الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Friday, May 2, 2008

نمایشگاه کتاب و ...

درود بر تو :

یادته پارسال در نمایشگاه!؟

پرسیدی دوباره برای زادروزت «21 مهر» میایی که!؟

گفتم نه عزیزم، دیگه حالا حالا ها نمیام...

کاشکی لال میشدم و این را نمیگفتم...

این را هم بگم که از تمام کتاب هایی که بیشترش با نظر تو بود و خریدیم، خوشم آمد ولی برخیشون را "که با توصیه دیگران بود" را تا آخر نخواندم. *البته آنهایی که شما معرفی کردید همه اش خوب بود*

یادته هنوز میون روز رفتیم "فرحزاد تا ناهار بخوریم" و خیلی خوش گذشت.!!

 

« مصی و خواهرش، الهه، مهسا، ساسان» جان یادتون خوش باد.
 
 
((خداییش دوستان بسیار خوب و گلی دارم))
امروز که فهمیدم اونجایی دوباره برای سومین بار خودم را آنجا حس کردم"

 خیلی خوش گذشت و کلی کتاب خریدیم و از همه مهم تر با "دکتر سیدا"ی خوش اخلاق و نازنین، آشنا شدیم. ایشون بقدری مهربان بودند که خودشون به من پیشنهاد دادند تا سی دی های "موسسه فرهنگی ذهن برتر"را گوش بدهم. البته آنروز در دسترس نبود و همه فروش رفته بود، اما تعداد 14 سی دی CD  را مجانی برایم فرستادند.

این خبر نیز توجه من را جلب کرد:

سفر رئیس نمایشگاه كتاب فرانكفورت به تهران لغو شد

با وجود اعلام قبلی ستاد خبری نمایشگاه كتاب تهران مبنی بر حضور رئیس نمایشگاه كتاب فرانكفورت در تهران، این سفر لغو شده است.

فکر میکنی با تحریم شون کاری داشته باشد!؟

 امروز صبح داشتم با خودم کلنجار میرفتم که:  پاشو دیگه ساعت 9 و نیم شده و هوا به این خوبیست، البته در همین گیر و دار بودم که تلفن به صدا در آمد و بنده چون نباید سریع از روی تخت بلند بشم«سر گیجه و ...» با کمی مراقبت های اولیه که باعث خوردن زنگهای بیشتر هم شد از جا برخیزیدم و 5 متر اونور تر به تلیلیف رسیدم.

از شنیدن صدای این دوستم که پشت خط بود خیلی خوشحال شدم و کمی هیجان زده شده بودم. پس از درود و اینا گفت شهلا جون من پوپک هستم. بله مامان کوچولوی ما بود  

خدا میدونه چقدر از شنیدن صدای گرمت خوشحال شدم عزیزم. بخصوص که صدای قان و قون بزرگ سرلشگر رادین جان هم میومد.

 از اینکه در این دنیای مجازی دوستان به این گلی یافتم خیلی خرسندم. خدایا سپاس که در این غربت من با چنین گلهایی از میهنم آشنا شدم.

گوش شیطون کر، چشمش کور، دندش نرم، مملو از انرژی مثبت هستم.

از دیروز « پیامک » ها و تلفنهای مثبت باعث این خوشحالی شده. امیدوارم همه این حس خوب و دوست داشتنی بهشون دست بده «هرچند که گاه گاه باشد»

در پناه یزدان زیبایی ها تندرست، شاد و پیروز زیوید... بدرود.


نظر شما چيست؟ (11 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 23:06
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: آقا ساسان

Thursday, May 8, 2008 ساعت 19:07

سلام... اميدوارم هر سال نمايشگاه كتاب با حضور سبز تو برپا بشه.. ببخشيد خيلي سرم شلوغه و دير اومدم. سپاس از لطف هميشگيت.


 نويسنده: عالیجناب نویسنده

Saturday, May 3, 2008 ساعت 22:26

۶۰٪ عربهای عزیز در نمایشگاه حضور دارند نه نیازی به من و تو هست و نه هیچکس دیگه !! اونا با هم کنار اومدن.

 URL:  http://weblog.sedighi.ir/


 نويسنده: شکوه

Saturday, May 3, 2008 ساعت 21:45

درود بر تو خانوم گل
دو روزه باهات تماس نداشتم اما هر لحظه بیادت هستم امیدوارم به زودی زود این دل تنگیهات بپایان برسه و تو با پاهای صحیح و سالم دوباره به دیدار مام میهن بری اما دل تنگی نکن به قول خودت این نیز بگذرد

 URL:  http://******************************


 نويسنده: پونی

Saturday, May 3, 2008 ساعت 15:40

سلام

اگه اینا اجازه دادن من نظر بدم...........

ده تا ده تا میزارن

سراغ انرژی منفیا نرو که خنثی نشی!

ماشاللا

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: طاهره

Saturday, May 3, 2008 ساعت 13:53

سلام بر شهلاي با احساس. واقعا جاي شما دوست با ذوق در نمايشگاه كتاب ايران خالي است.

 URL:  http://delamchoondaryast.persianblog.ir


 نويسنده: mandana

Saturday, May 3, 2008 ساعت 12:44

من هیچ وقت از نتمایشگاه کتاب خاطره خوبی نداشتم

 URL:  http://mskhamosh.blogfa.com


 نويسنده: سیر

Saturday, May 3, 2008 ساعت 11:39

امواج مثــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــت درود صد درود


 نويسنده: نگین شیــــراز

Saturday, May 3, 2008 ساعت 11:39

فکر کنم اول شدم !

خدا کنه که همیشه سرشار از انرژی مثبت باشی خانم گل ...

تورو خدا این دفعه باز خودتو چشم نزنیا !!!

میبوسمت .. گرم و صمیمی ...

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: سیر

Saturday, May 3, 2008 ساعت 11:37

درود بر مهربانو
امیدوارم هرچه زود بهتر شوی و دوستان گلت را دوباره ببینی با امید بهبودی


 نويسنده: نگین شیــــراز

Saturday, May 3, 2008 ساعت 11:36

فکر کنم اول شدم !

خوشحالم که سرشار از انرژی مثبتی شهلا جان ...

ایشالا که همیشه همینطور بمونی ...

میبوسم روی ماهت رو مثل همیشه ...

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: نگین شیــــراز

Saturday, May 3, 2008 ساعت 11:35

فکر کنم اول شدم !

خوشحالم که سرشار از انرژی مثبتی شهلا جان ...

ایشالا که همیشه همینطور بمونی ...

میبوسم روی ماهت رو مثل همیشه ...

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!