الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Samstag, 11.08.07

آقا خره جونم اینا...

درود بر تو :

ایشون که میبینید آقا خره دوست خوب من است. پارسال خریدمش و میخواستم بیارمش ایران ولی یادم فراموش رفت. اومدم دیدم اینقدر ناراحت بوده و غصه خرده که اصلن بزرگ نشده.

Resize%20of%20Bild%20haye%20tavalode%20Shirin%200260.jpg

ولی از شوخی گذشته باید بگم که هر کدام باید برای یک چیزی ناراحت باشیم، اونجا شما دارید می پزید و اینجا در شمال غربیNRW آلمان سِیلی اومده که بیا و ببین. البته خدا بخاد امروز و فردا ما روزهای خورشید خانم را دیدیم...

Resize%20of%20untitled.bmp

در اخبار دیدم که بر اثر بارندگی زیاد، مردم بیچاره که به مسافزت تابستونی در داخل آلمان بودند بد بختانه از بد شانسی شون با بارندگی و سیل مواجه شدند.

آدم همیشه باید سپاسگذار داده های خداوند باشد. حالا چه سیل، چه گرمای طاقت فرسا چه...

نمیدونم ولی چرا میدونم که چِم شده چون خیلی دلم گرفته. یکی از دوستانی که از ایران برگشته میگفت هوای تهران خیلی خوب شده بود، چون مردم به دلیل کمبود بنزین کمتر با ماشین های شخصیشون به خیابانها می آیند!!!

آژانس دیگه خیلی کم میاد دنبال آدم وقتی ماشینی سفارش میده، تاکسی در خیابانها کم یاب شده و بقیه اش را لابد خودت بهتر از من میدونی. پرواز هواپیما ها آز آلمان نیز سه هفته پس از حرکت یا «تحریم» انگلیس به جهت رفت و آمد هواپیما هایی که به ایران و از ایران هستند ممنوع کشد وقتی داشت این حرفها رو میزد بلند وگفتم«لال شی شهلا» آخه تو چرا اون حس بدت را بر زبان آوردی؟ دوستانم در نمایشگاه ازم پرسدند کی دوباره میایی؟! من: حالا حالا ها نمیام ایران، و یکی از دوستانم گفت تو میگی، ولی برای تولدت در 21 مهر ایرانی...

برای همین استرس ها هم است که به هیچ عنوان روی تندرستی به من نمایان نمیشود. میدونی حال روحیم خیلی به هم ریخته، برای همه چیز نگرانم، آخرش چی میشه؟ هی میگم خدایا چرا ما رو فراموش کردی پس؟!شاید میخاد امتحانمون کنه!آخه مگه ایران چه گناهی کرده که همیشه باید جواب این امتحان ها رو پس بده؟!

چون زلف تو ام جانا
در عین پریشانی
چون باد سحرگاهی
در بی سرو سامانی

تا درودی دگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (23 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 08:31
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: bqhzcejkxp

Samstag, 24.11.07 ساعت 12:39

But it could've been a lot different for Smith, a model during The Methodist Hospitals' ReStart Center's fourth annual Weight Loss Showcase and Celebration at Avalon Manor on Saturday. Having just left Hartsfield Village Nursing Home in Munster a week ago after a three month recuperation, her weight loss surgery saved her life as she's been planning it. "The doctors told me that if I'd have gone in at 200 pounds more (or the weight she's lost since the surgery), I'd have never left the nursing home," said Smith, who sat stage side with a walker. "I just turned 68, and there's no way I'm ready for that." Each of the nine models showed their pride as they walked the stage. Dessa Rattray, soon to graduate from Ball State University, said she'll feel more...http://wl-site.com/


 نويسنده: ارس

Montag, 13.08.07 ساعت 11:15

سلام شهلا جان
زیاد فکرش رو نکن همه چیز خل میشه یا به طریق ریاضی یا توسط یک قاشق و یک لیوان آب
به من هم سر بزنید خوشحال میشم
موفق باشید

 URL:  http://ARASAVA.BLOGFA.COM


 نويسنده: سیمین روزگرد

Montag, 13.08.07 ساعت 10:48

چه می شه کرد...آره هوای تهران هم پاک شده هم خنک!
اصلا هر کی می گه گرممه دروغ می گه!آخه مگه میون این همه سردی کسی هم باید از گرما بناله؟!

