الهۀ مهر
« February 2008
  
صفحه اصلی
  
July 2008 »

Sunday, March 30, 2008

قوی سیاه و عاشق شهر ما...

  درود بر تو :

 این قوی سیاه ما باز هم به دنبال دیدن عشق پلاستیکی اش به شهر و بر روی دریاچه مونستر آورده شده.

باید بگم که اینجا در همه موارد، برای تمام موجودات زنده اهمیت بخصوصی قائلند.

Resize%20of%20schwan5_400q.jpg اینجا دریاچه شهر ماست. میدونی، این قوی سیاه به نام "Petra  پترا" خانم،  زنده و عاشق   اون قوی سفید آهنی شده بوده، برای اینکه به باغ وحش منتقلش بکنند به خاطر مقاومتش، مجبور شدند این قوی سفید رو هم ببرند و در آبی که آنجا نیز هست بیندازند. حالا داستان این قــوی سیاه عاشق که در شهر ما زندگی میکند به تمام آلمان رسیده. دیروز مامانم گفت تلویزیون شبکه آمریکا نیز در مود این قوی عاشق گزارشی نشان داده بودند.

  در اینجا نیز "پتـــرا" بغل دست عشقش دیده می شود.

Resize%20of%20schwan6_400h.jpg                 Schwan und Tretboot, Rechte: dpa

«Schwarze Petra»

کوس عشق این بانوی عاشق و آوایش به همه جا رسیده.

خانم دکتری که برای حیوانات باغ وحش در آنجا است می گوید:

اینها" پتــرا و عشق پلاستیکی  اش" در پائیز توی سالن  پلیکان ها نگهداری می شوند.

برای ایشان یک پنجره در  بالای سالن ساخته شده.

در حالیکه عفونت استخوانی داشته ولی تنها و بدون عشق پلاستیکی نگهداری اش نکردند.

چون حاضر نبوده بدون ایشان باشد

"عشق افلاطونی اینه ها"

خلاصه خانم دکترش نیز با ایشون دور عشقش قدم میزدند تا از تنهایی آزرده نشود.

    

 هر سال 13 به در را در کنار این دریاچه می روییم و سبزه ها را در همین آب می اندازیم.

امیدوارم 13 به در بهت خوش بگذره نازنینم.  

با کلی رقص اساسی

 ببین این گاوه چقدر خوشحاله

 شاید سال نوی گاوی را دارند!؟

 یا 13 به در شون است.

 شایدم بچه دار شده

 شاید شوهرش میخان بدن

 خواستگارش رفته و این آمده به

 جنگل و بیشه زده از خوشحالیش

 عاشقه دیگه بیچاره

ما امروز کنار دریاچه رفته بودیم ولی  از  پترا خبری نبود!!

                    

  

         ۱۳ بدر حتمن می بینیمش   

        به امید روزی که از عشق حقیقی ات دور نمونی...      

بدرود


پيام‌هاى ديگران (29 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 13:14  | آرشيو تکی اين نوشته

Friday, March 28, 2008

حضور زن در جوامع اروپایی...

  درود بر تو :

این گزارش را بخوان و نظرت را در موردش بنویس.

زنان آلمانی خودخواه در راهند؟

تیم ملی فوتبال زنان آلمان

روز سه شنبه (25 مارس)، نتایج تحقیقی در آلمان منتشر شد که در آن تصویر تازه ای از زن آلمانی، خواسته های او و برنامه هایش برای آینده به دست داده است.

این تحقیق توسط مرکز جامعه شناسی برلین با همکاری مجله زنان "برگیته " انجام شده است و در آن ۱۰۲۰ زن آلمانی ۱۷ تا ۱۹ سال و ۲۷ تا ۲۹ سال مورد پرسش قرار گرفته اند.

 

نچه نتایج تحقیق را جالب می کند این است که نشان می دهد زنان دیگر حاضر نیستند بین بچه دار شدن یا شاغل بودن یکی را انتخاب کنند. آنها می خواهند مادران شاغلی باشند که در عرصه های مختلف مسئولیت به عهده می گیرند.

