الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Tuesday, November 20, 2007

چگونه پیشروی درمانی ام را بالاتر ببرم

  درود بر تو :

 فیزیو تراپم یک خانم است و خیلی با هم دوست شدیم، البته فکر نکنی مثل دوست های ایرانی ها! بلکه ... خوب بگذریم.

Resize%20of%20Leonora9%20010.jpg

"stab"شتاب نام این میله آهنی است. ایشون در حدود یکی دو ماه ی است که پای من را با این تکه فلزی به رسم هومئوپاتی چینی ها، ماساژ میده.

اول انگشت کوچک پایم را به رسمی که دارد و با فشار تحریک می کنه تا دردش کمتر بشود«آخه خیلی درد ناک است» پس از آن به کف پا می رود تا اونجا همین فشار را وارد کند. به دکترم جناب«آل یاسین» که در این مورد گفتم، ایشون این مِــتٌــد را می شناختند و فرمودند که طب فشاری می نامندش و برای شما بسیار مفید است، زیرا باعث جریان بیشتر خون در پاهاتون می شود.

 یک نوشیدنی چینی هم خواهرم برایم گرفته بود، و تا زمانی دکتر هومئوپاتم برای نوشیدن آن اجازه ندادند در یخچال موند، وقتی برای دکترم گفتم خیلی خوششون آمد و گفتند بنوش، این نیز کمک بسیار خوبی است.

"KOMBUCHA"خیلی خوش  مزه و شیرین و دارای گاز سودا است، البته خاصیت زیادی نیز دارد و آدم پس از نوشیدن آن احساس بشاشیت و سرحالی می کند.

 

Resize%20of%20Leonora9%20011.jpg

این را در یک آگهی دیدم و ازش عکس برداری کردم.

به زبان آلمانی نوشته:  من الان زندگی میکنم

خوب میدونی برای من همیشه دلیل و دنبال زیبایی ها رفتن یک سرگرمی خاص بوده و هنور هم هست.

همیشه از چیز های کم یاب و شاید غیر معقول عکس برداری میکنم یا حتا در نقاشی هایم مواردی که به نظر خودم پیامی دارد را میکشم. احساس درونم را در انتخاب رنگ و کشیدن بر روی بوم نقاشی میکشم، البته باید بگم حدود یک سال است که  دست به قلم نبرده ام.

____یک خبر خوش برایت دارم:

اگر مداد سیاه«مهرنوش» را میشناسی باید بگم که من امشب باهاش حرف زدم هم توی نت هم تلفنی، خدای را سپاس حالش خوب بود. رفته روسیه سفید«belarus» برای ادامه تحصیل. امیدوارم در غربت بهش فشار نیاد و تندرست و پیروز باشد.

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی... تا درودی دگر بدرود.


نظر شما چيست؟ (19 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 00:06
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: عبدالله رضایی

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 21:14

خیلی خوشحالم که در سلامتی به سر می برید

جمله قشنگی بود

چون ما خیلی هامون معنی زندگی کردن رو نمی دونیم

انیشتین میگه ۹۵ درصد مردم اگه بدونن زندگی چیه

خودکشی می کنن

این که زندگی نیست که الان ما داریم توش قدم می زنیم


 نويسنده: مهرنوش

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 18:41

تو اگه اینقدر روحیه ات خوب نبود تا حالا تمام وجودت تسلیم مریضی شده بود . حسودیم شد . / مرسی منم یه عالمه آرزوهای خوب برا تو و خانواده ات دارم . یه عالمه .


 نويسنده: سوسن جعفری

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 14:31

محشره جونم!!! امیدوارم تبریز باشم و ببینمت!!۱ اصلاً به خاطر تو هم که شده می‌مونم ... وای شهلا! دیوونه‌م کردی با این خبر ... می‌بوووووووووسمت!


 نويسنده: سوسن جعفری

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 13:55

شهلا ... چند وقت پیش شبکه ۴ سیما، یک فیلمی نمایش داد به نام «راز»، با خودم فکر کردم چقدر من، بی‌آنکه اهل چنین کتابها یا فیلم‌هایی باشم، مطابق آن عمل کرده‌ام. یادت هست یکبار، همان اوایل که با هم آشنا شده بودمی، به توگفتم من با ام‌اس دوست شده‌ام، برای تو قبول این مطلب سخت بود ... تو سر جنگ داشتی و داری ... کاش می‌شد آن فیلم را تهیه کنی و ببینی ... شهلای خوب من ...


 نويسنده: پونی

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 12:51

کامپوجا
قارچ چای خور که توی چای شیرین رشد میکنه

من نمیدونم از کجا میشه خریدش

ولی خیلی خوبه انگاری و وقتی داشته باشی خودت میتونی زیادش کنی

آرزوی سلامتیتو داریم

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: شهره

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 10:25

سلام شهلا جان این میله آهنی خیلی جالبه تابحال در موردش نشنیده بودم. ولی خوب اگر تاثیر مثبت داره حتما ادامه بده . بنظر من این چینی ها متدهای درمانی شون خیلی بی نظیره . من هم الان چند وقته بخاطر دیسک کمرم میرم طب سوزنی . بار پیش آقای دکتر یه سوزن ریز فرو کرد میون دو تا ابروم ...نمیدونی چه حالی کردم حسابی آرامش بخش بود . مثل همیشه امیدوارم که بزودی در اینجا روزی بخونم که بهتر شدی . برات بهترین آرزوها رو دارم . سبز باشی شهلای نازنین .

