الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Samstag, 23.02.08

از هر داستانی میتوان نکته های مثبتش را آموخت...

 درود بر تو :

همیشه میتوان آموخت. هر چند از استان قورباغه ها باشد. این داستان را بخوان:

dp2ibqkej492p2vq4i2b0.jpg

قورباغه ها

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند .
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد....
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :
" اوه,عجب کار مشکلی!!"
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند ."

یا:
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !"
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند... جمعیت هنوز ادامه می داد"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....
این یکی نمی خواست منصرف بشه !

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید ! بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟

اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟و مشخص شد که برنده ی مسابقه کر بوده!!!

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :

هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... 

چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند، چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید ! همیشه به قدرت کلمات فکر کنید .چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیرمیگذارد.
پس :
همیشه ....

مثبت فکر کنید !
و بالاتر از اون کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید
رسید !

و همیشه باور داشته باشید :
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی

دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

*موفق باشی*

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الهه جونم دستت درد نکنه

دوست گلم، همیشه به نکته های مثبت زندگی تمرکز و توجه داشته باش.

و بیخودی خودت را نگران و ناراحت نکن...

از این داستان عبرت صبر و پایداری و مقاومت بگیر.

در پناه یزدان تندرست، شاد و پیروز زیوی... بدرود.


نظر شما چيست؟ (19 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 14:23
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: Arash star

Dienstag, 01.04.08 ساعت 05:38

Salam shahla jon khobi ye vaght be ma sar nazani .movafagh bashid be omide rozike web logeton be web sit tabdi beshe .bye bye

 URL:  http://Www.myarash.blogfa.com


 نويسنده: سيروان

Montag, 03.03.08 ساعت 05:59

سلام
به‌زودي به آرزوي بزرگت خواهي رسيد


 نويسنده: سبزسکوت

Freitag, 29.02.08 ساعت 17:42

فوق العاده بود!
من عاشق قورباغه ام! تا حالا نمی دونستم چرا؟ ولی حالا فهمیدم!!!

 URL:  http://www.sabzesokoot.com


 نويسنده: عبدالله رضایی

Sonntag, 24.02.08 ساعت 20:02

مرسی از داستان زیبات

الحمدلله چیزی که بین مردم ما زیاد ایه یاس خوندنه

خدا نکنه کسی بخواد کاری رو شروع کنه چنان استرس بهش وارد می کنن

چنان موج منفی بهش می دن که طرف شروع نکرده تب می کنه


 نويسنده: سوسن جعفری

Sonntag, 24.02.08 ساعت 18:37

هومم ... جالب هست ولی، توجیه خوبی از کور و کر و لال بودن نیست هست؟

راستی عزیزم. یک کاری کردم بتونی موسیقی وبلاگم را خفه کنی گلم. بوس بوس بوس!


 نويسنده: Anonymous

Sonntag, 24.02.08 ساعت 16:46

عالی بود


 نويسنده: حسین-تهران

Sonntag, 24.02.08 ساعت 15:08

سلام...من اولین باره وارده سایتتون میشم...مطالبش بدک نیست..۲۱ مهر یعنی چی؟
______

آقای تهرانی درود بر شما
و سپاس از اینکه به کومه من آمدید
پرسیدید "21مهر" چه روزیست؟
تاریخ تولد من است
زنده باشید و بدرود.


 نويسنده: سیر

Sonntag, 24.02.08 ساعت 14:34

درود بر مهربانو
بسیار آموزنده و عالی بود .
بدرود

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


 نويسنده: شکوه

Samstag, 23.02.08 ساعت 23:39

من هم این داستان رو تو ۳۶۰ خواهرزاده خودم خونده بودم اما جدن آدم باید خودش رو بزنه به کری چون بعضی وقتها کر موفت بودن بد نیست و کلی هم به نفع آدم و اما شهلا جون هر چه که مینویسی بسیار جالب توجه و شیرین و خواندنیست باز هم ممنونم


 نويسنده: حامد شكوري

Samstag, 23.02.08 ساعت 23:28

سلام آبجی . این داستان رو شنیده بودم و بر من اثر خوبی داشت . ممنون برای این یاداوری دوباره . یا حق

 URL:  http://www.adabformat.blogfa.com


 نويسنده: شهره

Samstag, 23.02.08 ساعت 22:28

شهلا جان خیلی داستان جالبی بود و واقعا من هم به این مسئله اعتقاد دارم که برای خوب زندگی کردن باید مثبت بود و راه رو با عزم راسخ ادامه داد . مرسی عزیز . با بهترین ارزوها . سبز باشی .

 URL:  http://azkhodbakhisch.blogspot.com/


 نويسنده: کامیار

Samstag, 23.02.08 ساعت 20:54

یاد کتا قورباغه را قورت بده افتادم و محتوایتش!!!

 URL:  http://sartr1980.blogfa.com


 نويسنده: پونی

Samstag, 23.02.08 ساعت 20:46

سلام
شمع و گل و پروانه و سنبل همه جمعند!!!!!!!!!!

داستان زیباییه

من یک کلمه تشویق از معلممون رو در دوره اول راهنمایی هنوز فراموش نمیکنم

قورباغه کوچولو خیال میکرده دارن تشویقش میکنند!

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: اهری

Samstag, 23.02.08 ساعت 18:33

جالب و آموزنده بود عمه خاله جان!

 URL:  http://1ahari.blogfa.com


 نويسنده: آرش

Samstag, 23.02.08 ساعت 18:11

salam va khaste nabashi shahala khanom man shomaro to imaig dar be dar ha dar google peida kardam movafagh bashiiiiiiiiiiii

 URL:  http://www.myarash.blogfa.com


 نويسنده: نگین شیــــراز

Samstag, 23.02.08 ساعت 16:40

من حالم خوبه ها شهلا جون !! باور کن !!

راستی چشمهای عسلی این بچه قورباغه منو کشته !!

قبلا شنیده بودم این داستان رو ، اما شنیدنش از زبون تو حلاوت دیگه ای داشت نازنین ..

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: نگین شیــــراز

Samstag, 23.02.08 ساعت 16:37

اما خوب ! ظاهرا که اول شدم !!!!!!

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: نگین شیــــراز

Samstag, 23.02.08 ساعت 16:37

نه ! باورم نمیشه اول شدم !!

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: نگین شیــــراز

Samstag, 23.02.08 ساعت 16:36

من اول شدم ؟؟

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!