الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Monday, April 21, 2008

همت والا...

درود بر تو :

دیروز صبح دوستم «سایه» به من زنگ زد و گفت بیام دنبالت بیارمت خونه مون و تنها ننشینی تو خونه آخر هفته ای!!؟

همون موقع هم داشتم با آقای همسر تلفنی حرف میزدم، از ایشون پرسیدم که تو چی میگی؟ برم یا....

ایشون گفت ببین حالت چه جوره و اگر تونستی برو خوب."از حاج آقامون اجازه گرفتم"

که من هم به دوستم که پشت اون یکی خط بود گفتم باشه میام و نیم ساعت بعدش اومد دنبالم

گفتمش من از روی ویلچر بلند میشم و تو بی زحمت پله پله باید ببریش پائین، در همین گیر ودار بودیم که آقای همسایه از در خونه مثل تیر زد بیرون و رفت پائین از پله ها

من صداش کردم "آقای فلانی" یه زحمت برای من میکشید؟

20 Osterglocken in einer Glasvase

بله خواهش میکنم ، بفرمائید و تا حرفش تموم بشه اومده بود بالا. منم گفتم زحمت بکشید این ویلچر من را ببرید پائین از پله ها

چشمی گفت و صندلی را برداشت و باز غیبش زد و گذاشتش پائین پله ها.(خلاصه به دادمون رسید، اساسی)

تا من بیام با بدبختی خودم را به پله ها برسونم دست دوستم را نیز چسبیدم تا به اونجا برسم"تمام این راه شاید یک متر و نیم باشه"

خلاصه چسبیدم به نرده ها و شروع کردم رفتن به پائئین، آقای همسایه بالایی مون اومد رد شد از بغل دستم و رفت پائین پله ها ئ دید که من دارم جون میکنم با پائین رفتن از پله ها، در را باز کرد و رو به من ازم پرسید : کاری از دستم بر میاد تا کمکتون کنم؟

گفتم بله بی زحمت ویلچرم را بیارید بالا و من هم این دو پلله ای که پایند رفتم بر میگردم"البته لب پله نشسته بودم" و ایشون گفت که باشه من برم آشغال ها را بزارم تو سطلش و میام.گفتم باشه بفرمائید.

ولی یک نیروی اعجاب انگیز، همراه با غیرت آذری در رگهایم جریان پیدا کرد، به خودم گفتم پاشم، تا آقاهه بیاد من پائینم که موفق هم شدم

 

گل لاله

البته دوستم هوامو داشت ها، ولی توی یک چشم به هم زدن 13 تا پله باقیمانده را رفتم.

آقاهه اومد و با دیدن من که پائین روی ویلچرم بودم از تعجب داشت شاخ در می آورد
 گفتم بله، خواستن توانستن است. ولی سپاس از محبتتون 

خلاصه رفتیم منزل دوستم و آقای همسر نیز به من پیوست، تا آخر شب اونجا بودیم.

   دیدی !!!!

امروز هم به خانم هربالایفی گفتم که اینجوری شده و ایشون خیلی خوشحال شد و گفت تو این نوشیدنی ها رو بنوشی تازه بهتر از این هم میشی   

خلاصه خواستن توانست است همینه دیگه

تا درودی دگر بدورد.


نظر شما چيست؟ (21 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 11:04
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: احسان - سیما

Wednesday, April 23, 2008 ساعت 07:46


انسان همانجاییه که تصمیم می‌گیره باشه شهلا جان

موفق باشی

 URL:  http://smt.blogsky.com/


 نويسنده: سیاوش تی

Tuesday, April 22, 2008 ساعت 17:19

درود بر بانو الهه مهر
بعد از گذشت مدتهای مدید خدمت رسیدم و برای شما بهترین هارو آرزو دارم
موفق و موید باشید

 URL:  http://www.aaahoo.blogfa.com/


 نويسنده: عبدالله رضایی

Tuesday, April 22, 2008 ساعت 14:17

این همسایه تون ایرانیه؟

الحمدلله که تا حالاش خوب بوده
ان شالله اثرش همیشگی باشه
نه اینکه بعد از یه مدت از بین بره
و برای بدن عادی بشه مصرفش