۸۵ درصد زنان مورد پرسش قرار گرفته در این تحقیق گفته اند که می خواهند از نظر مالی مستقل باشند و تنها گروه کوچکی از آنها حاضر بودند به خاطر داشتن بچه از شغل خود صرفنظر کنند. ۹۰ درصد آنها نیز اعلام کرده اند که می خواهند روی پای خود بایستند و اطمینان داشته اند

 که برای انجام وظایف شغلی خود به اندازه کافی توانا هستند. با توجه به اینکه جامعه آلمان جوانگرایی خود را از دست می دهد و کمبود نیروی متخصص در میان مردان آلمانی وجود دارد، تحقیق حاضر هشدار و زنگ خطری است به دولتمردان آلمان تا راه های مناسبی برای اشتغال بیشتر زنان فراهم آورند. 

در همین حال، از گروهی از مردان درباره نتیجه این تحقیق سوال شده است. آنها با ناباوری به خواسته های زنان نگاه کرده اند و ۶۵ درصد گفته اند که زنان نمی توانند روی پای خود بایستند و ۵۰ در صد معتقدند که زنان قادر به قبول مسئولیت های شغلی نیستند.

نظر خواهی از مردان آلمانی نشان می دهد که آنها از اعتماد به نفس زنان و انگیزه های آنها برای دستیابی به امکانات شغلی بهتر تصویر نادرستی دارند.

در این گزارش همچنین آمده است که نباید تصور کرد که انبوهی از زنان خودخواه آلمانی در راه هستند که می خواهند همه جامعه را تحت تاثیر قرار دهند بلکه باید توجه داشت که نسل جدید زنان آلمانی نسل با اعتماد به نفسی است که آماده است در زمینه های مختلف مسئولیت قبول کند و طبعا در این راه برای تاثیرگذاری و کسب قدرت هم تلاش می کند. نسلی که " آنگلا مرکل " صدر اعظم آلمان را به عنوان الگو در پیش رو دارد.

 
جنبش زنان در آلمان با وجود دشواری هائی که جامعه آلمان به دليل حکومت فاشيستی و جنگ در پيش رو داشت توانست موانع بسياری را از پيش رو بردارد.

ـــــــ   ــــــــــ   ـــــــــــــــــــــــ  ــــــــ  ـــــــ

میبینی که آقایان در اینجا نیز زن را آنچنان فعال یا مطرح در جامعه نمیبینند!؟

بدرود.


پيام‌هاى ديگران (28 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 10:39  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, March 26, 2008

به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمیبینم...

درود بر تو :

کنسلش کردم.

اگر بود باید هفته دیگر چمدون ها رو می بستم ومی آمدم. ولی نه، تا حالم بهتر نشه، نه.

 از نوا و آوای این استاد«سالار عقیلی» نیز، لذت میبرم.

اینجا را ببین:

اشرف الدین حسینی (نسیم شمال)

نسیم شمال اشعار جالبی از سیداشرف محبوبترین و معروفترین شاعر ملی عهد انقلاب مشروطه است.
آهای آهای نسیم شمال،
مثال شیر ارژنه
گاه زنی به میسره،
گاه زنی به میمنه
زلزله ها فكنده ای،
به كوه و دشت و دامنه
آسته برو آسته بیا
كه گربه شاخت نزنه

ــــــــــــ

پی نوشت: دو سه روز وقت گذاشتم برای وبلاگ تکونی. بله کسانی بودند که ۸۵ سال پیش به بلاگم آمده بودند و پس از آن نه!!! یا برخی از دوستان بلاگشو اصلن بسته شده است...

خلاصه خونه تکونی و دل تکونی و وبلاگ تکونی داشتم در این سال نویی، همهء زیادی ها را بیرون انداختم شهلای مهربانشهلای خواهان پیروزیشهلای با سیاست«سیاست مدار ها»

 


پيام‌هاى ديگران (13 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 13:49  | آرشيو تکی اين نوشته

Monday, March 24, 2008


پيام‌هاى ديگران (18 پيام)

ای سرزمین مادری...

درود بر تو :

امسال نشد که بشه. حال جسمیم میزون نبود! بلیطم هنوز هم در حال رزرو است ولی...

