الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Mittwoch, 27.12.06

از زلزله بم سه سال گذشت

درود بر تو

بد بختانه به دلیل اسباب کشی اینترنتی، نتونستم دیروز، به روز بشوم و یک پست در مورد یاد بود بَََََََََََــــــم بنویسم.

بله، سه سال پیش در ۵ دی ماه لرزشی سهمگین مردم بـــم را بی سر پناه کرد. مادر و پدر هایی زیر آوار جان باختند و فرزندان کم سن خود را به اجبار در این دنیا تنها گذاشتند. باید یه نظری به کارها و کمک های خود بیندازیم و ببینیم چقدر برای این بچه ها مثبت بودیم و چند بار؟! آخه برخی از مردم اگر روزی فلان تومن کمک کردند فکر میکنند تمام شهر بــم دیگه ساخته شده و کسی نیاز به هیچی نداره.

راستی کجا بودی وقتی این خبر تلخ رو شنیدی؟ من بیچاره که در اخبار تلویزیون اینجا وقتی دیدم داشتم پر پر میزدم و هیچ کاری از دستم بر نمیومد جز دیدن آوار، اجساد و گریه... اومدم نشستم جلوی نت و گزارشهای مختلف در مورد زلزله بم می دیدم، تا با سایت مهندس پیمان سعیدی آشنا شدم. عکسهایی که در سایت گذاشته بود مئنای حقیقی بد بختی و ذلت رو میرسوند. همینجور گریه می کردم و دستم به هیچ جا بند نبود، با یکی از دوستان هم بلاگریم حرف زدیم و اون دختر نیک هم برای کمک فردای روز زلزله بلند شد رفت بم و از اونجا یه جورایی با هم رابطه بر قرار می کردیم. تا شهر عفونی شده بود و او هم الفرار که به تهران برگرده، بیچاره چون با عجله تصمیم گرفته بود بره بم، به محل کار نگفته بود و در نتیجه پس از بازگشتش فهمید که از کار هم بی کار شده است.

به هر روی باز جای آن دارد که دست پر محبت مهندس پیمان سعیدی، بنیانگذار و موسس موج پیشرو، و بانوی نیک شون و همکارانشون افرادی که تمام زحمات خرید و برنامه ریزی و اقدامات کمک رسانی... به بچه های یتیم خونه با ایشان است را به دوستی و محکم بفشاریم.

در مورد بم هر چه بگویم کم گفته ام، تو خودت میدونی که چه کمکهایی برای بازماندگان ارسال شد و چه چیزهایی باید می شد ولی ...

به امید روز های شاد و پر از انرژی و باز سازی... تا درودی دگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (20 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 06:51
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: Taghy Oamny

Donnerstag, 08.02.07 ساعت 12:02

Love comes quickly, whatever you do


 نويسنده: شاهین

Sonntag, 04.02.07 ساعت 06:21

گه تواین وب لاگ


 نويسنده: حسین رونقی ملکی

Freitag, 29.12.06 ساعت 09:51

جای دوری نبودم
در این شهر
در کنار غمی که نمی توانستم آن را به زبان بیاورم
در روزگاری که از بودن در آن شرمم می شود
در روزگار مرگ انسانیت
که همه به فکر خود هستند و بس
همه به فکر خوشی و گذران روزگار خویشند
از چه می گی شهلا از چه ؟

 URL:  http://14tir.blogspot.com


 نويسنده: محمد

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 12:18

vagheyan ke roheshon shad va man bazar bodam ke shnidam va vagheyan bayese tasof shod vali...

 URL:  http://---


 نويسنده: سمیرا

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 10:23

روز وحشتناکی بود که هنوز خاطره اش کافیه که تن ادمو بلرزونه و چقدر سخت تره اگه ادم اون شهر رو بعد از زلزله دیده باشه.... نمیدونم حالا اوضاعش چه شکلیه.. امیدوارم بهتر شده باشه.....

 URL:  http://samira5.persianblog.com


 نويسنده: شهره

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 10:08

اونروز هیچوقت یادم نمیره شهلای عزیز . یکروز قبل از تولدم ...سال بعدش دقیقا در همینروز یعنی پنجم دی ماه تسونامی هزاران نفر رو از بین برد. بخاطر همین این دو تاریخ رو (باضافه تاریخ دیگری که سال عموی منه و دقیقا در پنجم دیماه پارسال بوده) هیچوقت فراموش نمیکنم . امیدوارم که روح همه رفتگان شاد باشه . بقول خودت به امید روز های شاد و پر از انرژی و باز سازی...
سبز باشی شهلای گل .

