درود بر تو:
بهت قول داده بودم که عکس هایی از یزد را اینجا برایت بگذارم. پس از بازدید از اصفهان همراه دوست نیکم به یزد سفر کردیم. وقتی رسیدیم، دوست گلم از من پرسید: هتل سنتی یا مدل جدید میخواهی بری، منم که عاشق مکان های سنتی هستم گفتم بریم یک هتل قدیمی. به هتل یا «کاروانسرای مشیر»رفتیم که خیلی مکان زیبا و برای منِ سنتی پسند، خیلی جالب بود.
هنگام ورود به داخل راهروي هتل ،اين عکس را از بالاي در ورودي گرفتم.

اين راهروي ورودي هتل است که با قاليچه هاي قديمي و بالش هاي بته جغه دوزي، تزئین شده بود.( خب کاروانسراي توريستي بود)

اینهم حیاط زیبا و سر سبز کاروانسراست.

و اما برای ناهار تصمیم گرفتیم به رستوران بریم که قرعه به رستوران مهر افتاد. آنجا نیز با تمام دکوراسیونی که داشت برای من خیلی جالب بود.

حیاط رستوران مهر که پر از آثار قدیمی و کاسه، کوزه ها، اجاق سه شعله و سماور هایی که از زمانهای دور و عهد عتیق است، دکور بندی شده بود.

و اين خود رستوران است، با مجموعه اي از اجناس سنتي و مدرن

اين هم بادگير نام دارد که در زمان هاي قديم، بهتر از کولرهاي امروزي، کاربرد داشتند. میدونی تمام دیوار ها کاهگلی و با رنگ بژ و سفید شده بودند.

البته این تابلو به صورت افقی وصل بود و من عمودی ازش عکس گرفتم.

وارد اطاق های رستوران و هتل میشدی بو و حال وهوای قدیم رو داشت . ولی اجناس را به شکل و قیافه امروزی و جدید در آورده بودند که مورد توجه توریستها قرار بگیره و آنهایی که از خارج می آیند خود را در ایران قدیم فرض کنند.
خلاصه که باز هم «هوبور» جان دستت برای همه خوبی ها و محبت هایت درد نکنه، سپاس از تمام زحماتت نازنینم.
((هر جا که برم مهربونی هات پیش رومه))
به جای جایِ ایران عشق می ورزم و همه ایران سرای من است.
در پناه خدای مهر تندرست، شاد و بر همه مشکلات پیروز زیوی... تا درودی دگر بدرود.