دلم همانگونه تنگ، اما وقتی با خودم عهد کردم که تا روز تندرستیم باید صبر کنم، پس پای حرفمم نیز می ایستم.

نوروز در آلمان حال و هوای خودش را دارد یعنی در

 واقع حال و هوای خاصی ندارد. هوا سرد است و

ابری و از بهار خبری نیست...همزمانی تعطیلات عید

 پاک با نوروز باعث شده بسیاری به ایران سفر کنند.

 

شب سال نو که این موزیک امید جانم را شنیدم بسیار ناراحت شدم.Smiley  نه برای خودم ها، بلکه این شعر من را به یاد روزهای تنهایی و دور از میهن بودنم انداخت. برای امیــد و تنهایی هایش و حس و عشق دوباره دیدن وطن چشمانم بارانی شد، پس از شنیدن چند بیت دیگر، بد جور جاری شد این سیل نهفته پشت آن ابرها و Smiley...

البته یه وقتهایی که اون یکی رویم بالا میاد، میگم میرم بابا...

خسته شدم

نمیتونم طاقت بیارم

میرم، با همین حال و هوایی که دارم.

اما به یک باره روی اصلی پدیدار میشه و میگه: صبر باید کرد!

شاید به همین دلیل هنوز بلیطم را در حالت رزرو نگهداشتم، کسی چه میدونه!؟

آآآآآآآآآآآآآآآآ

این هم اون پستی که قول داده بودم در مورد تاریخچه تمبر های پستی.

آلبوم تمبرهای دهه چهل تا شصت خورشیدی
 
چاپ تمبر، به مناسبت های مختلف فرهنگی، اجتماعی و برخی بزرگداشت ها از وظایف وزارت پست و تلگراف است.

عید نوروز در ایران از آن مراسمی است که به مناسبت آن هر ساله یک سری تمبر جدید منتشر می کنند.

به بهانه فرا رسیدن سال جدید، سراغ بعضی از کلکسیونرها و به اصطلاح تمبربازهای قدیمی رفتیم و آلبومی از تمبرهای دهه چهل، پنجاه و شصت خورشیدی تهیه کردیم.

 

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 13:36  | آرشيو تکی اين نوشته

Saturday, March 22, 2008
 

پيام‌هاى ديگران (15 پيام)

دقیق ترین تقویم جهان، هدیه خیام به ایرانیان

درود بر تو، نوروزت پیروز باد :

Resize%20of%207seen.jpg 

اخبار نوروزی را در بی بی سی دیدم.

روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا   که    نیامدست   فریاد   مکن
بر  نامده     و گذشته    بنیاد    منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

 
عمر خیام
 
 

تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان

سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ ، خیام

کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود.

چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.

این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز.

 
 در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.
 
پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.
منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.
 
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.
 

13841221a10.jpg

در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.

تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان - پایتخت سلجوقیان - و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.

اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی.

 همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانه‌دار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علاقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.

 Resize%20of%20450508195_9c9e1a990c.jpg

اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.

تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.

این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.

سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.

Resize%20of%20474322680_70fe152d7c.jpg 

به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.

تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.

 

این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.

آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:

خیام  اگر ز  باده  مستی   خوش  باش
با  ماه رخی  اگر نشستی خوش باش
چون  عاقبت  کار   جهان نیستی  است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 من عاشق اشعار و کلام شیرین و زیبای خیام هستم.

 Resize%20of%20p4222943_co1.jpg
 
پست بعدی راجب تاریخچه «تمبر» نامه، می نویسم.
تا درودی دگر بدرود.
 
نوشته شده توسط شهلا در ساعت 20:22  | آرشيو تکی اين نوشته

Monday, March 17, 2008

بهارت خرم و دلنشین باد...

درود بر تو :

درباره سال نو، بهار و رسیدن دوباره گلهای بهاری به میدانهای شهر و سفره های هفت سین و خانه و کاشانه مان، گفتنی های بسیار شنیدیم و خواندیم. فرا رسیدن بهار و آمدن شوق زندگی نو، بر همه شاد باد.

اوایل که به اینجا"غربت" آمده بودیم، هنگام نوروز که میشد، راه میرفتم و به یاد میهنم این آهنگ بهار از هایده را می خوندم .

