو این هشت سال که تو دنیای نت هستم دو بار این پیام آف لاینهای سند تو آل رو باز کردم.یک بار ویروس اومد و ویندروز رو نابود کرد!و بار دیگه آدی ایم هک شد!پس دیگه توبه کردم هرگز این پیامها رو باز نکنم.حتی اگر برادرم فرستاد!
چشم به راه نوشته های پسین شما هستیم.
پیروز باشید.

 URL:  http://www.shekastesaz.blogfa.com/


 نويسنده: حمید

Friday, September 22, 2006 ساعت 21:35

سلام دوست عزيز

حق باشماست. برای من هم یک بار همین پیش اومد. خیلی جا خوردم.
بهتره واسه هرکسی بدون شناخت روحیات ان فرد براش این جور فابل ها سند نشه.

خوشحال ميشم به من هم سر بزنی.

عشق و حسادت...منتظرتم
[گل][گل][گل]

 URL:  http://www.truelove.blogfa.com


 نويسنده: Farhad abdollahian

Friday, September 22, 2006 ساعت 20:38

حالا بیچاره یه تو ال کردا.......

 URL:  http://lawblog.ir


 نويسنده: شهــــلا

Friday, September 22, 2006 ساعت 17:38

شین جان درود بر تو دوست بسیار خوبم:
من مطرح کردن این اتفاق را بهانه خوبی دیدم برای اینکه از تک تک دوستانم تمنا کنم برایم چنین فایلهایی را نفرستند.
از تو نیز به هیچ عنوان ناراحت یا دلگیر نیستم، در آخر پستم نیز به آن اشاره کردم.

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: منیره

Friday, September 22, 2006 ساعت 17:29

گاهی اوقات بعضی ها یک چیزهایی می فرستند که واقعا راجع به آن فکر نمی کنند، که آن چیز را برای کی می فرستند!

 URL:  http://www.monireh4.blogfa.com


 نويسنده: ش

Friday, September 22, 2006 ساعت 14:51

سلام شهلایی .. عزیز دلم .. من غلط کردم .. خوبه ؟! حاا حتما باید مارو رسوای عالم و آدم کنی ؟! فدات شم .. من خیلی وقته هر چی ازین خرت وپرتا برام میاد واسه همه میفرستم .. و این اولین دفعه هست که متوجه ترس و انزجار تو میشم .. بازم معذرت میخوام .. منو ببخش ... دیگه تکرار نمیشه .. فدای تو نازنینم ! :*


 نويسنده: سجاد

Friday, September 22, 2006 ساعت 13:37

سلام * حق باش شماست خیلی وقتها آدم با اینطور فایلها اعصابش به هم میریزه مخصوصا وقتی که حال روحی مناسبی اصلا نداشته باشی * منهم یک بار این اتفاق برایم افتاد وقتی که حالم اصلا خوب نبود یکی یک عکس برام فرستاده بود باز کردم عکس تصادف خیلی وحشتناک و نبودن نصفی از سر یک بچه بود کلی اعصابم به هم ریخت برای همین حس شما را درک می کنم * راستی خیلی وقته به من سر نزدی خوشحال میشم یک سر هم به من بزنی با اینکه می دونم سرت خیلی شلوغه راستی یک سوال می شه بپرسم کجا زندگی میکنی ؟ * شاد باشید

 URL:  http://www.sajjad22b.persianblog.com


 نويسنده: )بچه‌مخفي

Friday, September 22, 2006 ساعت 13:05

بی زحمت دفعه ی بعد یا خاطره ای رو از فضای رومانتیک تعریف نکنید، یا اگه تعریف میکنید لطفا همراه با عکس باشه که ما بتونیم چشمامون رو ببندیم و خودمون رو اونجا تصور کنیم!:))
والا!!:))

 URL:  http://www.Invisible-Kid.com


 نويسنده: مينا

Friday, September 22, 2006 ساعت 12:54

سلام

اغاز مهر علم و دانش بر شما مبارک

برای مو فقیتمان دعا کنید

منتظر دیدارتان هستم

 URL:  http://www.khateratekodaki.blogfa.com


 نويسنده: لیلا

Friday, September 22, 2006 ساعت 12:44

من که همیشه واست چیزهای خوب خوب می فرستم حواسم جمعه. راستی عزیزم چرا نمی یای ایران دلم هواتو کرده(بوس)