 URL:  http://www.azkhod-bakhish.blogspot.com/


 نويسنده: اهري

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 08:04

تنها تونستم امروز وبلاگ موج پيشرو رو در بلاگنيوز و بالاترين لينك بدم
امروز همه توانايي ام همين بود
زنده و سلامت باشين

 URL:  http://www.1ahari.blogfa.com


 نويسنده: دولتشاهي

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 08:00

سلام . در پستي كه راجع به ناصر عبداللهي نوشتيد شايد بيست بار سعي كردم ولي نتوانستم ارسال كنم الان هم براي اطمينان اول سلام فرستادم .
اولا كه از شما گله داشتم چندين بار پيام گذاشتم حتي زماني كه در ايران بوديد . دوست داشتم از نزديك شما رو ببينم ولي اصلا جوابي دريافت نكردم .
به هر صورت مهم نيست اگه صد بار ديگه جواب ندهيد باز هم سر ميزنم و جوياي احوالتان هستم . هر وقت يادم باشد دعا ميكنم تا سلامتيتان را بدست آوريد .

 URL:  http://dolatshahi.com


 نويسنده: دولتشاهي

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 07:56

سلام

 URL:  http://dolatshahi.com


 نويسنده: توتیا

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 07:40

والا باز هم 5 دی زلزله امد این روز صدایش در نمی اورند

 URL:  http://www.schahed.blogspot.com


 نويسنده: وارطان

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 04:37

شهلا جان
بم هنوز هم همانطور است که بعد از زلزله. بچه هایی که از نزدیک دیده اند وضعیت را فاجعه بار می خوانند. دلیل هم دارد...بگذریم.

 URL:  http://jomhour.org


 نويسنده: وارطان

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 04:33

یه آشنای عزیز!
اگر آشنا هستی که ادرس قبرستون رو خوب باید بلد باشی. بلد هم نباشی بیا خودم ادرس یک قبرستون خوب رو نشونت می دم که آنجا شاید کمی تربیت هم یادت بدهند.

 URL:  http://jomhour.org


 نويسنده: ریخت و پاش

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 03:22

سلام خاله
ولی همون زلزله باعث شد یه سریها به یه نوایی برسن

 URL:  http://www.ramtin2004.blogfa.com


 نويسنده: یه آشنا

Donnerstag, 28.12.06 ساعت 02:04

تو وبلاگتون ننوشتی اهل کدوم قبرستونی هستی ؟


 نويسنده: سي

Mittwoch, 27.12.06 ساعت 10:13

شاد باد روح تمام هموطن های که در آن روز دردناک بار سفررا بستند و رفتند .درمورد بازماندگانشان وخرابیهای شهر شرمندگی برای دولتمندان .


 نويسنده: امید

Mittwoch, 27.12.06 ساعت 08:17

قرار بود يك سال بعد از زلزله ... بم قشنگترين شهر ايران باشد!!! وعده هاي پوشالي!

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: زیتا

Mittwoch, 27.12.06 ساعت 08:01

سلام.آی که براستی دنیای بدی است.آدم ایرانی باشد و روی نفت راه برود و گرسنه و پا برهنه باشد.
اعترافات مختصر و مفیدی داشتی((:
حالا تابستون اگه خدا بخواد،من میرم ایران،میای با هم بریم؟

 URL:  http://www.ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: یه تنها

Mittwoch, 27.12.06 ساعت 07:32

salam dost aziz

mamnonam az lotfeton man dar yeki az shahr haye shomali iran zendegi mikonam
movafagh bashid
bye

 URL:  http://deltang2006.blogfa.com/


 نويسنده: آقا خره

Mittwoch, 27.12.06 ساعت 07:19

اول بذار من اول بشم !! بعد میام و سر دل سیر مینویسم !


 نويسنده: دانیال

Mittwoch, 27.12.06 ساعت 07:16

من سر کلاس دانشگاه بودم که یکی از بچه ها اومد و گفت......... خیلی سخت بود و باور نکردنی....... تا مدتها از اون حادثه حرف میزدیم ..... تا اینکه۲-۳ ماه بعد فرهنگسرای نیوران نمایشگاه عکسی برگزار کرده بود و همچنین دکور ساده اما صمیمی............اونجا دلم ریخت با اینکه مدتها گذشته بود .....عکسها دل هرکسی رو میشکوند و قبرهای نمادین....... الآن هم که یدم میاد دلم میلرزه ........ و مخصوصا اون عکس معروفی که یک پدر جسد دو بچه اش رو به دوش داشت یا اجساد در صندوق عقب یک پیکان و ..........چقدر غم انگیز و.... خدا بیامرزه اونهایی که اونجوری رفتن اما ........متاسفانه مسئولان خوب عمل نکردند و بسیاری وعده ها راکد موند و یا دزدان بیرحمی که هدایارو میدزدیدند..... من همینقدر میدونم اما این روهم میدونم که غم اونها بسیار بیشتر از اینها بود و تحملش چقدر سخت ........ ولی شد آنچه نباید میشد ...... خداکنه وضعشون اگه بهتر هم نمیشه لااقل بدتر نشه


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!