نويسنده: افسون |
Saturday, July 26, 2008 ساعت 13:10 |
سلام عزیز. براتون آرزوی سلامتی میکنم اما یاد خدا شفا دهنده است و اگر مایل بودید به سایت طب قرانی رجوع کنید مطالبش بسیار خوبه |
نويسنده: فریماه |
Friday, February 8, 2008 ساعت 19:22 |
ایا نصیب و قسمت برای انتخاب همسر واقعیت دارد؟ |
نويسنده: سیدمحمدرضا خطیبی |
Wednesday, October 17, 2007 ساعت 11:42 |
سلام
خیلی حال کردم
|
URL:
http://srezasan.blogfa.con
|
نويسنده: شبنم |
Friday, June 29, 2007 ساعت 05:15 |
سلام خوشکل خانم برات آرزوی سلامتی میکنم و دعا میکنم خداوند بهت تحمل بده ... |
URL:
http://hcl.blogfa.com
|
نويسنده: عمو اروند |
Thursday, June 28, 2007 ساعت 08:55 |
آنچه موجب شادی من میشود، عشقی است که تو بزندگی داری و اعتماد به نفسی است که در وجود تو میبینم. تصادفن میهمان عزیز ما نیز از جوانی گرفتار دردهای متعددی شده است و او نیز مثل تو مملو از اعتماد به نفس است و مثبت اندیش. همیشه نکات مثبت زندهگیاش را بزرگ میکند که خود موهبتی است که متاسفانه همهی انسانها از آن برخوردار نیستند.
قوی باش! سرنوشت ما در دست خود ماست. مطمئن باش که کسی آینده را برای ما نقش نمیزند. |
URL:
http://amooarvand.blogspot.com/
|
نويسنده: ماندانا |
Thursday, June 28, 2007 ساعت 08:43 |
امان از بیماری |
URL:
http://mskhamosh.blogfa.com
|
نويسنده: پونی |
Thursday, June 28, 2007 ساعت 07:43 |
صادق نوشته همه چی منظمه و توتیا نوشته قسمت رو خودمون تعیین میکنیم
چه نظرات نا بخردانه ای
تو باید این حرفارو تحمل کنی؟
خیلی صبوری |
URL:
http://pppooonnnyyy.blogfa.com/
|
نويسنده: پونی |
Thursday, June 28, 2007 ساعت 07:39 |
کاش اینچنین نبود
کاش تمام درداتو مرهمی بود
دلمو بدرد آوردی
من واسه دوستام شادی میخوام
بیا و شاید تبسمی کردی |
URL:
http://pppooonnnyyy.blogfa.com/
|
نويسنده: حامد |
Thursday, June 28, 2007 ساعت 03:38 |
سلام و ثنا بر شما
این خوبه که ما قبل از اونی که سرمون بیاد حرف دل هم رو بفهمیم.من همیشه برات آرزوی بهروزی میکنم.شاد و تندرست باشی |
URL:
http://mycity.blogfa.com
|
نويسنده: حميد |
Wednesday, June 27, 2007 ساعت 09:28 |
خب باز هم آرزوي سلامتي و هزار تا آرزوي خوب ديگه براي شما
و هميشه خندون باشي حتي توي سختيا |
URL:
http://www.hatef1.blogfa.com
|
نويسنده: ابهام |
Wednesday, June 27, 2007 ساعت 06:14 |
سلام شهلا خانم. از اینکه دیر جواب شما را دادم شرمنده. زیاد به وبلاگ ابهام عکس سر نمیزنم. انشاالله که بلا دور باشه. این بیماری ام اس نیست؟ اگر خدایی ناکرده همین باشه یکی از دوستانم میتونه کمکت کنه. |
URL:
http://:www.ebhamlink2.blogfa.com
|
نويسنده: ارس |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 12:39 |
به اراده ی قوی شما و انگیزه ی بالاتون تبریک میگم.
