الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Tuesday, December 18, 2007

باز گشتم

درود بر تو نازنینم 4 شنبه 2 هفته پیش بود و میخواستم فنجان دوم کافه را بنوشم، کافه را با کلی مراقبت از خودم به هنگام راه رفتن، از آشپزخانه به داخل اطاق آوردم وقتی به سمت چپ پیچیدم، سرم بیش از پیش گیج رفت و من و عینک و فنجان کافی به دیوار برخورد کردیم و من ولو بر روی زمین شدم"کسی خونه نبود و تنهای تنها بودم"بدون اینکه به بلند شدن از زمین فکر کنم، فوری بلند شدم و سر پا ایستادم namakabrod.jpg خواهرم میگفت "آدرنالین" خونت به بک باره اکتیو شده و بدون این که متوجه بشوی ناخود آگاه از جایت بلند شدی خلاصه جای بسی تعجب بود، وقتی به دیوار کوبیده شدم ناحیه چشمم خیلی درد گرفت و همین که گفتم آی و دست رویش گذاشتم دیدم ووووووووووووووووووویییییییییییییییی غرق خون شده و کمی حول کردم. به مامانم زنگ زدم و پس از چند دقیقه به خانه ما آمد، و تارسید با دیدن چشم خونین مالین من وحشت کرد و به اورژانس زنگ زد. بنده با فشار 5 به بیمارستان منتقل شدم و دکتر میخواست پلکم را بخیه بزند ولی من مانع شدم، خوب پس از جوش خوردن جای بخیه، خیلی بد روی پوست نمایان می شود. اینجا باید بگم که من برای استفاده از آنتی بیوتیک قوی به دلیل از بین رفتن عفونت لثه و مثانه ام، فشار خونم بسیار پائین رفته بود و سر گیجه شدیدی را در من ایجاد کرده بود. خلاصه تا شنبه همون هفته در آن بیمارستان موندم. ظهر شنبه به منزل باز گشتم و تا یکی دو ساعت بد نبودم ولی سرگیجه و تب بسیار زیادی در بدنم بود، با توجه به این موقعیت جسمی حالم بهم خورد و حسی در بدنم برای حرکت نبود وبا کمک برادرم به دستشویی رفتم ولی نتواستم روی توالت بینم و نه از رویش بلند شوم و حال تحوع بر من چیره شد و... پس از اینکه حالم بهم خورد، با تب و لرز بسیار شدید باز بوسیله اورژانس به بیمارستان دیگری منتقل شدم. البته میدونی وقتی دکتر در اونی کلیتیک فهمید من به دیوار خوردم و چشمم به این دلیل کبود و سیاه شده، برای عکس برداری از جمجمه فرستادم و خوشبختانه خبری از ضربه مغزی نبود. بنده ساعت 12 شب به بخش رفتم و تا 2 روز از بخش مراقبت های ویژه بوسیله یک دوربین از حال و هوایم با خبر بودند و پس از 2روز به اطاق معمولی منتقل شدم که یک پیر زن بسیار مهربان در آنجا بود و اوقاتی که پرستار ها گرفتار بودند، خیلی کمکم میکرد که یکی دو روز بعد مرخص شد و یک خانم بسیار صمیمی که از من چند سال بزرگتر، پیشم آمد تا امروز که با هم مرخص شدیم. از فامیل دوستا ن گلم و دکتر گلم "آقای دکتر آل یاسین" که از ایران و دیگران که از جای جای دنیا به من زنگ زدند و ایمیل و اس ام اس و ... فرستادند بسیار سپاسگذارم باید ببخشید که از پاسخ دادن بهتون معذور بودم و حالا تازه امروز خدمت رسیدم و به امید روز های بهتر پیشتون هستم شب یلدای خوبی را برایتان آروزو دارم در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی... بدرود.

نظر شما چيست؟ (54 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 15:12
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: مهسا

Wednesday, January 2, 2008 ساعت 20:58

شهلا جون واقعا عالی بود. فقط اگه میشه بجای کلمه یلدا بنویسی چله ممنون میشم هخه یلدا عربیه
ممنون گلم


 نويسنده: marzi

Tuesday, January 1, 2008 ساعت 11:57

درود بر اراده و توان شما

 URL:  http://worldblue.persianblog.ir


 نويسنده: افسانه

Thursday, December 27, 2007 ساعت 12:55

خدا را شکر

 URL:  http://donyayesabzeman.persianblog.ir/


 نويسنده: م...

