الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Sunday, May 13, 2007

در ایران به من چه و چگونه گذشت؟!

درود بر تو :


همین امروز ۱۳ مِی ، ۲۳ اردیبهشت به آلمان باز گشتم. مانند هر بار سفر بسیار خوبی داشتم. از دوستان گلم که در بازدید نمایشگاه همراهیم کردند و همچنین دوستانم که برای دیدن من از شهرستان به تهران آمدند سپاسگذارم، ولی از آشنایانی که وعده دیدار داده بودند و نیامدند، خیلی گله مند هستم. البته از برخی شان، چون بنا به دلایل منطقی نتواستند به دیدار بیایند دل گیر نیستم.آخه اولین روزی که به تهران رسیدم، یا بهشون زنگ زدم یا اس ام اس فرستادم که من اومدم و... روز آخر هم خداحافظی کردم، که به من گفتند: حالا که میخواهی بری!؟ بابا بنده همون روزهای اول با شما تماس گرفتم، و با گرفتن چنین جوابی هیچ نگفتم و تنها کمی تا قسمتی دلخور شدم... فکر کنم این مورد نیز مربوط به دوستی های تاریخ مصرف دار، باشد.


www.4irooni.com


حالا از لب دریا برات بگم که به عنوان یک میهمان یا توریست ایرانی خیلی از کثیفی ساحل حالم گرفته شد. از خودم پرسیدم دلم میخاد بدونم که این مردم نیک در میهنم آیا در خانه هاشون نیز اینقدر تمیز و مرتب هستند؟!!!! خوب همراه بردن یک کیسه پلاستیک و جمع آوری زباله در آن، مگر چقدر سخته؟ این اولین دلخوری بود و پس از بازگشتم از شمال نیز، بد بختانه هنوز ادامه داشت. که چرا باید« ما افراد معلول» در مسافرت و بین راه از داشتن 1 توالت به قول معروف، فرنگی محروم باشیم. یا پیاده روهای زیبا و بسیار یک دست و صاف که به این دلیل مجبور به عبور از خیابان هستیم. یا اداراتی که در ساخت آن هیچگونه دقتی به افراد معلول یا بیمار نشده و اول کار باید از چند پله بلند بالا رفته تا به این اداره وارد شد. یا برنامه های تلویزیون که هیچ دقتی به آشنا شدن مردم با بیمارنی که بیماری خاص مانند«ام اس» دارند نمیشود. خلاصه خیلی موارد دیگر بدین گونه...



البته در این عکس ها از جای بسیار نزدیک به لب آب که تمیز تر از 10 متر دورترش است، برداشته شده. آخه مگه نمیگن، از ماست که بر ماست؟ چرا گرون کردن اجناس را تا به حد قیمتهای موجود در اروپا بالا می برند ولی امکانات 0 . خوب ایجاد جاهایی که ما بیماران خاص نیز در آن عبور و مرور کنیم زیباست. هم خدا رو خوش میاد و هم بنده هایش را... هنوز خیلی حرف برای گفتن دارم ولی چون خیلی خسته ام و به استراحت نیازمندم، تا همین جا بسته... اگر از حالم بخواهی بدونی، باید بگم هنوز زیاد خوب نیستم و در راه رفتن نیاز به کمک دارم که البته دکترم گفتند که به هیچ وجه نباید عصبی بشی و از ویتامین استفاده کن، داروها داره کار خودش را انجام میده و نیاز به وقت و صبر است. و از آنجایی که در بهبودیم به کمک خدای خوبم خیلی امیدوارم، میدونم که در انتخابم اشتباه نکردم و در رسیدن به هدفم که تندرستیم است باید استقامت داشته باشم و نشکنم.



لب دریا که بودم، تمام وقت این آهنگ از (رضا صادقی) جونم گوش میکردم:


لب دریا رو به موجها روی نیمکت تک و تنها


توی رویا با خیالت زندگی رو زنده هستم


لب دریا عین موجها باز به یادت می خروشم


تا بفهمی خیلی وقته اینجا منتظر نشستم...


در همینجا از دوستان همدردم که بخاطر دیدارمون با هم خیلی زحمت کشیدند و با تمام سختی، حالا با ویلچر یا با... برنامه گذاشتن تا همدیگر رو ببینیم، بسیار سپاسگذار هستم.