ایمیلی از سایت روزنه داشتم که راجب نوروز بسیار زیبا و گیرا نوشته است.

Image hosted by allyoucanupload.com

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.

روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست. ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :

چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، ۵ روز دوم را به اشراف ،۵ روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، ۵ روز چهارم را به نديمان و درباريان، ۵ روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.

، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. . ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد

norooze%20irani.jpg

مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد.

بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي يه روزهروزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ".يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده هاسبزه.. نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.

کاشتن سبزه

http://www.sarmayeh.net/Appendix/NewsPictures/2007-3-13-14-18-18_212_300.JPG
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.

در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ". و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ."



امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند.اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.

                

 
سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.

پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند

"
ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است. اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد.

تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند.

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده : نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.

لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه... نوروز بر تو شاد باد گلم

سيزده بدر

در واقع آخرين روز از تعطيلات و مراسم نوروزي که در باور گذشتگان چون عدد سيزده خوش يمن نبوده است..در اولين سيزده سال مردم دست از کار کشيده و به دشت و صحرا ميروند و در واقع نحسي سيزده را در بيرون از محيط زندگيشان از خود دور ميکنند...مراسم گره زدن سبزه نيز با ذکر عبارت سال ديگه بچه بغل خونه شوهر ..توسط دختران دم بخت از ديگر مراسم اين روز است


باورهاي عاميانه  
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :

-
کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.

-
موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.

-
روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.

-
هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

-
هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.

-
کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

-
کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

-
روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

-
اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.رفتم

-
روز سيزده کار کردن نحس است.پس همه بریم تفریح

لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لبهاي سرخت بمونه... نوروز بر تو شاد باد گلم

                            

نوروز ۱۳۸۷شمسی قمری و ۷۰۲۹ میترایی پیروزهر روزت نوروز باد. بدرود...

زنده باد ایران و ایرانی 


پيام‌هاى ديگران (45 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 19:52  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, March 13, 2008

پيام‌هاى ديگران (36 پيام)

جشن سوری...

 درود بر تو :

در مورد چهار شنبه سوری بسیار گفتیم و شنیدیم.

 ما در ايران باستان هفته نداشتيم ولی هر ماه رو به سی روز تقسيم می کرديم و برای هر روزی هم نامی  داشتيم، هرمز روز ، بهمن روز و . . .
برای ما سال ۳۶۰ روز بوده و ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ) ما در اين پنج روز آتش روشن ميکرديم تا که روح نياکانمون رو به خانه هامون دعوت کنيم .
بنابراين اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده اون آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستانه و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نره ايرانيان بعد از اسلام، نحثی چهارشنبه رو بهانه کردن و اين جشن رو با اون خرافه اعراب منطبق کرديم و شد چهارشنبه سوری ."

2327841237_8805e2ffbf.jpg

برخي از آيين های جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی

از جمله جشن هاي آريايي، جشن هاي آتش یا همان چهار شنبه سوری است

            «آجيل  چهارشنبه سوری»

"سرخی تو از من، زردی من از تو!"...
يادمان باشد که به همديگر بگوييم اگر بشود دوباره قاشق زنی هم داشته باشيم

آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .

برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .

اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .
چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند
.

noroze%2058ipg.jpg

آتش را خیلی دوست میدارم. ببینم آیا وقتی شعله ای جلوی چشمانت بر افروخته است، به آن نگاه عمیق کردی!؟

آتش خیلی زیباست و با قدرت

چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند .

مهرنوش، کیوان، آزاده و... یاد چهارشنبه سوری سال ۸۴ شاد باد. با یادی از نوروز ۸۵

اگر با صدای "شهریار" حال میکنی به این آهنگ گندمک گوش بده.

با تندرستی و پیروزی بر تمام مشکلات زندگی را سپری کنید

بدرود. 

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 15:04  | آرشيو تکی اين نوشته

Tuesday, March 11, 2008

فواید خانه تکانی و نوروز در اینجا...