 URL:  http://ghamnamecimin.blogsky.com


 نويسنده: بهزاد

Montag, 13.08.07 ساعت 10:22

سلام،
خیلی ممنون که به منم سر زدین. اون پست در حد یک شوخی بود. معلومه که این جوریام نیست.
راستش ما ایرانی ها آدمای بسیار صبوری هستیم و این صبوری بعضی وقت ها کار دستمون می ده. همونطوری که سر قضیه ی بنزین داده. از این بدترشم سرمون بیارن به این زودیا منفجر نمی شیم. مرسی و موفق باشی

 URL:  http://bachehlandan.persianblog.ir


 نويسنده: امید

Montag, 13.08.07 ساعت 06:09

آره راست گفتی! جدی ما ایرانی ها چه گناهی در زندگی قبلیمون کردیم که باید الان به عنوان یک ایرانی این همه در روز به خاطر خبرها زجر بکشیم؟

 URL:  http://omid66.blogfa.com


 نويسنده: ریخت و پاش

Sonntag, 12.08.07 ساعت 12:48

سلام شهلا صد دفعه گفتم بیا شنا کردن یادت بدم بدرد این موقع ها میخوره دیگه
راستی این خره چقد واسه من اشناست انگار یه جا دیدمش

 URL:  http://ramtin2004.blogfa.com


 نويسنده: نگين شيــراز

Sonntag, 12.08.07 ساعت 11:13

سلام خانم گل .. نبينم شهلا ي عزيز ما حال روحيش بد باشه ها .. بذار يه چيزي در مورد داداش دو قلوي اين آقا خره بگم شايد لبت كمي به خنده باز بشه عزيزم ...
يكي از واحد هاي ساختمون ما يه پزشك جراحه كه حدود چهل و دو سه سال داره اما تا دلت بخواد عاشق عروسك و اسباب بازيه !!
طوري كه به خانمش ميگه اسباب بازيهاي منو از مال ايليا جدا كن ! ( ايليا پسر دو سالشه ) !!
يه بار رفته بود مركز خريد ستاره فارس و يه خري عين هميني كه تو عكسشو اينجا گذاشتي توي ويترين ديده بود .. به فروشنده گفته بود اينو ميخوام فروشنده گفته بود اون خرابه ديگه هم نداريم ولي اگه پولشو بدي برات يه دونه نگه ميدارم ...
خلاصه اين جناب دكتر هم پولشو داده بود و از اون به بعد روزي دو سه بار زنگ ميزده به فروشنده كه آقا خر منو آوردي ؟ خر منو آوردي ؟؟ فروشنده هم ميگه آقا جان هر وقت آوردم بهت زنگ مي زنم ...
القصه اين آقا دوكي ما چند روزي ميره جهرم واسه چند تا عمل چشم .. فروشنده زنگ ميزنه خونه شون كه :
خرتون آماده س ! لطفا بياين ببرين !
همسر جناب دكتر هم ميگن كه خودشون شيراز نيستن وقتي اومدن ميان خرشونو ميارن خونه !!
فروشنده عصباني ميشه كه : اي بابا ! ايشون منو ذله كرد بس كه گفت خر منو بيار .. خر منو بيار ! حالا هم بهشون بگين زودتر بيان خرشونو ببرن !!!
همسر جناب دوكي هم گفته بود : آقا جون كاه و يونجه كه نمي خواد كه ! نگهش دار تا خودشون بيان ببرن !!
طرف هم كه از اون پرروهاي روزگار بوده ميگه :
كاه و يونجه نميخواد آبجي ولي صداي عرعرش شبها نميذاره بخوابيم آخه !!
خنديدي شهلا جون ؟ يا بي مزه بود ؟ بخند ديگه !

 URL:  http://www.sepideh51.blogfa.com


 نويسنده: نسرین

Sonntag, 12.08.07 ساعت 06:56

چه الاغ خوشگلی :) شهلا جان امیدوارم حالت بهتر بشه و بتونی بری ایران.راستی این وبلاگت چند روزی بود برای من باز نمی شد.مشکل از منه یا برای خودت هم همینجور بود؟...می بوسمت و شاد باشی.