به اینجا نگاهی بکن: بر گرفته از بلاگ ویولت


در پناه یزدان تندرست شاد و پیروز زیوی.... تا درودی دگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (36 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 08:21
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: دلبرشیرین

Monday, January 14, 2008 ساعت 18:58

سلام.من از رابطه شماها با هم واقعا کف کردم
خوشحال میشم منو هم از خودتون بدونین

 URL:  http://www.delbarshirin.blogfa.com


 نويسنده: دلبرشیرین

Monday, January 14, 2008 ساعت 08:48

سلام

 URL:  http://www.delbarshirin.blogfa.com


 نويسنده: حميد

Saturday, May 26, 2007 ساعت 09:24

شهلا جون سلام
منم حرف مريم پارسي رو تاييد ميكنم (ازماست كه بر ماست)
اين ماييم كه مي تونيم محيط زندگيمون رو براي خودمون بهشت يا جهنم كنيم
موفق باشي
خدا نگه دار


 نويسنده: رضا

Wednesday, May 16, 2007 ساعت 10:44

شهلاي عزيز سلام
اميد وارم سفر بهت خوش گذشته باشه وممنونم كه به من سر زدي

هميشه شاد باشي

 URL:  http://kaveh1621.blogfa.com


 نويسنده: مرضی

Wednesday, May 16, 2007 ساعت 01:36

آخه مردم خودشون فضاهای طبیعی رو آلوده می کنند.. .و خیلی بی رحمانه هم این کار رو می کنند

 URL:  http://worldblue.persianblog.com


 نويسنده: زیتا

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 10:50

سلام.خوش اومدی.تمیزی دیگه ربطی به دولت نداره،مربوط به ذات ما هست که بفکر دیگران نیستیم و تنها بخودمان فکر میکنیم.دولت هم برخاسته از خود ماست


 نويسنده: امید

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 09:37

شهلا خانم امیدارم همه چیز رو به راه باشه که من بتونم امسال شما را ببینم.

 URL:  http://omid66.blogfa.com


 نويسنده: شهره

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 09:34

سلام شهلا جان رسیدنت بخیر . امیدوارم که خوش گذشته باشه بااینکه از کامنتی که برای امید گذاشته بودی احساس دیگری داشتم . بگذریم حتما باید در فرصتی بهت زنگ بزنم . از هفته دیگه مدرسه ها تعطیلن و من کمی سرم خلوت میشه حتما میزنگم . مراقب خودت باش عزیز . میبوسمت . شب و روزت خوش . سبز باشی.

 URL:  http://www.azkhod-bakhish.blogspot.com/


 نويسنده: امید

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 09:18

خوش به حالت شهلا خانم.ان شاالله یه روز ما هم بتونیم بریم ایران. مشکل فقط کاش مشکلات سیاسی بود.همین مشکلاتی که شما گفتی مگه چقدر کار نیاز داره تا درست بشه؟

 URL:  http://omid66.blogfa.com


 نويسنده: عاطفه

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 08:17

سلام شهلای عزیز
خوبی؟، رسیدنت بخیر، منو بگو که حتی نمی دونستم ایران بودی، عجب دوستی داری.
امیدوارم که هر چه زودتر بهتر بشی. حیف نمی دونم چرا فقط عکس اول رو برای من نشون می ده.
شاد باشی. :)


 نويسنده: عاطفه

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 07:56

سلام شهلا جون. امیدوارم خیلی خیلی بهت خوش گذشته باشه. خیلی دلم می‌خواست ببینمت حتی برنامه‌م این بود که اون روز بیام نمایشگاه منتها این روزا که تازه رفتم سرکار اونقدر برنامه‌های کار و درس و پروژه قاطی شده که ... فکر کنم از آپ کردن وبلاگم هم پیداست! به هرحال خیلی خیلی معذرت می‌خوام خانم!

 URL:  http://atiyad.blogspot.com


 نويسنده: دزدکی

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 07:50

>D:<

 URL:  http://dozdaki.blogfa.com


 نويسنده: پیمان

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 07:47

سلام خاله
ای کلک منظورتون که من نیستم
آخه من شماره شما رو دیدم ولی حقیقتش تا بقیه آف لاین هامو خوندم دیگه یادم رفت یادداشتش کنم
دوم اینکه درگیر یه سری کار بودم که حسابی فکرم مشغول بود
البته تا حدودی شما هم در جریانش هستیداااا یادتون میاد؟؟؟؟
حالا واسه دیدارتون میام آلمان


 نويسنده: سوسن جعفری

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 05:31

به اقا رضا و دخترها هم سلام برسان ... اینا واسه اینه که ببخشی من رو ها!


 نويسنده: سوسن جعفری

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 05:30

نه! ... حق داری ... پایین نوشتی شماره ... اما ... من کوتاهی کردم ولی جداً اگر سعید می‌گفت که این همه می‌مونی حتماً یه کاری می‌کردم ببینمت ... هر چند از من خیلی دور شدی ولی همیشه از سعید حالت را می‌پرسم ... مراقب خودت باش ... می‌بوسمت.


 نويسنده: سوسن جعفری

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 05:28

سلام شهلاجان ... سعید نگفت این همه می‌مونی وگرنه من هم تهران بودم تا شانزدهم، می‌شد بیام ببینمت. البته این عکس ائل گلی را که گذاشتی به گمانم تبریز هم آمدی نه؟! ... حالا من گله بکنم؟!


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 05:17

سلام و رسیدن بخیر

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com/


 نويسنده: تارا

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 02:05

سلام/جالبه که می کوبید می ایین برا نمایشگاه!