درود بر تو :

 

ShowLetter_003.gif

فواید خانه تکانی:

پیدا شدن بسیاری از وسایل خریداری شده

بله در این خانه تکانی،  بنده به خیلی از اجناسی که پیش از این خریده بودم دست یافتم، از جمله:

یک بسته بزرگ از چند بسته۷ ادویه که از بازار زند در شیراز خریداری کرده بودم!!

رب انار

چندین بسته آلبالو خشکه که از ایران آورده بودم، "چون فرزندان و... بسیار دوستش می دارند"

نزدیک ۲ کیلو برگه زرد آلو

۲ شیشه مربا که از شمال خریده بودم و نمیدانستم کجا گزاشتمشون! ؟؛البته یک باز نشده شکرک زده بود

یک شیشه" دَررار" یا "دالار"به گفته تهرانی ها

دو بسته گل گاو زبان و سنبلاتیو

 وسایل نویی که هنوز داخل بسته بندی اش،« که برای استفاده در منزل است»

خلاصه کلی مواد خوراکی پیدا شد!!!

البته باقلوا هایی که پارسال از یزد آوردم نیز وقتی بار آخر از ایران بازگشتم و برای خوردن از کمد بیرون آوردمشون، با کپک زده شده آن رو به رو شدم!!!"چون من ایران بودم و کسی در یخچال نگذاشته بودشون"

یک موضوع جالب دیگر نیز برایم در این چند گاه گذشته پیش آمد که برایت میگم تا بخندی.  چند  بار از منزل به قصد خرید یا انجام کاری، بیرون رفتم "وقتی بیرون میروم باید جاپایی ویلچرم را ببرم" به مرکز خرید رسیدم دیدم تکیه گاه پاهای نازنینم را فراموش کردم که ببرمشون.!!!

میدونی این دلیلی بهتر از این ندارد که مسئولیت کار ها دست خودت نباشه

و دیگر اینکه باید در مورد  جشنی که در آغاز بهار اینجا است، برایت بگویم.

که نامشOSTERN است

در این جشن نیز با سبزه و شکلاتهایی به شکل خرگوش، تخم مرغ های پخته شده رنگی یا پلاستیکی... برگزار میشود. تقریبن مانند جشن ما ایرانی ها است.

 شکلات هایی به شکل پینه دوز ، تخم مرغ ، خرگوش، جوجه  نیز در این دوران بسیار یافت میشود. که بچه ها عاشق که کودکان بد جوری مرید این شکلات های خوش مزه هستند.

Joyeuses Pâques!  بار های پیش که در بهار به ایران آمدم، یک کیف مخصوص برای این شکلات ها همراهم آوردم. چون نباید فشار بهشون وارد بشه، وگرنه میشکنند.

«خوب خاله، یا زندایی شهلا است دیگه» 

مانند سال نوی مسیحی، درختی با نماد شکوفه های بهاری

 دارند که به آن عروسک ها و مواردی که نام بردم آویزان است.

 Happy Easter to all!  Frohe Ostern!

  خلاصه این بود جریان خونه تکونی و آغاز سال نو ؛بهار؛در ینگه دنیا.

Resize%20of%20Osterei2.jpg 

images1.jpgimages1.jpgimages1.jpgimages1.jpg

 نوروز و اوسترن خوش باد. البته هنوز تا نوروز چند روز باقیست

تا درودی دگر به مناسبت ۴ شنبه سوری، بدرود.


پيام‌هاى ديگران (18 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 18:24  | آرشيو تکی اين نوشته

Saturday, March 8, 2008

الفبای خوشبختی...

درود بر تو :

دقت کن

Resize%20of%20p4079648_co0.jpg

 الفبای خوشبختی

AAccept : پذیرا باشید:

دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.

B- Break away : خودتان را جدا سازید:

خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

C-  Creat : خلق کنید :

خانواده ای از دوستان و آشنایانتان  تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

DDecide : تصمیم بگیرید:

تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

E- Explore : کاوشگر باشید :

جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

F- Forgive : ببخشید :

ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

G- Grow : رشد کنید:

عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

HHope : امیدوار باشید:

به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

I- Ignore : نادیده بگیرید:

امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

JJourney : سفر کنید:

به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

KKnow : بدانید:

بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

LLove : دوست بدارید :

اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

MManage : مدیر باشید:

بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

N- Notice : توجه کنید:

هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

O-Open : باز کنید:

چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

PPlay : بازی و تفریح کنید:

فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.