 URL:  http://www.mehr61.blogspot.com


 نويسنده: صادق

Friday, September 22, 2006 ساعت 12:30

سلام
این افلاینها مثل ترقه انداختن زیر پای مردم میمونه

 URL:  http://sadegh56.blogfa.com/


 نويسنده: امید

Friday, September 22, 2006 ساعت 11:31

سلام آفلاین رو بیخیال/کافی شاپ ...این مکانی که میشه توش نشست و درست و حسابی فکر کرد/و میشه راحت با یکی دوست شد/....دلم واسه کافی شاپهای ایران تنگ شده!!!/

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: شهره

Friday, September 22, 2006 ساعت 11:22

سلام شهلای عزیز راستش رو بخوای من از این نوع آفلانینها خیلی گرفتم ...میدونم چی میگی من که حال و احوالم روبراهه هر بار چند ساعت و حتی یکی دوروزی طول میکشه تا دوباره قیافه زنی که از شبیه فیلم جن گیره رو فراموش کنم . بنظرم اصلا شوخی خوبی نیست مخصوصا که ممکنه گاه بچه هم در کنار آدم ایستاده باشه. اینه که توجه میکنم هر وقت فیلم اولش آروم و خیلی لطیفه میدونم که چنین چیزی بعدش میاد. خطرناکه خیلی ممکنه آدم خدای نکرده یهو آنفاکتوس کنه . مراقب خودت باش عزیز . حتما اگر فرصتی بشه برات زنگ میزنم . میبوسمت. سبز باشی.

 URL:  http://www.azkhod-bakhish.blogspot.com/


 نويسنده: ساني

Friday, September 22, 2006 ساعت 10:52

منم خوشم نمياد از اين نوع آف لاين ها به خاطر همين خيلي از اين آف ها رو اصلا باز نمي كنم
مراقب خودت باش

 URL:  http://sanimemoirs.com


 نويسنده: سیمین روزگرد

Friday, September 22, 2006 ساعت 03:42

سلام...
فکر می کنم حدود یک ماه قبل من هم چنین سایتی رو برای ادد لیستم (سند تو ال)کردم!اما این طور که معلومه خوبختانه مال من باز نشده و شما از طرف یکی دیگه دریافتش کردین!!!!راستش چون من با دیدن این جور تصاویر فقط می خندم احساس می کنم دیگران هم باید مثل خودم باشن!!!!!!
...راستی سفر به کجا شهلا جان؟
ویه سوال دیگه...من دو سه بار تو یاهو می خواستم این نکته رو بگم که احتمالا پی ام نمی رسید...من اگه بخوام از طریق تلفن با شما صحبتی داشته باشم و از حالت باخبر بشم اجازه دارم؟!
قربانت:سیمین

 URL:  http://ghamnamecimin.myblog.ir


 نويسنده: بلفی

Friday, September 22, 2006 ساعت 03:26

ماشالا همیشه به سفر. امیدوارم بهتون خوش بگذره. والا منم که اعصاب قوی دارم و ریلکس هستم، اگه ازین تصاویر ببنیم تا چند ساعت به هم می ریزم. دیگه چه برسه به شما. خیلی مراقب خودتون باشید.

 URL:  http://www.bellefille.persianblog.com


 نويسنده: مهسا

Friday, September 22, 2006 ساعت 03:06

واای واای خاله یه بار منم اینجوری شدم توو نت - یه صفحه با عکس یه اتاق قشنگ که دو سه دقیقه بعد تبدیل شد به یه عکس وحشتناک با یه جیغ بلند که زهر بنده هم یه هوو ترکید

 URL:  http://khiabooni.blogsky.com


 نويسنده: علی

Friday, September 22, 2006 ساعت 02:51

من که از همون روز اول گفتم که این یاهو مسنجر همش دردسر هست و گرفتاری ... از این کاپوچینو و بیسکویت گفتی هوایی شدم. .. حالا مسافرت کجا دارید میرید؟... خوش بگذره.

 URL:  http://lostdreams.blogfa.com/