الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Wednesday, December 26, 2007

باز آمدم تا حرفی چیزی بگویمت...

درود بر تو:

خیلی وقته میخام آپدیت بکنم ولی ویندوز اکسپلورر م از کار افتاده بود و نمیتوانستم با "موزیلا"چیزی در صفحه مدیریت وارد کنم و همه اش تبدیل به<هاتِ ِمل> میشد و من هم پشیمان از نوشتن هر مطلبی میزدم به چاک جاده.

خلاصه امروزبا توجه به اینکه دلم برایت خیلی تنگ شده بود و دیدم نمیشه دیگر هیچ ننوشت، پس دست به کار شدم تا برایت بنویسم . از روزی که به خونه بازگشتم وضع جسمیم با توجه به داروهایی که دکتر( آل یاسین) برایم تجویز کردند، کمی تا قسمتی بهتر از روز های اولم شده، اما هنوز هنگام راه رفتن لرزش های پاهایم"سپاسم" خیلی اذیتم میکنه و توان راه رفتن را ازم میگیره. یک نکته مثبت میبینم، اینکه دیگه در تخت برای مثلن از راست به چپ غلتیدن یا برعکسش، بدون هیچ کمکی موفق میشوم و نیاز به کمک ندارم(آخه بیمارستان که بودم گفتم بغل دست تختم نرده های حفاظتی بگذارند تا با تکیه به آنها جا به جا بشوم) دلم نمیخاست برای هر بار از این سمت به آن سمت برگشتن پرستار را زنگ بزنم تا بیاد. البته این بنده خدا ها اگر در روز 85 بار هم صداشون میکردم، با کمال میل می آمدند ببینند چی لازم دارم.
یه جیزی هم یواشکی میگم: برخی اوقات دستگاهی که بوسیله اش روی کلید مخصوص فشار باید می آوردم تا پرستار بیاد، میموند زیر بدنم و یه دفعه میدیدم یکی از اون مهربانان اومده میپرسه، بفرمائید خانم رضایی<شرمنده میشدم و میگفتم این ناخواسته رویش فشار اومده...>

اما باید هنوز کمی صبور باشم، آخه میبینی تو رو خدا، تا میام کمی بهتر بشم یه چیزی مانع میشه و میزنه تو کاسه کوزه، بهبودیم و حالم را بد میکنه!!!؟

چیزی که برایم روشن است اینه که حالا باید تا 2-3 ماه آینده صبر کنم و ببینم اگر بهتر شدم برای نوروز به میهن بیایم، وگرنه...

Resize%20of%202d0cg0k.jpg

خلاصه روزگار غریبیست نازنینم
پس از شب یلدا، سال نوی مسیحی هم آمد و جشن و پر شدن و خالی شدن فروشگاه ها از مردم خریدار را میبینیم، تمام کشورهای ینگه دنیا زیبا دیده می شوند و منه غربتی دلم می سوزد که ... ولی میدونی که هیچ سال نویی برای من مانند نوروز خودمون نیست. طبیعت زیبا دلیل خوبی برای نو شدن دارد و تمام شکوفه ها سر از شاخه های درختان بر می آورند و بسیار زیبا خود نمایی میکنند.

.تا درودی هر چه زودتر بدورد

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 12:32
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: سوسن جعفری

Thursday, December 27, 2007 ساعت 14:45

عزیزم ...


 نويسنده: دختر کولی

Thursday, December 27, 2007 ساعت 14:40

امیدوارم حالت بهتر بهتر بهتر بشه و واسه سال نو بیام ببینمت البته هنوز معلوم نیست

 URL:  http://koli.blogdrive.com


 نويسنده: خاطره

Thursday, December 27, 2007 ساعت 12:44

سلام شهلای عزیز
خوشحالم که همیشه با روحیه میبینمت
من امیدوارم سلامت بیاین ایران و منم بتونم ببینمتون

 URL:  http://khaterehkh.blogsky.com/


 نويسنده: بیتا یاری- فریاد

Thursday, December 27, 2007 ساعت 08:42

تو سلامت شو و با کوچ پرستوها به خانه برگرد. ما منتظر آن روز نزدیکیم.

 URL:  http://bitay.blogfa.com


 نويسنده: arash

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 23:53

هميشه عزيزترين چيزي كه دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همين كوچكترين چيزهاي دنيا بزرگترين دارايي من است... كه ميداني خيلي وقت است با توست ... و به ياد تو... مانده‌ام چه چيز ديگري تقديمت كنم... ؟تمام حس رويا بودنم را... وقتي كه شعر ميخوانم برايت...و من فقط به اين مي‌انديشم:چه کسي بعد محرم خلوت توخواهد شد؟دست روي قلب تو ميگذارد ... گرم... ؟روي هم رفته آيا «رويا» خواهد شد؟

 URL:  http://www.arash65red.blogfa.com


 نويسنده: هاله

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 22:46

سلام عزیز دلم. یه دنیا شرمنده ام از روی ماهت که این مدت حتی نتونستم اینجا ازت خبری بگیرم. ایران که رفتم درگیر تر از اونی شدم که گمون می کردم. بعد از ۱۶ ماه سوگلی رو دیدم. راستش خودم هم باورم نمی شد ولی روزهای پاییزی فوق العاده ای بود. اینجا که برگشتم یه دنیا کار عقب افتاده بود و کامپیوتر خراب من و یه عالمه مهمون از ایران. به هر حال باز هم شرمنده. امیدوارم کوتاهی من رو به بزرگواری خودت ببخشی. روی ماهت رو می بوسم و امیدوارم همدیگر رو عید نوروز تو ایران ببینیم.