موفق باشید |
URL:
http://www.arasava.blogfa.com
|
نويسنده: سوک سوک |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 12:29 |
آرزوم اینه که در پناه خدای بزرگ به سلامتی کامل برسی. |
نويسنده: صادق |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 12:01 |
سلام
تو اين دستگاه منظمي كه ما به اسم دنيا ميشناسيمش به نظر من همه چيز به هم مرتبطه
ممكنه اين همه درد و رنجي كه ميكشي چميدونم بخاطر خوردن يك غذاي مسموم يا قرار گرفتن در مقابل يك اشعه ناجور باشه
بنظرم مطمئنا اين بيماري عكس العمل بدن است در برابر يك اتفاق ناجور كه هنوز علم به آن درجه نرسيده كه اين عمل و عكس العملها را كشف كند ولي بالاخره يكروزي ميرسد |
URL:
http://sadegh56.blogfa.com/
|
نويسنده: امید |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 09:47 |
سلام شهلا جان...من احتیاج به کمکت دارم.من یک تحقیق دانشگاهی دارم در مورد ام اس ! ازت خواهش میکنم که هرچی لینک مفید فارسی و انگلیسی در مورد این بیماری میشناسی به من ایمیل کن./مخصوصا داستان زندگی یک شخص(که میتونه خودت هم باشی)به من کمک میکنه...فقط من اینو تا چهارشنبه بعد از ظهر میخوام...ممنون میشم. |
URL:
http://omid66.blogfa.com
|
نويسنده: توتیا |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 08:23 |
قسمت را ما خودمان می سازیم |
URL:
http://chahed.blogspot.com
|
نويسنده: نسيم |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 05:03 |
سلام شهلا از لطف بیکرانت ممنون همیوپاتی را قطع کردم |
URL:
http://nasim.special.ir
|
نويسنده: همون |
Tuesday, June 26, 2007 ساعت 01:10 |
...... (''''(`-``'´´-´)'''')
..........).....--.......--....(
..............(6..._...6).../
........./........(..0..)....;.
........__.`.-._..'='..._.-.`.__
..........'###.,.--.,.### .'.../
....../__))####'#'###(((_
......#############
........############
..........#########.../
...__/...../..######....
(.(.(____)....`.#.´..(____).).) تقدیم به تو
موفق باشی به ما هم سر بزن |
URL:
http://www.derakhteboluri.blogfa.com
|
نويسنده: هانیه |
Monday, June 25, 2007 ساعت 12:04 |
اینم بخشی از زندگیه ... امیدوارم سلامتیتون رو دوباره به دست بیارید
شاد باشید |
URL:
http://www.hani-s.blogfa.com
|
نويسنده: عالم |
Monday, June 25, 2007 ساعت 11:23 |
عزیزم از سرنوشت نمیشه فرار کرد و بقول شاعر
گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقه مهر بدان مهر ونشان است که بود
همیشه سالم وتندرست باشی عزیز |
URL:
http://www.360.alam_masy.yahoo.com
|
نويسنده: مریم... |
Monday, June 25, 2007 ساعت 11:05 |
سلام شهلا عزیز
فقط می تونم بگم که باید تسلیم اراده خدا بود من مطمئنم که خدا این همه درد و رنج رو برای بنده خوبش نمی خواد ولی حتما حکمتی تو کارش هست
و به قسمت کاملا اعتقاد دارم |
URL:
http://msvayedeletanha.blogfa.com
|
نويسنده: دزدکی |
Monday, June 25, 2007 ساعت 09:16 |
چقدر دلم واسه این خانم مهربون تنگ شده!!!! |
URL:
http://dozdaki.blogfa.com
|
نويسنده: نازخاتون |
Monday, June 25, 2007 ساعت 08:22 |
اميدوارم که سلامتی کامل و حسابی رو دوباره پيدا کنی عزيزم.چقدر هم خوشحال شدم که صورت ماهت رو ديدم... |
URL:
http://nazkhatoun.com
|
نويسنده: نازخاتون |
Monday, June 25, 2007 ساعت 08:16 |
شهلا جون نازنينم پس مارتسی پان درسته نه مارتزی پان :) بالاخره در يک مورد ما اختلاف عقيده داريم:) بوسسسسسس |
URL:
http://nazkhatoun.com
|
نويسنده: سیر |
Monday, June 25, 2007 ساعت 08:04 |
درود بر مهر بانو
این محبت الهی است که شما این بیماری و مشکلاتی را که نوشتی می شناسی .
