الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Wednesday, June 13, 2007

نکنه کمک به بچه های یتیم بم یادمون رفته!؟

دیدم آقای سعیدی«مدیر مسئول موج پیشرو» نتونستند برای بچه ها پول کافی برای هزینه های لازم بچه ها جمع کنند. خیلی رفتم توی فکر... آخه موقعیت جسمی خودم زیاد خوب نبود و نتونستم کاری براشون بکنم، در نتیجه از شما دوست نازنین کمک می طلبم، تا شاید با کمکهای یکدیگر لبی را از بچه های یتیم در بم و با یاری موج پیشرو به خنده بگشائیم. کپی کامل از نوشته آقای سعیدی برایت اینجا آوردم:

سفر خرداد در پرده ای از ابهام

كمكهاي دريافتي ما كفاف سفر رو نمي دهد. هزينه هاي جاري ما براي رفتن و برگشتن حتي براي سفري همچون سفر تابستان هم خيلي زياده.

فكر كرديم كه يه مقداري خريد كنيم و با پست بفرستيم، ترسيديدم كه ندهند دست بچه ها. آخه يه بار كه يه جعبه موز رو به امانت گذاشته بوديم اونجا كه بعدا بدهند به بچه ها

به دستشون نرسيده بود. خوب ديگه اونجوري هم كه شما فكر كنيد كه ما با يه تعداد فرشته بعنوان مديريت اونجا طرفيم نيست گند كاريهاي متداول همه جا و اونجا هم هست. بنابراين از خير پست گذشتيم.

اما اگر بخواهيم برويم آنجا

شام رو بايد پيتزا بخريم اخه بچه ها سه ماه منتظر پيتزا هستن

لباس فوتبالي و كفش و ساق بند و دستكش فوتبالي هم كه الزامي است. خوب جايزه اونهايي كه شاگرد اول شدن هم كه هست. كوچلو ها هم سفارش روسري براي مادراشون دادند

و ...

خوب چه كنيم ؟

نريم ؟

بذاريم مهر بريم ؟

صبر كنيم ؟

تا كي ؟

پناه بر خدا

شايد توكلمون كم شده !

نميدونم

سعيدي

533093687_a389d03df31.jpg

آقای سعیدی، خدای این بچه های یتیم در بــــم نیز بزرگ است. کاشکی همه مانند شما به خداوند توکل داشتند. باز هم برای بچه ها کمکی تهیه و برایشان اهدا میکنیم.

تندرست، شاد و پیروز در پناه یزدان بزرگ زیوید... بدرود.


نظر شما چيست؟ (9 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 09:03
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: kiarash

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 12:50

رد بزرگی از دست دادن همه چی و همه کس در یک شب
این حقه نیست که حداقل از یه رفاه کم بر خوردار بود؟

اگه مزازع کشاورزان افات می رسه 70% انها بیمه دارند
و زیر ثوشش هستند
این بچه ها درس نخونن چی می شن؟
فرزندان خود ما می تونن در کنار درس شغل داشته باشند؟
در سن 15 16 سالگی!
درس بخونن تا ما هیگیر شوند وگرنه نابود می شن
شمایی که اینگونه برداشت می کنی
احتمالا یه بار خودت و جای اون بچه ها
و خونوادشون نزاشتی

 URL:  http://www.kabodedarya.persianblog.com


 نويسنده: خاطره

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 10:46

زود فراموش مي شوند!! افراد كمي هستند كه هنوز فراموش نكردند

 URL:  http://khaterehkh.blogsky.com/


 نويسنده: مسعود

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 10:37

واقعا خیلی بی بند وباریه من زمان زلزله جزو هلال احمر بودم و به بم اعزام شدیم ۲ روز هم فرودگاه کرمان بودیم نمیدونید چه دزدی هایی میشد از وسایلی که از خارج میومد .
به نظر من بهترین کار اینه که خود گروه برن وسایل و به دستشون برسونن و چیزی نفرستن چون اگه بفرستید به هیچ وجه نمیرسه و همه چی هپل هپو میشه

 URL:  http://ejazeh.blogfa.com


 نويسنده: پیام

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 10:17

باید دست بدست هم بدیم ...

 URL:  http://payamra.com


 نويسنده: ظهری

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 10:12

سلام به شهلا خانوم عزیز
این زلزله بم نمیدونم چه خاصیتی داشت که همه اش رو بورس بود وقضیه اش تمومی نداره در جاهای دیگه ایران قبل از بم وبعد از بم ،زلزله وسیل آمد اما هیچ وقت روی بورس نبودن مثل بم
همین امسال در جاهایی از ایران تگرگ وباران های سیل آسا کل محصول بعضی از روستاییان رو از بین برد بچه های اون کشاورزان شاید سرپناه داشته باشن ولی از نظر تغذیه مناسب در عذاب خواهن بود
میگن ماهی نباید به مردم بدین بلکه ماهیگیری رو باید به مردم یاد بدن یه بسته موز(یه کارتن نه صد کارتن)مث افرادی میمونه که مثلن فرداش که میخاد بنزین گرون شه میره باک ماشین رو کامل پر میکنه وهر چی ظرف ودپه داره رو هم پرمیکنه .... خب بالاخره چی بشه آخه


 نويسنده: سعیدی

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 07:51

با سلام بر شهلاي عزيز
خوش بختانه به لطف خدا هزينه هاي اين سفر به لطف دوستان تامين شد كه شرح ماوقع را بر روي وبلاگ گذاشتهايم و به اميد خدا ما هفته آينده به سفر بم خواهيم رفت .
از شما و دوستان وبلاگ نويسي كه ما را با دادن لينك و نوشته هاي با محبتتان همراهي نموده ايد سپاسگذاريم و برايتان آرزوي موفقيت و سلامتي داريم .
در ضمن شهلا جان از دوستان وبلاگ نويس درخواست نموده ايم كه با توجه به تامين هزينه هاي اين سفر لينك جمع اوري كمك ها را از روي وبلاگهاشون بر دارند . به اميد ديدارتان در وطن
سعيدي

 URL:  http://www.mojepishro.ir


 نويسنده: بیدار

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 05:39

درسی از پروانه
یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده در پیله نگاه کرد.سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد ، اما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود. آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد ، چون انتظار داشت که بالهای پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت کنند.
هیچ اتفاقی نیافتاد!
در واقع پروانه بقیه ی عمرش به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند. چیزی که آن شخص با همه مهربانیش نمیدانست این بود که محدودیت پیله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به بالهایش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پیله بتواند پرواز کند.

گاهی اوقات تلاش تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم.
اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم.

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.
من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.
من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهیچه داد تا کار کنم.
من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.
من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خدا به من فرصتهایی برای محبت داد.

" من به هر چه که خواستم نرسیدم... اما به هر چه که نیاز داشتم دست یافتم"

دوستان بیاید بدون ترس زندگی کنیم، با همه مشکلات مبارزه کنیم و همه ما یقین داشته باشیم که میتوانیم بر تمام مشکلات غلبه کنیم.

 URL:  http://www.parseh1384.blogfa.com


 نويسنده: puyahe

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 03:05

کاش این اتفاق بیفته که همه دوباره به بمی ها کمک کنن . فاجعه خیلی بزرگ بوده . نباید به این زودی ها فراموشش کرد

 URL:  http://puyahe.blogspot.com


 نويسنده: parisa

Wednesday, June 13, 2007 ساعت 01:53

سلام شهلا جونم!
مرسی گلم!
لطف کردی اومدی!
قربونت!
سی یو!

 URL:  http://21mehr.blogfa.com


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!