-----

عبدی جان اثر چی؟
بله همسایه بغلیمون ایرانیست که ویلچرم را پائین برد
ولی بالایی آلمانیست
امیدوارم درد همه از بین بره

 URL:  http://rezaeionline.blogfa.com


 نويسنده: دنيز

Tuesday, April 22, 2008 ساعت 14:15

کامیاب باشی عزیزم

 URL:  http://denizjoon.blogfa.com/


 نويسنده: سانی

Tuesday, April 22, 2008 ساعت 10:48

خیلی خوشحالم شهلا جانم ایشالا روز به روز بهتر بشی و قدمهات استوارتر بشه
گل زیبایی هم گذاشته بودی
شاد باشی


 نويسنده: نسیم

Tuesday, April 22, 2008 ساعت 04:36

خوشحالم مهمونی خوش گذشته و خودت خوبی بهترهم میشی

 URL:  http://nasim.special.ir


 نويسنده: پونی

Monday, April 21, 2008 ساعت 23:59

تبریکات ماها رو پذیرا باشید

یواش یواش پیش برید و از هول

حلیم توی دیگ نیوفتینا شهلا

...

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: mehrnosh

Monday, April 21, 2008 ساعت 18:33

با همون لهجه ای که بلدی بخونش بی زحمت آبجی .

 URL:  http://medadsiah.persianblog.ir


 نويسنده: mehrnosh

Monday, April 21, 2008 ساعت 18:32

ای ول داره به مولا .چوخ گوزل . سنی سویوروم خانوم جان .

 URL:  http://medadsiah.persianblog.ir


 نويسنده: محرم

Monday, April 21, 2008 ساعت 17:19

خوبه

 URL:  http://www.moharam.sub.ir


 نويسنده: حسین جلال پور

Monday, April 21, 2008 ساعت 17:09

سلام دوست من
سال نو مبارک
از این همه نیامدن هایم عذر خواهم اما به روزم با غزلی از گذشته هایم.

 URL:  http://MANHARFMIZANAM.PERSIANBLOG.IR


 نويسنده: م حمیدی

Monday, April 21, 2008 ساعت 17:02

سلام
باید باورکنی که توانایی های تو از این هم که گفتی بیشتر است .
سلامت و موفق باشی .

 URL:  http://mhasl.blogfa.com


 نويسنده: mandana

Monday, April 21, 2008 ساعت 16:58

موفق باشی

 URL:  http://mskhamosh.blogfa.com


 نويسنده: عادله

Monday, April 21, 2008 ساعت 14:39

بله که خواستن توانسته عزیزم

 URL:  http://khabidarhayahoo.persianblog.ir/


 نويسنده: سیر

Monday, April 21, 2008 ساعت 13:35

درود بر مهر بانو
آفرین
هرگاه اینگونه خبر ها را از شما می شنوم بسیار خوشحال می شوم موفق پاینده باشی


 نويسنده: اهری

Monday, April 21, 2008 ساعت 13:09

ما میدونیم شما اراده تون چقدر قویه
خیلی هم خوشحال شدیم که داری موفق میشی

 URL:  http://1ahari.blogfa.com


 نويسنده: zorba

Monday, April 21, 2008 ساعت 13:01

ما که هر چی گشتیم نتونستیم یه نوشیدینی دلچسب گیر بیاریم امسال.... :( حالا هی بگو خواستن توانستن است! :دی

 URL:  http://shaly.persianblog.ir


 نويسنده: ظهری

Monday, April 21, 2008 ساعت 12:36

خواستن توانستن
بارک ا... به غیرت آذری ومرام ایرانی


 نويسنده: الهه

Monday, April 21, 2008 ساعت 12:17

موفق باشی


 نويسنده: آرش شیواتیر

Monday, April 21, 2008 ساعت 12:12

ن به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده !

من به چشمهای بی قرار تو
قول می دهم :
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم !...
درود بر شهلای عزیز

 URL:  http://www.aks.akkasee.com/users/4537/photos/


 نويسنده: fati

Monday, April 21, 2008 ساعت 12:12

بله...خواستن توانستن است....امیدوارم یه روز اینجا بنویسید که کل تخت جمشید رو تنهایی پیمودید و هیچ مشکل خاصی هم نبوده

 URL:  http://fatik.blogspot.com


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!