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 02:29

آري درد فقط اين نيست
كه بشينيم و گوش كنيم
و من بگويم
متاسفم
يا كه هر چيز ديگري
من براي اين اتفاق سواي ناراحتي
بايد به شما بگويم
مباركت باشد
اين تحمل خدادادي
و واقعا خيلي از ما حتي تحمل يك سرماي كوچك را هم نداريم و شما...
تبريك مي گويم به شما
تبريك
دوست من
اميدوارم هميشه سر بلند باشي
به اميد ديدار
دوستدارت
م...
خدانگهدار.

 URL:  http://www.avazemehr.blogfa.com


 نويسنده: م...

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 02:24

به نام خدا

دوست خوبم سلام
ولي انگار اين دوستي با گله اي همراه است
در هر صورت اگر گستاخي از من سر زده ببخشيد
و باز هم مي گويم
و به قولي از گفته خويش دلشادم
كه دوستي چون شما موجب افتخار من است
در هر صورت اگر از من ناراحتي بر من ببخش
وگرنه ، اميدوارم
موفق باشي
و اميدوارم دوباره سلامت باشيد
سلامت ِ سلامت
به اميد ديدار
دوستدار شما
م...
خدانگهدار.

 URL:  http://www.avazemehr.blogfa.com


 نويسنده: .....

Monday, December 24, 2007 ساعت 22:14

سلام
وااااااااااااااااای باورم نمی شه
همین الان فهمیدم چه بلایی سرت اومده
شرمنده


 نويسنده: vahidoo

Monday, December 24, 2007 ساعت 15:52

ممنون از لطف شما

راستی ، کریسمس مبارک

 URL:  http://www.vahidoo.com


 نويسنده: nazafarin

Monday, December 24, 2007 ساعت 01:35

درود بی پایان به تو بانوی شرقی. من امشب اولین بار که مهمون خونه تو شدم اما به هر حال تو این شبهای اهورایی جای توی آریایی اینجا خالی بود. از اینکه حالت خوبه خوشحالم. شاد زیوی. ایدون باد. ایدون ترج باد.


 نويسنده: ظهری

Sunday, December 23, 2007 ساعت 12:10

سلام شهلا خانوم
بعضی دکترا دست به بخیه شان خوبه ومطابق الگوی خط پوست بخیه میزنن وجالب اینه که جاش بعدن معلوم نمیشه ولی اینجور بخیه ها رو معمولن روی پوست هایی که خودشون بریدن میزنن و بریدگی های ناشی از تصادفات وغیره رو متاسفانه ناشیانه میزنن
از وقایعی که تعریف کردین بسیار ناراحت شدم
برات آرزوی بهترینا رو دارم

 URL:  http://bustansaribakhsh.persianblog.ir


 نويسنده: سعيدي

Sunday, December 23, 2007 ساعت 10:21

شهلا جان اميد كه اوضاع بهتر شده باشد . مواظب خودت باشد . كريسمس هم كه اون طرف ها حسابي بايد شلوغ باشه اميدوارم به تو هم خوش بگذرد


 نويسنده: نازنین گل یخ

Sunday, December 23, 2007 ساعت 10:03

خدا رو شکر خوب شدی! شب یلدا هم گذشت....ما هنوز تو شبای طولانی بدون سپیده ایم

 URL:  http://nazanin55.blogfa.com


 نويسنده: مریم

Saturday, December 22, 2007 ساعت 18:44

شهلا جان بیشتر مواظب خودت باش ... امیدوارم زود زود خوب بشی.

 URL:  http://ma-hich-ma-negaah.blogfa.com/


 نويسنده: سوک سوک

Saturday, December 22, 2007 ساعت 18:20

منم گاهی یهو بلند میشم سرم گیج میره این شاید یکی از علتهای گیج رفتن باشه البته با فشار خون رابطه مستقیم داره
خوشحالم درسلامتی کامل بسر میبری


 نويسنده: علی

Saturday, December 22, 2007 ساعت 14:24

خیلی متاسفم که دیر خبر دار شدم و نتونستم برات دلگرمی و پیامی بفرستم. به امید اینکه بهتر شده باشی و همه چیز به خیر گذشته. و باز به امید اینکه شب چله خوبی را گذرونده باشی.