 URL:  http://www.yarazzagh.blogfa.com


 نويسنده: پيمان و فائزه

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 21:53

از بهبوديت بسيار خوشحال شديم . اميدواريم در تهران ببينيمت سالم و سرحال
( اين دومين كامنتي است كه مي نويسيم و نمياد تو صفحه كامنتها )


 نويسنده: پيمان و فائزه

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 21:51

ما هم از بهبوديت بسيار خوشحاليم . اميد كه در ايران سرحال ببينيمت


 نويسنده: پونی

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 20:42

سلام
انشاللا در سال نو سلامتیتو بدست بیاری

نوروز هوشمندانه تر انتخاب شده و نشون از هوش ایرانیان باستان داره!

ممنونم از ابراز محبتتون

سال نو میلادی مبارک !

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: سانی

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 17:46

امیدوارم خوب خوب بشی تا نوروز ببینمت
پرستار آزاری هم کیف داره گرچه غیر عمدی :دی


 نويسنده: سیر

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 16:35

درود بر مهربانو
آرزو دارم هرچه زود بهبودی درب خانه ای شما را بزند.
من همیشه آرزوی موفقیت و شادی برای تمام پرستاران را دارم انسانهای عجیبی هستن اینجا که اینجور هست. شهلا عزیز شاد باشی در این تعطیلات بدرود

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


 نويسنده: فاطی

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 15:01

قربونت برم خاله خوبم.....ایشالا که همه چی خوب و خوب تمووم می شه ... می یای با هم می ریم تخت جمشید عزیزم

 URL:  http://fatik.blogspot.com


 نويسنده: بلفی

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 14:54

شهلای نازنینم نا امید نباش. انشالا بهبودی حاصل میشه و میایی ایران. حالا برای سال نو و عید نشد برای بهار بیا. تازه اینجا اونقدر هوا سرد و کثیفه بهتره بذاری برای اردیبهشت و خرداد که همه جا بهشت میشه. من همیشه برات دعا میکنم.


 نويسنده: علی

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 14:26

همونطور که نوشتی نوروز خودمون خیلی بهتر و خاطره انگیزتر هست و انشاالله که برای عید نوروز برای گردش به خونه قدیمی برمیگردی و خوش میگذرونی. ولی بودن و دیدن این جشن و شور کریسمس هم خودش غنیمتی هست. از همین شلوغی و جشن کریسمس هم لذت ببر و استفاده بکن و خوش بگذرون. اگرچه میدونم که جای اون حس و لذت روزهای عید را هیچوقت نمیگیره.

 URL:  http://www.mylostdreams.com/


 نويسنده: فرهاد

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 13:37

خیلی خوشحالم از نوشتن و بازگشت شما
متاسفانه زمانه ای ست که با بی خبری از دوستان ، دل به نگرانی می افتد که چه شده و چه پیش آمده ، ورجاوند بی توضیح خداحافظب میکند ، دوستی که در ایران است هر از چند گاهی به پیامی کوتاه اکتفا میکند که آخرین پستش این بود :
گفتند ننویس ، من هم نمی نویسم!
شما را هم که به امید و صلابت میشناسم ، گاه نمیتوان یافت
کاش همیشه ایام را میتوانستیم با قلم خود ترسیم کنیم.
امیدوارم اخبار خوشایند را بزودی و توسط خودتان بشنویم و بخوانیم.

 URL:  http://farhadheyrani.blogspot.com/


 نويسنده: پری سیما

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 13:06

تو مصداق مجسم این بیت زیبایی شهلای نازنینم :

بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان
به هر جفا که توانی ... که سنگ زیرینم

اینو بی اغراق میگم .. نه به این خاطر که برام خیلی عزیزی و ارزشمند .. بلکه به این دلیل که عین واقعیته ..
روحیه محکم و امید زیبایی که در دلت داری قابل تقدیره ... کاش نزدیک بودی روی ماهت رو می بوسیدم
حالا فقط از این راه دور برات بهترین های دنیا رو آرزو میکنم که سزاوار بهترین هایی عزیز دلم ...

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: مهرنوش

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 12:57

حالت خوب میشه . من میدونم .ایرانم میری انوقت . روحیه رو حفظ کن خوب شی به منم روحیه بده که خوب شم . یادت میاد ۴ شنبه سوری باغ ما ؟ دلم میخواد باز !

 URL:  http://medadsiah.persianblog.com


 نويسنده: نازنین گل یخ

Wednesday, December 26, 2007 ساعت 12:44

سلام....منم باهات موافقم...هیچ سال نو خودمون خیلی با شکوهه....اونا هر سال باید بشینن منتظر که شب سال نو آیا برف بیاد آیا نه...اما بهار ما همیشه شکوفه و جوونه فراوون داره! میبوسمت و ازت میخوام که خوب شی و بیای ایران...

 URL:  http://nazanin55.blogfa.com