سوالم اینه که چرا هنرمندان ما در آن کشور گل و بلبل باید اینجور زیر فشار خانواده باشند! چرا یک مادر سنتی و خرافه گرا، باعث بشود پسرش، پاره تنش اینجور بلا هاسرش بیاد؟ خیلی درد آور ترش اینجاست که چنین داستان حقیقیی درچنین فیلمی عنوان شود، ولی اجازه نمایش به آن ندهند!
گزارش جالبی از بی بی سی دارم که شاید نتونی اصل مطلب را در سایتش بخوانی، پس در اینجا وارد میکنم تا ببینی چه بر سر مون داره میاد/ حتا از دیدن فیلم هایی که درد و مشکل های جامعه را در بر دارد ممنوع میشویم.
در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۶ قرار بر روی پرده رفتنش بود ولی:
توقیف سنتوری، نشانه آغاز دوره ای تازه درسینمای ایران؟
سنتوری با تصمیم وزارت ارشاد اسلامی از جدول نمایش فیلم های سینمایی حذف شده است.
اگر همه چیز طبیعی پیش می رفت ، امروز، شنبه ششم مرداد، باید چهارمین روز نمایش فیلم سنتوری در سینماهای ایران بود .
نوبت نمایش عمومی این فیلم از روز چهارشنبه گذشته آغاز می شد و تهیه کننده و پخش کننده فیلم همه مجوز های لازم را برای تبلیغات و نمایش عمومی این فیلم از نهاد های مربوطه در وزارت ارشاد دریافت کرده بودند .
این روزها در مجله های سینمایی و بیلبوردهای خیابانی ، تصویرهایی از بهرام رادان و گل شیفته فراهانی دیده می شود که بیننده را دعوت به دیدن فیلم سنتوری در سینماها می کنند ، اما این فیلم با تصمیم وزارت ارشاد اسلامی از جدول نمایش فیلم های سینمایی حذف شده است .
صادر نکردن مجوز نمایش برای فیلم در سینمای ایران امری بی سابقه نیست و می توان فهرستی بلند از فیلم هایی تهیه کرد که امکان نمایش عمومی نیافته اند ، اما توقیف فیلم مجوز دار بسیار کم سابقه است .
ماجرای سنتوری برای دست اندرکاران سینمای ایران حکایت از اتفاق تازه ای دارد و مجمع فیلم سازان سینمای ایران، سومین نهاد صنفی است که با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض به حذف سنتوری از جدول نمایش فیلم سئوال هایی مطرح کرده است.
توقیف نوعی سینما
از ساخته شدن فیلم سنتوری بیش از یک سال می گذرد . دراولین جشنواره ای که وزارت ارشاد دولت محمود احمدی نژاد آن را برگزار می کرد ، یعنی جشنواره سال ۱۳۸۴، بحث هایی بر سر آمدن یا نیامدن سنتوری، ساخته داریوش مهرجویی در گرفت که در نهایت این فیلم به نمایش در نیامد.
سنتوری علی رغم تبلیغات فراوان به نمایش در نیامد
پیش از سنتوری ، فیلم "آفساید" ساخته جعفر پناهی نیز علیرغم حضور در جشنواره نتوانست مجوز نمایش عمومی بگیرد . ماجرای آفساید برای سینماگران ایرانی ماجرایی عادی تلقی شد ، زیرا جعفر پناهی از سینماگرانی است که اغلب فیلم هایش در ایران امکان نمایش عمومی نیافته اند ، اما حذف فیلم مهرجویی از جدول نمایش فیلم ها برای سینماگران بیش از حذف یک فیلم و حذف نوعی سینماست ؛ زیرا هم مهرجویی از کارگردانانی است که اصراری بر ساختن فیلم هایی که نتواند مجوز نمایش بگیرد ، ندارد و هم این ماجرا همزمان شده است با استعفای برخی از مدیران سینمایی و اظهار نظرهای برخی از مشاوران هنری و چهره های سینمایی عضو "هیات اسلامی هنرمندان "که نزدیک ترین سینماگران به رییس جمهور کنونی ایران محمود احمدی نژاد هستند.
دومین اعتراض بزرگ در سینمای ایران برای دفاع از نمایش فیلم سنتوری شکل گرفته است که این نخستین اعتراض از این نوع است که سه نهاد صنفی سینمایی آشکارا به دفاع از یک فیلم برخاسته اند.
نکته دیگری که هم در بیانیه اتحادیه تهیه کنندگان و هم در بیانیه کانون کارگردانان به آن اشاره شده است ، توقیف سنتوری پس از طی مراحل قانونی و صدور مجوز توسط هیات نظارت بر فیلم های سینمایی است که در وزارت ارشاد شکل می گیرد.
داریوش مهرجویی نیز به این موضوع اشاره می کند و می گوید: "ما همه تغییراتی را که خواسته بودند انجام دادیم."مهرجویی گفته که تغییرات مورد نظر وزارت ارشاد را اعمال کرده است.
بیاینه اتحادیه تهیه کنندگان هم به این موضوع اشاره می کند و می گوید: "باعث تاسف است که فیلمی پس از نمایش در جشنواره بینالمللی فیلم فجر و دریافت پروانه نمایش و عقد قرارداد نمایش در سوم مردادماه با سینما قدس، به دلایلی که اعلام هم نمی شود، از چرخه اکران خارج میشود. این اقدام باعث می گردد تا امنیت حرفهای تولید و سرمایهگذاری آن دچار خدشه اساسی گشته و از میان برود."
اراده ای فرا قانونی...
******
به امیدروزهاییبهتر از امروز برای میهن و هم میهنانم، هر شب سر بر بالین میگذارم.
هان؟ این فیلم را ندیدمَ ولی فیلمهای اینطوری مال هر کشوری که باشهَممنوعالپخش میشه، و، عموماً کشورهای دیگه،خصوصاً دشمن، استقبال میکنه ... کاملاً طبیعیه عزیزم.
نويسنده: vahidoo
Thursday, February 14, 2008 ساعت 13:50
سلام خاله جون
ممنون که سر زدین و کامنت گذاشتین
...
تاریخی که زیر هر نوشته قرار میدم ، تاریخ نوشته شدنش هست ، نه تاریخ انتشارش در وبلاگ
...
چـو عذار زرد مـن شـد هـمـه بـرگ اين درختان
بـده جـــام ارغــوانــي بــه مـن خـراب سـاقـي
...
بدرود
سلام
من ندیدم اما دربارش خوندم متاسفمم برای اینکه تو این کشور همه چی هدر میره ووقت انرژی ادمها هنر و پول اخه یکی نیست بگه شما که اجازه نمی دین چرا از اول نمی گین ..مریضن به خدا
حالا خودت خوبی شهلا عزیزم...
آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد
هر کسی را آنچه لایق بود داد
لابد حقمون بیشتر از این نیست دیگه
۲۲ بهمن باید بودین و میدیدین تا زمانیکه خیل عظیم مردم با این تفکرات داریم وضعیت از این بهتر نمیشه
شاد و تندرست باشید
نويسنده: شکوه
Wednesday, February 13, 2008 ساعت 22:51
چه گویم که ناگفتنش بهتر است
زبان در دهان پاسبان سر است
البته فکر نکنی میترسم
دلم به حال همه دست اندر کاران این جور فیلمها میسوزه طفلکها چقدر خستگی به تنشون میمونه با اون همه زحمتی که برای تهیه فیلم میذارن
به امید روزی که خبری از قیچی سانسور روی چنین فیلمهای پر محتوی نباشه