 URL:  http://www.mylostdreams.com/


 نويسنده: الهه

Saturday, December 22, 2007 ساعت 08:19

شهلا جون خدا رو شکر که بهتر شدی خیلی مواظب خودت باش


 نويسنده: nazmehr

Saturday, December 22, 2007 ساعت 07:25

شهلاي عزيزم روحيه خوبت رو ستايش كنم. وجود دوستاني مثل شما هست كه به من اميد مي ده و كمكم مي كنه تا شرايطم رو راحت تر بپذيرم. خيلي مواظب خودت باش خواهشا. هممون دوستت داريم

 URL:  http://joojoobams.blogfa.com


 نويسنده: مهرنوش

Saturday, December 22, 2007 ساعت 00:34

پس دلشوره من بی دلیل نبود .الان حالت خوبه ؟ چرا نمیای نت ببینم چطوری ؟‌مواظب خودت باش . حالا ایشالا می بینمت کلی حرف دارم باهات .

 URL:  http://medadsiah.persianblog.com


 نويسنده: فروغ

Friday, December 21, 2007 ساعت 23:10

واي !
اميدوارم روز به روز بهتر بشي شهلاي عزيز !

اون عكس خيلي منو اذيت كرد !

 URL:  http://lahzehaye-fany.blogfa.com


 نويسنده: شهره

Friday, December 21, 2007 ساعت 21:58

راستی شهلا جان قبل از من یکی سه بار برات کامنت گذاشته و آدرس سایتی رو داده که توش پر عکسهای س ک س ی و بی ناموسیه . فکر کردم که شاید پاکش کنی بهتر باشه برای بچه های مردم .

 URL:  http://www.azkhodbakhisch.blogspot.com


 نويسنده: شهره

Friday, December 21, 2007 ساعت 21:56

َشهلای عزیز . خیلی ناراحت شدم از شنیدن این همه بلایی که سرت اومده . بخدا این اواخر خیلی وقتم کمه حالا حتما تو روزهای تعطیلی برات زنگ میزنم و حال و احوالپرسی میکنم . بخدا شرمنده اتم که نتونستم تا حالا زنگ بزنم . خیلی مراقب خودت باش و امیدوارم که شب یلدا بهت خوش بگذره .
Frohe Weihnachten .
میبوسمت و برات بهترین آرزوها رو دارم بخصوص در سال جدید میلادی آرزوی بهبود و سلامتی تو عزیز رو از پرودگار دارم . باز هم شب یلدا برتو و خانواده نازنینت مبارک . سبز باشی .

 URL:  http://www.azkhodbakhisch.blogspot.com


 نويسنده: آرش

Friday, December 21, 2007 ساعت 18:39

حکایت از آنجا شد آغاز که تو دفتر شعر من را نخواندی و باور نکردی که یلدای عاشق، شبِ باربندان کولی‌وشان است...

 URL:  http://www.arashstein.persianblog.ir


 نويسنده: سیاوش تی

Friday, December 21, 2007 ساعت 10:01

درود بر بانو الهه مهر
به ایمد سلامتی عاجل شما و اینکه شب یلدای خوبی رو درکنار شما داشته باشیم
گرچه دوریم ولی دلهای ما با شماست
موفق باشید


 نويسنده: نادر سهرابی

Friday, December 21, 2007 ساعت 09:29

سلام

مهتاب اجری با يک شعر به روز شد
ومنتظر نقد شماست
سرافراز ميفرماييد

 URL:  http://www.mahtabeagoree.blogfa.com


 نويسنده: عمو اروند

Thursday, December 20, 2007 ساعت 19:47

می‌بینی شهلا جان زنده‌گی به لحظه‌ای بند است ولی بعضی‌ها بدور از این واقعیت که انگار زندگی‌شان جاوید است، این چند روزه‌ی زندگی را به هم نوعان خویش جهنم می‌کنند. خوشا بحال تو با آن قلب مهربانت! روزهای خوبی برایت آرزو دارم.
بلندی زندگی‌ات به بلندای شب یلدا باد!

 URL:  http://amooarvand.blogspot.com/


 نويسنده: شاهین دلنشین

Thursday, December 20, 2007 ساعت 18:36

خوب همینکه الان داری مینویسی، نشون میده که خطر رفع شده. باز هم این دکترا. امیدوارم از جای جراحت اثری نماند، هر چند که در هر صورت زیبائی. و امیدوارم که دیگه بلا ملا سرت نیاد. مطعنی که سر به هوا نشده بودی؟

 URL:  http://rendeaalamsuz.blogspot.com/


 نويسنده: Saied

Thursday, December 20, 2007 ساعت 18:31

Salam,

az shenidane in khabar bessiar moteassef shodam, omidvaram ke hale to har che zood tar khoob sheh va dobare ma ro ba maghalate ziabaye khod khoshhal va sarafraz koni.
barat arezooye salamati va shadkami mikonam