QQuestion : سوال کنید:

چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

RRelax : آرامش داشته باشید:

اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

SShare : سهیم شوید:

استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

TTry : تلاش کنید:

حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.

UUse : استفاده کنید :

از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

VValue : احترام بگذارید:

برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

XX-Ray : اشعه ایکس:

با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

YYield : اجازه دهید:

اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .

ZZoom : تمرکز کنید:

زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید

.تا درودی دگر بدرود


پيام‌هاى ديگران (27 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 23:20  | آرشيو تکی اين نوشته

Friday, March 7, 2008

روز جهانی زن 8 مارس

 درود بر تو :

آیا بانوان ایران زمین از حقوق حقه خودشون در محیط کار برخوردارند؟

اگر نیستند، دلیلش چیست؟

۱۰۰ سال پیش زنان آمریکا به این حقوق سیاسی اجتماعی شان دست یافتند. من دلم می خواهد بدانم زنان ایران چند سال دیگر باید با زور گویی مبارزه کنند!؟

zanestan-image3.jpg

هشتم ماه مارس روز جهانى زنان
شيرين جزايرى  راديو آلمان - جمعه 15 اسفند  1382-  5  مارس 2004

هر ساله در روز هشتم ماه مارس ميليون ها زن و مرد در كشورهاى مختلف روز جهانى زن را گرامى مى دارند. عليرغم نزديك به صد سال مبارزه پيگير براى برقرارى حقوق مساوى براى زنان در زمينه هاى مختلف سياسى، اجتماعى، اقتصادى، خانوادگى و غيره هنوز تبعيض عليه آنان در همه اين عرصه ها و در تقريبا تمامى كشورهاى جهان به اجرا درمى آيد.

تاريخ روز جهانى زن هم زمان تاريخ مبارزه سياسى و اجتماعى عليه تبعيض است. اين روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرايط بهتر كارى و زندگى  زنان است.
انتخاب تاريخ روز هشتم ماه مارس به عنوان روز جهانى زن  به خاطره مبارزه زنان كارگر نساجى در سال ۱۸۵۷ در شهر نيويورك  امريكا برمى گردد
.


http://media.de.indymedia.org/images/2008/03/209567.jpg

آیا سرف زن بودن نباید آزاد باشیم!؟

حق زنان نیز باید پاس داشته شود

به امید روزی که تمام زنان دنیا آزاده زندگی شان را بگذارنند

تا درودی دگر بدرود


پيام‌هاى ديگران (10 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 18:28  | آرشيو تکی اين نوشته

Friday, March 7, 2008

بزرگداشت روز زن...

  درود بر تو :

جشن اسفندگان

 Ispandgan-Motherday.jpg (73443 bytes) IsapandganTabrikHNaghashi.jpg (32564 bytes)

روز زن

روز مادر

روز زمين

روز عشق

روز درختكاري

اسفند روز از اسفند ماه

khoda-banoo-CHN.jpg (23725 bytes)
 

بر گرفته از سايت آريا بوم 

اسفندگان، جشن بزرگداشت زن و زمین

می‌ستاییم این زمین را، می‌ستاییم آن آسمان را،
   می‌ستاییم روان‌های جانوران سودمند را،
     می ستاییم روان‌های مردان پیرو راستی را،
       می‌ستاییم روان‌های زنان پیرو راستی را،
در هر سرزمینی که زاده شده باشند،
مردان و زنانی که برای پیروزی آیین راستی کوشیده‌اند،
          می‌کوشند و خواهند کوشید
(اوستا - فروردین یشت - بند ۱۵۳ و ۱۵۴)

«ایرانیان باستان از گذشته‌های دور تحت تاثیر و نفوذ مادر خدایان یا الهه­گان بوده‌اند که آن­ها را حمایت می‌کردند. با دگرگونی نقش زن به عنوان عنصری سودمند در جامعه، گروه خدایان مادینه نیروی برتر شدند و دست به آفرینش و کارهای شگفت‌ آوردند»(۱)