 URL:  http://www.salha.blogfa.com


 نويسنده: فاطی

Tuesday, May 15, 2007 ساعت 01:38

ما هم کلی ناراحتیم .. چون شیراز نیومدی که

 URL:  http://fatik.blogspot.com


 نويسنده: توتیا

Monday, May 14, 2007 ساعت 11:51

حیف من الملن بودم ولی من ۲۶ اپریل امدم حیف ندیدمت

 URL:  http://www.chahed.blogspot.com/


 نويسنده: عمو اروند

Monday, May 14, 2007 ساعت 11:32

زیاد دل‌خور مباش که بسیارند این‌چنین کسان. متاسفانه این نوع برخوردها و تعارفات به نوعی در فرهنگ جامعه‌ی ایرانی، جا باز کرده است. گفتن و عمل نکردن، گلایه‌کردن و انتظار داشتن.

 URL:  http://amooarvand.blogspot.com/


 نويسنده: bache sosol

Monday, May 14, 2007 ساعت 11:22

salam shahla khanom
az inke dar iran be shoma khosh gozashte khoshhalam
omid varam movafagh bashid


 نويسنده: mehdi torabi

Monday, May 14, 2007 ساعت 10:33

سلام وعرض ادب
عزیزجان خوشحال میشم به چکاد سر بزنی.

 URL:  http://www.earthart.pearsianblog.com


 نويسنده: maral

Monday, May 14, 2007 ساعت 09:18

اولا که خیلی خوشحال شدم از آمدنت و خوشحالتر که سفر بهت خوش گذشته و ناراحت از اینکه نتونستم بیام ببینمت . من بعد از اون حادثه هنوز اند خم یک کوچه ام . مشکلات اطرافم خیلی خیلی زیاد شدن عزیزم . دوستی های من تاریخ مصرف ندارن . مواظب خودت باش . به امید دیدارهای بعدی

 URL:  http://shekastesokoot.persianblog.com


 نويسنده: مريم

Monday, May 14, 2007 ساعت 09:15

بعضي وقتها بعضي يارها خوبند
خوب و بد داره :)
شادكام باشيد

 URL:  http://danub.blogfa.com


 نويسنده: پانته آ

Monday, May 14, 2007 ساعت 09:11

به به، رسيدن به خير شهلا جان!

 URL:  http://mirrors.blogfa.com


 نويسنده: سیر

Monday, May 14, 2007 ساعت 08:29

درود بر مهر بانو
بسیار حرسندم که سفر خوب وخاطره انگیزی به وطن داشتی وتوانستی دوستان وهمدردان مهربانمان را ببینی وخوشحالم که پر انرژی هستی پس با انرژی ایران پیش بسوی بهبودی . شاد و پاینده باشی بدرود

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


 نويسنده: بلفی

Monday, May 14, 2007 ساعت 05:21

یعنی منم جزو تاریخ مصرف دارها هستم؟ باور کن بغضم گرفت


 نويسنده: حامد

Monday, May 14, 2007 ساعت 04:48

سلام-بر شهلا
خیلی حیف شد-من از وقتی که مدرسه هم میرفتم اغلب دیر میرسیدم.کاشکی خبر دار میشدم.چندوقتی بود که به دوستان نمیتونستم سر بزنم.ببخشید.این فرصت رو از خودم ضایعش کردم.حالا دیر مشده ما میایم آلمان...اگه اشکال نداره...امیدوارم هر جا هستی سلامت باشی.شاد باش و دیر زی

 URL:  http://mycity.blogfa.com


 نويسنده: نسيم

Monday, May 14, 2007 ساعت 04:36

باعث افتخارم بود شما را از نزدیک دیدم و چه شب خوشی بوس

 URL:  http://nasim.special.ir


 نويسنده: ویولت

Monday, May 14, 2007 ساعت 04:32

ممنون عزیزم از لطفت بوس بوس


 نويسنده: سام الدین ضیائی

Monday, May 14, 2007 ساعت 04:11

سلام بر شهلای عزیز... امیدوارم که شاداب تر از همیشه سفر خوبی را یشت سر گذاشته و جای ما را هم خالی کرده باشی...آرزومند سلامتی ات

 URL:  http://sameddinziaee.persianblog.com


 نويسنده: نغمه

Monday, May 14, 2007 ساعت 02:32

hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii


 نويسنده: سانی

Sunday, May 13, 2007 ساعت 11:42

خوشحال شدم این بار هم سعادت دیدارت رو داشتم. خیلی مراقب خودت باش به امید دیدارهای بعدی


 نويسنده: sani

Sunday, May 13, 2007 ساعت 11:40

khosh hal shodam in bar ham forsate saadate ro dashtam :* kheili moraghebe khodet bash be omide didarhaye badi :)


 نويسنده: kiarash

Sunday, May 13, 2007 ساعت 10:33

moteasefam
man iran nabodam
mesle hamishe


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!