 URL:  http://www.azkhodbakhisch.blogspot.com


 نويسنده: نازنین گل یخ

Wednesday, November 21, 2007 ساعت 06:53

سلام شهلا جان....درسته ٬ همیشه میشه امیدوار بود ....خوب اینو هم میدونیم که همه آدمها به یه اندازه در مورد یه موضوع نمی تونن صبوری نشون بدن ..ولی زن بودن و داشتن ویژگیی که خودت بهتر میدونی همش بهت یادآوری میکند باز هم مادر نشدی و تازه سوای از این یادآوری٬ کلی غصه ها و اندوه های بی دلیل با خود میاورد ...
شاید زیاد دست خودم نباشد.

 URL:  http://nazanin55.blogfa.com


 نويسنده: behtash

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 22:44

salam webloge ghashangi darin be ma ham ye sar bezanin

 URL:  http://behtash62.blogfa.com


 نويسنده: تنها

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 21:30

سلام. امیدوارم هرچه زودتر سلامتی کامل رو بدست بیارید. عکس قشنگی بود. دید هنری دارید.

 URL:  http://www.ashiyane133.blogfa.com


 نويسنده: سیر

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 21:01

درودبر مهر بانو
با این روحیه و پشت کار بهبودی نزدیک است به امید آن روز

شاد و پاینده باشی بدرود

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


 نويسنده: سیاوش تی

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 16:50

درود بر بانو الهه مهر
ابرو باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا شما هرچه زودتر به سلامتی کامل برسید.
می بینید خدا چقدر شما رو دوست دارد؟
موفق باشید


 نويسنده: afshin , germany

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 16:45

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

دوست خوبم
ممنون که افتخار دادی و به ما سر زدی
هر جا هستی شاد باشی
وقتی خوشحالی ما رو هم ياد کن

ايراني باشيد و دوستدار فرهنگ
پاينده ايران

بای
[گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

 URL:  http://rooidad.persianblog.ir


 نويسنده: افسانه

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 15:58

خدا قوت
از خدای منا ن آرزوی سلامتی برایتان دارم.فردا امزاده صالح حتما برایت دعا می کنم
سربلند باشید

 URL:  http://donyayesabzeman.persianblog.ir/


 نويسنده: mandana

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 13:13

فکر کنم ماساژ روش خوبی باشه

 URL:  http://MSKHAMOSH.blogfa.com


 نويسنده: نسیم

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 09:56

خیلی خوبه خوشحالم

 URL:  http://nasim.special.ir


 نويسنده: maakaan

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 07:26

چه عجب خبری از این مهرنوش خانوم شد...عکس هاش رو خیلی دوست داشتم! امیدوارم با این بیماری سخت به بهترین وجه مبارزه کنی!

 URL:  https://datumfreedom.wordpress.com/


 نويسنده: آرش

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 06:47

اوستا ،از شهریاران امدم
با درودی در بهاران آمدم
ای خجسته نام تو در قلب من
ای سرشته مهر تو در جان وتن
ای که ایران روشن از آن جوشش ات
جان گرفت فرهنگ ما از کوشش ات
ای بلندای قرون باستان
ای که خاری بر دو چشم دشمنان
ای نوشته آسمان در چامه ات
خط زرین کهن شهنامه ات
ای که روشن کرده ای جان وتنم
اینک این ایران پسر ، آری منم
اینک این پورت ، بغل را باز کن
نغز گویی کن ، سخن آغاز کن
اینک این من «زردهشت» بار دگر
قرن ها بعد از زمان وخشور
بار دیگر آمدم درگاه تو
تا بپویم بخش بخش راه تو
آمدم بوسه به شهنامه ات زنم
خاک آن را کیمیای جان کنم
رهرویی باشم به فر ایزدی
یک نگهبان زان بلند کاخی زدی
پاسداری باشم از کاخ بلند
گر چه می دانم نیابد یک گزند
نام تو بر تارک گیتی نوشت
بند بند نامه ات خاک بهشت
تو برایم زردهشت دیگری
که اوستا سان کتابی آوری
اوستا ، خیز به نامی ی خرد
نام تو یاد اهورا آورد
اشک ، چشم و دیده ام را می برد
مهر تو مرز خرد را می درد
آخرین حرفم انوشه چیستا
زوشتا ، استاد خوبم ، زوشتا

 URL:  http://www.arashstein.persianblog.ir


 نويسنده: خاطره

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 05:14

سلام
اميدوارم سلامتيتون رو زودتر به دست بيارين

 URL:  http://khaterehkh.blogsky.com/


 نويسنده: شکوه

Tuesday, November 20, 2007 ساعت 00:24

عزیز دلم درود بر تو از اینکه ما را در جریان تلاش برای بهبودیت میگذاری سپاس گذارم و از خدای مهربون در خواست سلامتی هر چه زود تر تو نازنین رو دارم به امید سلامتی هر چه زودتر تو مهربان یار دوستداشتنی

 URL:  http://****************************


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!