 نويسنده: توتیا

Thursday, December 20, 2007 ساعت 17:56

ای دل غافل یک قهوه چه می کند چرا حالا تب کرده بودی چشمت چطورهـ
انشا الله سال جدید خوبه خوب باشی

 URL:  http://parima70.blogspot.com


 نويسنده: دختر کولی

Thursday, December 20, 2007 ساعت 14:12

بمیرم الهی ... امیدوارم هر چه زودتر حالت خوب شه عزیزم ... برات آرزوی روزها و ساعتهای خوبی می‌کنم

این غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به جان دوست دارمت

 URL:  http://koli.blogdrive.com


 نويسنده: احسان

Thursday, December 20, 2007 ساعت 13:26

سلام عزیزم خوبی؟ یلدا رو قسم می دهم تا با رفتنش درد و بیماری را از جانت دور کند. یلدات مبارک

 URL:  http://blog.sedighi.ir/


 نويسنده: zita

Thursday, December 20, 2007 ساعت 12:27

سلام.متاسفم عزیزم.امیدوارم خیلی زود خوب بشی و دیگه اتفاق بدی برات نیفته.

 URL:  http://www.ertebatbamihan.persianblog.ir/


 نويسنده: فاطی

Thursday, December 20, 2007 ساعت 10:48

shabe yaldaye shoma ham mobaraaaaaaak

 URL:  http://fatik.blogspot.com


 نويسنده: نيما

Thursday, December 20, 2007 ساعت 08:14

شهلاي عزيز سلام،واقعا متاثر شدم و برات آرزوي سلامتي كامل رو دارم

ميگما :آدم وقتي ميخره زمين ،اميد بلند شدن رو داره،خدا نكنه زمين آدمو بخوره

خواستم مزاحي كردا باشم تا گل خنده رو لبات بشينه،

يلدا در كنار خانواده خوش باشي


 نويسنده: فرید شولیزاده

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 22:52

روزگار نیک،سرزمین پارسیان با جستاری پیرامون ریشه ومبداء تصاویر نقاشی شده از اشو زرتشت بروز رسانی شد.شاد زیوید

 URL:  http://azarpad.persianblog.ir


 نويسنده: شیرین

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 22:41

با سلام شهلا جون
فکر کردم رفته ای مسافرت . من همیشه مثبت فکر می کنم و کمتر به دلم بد راه می دهم.
امشب ولی دلهره عجیبی گرفتم و گفتم اگه باز هم مطلبی تازه نداده باشی .....
تا اینکه خواندم .راستش متاسفم که این اتفاق برایت افتاده و از طرفی خوشحال که اتفاق
بدتری نیفتاده و به سلامت به خانه برگشتی.امیدوارم روز بروز بهتر و بهتر شوی.
می بوسمت .
شب یلدا و روزهای خوشی را برایت در شروع سال نو میلادی آرزومندم.

 URL:  http://www.medicalinformation.blogfa.com


 نويسنده: عطیه

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 22:04

سلام خانم عموجون
خدا بد نده متاسفم .امیدوارم که روز به روز بهتر از دیروز باشین.


 نويسنده: پونی

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 21:57

سلام

خیلی ناراحت کننده بود ولی امیدوارم حالت این شب یلدایی خوب باشه و در کنار خانواده ماهت جشن یلدا رو داشته باشین

تو رو خدا وقتی کمک لازم داری از خونوادت اینو بخواه و خدا نکرده غرورت باعث نشه بازم به خودت صدمه بزنی

باز هم شب یلدای شما فرخنده باشه
بدرود
منم به روزم

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: بیتا یاری - فریاد

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 18:26

دوست عزیزم ، خیلی ناراحت شدم که متن را خواندم روزهای سختی را گذرانده ای . خوب استراحت کن نمیخواهم این اتفاقها تکرار شود به هیچ وجه!

 URL:  http://bitay.blogfa.com


 نويسنده: پری سیما

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 12:57

نازنینم شهلا جان ...

با اینکه قلبم فشرده شد از خوندن نوشته هات اما باز هم خدا رو شکر که بدتر از این نشد ...

از ته دل دعا میکنم همیشه سلامت باشی و مشکلی برات پیش نیاد عزیز دلم ...

باور میکنی که روزی نیست که با وجود مشغله فراوان و هیاهوی زندگی لا اقل یکی دو بار بهت فکر نکنم و برات دعا نکنم ؟؟

می بوسم روی ماهت رو و برات اول از همه سلامتی کامل و بعد هم آرامش و نشاط آرزو میکنم ...