میلیونها انسان در دنیا هستن همگی بیمارند خودشان نمیدانند ...؟؟؟
برای اینکه میتوانی راحت دردت را بیان کنی و امکانات زندگی که داری خدا را سپاس دار و پر امید و پر انرژی باش همدرد مهربان . شاد و پاینده باشی بدرود . |
URL:
http://a30yab.blogfa.com
|
نويسنده: سعید |
Monday, June 25, 2007 ساعت 05:32 |
من چندان به نصیب و قسمت اعتقاد ندارم چون یک انسان در هر شرایطی میتواند با همت و تلاش پیشرفت کند. |
URL:
http://www.rangink.blogspot.com
|
نويسنده: ماکان |
Monday, June 25, 2007 ساعت 03:43 |
امیدوارم هر چه زودتر خوب شین |
URL:
http://www.datumfreedom.blogspot.com
|
نويسنده: شادی(واسه عاشقا مینویسم) |
Monday, June 25, 2007 ساعت 03:23 |
سلام وبتون قشنگه پیش منم بیا منتظرم |
URL:
http://www.shadimehrabon.blogfa.com
|
نويسنده: نازنین - گل یخ |
Monday, June 25, 2007 ساعت 01:39 |
دلنشین و زیبایی خانمی....
من همیشه دنبال این بودم ببینم کی خوشبخته....و تو مدتی که کم هم نبود فهمیدم همه مشکل دارند و خوشبختی این نیس که مشکل نداشته باشی ...اینه که داشته هات رو دوس داشته باشی و شاد باشی!!!
انشالله که بلا دور است و شفا نزدیک.... |
URL:
http://nazanin55.blogfa.com/
|
نويسنده: خزان |
Monday, June 25, 2007 ساعت 01:04 |
سلام...
چي ميشه گفت..گاهي چيز هايي كه خيلي دور و بعيد به نظر ميان..ناگهاني خيلي نزديك ميشن...ولي باز هم...تندرست و سلامت باشين...
شاد باشين |
URL:
http://khazani.blogfa.com
|
نويسنده: ظهری |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 12:53 |
سلام شهلا خانوم
نوشته رویا رو تایید میکنم |
URL:
http://bustansaribakhsh.persianblog.com
|
نويسنده: بلفی |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 12:48 |
خوشگل خانوم اینا رو مینویسی من دلم میترکه. این چیزا رو نگو. همه چیز درست میشه. در ضمن واقعن که مثل اسمت شهلایی. |
نويسنده: تولتک |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 12:23 |
شهلا جان. همه آدمها به خاطر زندگیشان دارای مشکلات فراوان هستند. حتی کسانی که به نظر من و شما در ناز و نعمت و راحتی و آسایش زندگی می کنند. من با آدمهای زیادی از طبقات مختلف و ملیت های مختلف در این رابطه ها صحبت کرده ام وکسی را بدون مشکل ندیدم (یا مشکل جسمی یا دردهای روزمر ه ی زندگی). به نظرم این جزء جدایی ناپذیر زندگی ست و باید باهاش کنار اومد. یه نکته دیگه اینکه همه ما زمانی در زندگی خود را از نظر روحی و جسمی برترین و بهترین می دانستیم و اصلا احتمال درد و ناکامی را خیلی دور می دیدیم. اما گذشت زمان و چرخش چرخ سرنوشت نشان می دهد که درد لازمه زندگی ست. در هر صورت موفق باشی. |
URL:
http://toltek20.blogspot.com
|
نويسنده: شری |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 11:02 |
سلام به شما
در جائی خوندم که:
..." بعضی از رنجها گنج اند, بعضی از دردها دُرّ اند و بیماریهائی هستند که بیداری اند."