 URL:  http://meinexile.blogspot.com


 نويسنده: ماندانا

Sonntag, 12.08.07 ساعت 06:38

بدبختانه استرس شده قسمت عمده ذهن و زندگی ما

 URL:  http://mskhamosh.blogfa.com


 نويسنده: ماکان

Sonntag, 12.08.07 ساعت 05:05

همه جا از این مشکلات پیدا میشه... تو ایران یه ذره خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بیشتر از بقیه جاها!

 URL:  http://datumfreedom.blogspot.com/


 نويسنده: بلفی

Sonntag, 12.08.07 ساعت 02:42

من منتظرم بیایی. روز تولدت سه روز بعد از تولد کامیاره. امیدوارم برای تولد کامیار باشی.


 نويسنده: شهاب

Sonntag, 12.08.07 ساعت 01:17

راستی

با اجازه لینکت کردم

:-)

 URL:  http://shahab-asheghtanha.blogfa.com


 نويسنده: شهاب

Sonntag, 12.08.07 ساعت 01:07

سلام

متشکرم

نظرات قشنگت فکرم رو تکون داد

راستی غرق نشی یه وقت

 URL:  http://shahab-asheghtanha.blogfa.com


 نويسنده: سانی

Samstag, 11.08.07 ساعت 11:38

منم یکی از این خرا دارم :دییییی خیلی نازه هر جا میرم یواشکی با خودم می برم در مسافرتهای ظولانی
امیدوارم به زودی ببینمت ضمنا فکر و خیال زیاد داری شهلا جون خودتو اذیت می کنی یه کم راحت تر باش

 URL:  http://felfelkoochooloo.blogfa.com/


 نويسنده: عمو اروند

Samstag, 11.08.07 ساعت 11:26

شهلا جان این آقا خره همونه که وبلاگ هم می‌نویسه؟

 URL:  http://daftaab.blogspot.com/


 نويسنده: وارطان

Samstag, 11.08.07 ساعت 11:23

عرض ادب و احترام شد شهلا جان!
امیدوارم شاد باشی و سلامت با یک دنیا انرژی مثبت.
روزگار خوش.

 URL:  http://jomhour.ir


 نويسنده: پونی

Samstag, 11.08.07 ساعت 10:03

خوبه خرتو نیاوردی
این یکی از امداد های غیبیه

چون ما خودمون خوکفاییم در خر و سر خر

بزار خری هم در سرای ژرمن ها باشه شاید به ژنش نیاز داشتند بنده های خدا یه زمانی

کمتر سر میزنی مسنجرت هم همیشه مشغوله!

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: سردبیر

Samstag, 11.08.07 ساعت 09:59

بانو شما سلامتی خودتان را به دست میاورید و ۲۱ مهر هم در ایران خواهید بود.کیک تولد فراموش نشود

 URL:  http://mycity.blogaf.com


 نويسنده: هاله

Samstag, 11.08.07 ساعت 09:41

به امید یه هوای تازه تر.
به امید یه دنیای زیباتر.
به امید یه خدای بزرگتر.
آرزوم سلامتی تو و همه عزیزانه.

 URL:  http://www.yarazzagh.blogfa.com


 نويسنده: خاطره

Samstag, 11.08.07 ساعت 09:16

سلام
گرچه به اينجور عروسك ها علاقه اي ندارم اما بانمك بود

با اينكه بارندگي رو دويت دارم اما اگه 3 روز پشت هم هوا ابري باشه (مخصوصا بدون بارندگي) افسردگي ميگيرم!!
فكر به موقعيت هاي بد را بگذاريد براي وقتي كه اتفاق افتاد شايد هيچ وقت اتفاق نيفته عمر با ارزش تر از اونيه كه به اونها فكر كينم

 URL:  http://khaterehkh.blogsky.com/


 نويسنده: شهلا

Samstag, 11.08.07 ساعت 09:10

شهاب جان
میمونم تا پرواز ها آزاد بشه خوب
حالا که در حال حاضر یکی از دوستانم پشت درهای پرواز زندانی شده و نمیتونه بازگرده!!!
ولی خوب خانواده اش ایران هستند و مشکلی پیش نمیاد...

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: شهاب

Samstag, 11.08.07 ساعت 09:05

اگه یه روزی متوجه بشی که اگر بیای ایران دیگه نمیتونی به آلمان برگردی ... چه تصمیمی میگیری ؟!


 نويسنده: kia

Samstag, 11.08.07 ساعت 08:59

به امید تندرستی شما..
و دیدار به زودی ..در زادروزتون


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!