این بانوخدایان دارای تندیسه‌هایی بوده‌اند که در جای جای سرزمین ایران یافت شده‌اند. این پیکره‌ها ویژگی‌های زنانه تندیس آناهیتا مشهور به ونوس سراب - موزه ی ایران باستانبارزی دارند که نماد باروری، مادری و زایش است.
هنگام پیام‌آوری اشوزرتشت، یکتاپرستی به معنای واقعی خود مطرح گردید، پس سایر خدایان به مقام پایین‌تر نزول کرده و بدین ترتیب امشاسپندان و ایزدان با حضور خود مفاهیم انتزاعی برخاسته از این خدایان را در درون خود و در باور مردمان حفظ نمودند. این فاصله گرفتن از خدایان اساطیری به طور کامل نبوده است و آدمی که مجذوب قدرت بی­پایان بانوخدایان خود بوده با اقدامی جبرانی بخشی از قدرت زنانه­ی آن­ها را در قالب‌های دختر شاه پریان و داستان­های روزمره­ی خود جای داده و قسمتی دیگر را هم به صورت زن برتر در ادبیات خود زنده کردند. آناهیتا و اشی از جمله ایزدهای ایرانی می‌باشند که در جای جای نوشته‌های باستانی جلوه می‌کنند.
در میان امشاسپندان سه امشاسپند نخستین یعنی وهومن، اشه وهیشته و خشتره وئیریه، نرینه و سه امشاسپند بعد یعنی سپندار آرمئیتی، هئورتات و امرتات از نظر لغوی مادینه‌اند.
هسته­ی اصلی این سه امشاسپند مادینه مهرورزی، عشق بی آلایش، زایندگی، از خودگذشتگی و پروراندن است و نشانگر اهمیت نقش زن و مادر در اندیشه و باور انسان نخستین و ایرانیان باستان است. از همین خواستگاه است که عبارت­های زیبا و دل­انگیز «زبان مادری»، «مادر طبیعت»، «مام میهن» و «سرزمین مادری» به وجود آورده و فراگیر شده است.

نماد زن در ایلام باستان - موزه ی تبریز

همچنین در باورهای ایرانی «نسل بشر و نخستین زن و مرد جهان به نام مشی و مشیانه از ریشه­ی دوگانه­ی گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین به وجود آمده و آفریده شده‌اند و در واقع زمین یا سپندارمذ (۲)، مادر نسل بشری دانسته می‌شده است»(۳)
سپندارمذ واژه‌ای مرکب است از سپنته یا سپند به معنی پاک و مقدس و آرمئی‌تی به معنی فروتنی و بردباری نیک و مقدس، این واژه در پهلوی به گونه‌ی سپندارمت و در فارسی سپندارمذ، اسفندارمز و اسفند شده است. در شکل معنوی و مینوی‌اش مظهر بردباری و سازگاری اهورامزدا است و در جهان مادی و خاکی نگهبانی زمین به وی سپرده شده است. این فرشته که با زمین تجسم می‌یابد، دست یافتنی‌ترین فرشتگان است و هرکس در زندگی عادی خود همواره با آن در تماس است و به بدیهی‌ترین صورت ممکن از موهبت‌های آن بهره‌مند می‌شود بنابراین اهمیت فوق‌العاده­ی او برای مردمان ایران باستان که زندگی را بیشتر به چوپانی و برزگری می‌گذراندند، قابل درک است (۴)».
این فرشته در اندیشه­ی ایرانی جایی بس بزرگ دارد، واژه­ی «ایر» که در نام ایران دیده می‌شود، در واژه­ی آمیخته­ی «ایرتن» فروتنی است. زنان نیز بدان روی که افزایند­ی جهان‌اند و نمایند­ی مهر و فروتنی به سپندارمذ مانند می‌شوند (5)»
در وندیداد آن­جا که سخن از زمین می‌رود که چگونه می‌توان آن را شاد کرد، آمده است : « با برانداختن سوراخ‌های مار و جانوران زیانکار و ‌آبیاری و شخم زدن و برآوردن گل و گیاه و درخت ... چنین زمین‌هایی مانند زن زیبا و خوش اندامی است که شوی او در بستر او را شادمان می‌سازد و آن زن برای وی فرزندان برومند می‌آورد (۶)»
به علت اهمیت زمین و زن، روز پنجم هر ماه موسوم است به سپندارمذ، آخرین ماه سال نیز به همین نام است که از ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. ایرانیان روز سپندارمذ از ماه اسفند را جشنی به نام اسفندگان می‌گرفتند. یا به قولی جشن زن می‌گرفتند. و این است که سخن ابوریحان بیرونی و گواهی او که در هزار سال پیش (زمان ابوریحان) هنوز این جشن برگزار می‌شده است.
«اسفندارمز فرشته­ی موکل بر زمین است و نیز بر زن‌های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می‌نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه­ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است (۷)»
در جای دیگر آورده است که در این روز زنان بر تخت پادشاهی می‌نشستند و فرمان می‌راندند، همه­ی کارها نیز به دست مردان و پسران انجام می‌گرفت.