شب یلدا ی تو هم مبارک باشه مهربان شهلای نازنینم..

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: محمد طهرانی

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 12:39

سلام خانومی دختر خاله گلم
باورت نمیشه ولی خواهش کردم این پست را یک نفر از دوستان برایم تایپ کند حالم خیلی خرابه قدرت نوشتن
هم ندارم نباشم خانومی که اینجوری بشه به خدا ناراحت شدم میبینی سلامتی بزرگترین ثروت انسانهاست ولی اونایی که دارنش چقدر غافلند
به خدای بزرگ میسپرمت تو را به خدا برام دعا کن

دوستدار ناتوان شما
پسر خاله


 نويسنده: vahidoo

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 12:21

http://www.photoblog.com/vahidoo

 URL:  http://www.vahidoo.com


 نويسنده: vahidoo

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 12:14

شب يلدا خوش باشيد

 URL:  http://www.vahidoo.com


 نويسنده: zorba

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 11:42

یلدا خجسته باد... به امید روزهای شاد...

 URL:  http://shaly.persianblog.com


 نويسنده: سیمین روزگرد

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 11:01

خیلی خوب کاری کردی که مانع بخیه زدن شدی...امیدوارم سرگیجه هات هرچه زودتر تموم بشن...

 URL:  http://ghamnamecimin.blogsky.com


 نويسنده: بلفی

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 10:32

پس نگرانیم بیمورد نبود ... چقدر بهت سخت گذشته. خیلی ناراحت شدم ولی خوشحالم که الان بهتری. بیشتر مراقب خودت باش


 نويسنده: نسیم

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 06:13

شهلای عزیزم خیلی گریستم وقتی نوشته ات را خواندم امیدوارم زود خوب بشی دوستت دارم بهت زنگ میزنم

 URL:  http://nasim.special.ir


 نويسنده: دایان

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 00:19

شب یلدای خوبی داشته باشی.


 نويسنده: شکوه

Wednesday, December 19, 2007 ساعت 00:09

دوست خوبم شهلای گرامی بازگشت به منزلت را خوش آمد میگویم امیدست هماره تندرست و شاداب باشی چنانچه گویند (تنت به ناز طبیبان نیاز مند مباد)در ضمن متن زیبایت را در مورد شب یلدا خواندم بسیار جالب توجه بود امیدوارم همچنان که ما دور از میهن در این دیار که چند صباحیست به دلائلی میهمان هستیم سعی در زنده نگاهداشتن آئین دیرینه مان داریم فرزندانمان همچنان نگاهبان آئینهای فرهنگی ما ایرانیان باشند

 URL:  http://****************************


 نويسنده: گلهای جهنمی (آقا ساسان)

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 21:31

ببخشید من نمی‌دونستم..
گاهی که زندگی فرصت زندگی رو ازمون میگیره حتی یادمون میره زندگی یعنی چی؟

... امیدوارم همیشه تندرست و سلامت و پاینده باشید...

 URL:  http://Hellishflowers.persianblog.ir


 نويسنده: سانی

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 19:40

شهلاااااااااااااااااااااااااااااااا دل نگرانیم برای این بود
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که سلامتی :*


 نويسنده: آرش

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 17:31

ایشالله سلامتیت رفیق...

 URL:  http://arash50.blogfa.com


 نويسنده: عليرضا

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 17:17

سلام
متاسفم از پيشامد ناگوارتون خوشحلم كه دوباره سلامتيتون رو بدست اوردين ودوباره مشغول نوشتن شدين
بنده هم پيشاپيش عيد قربان وشب يلدا رو خدمتتون تبريك عرض ميكنم
موفق باشين

 URL:  http://gobadlu1.blogfa.com


 نويسنده:  آينه

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 16:33

خوشحالم که مینویسی. یعنی حالت بهتر شده!
مراقب خودت باش عزیز.

 URL:  http://mirrors.blogfa.com


 نويسنده: سیر

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 16:02

درود بر مهر بانو
بسیار خوشحالم که حالت بهتر شده
شاد باشی و پاینده بدرود تا بعد

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


 نويسنده: خاطره

Tuesday, December 18, 2007 ساعت 15:24

سلام شهلاي عزيز

عكس قشنگيه اما در عين حال هم احساس مبهمي به آدم ميده يه جور نگراني از نامعلوم بودن!

 URL:  http://khaterehkh.blogsky.com/


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!