دردها فقط یک نشانه اند تا ما رو آگاه کنند که یه جائی یه عدم هماهنگی در زندگی ما وجود داره... البته این شاید فقط یک بُعدش باشه...
یه کتاب خوب پیشنهاد می کنم: « شفای زندگی»
نوشته لوئیز هِی ترجمه گیتی خوشدل.
شاد باش و دیر زی دوست عزیز |
URL:
http://www.baghekhial.persianblog.com
|
نويسنده: عادله |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 10:42 |
الان حالتون خوبه ؟
راستی چقدر زیبا هستید . |
URL:
http://khabidarhayahoo.persianblog.com/
|
نويسنده: سانی |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 09:27 |
نمی دونم چی بگم به قسمت اعتقاد دارم ولی. دلم برات تنگ شده بود خوب شد عکسو گذاشتی خوبه عکساتو دارمااااااااااااااااااااا :)) |
نويسنده: ننوس |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 08:57 |
آره واقعاْ منم خیلی به این موضوع فکر می کنم که چرا قسمتم این چنینه
ولی خوب چه می شه کرد |
URL:
http://nanus.persianblog.com/
|
نويسنده: خاطره |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 08:42 |
سلام
بعضی وقتا آره... قسمته مثل بیماری...اما همه چی رو هم نمیشه گردن قسمت انداخت.
فکر میکنم بیماری برای اینه که بفهمیم چقدر در برابر مشکلات مقاومیم ... هنر میخواد |
URL:
http://khaterehkh.blogsky.com/
|
نويسنده: سیمین روزگرد |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 08:30 |
چی می شه گفت؟!! |
URL:
http://ghamnamecimin.myblog.ir
|
نويسنده: توتیا |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 08:25 |
به نظر من قسمت را میشه عوض کرد ولی اراده قوی می خواهد |
URL:
http://chahed.blogspot.com
|
نويسنده: مرضی |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 06:40 |
اول بگم که: بسیار زیبا هستید ماشاءالله
دوم هم : گاهی من هم به این قسمتها فکر می کنم...
یادم می یاد یک مسآله ای رو از خودم خیلی دور می دیدم و اصلاً برای من غیر قابل هضم بود
دقیقاً همون برام اتفاق افتاد. |
URL:
http://worldblue.persianblog.com
|
نويسنده: امید |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 06:32 |
آیا از سلامتی نعمت بالاتر دیگری هم هست؟ من از خدا به خاطر تمام ناشکری هام عذر خواهی میکنم... |
URL:
http://omid66.blogfa.com
|
نويسنده: صدف |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 05:54 |
سلام خانمی اول که وبلاک زیبایی با قلم زیباتری دارین از اشناییتون خوشبختم امیدوارم همیشه مثل این عکس زیبا و با طراوت باشی |
نويسنده: بیدار |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 05:38 |
سلام الهه مهر
اميدوارم هيچگاه حرمت قلم شکسته نشود زيبانوشتی نازنين حق است که شما را استاد بنام نقل است که:
مردی که مداد درست میکرد مدادی را برداشت تا در جعبه بگذارد اما قبل از آن به مداد گفت: 5 چیز است که میخوام بدانی قبل از اینکه تو را به جهان بیرون بفرستم میخواهم این 5 چیز را بفهمی و هرگز فراموش نکنی در این صورت میتونی بهترین مداد دنیا باشی.
اول: کارهای خیلی زیاد از دست تو بر میآید اما فقط در دست یک نفر باید قرار بگیری تا بتونی آن کارها را انجام بدی. دوم اینکه گاهی تجربه ی دردناک خراشیده شدن خواهی داشت اما برای اینکه مداد بهتری بشی باید این درد را تحمل کنی. سوم اینکه بسیاری از اشتباهاتو میتونی درست کنی. چهارم مهمترین قسمت تو وجود تو درون توست و پنجم روی هر سطحی که قرار بگیری باید اثری بر آن از خودت به جا بگذاری و تحت هر شرایطی به نوشتن ادامه بدی، مداد فهمید و با هدفی پا به جهان بیرون گذاشت .