این جشن همراه با آداب رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می‌شد. نخستین جشنی که در این روز برگزار می‌شد جشن «مردگیران» یا «مژگیران» بوده است این جشن ویژه­ی زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت از آنان برگزار می‌شود.
کارکردهای آرمئی‌تی یا سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است در گات­های زرتشت، ۱۸ بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاک برای آرام­بخشی به کشتزاران چراگاه‌ها جانوران برای پیدایی یک فرمانروای نیک و برای کمک به دخترش پورچیستا در گزینش شوی خویش به یاری فرا می‌خواند. در اساطیر ایرانی او بود که پیشنهاد و فرمان ساختن تیر و کمان برای آرش کمان‌گیر را به منوچهر شاه داد تا گستره و آغوشش را برای فرزندان خود بازتر کند در متون پهلوی (۸) او را یاری رسان نویسندگان به عنوان پدیدآورندگان فکر و اندیشه می‌دانند.
سراسر اوستا به ویژه فروردین یشت و
یسنای ۳۸ آکنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است. با توجه به منابع موجود دانسته می‌شود که اسفندگان در ایران باستان روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. اما منظور از زن در این جشن همسر است و نه جنسیت آن. بیرونی (۹) نیز در نقل آیین‌های جشن از زن به عنوان همسر یاد می‌کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین‌هایی که امروزه نیز در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می‌شود همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهرآمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارند. این جشن هنوز هم به نام اسفندی در بسیاری از نواحی مرکزی ایران چون اقلید کاشان و محلات برگزار می‌شود. و زنان در این روز برای خشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی می‌پزند که به نام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می‌شود.
ایزدبانوی سپندارمذ، در اندیشه­ی جهانیان بسیار اثر گزار بوده است « ستایش زن و عشق هنگامی به ادبیات اروپایی (و اندک اندک به فرهنگ آنان) راه یافت که اروپاییان در جنگ‌های صلیبی با فرهنگ ایرانی آشنا شدند.(۱۰)
امروزه در جهان جشنی به عنوان ولنتاین (۱۱) در کنار اسفندگان برگزار می­شود. این دو جشن به لحاظ زمان‌بندی و برخی از درون‌مایه‌ها به یکدیگر شباهت دارند. ولنتاین از یک جریان عاشقانه در بعد از میلاد سرچشمه گرفته، اما جشن اسفندگان یادگاری بسیار کهن از اسطوره‌های زایش و باروری است. مقایسه کردن این دو جشن برای نگارنده انجام پذیر نیست. اما تصور می‌کنم مردمانی با فرهنگ و اندیشه­ی غنی و توانا شایسته است جشنی به بزرگی فرهنگشان برای زمین و زن (همسر)، این دو عنصر سودمند برگزار ‌کنند. ایرانیان که سپاسداری را از بایسته‌های زندگانی شمرده در این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند و باید برای سپاسداری از جایگاه زن و مادر هستی آموزش و فرزندان این خاک و بوم و به یاد کوشش‌های بی­وقفه زنان و مادران، این جشن را پاس دارند.

نوشته­ء : «شقایق فتح علی زاده»

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (6 پيام)