وقتی حکایت فوق را با سر گذشت شما مقایسه می کنم نتیجه می گیرم که : آدما مثل این مدادن و خدا آن مرد مدادساز. یادمون باشه به این پنج تا نکته عمل کنیم و اجازه ندیم مشکلات زندگی مارو از پا بندازه یا خدای نکرده ناامیدمون کنه.
موید و سرفراز باشی. |
URL:
http://www.parsehonline.blogfa.com
|
نويسنده: هاله |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 05:15 |
سلام شهلا جون...چقدر خوشحال شدم که عکست رو دیدم...این بیماری بد جوری خوشگل پسنده!!!
می بوسمت.... |
URL:
http://www.haleh2004.persianblog.com
|
نويسنده: آشنايي با يك معلول قطع نخاع |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 04:57 |
سلام بر شهلا خانم گل دوست عزيز و بسيار گرامي .
ممنون از لطف بي كرانتان .
همچنين شما غم و قم :) نبينيد خوش بشنويد و خوش بگرديد
شما توي خواب هاتون خودتون را تندرست ميبينيد يا بيمار
البت خانم ها كلا بيمارند
و
آقايان كلا تكميل
لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروتهاست
به همه با صداي بلند سلام كنيد
|
URL:
http://iran.special.ir
|
نويسنده: علی |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 03:12 |
خیلی کار خوبی کردی که این عکس خندان را گذاشتی. به امید اینکه شاد باشی و همیشه خندان. |
URL:
http://lostdreams.blogfa.com/
|
نويسنده: نسرین |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 02:45 |
درود بر شهلای نازنین و خوش چهره و مهربان.خودمانیم هم چقدر بدبیاری آوردی،ولی همیشه من اینجور مواقع وقتی به قسمت و سرنوشت فکر می کنم،با خودم می گم می تونست بدتر از اینها هم باشه.
برایت آرزوی سلامتی و شادکامی می کنم. |
URL:
http://meinexile.blogspot.com
|
نويسنده: سیر |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 01:35 |
درود بر مهر بانو
همدرد گرامی من روز گذشته برگشتم خانه فعلا خسته خسته هستم .
تا بعد بدرود شاد و پاینده باشی |
URL:
http://a30yab.blogfa.com
|
نويسنده: مجتبی |
Sunday, June 24, 2007 ساعت 01:16 |
من به راست یا .... بودن حرفت کاری ندارم ولی در مورد قسمت یه رجوعی به اشعار شاعری که شعرش را نوشتی بنداز اون میگه
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بدار
موفق باشید |
نويسنده: شهره |
Saturday, June 23, 2007 ساعت 11:57 |
شهلای عزیز منهم به تقدیر و سرنوشت اعتقاد دارم ولی همیشه از خودم میپرسم که چرا باید بعضی ها اینقدر نامروتی های زندگی رو بچشند ... و بقیه در ناز و نعمت زندگی کنند و هیچ دغدغه ایی نداشته باشند . با اینکه این قسمت از داستان زندگیت رو خودت هم برام تعریف کردی باز اینقدر درهم و برهم شدم که نمیدونم چی بگم ؟؟؟ فقط میبوسمت و برات آرزوی بهبودی دارم خوشگل خانوم . سبز باشی . |
URL:
http://www.azkhodbakhisch.blogspot.com
|
نويسنده: رویا |
Saturday, June 23, 2007 ساعت 11:52 |
به صاحب عکس یه این زیبایی نمی یاد مشکل خاصی داشته باشه.بزنم به تخته:ی |
URL:
http://www.hoviyat.org
|
|
لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
|
|
پس از يکبار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يکبار کليک کافيست!
|
|