الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Friday, May 16, 2008

چه مدل خوابهایی می بینی!؟

« درود بر تو :

این تصویر من را به یاد خوابهایی که تا به حال دیدم انداخت.

Resize%20of%20120948740346882330.jpg

برخیش که یادم مانده و در ذهنم کما بیش خیلی کم رنگ دیده میشود را برایت همینجا میگم:

 

تا به حال در خوابت مجبور شدی از چنین فضایی (البته بدون صندلی)، رد بشی!؟

یا مثلن از یک راه روی تنگ و تاریک که راهی عقلانی برای عبور ندارد؟

یا ببینی داری پرواز میکنی و از همه تپه ها و کوهها بدون هیچ مشکلی رد میشی و سالم به پروازت ادامه میدهی!؟

یت تز در یک خانه وارد میشی که باید از یک مکانی بدون پله یک متر و نیم مثلن بری بالا تا بتونی به محل مورد نظرت برسی!؟

حالا اینجا خدا پدرشون را بیامرزه یک صندلی کوچک برای بالا رفتن و به در ورودی رسیدن گذاشتند.

 

خلاصه تازگی ها، اغلب من خوابی نمیبینم و اگر ببینم و تا صبح یادم بماند به محض بیدار شدن برای اولین کسی که دم دستم است«ممکنه در دنیای مجازی» میگم که یادم بمونه.

چند وقت پیش دکترم جناب «آل یاسین» ازم خواستند که خوابهایم را بنویسم، وووووووووییییییییییی من خوابی نمیبینم و اگر ببینم نیز یادم نمیمونه آقای دکتر، شما تلاشتون را بکنید و اگر دیدید برای من بنویسید و برایم بگید.

اتفاقن همان چند شب خوابی وحشتناک دیدم که خدای را سپاس به یادم نماند.

Resize%20of%20ngc3628crop_quattrocchi_alt800.jpg

 چنین کهکشان زیبا را به یاد می آورم تا از بدی ها و پلیدی های روزگار نامرد دور شوم.

غوغای عشقبازان

زمانی که داشتم این پست را می نوشتم،

 تملم وقت به این آلبوم« استاد شجریان گلم »گوش دادم.

به که چه آرامشی به روح انسان میدهد این آوای دلنواز.  

    در کـــارگــه کـــوزه گری رفـــــتم دوش
دیــــدم دو هـــزار کـــوزه گویا و خموش
ناگاه یکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروش
کــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

 

khayam-neyshabor.gif

دو بیتی های خیام را بسیار دوست میدارم.

امروز نیز یست و هشتم اردیبهشت ماه، مصادف است با روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، پدر رباعی در ادبیات فارسی، شاعر، منجم و فیلسوف ایرانی. 

 در پناه یردان تندرست، شاد و پیروز زیوی... بدرود. 


نظر شما چيست؟ (15 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 23:40
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: آسمان نما

Tuesday, May 20, 2008 ساعت 13:39

دوست دارم خواب ببینم میرم یه کهکشان دیگه


 نويسنده: حسین

Sunday, May 18, 2008 ساعت 18:35

این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است
قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

 URL:  http://www.amiryeh.blogspot.com/


 نويسنده: پونی

Sunday, May 18, 2008 ساعت 16:30

این کوزه چو من عاشق زاری بودست

در بند سر زلف نگاری بودست

این دسته که بر گردن آن میبینی

دستیست که در گردن یاری بودست

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: مرضی

Sunday, May 18, 2008 ساعت 05:54

سلااام
يادمه يكي از استادهاي دوران دانشگاه هم ما را تشويق به نوشتن خوابهايمان مي كرد... اما كو حس و حال ... :دي
من خواب پرواز ديدم تا حالا چندين باااااااار.

 URL:  http://worldblue.persianblog.ir


 نويسنده: عادله

Sunday, May 18, 2008 ساعت 04:47

من معمولن خوابهای عجیب و غریب زیاد می بینم

 URL:  http://khabidarhayahoo.persianblog.ir/


 نويسنده: لینچان از اهالی لیان شامپو

Sunday, May 18, 2008 ساعت 04:24

من آمدم من آمدم اما هراسان آمدم
هستی به یغما رفته ای هستم از ایران آمدم
تا مرز اینجا کوه به کوه از هر طرف در جستجو افتان و خیزان آمدم
******************************************
بعد از شهریور یک صد هزار و سیصد و هشتاد و شیش شمسی
اینک در اردیبهشت یک صد هزارو و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی
هیچ اتفاقی نیفتده ، فقط میخواستم بگم من وبلاگ را به روز کردم .
تشریف فرمایی شما باعث فروپاشی نظام فاشیونالیسم کائوچیو خواهد شد.
با تشکر
لینچان از اهالی لیان شامپو

 URL:  http://www.tanzelinchan.persianblog.ir


 نويسنده: سانی

Saturday, May 17, 2008 ساعت 21:39

منم خواب هام به یادم نمی مونه


 نويسنده: باستان از بیستون

Saturday, May 17, 2008 ساعت 17:27

درود بر هم میهن نیکم...

چون عجله داشتم می خواستم بدون اینکه نظر بدم برم. ولی حیفم اومد که در مورد این پستتون چیزی یادگاری نذارم...
آخه یه جورایی سه در یک هست...!
هم خواب... هم استاد شجریان و هم حکیم خیام...
البته ربط اولی رو با این دوتا آخری نمی دونم...؟! ولی من خودم ارادت خاص خدمت استاد و حکیم دارم...

راستی من خواب هامو اصلا تعریف نمی کنم... نه اینکه بد باشن... نه.... ولی اعتقاد دارم هر خوابی رو که می بینیم اگه تعریف کنیم دیگه خواب نمی بینیم... البته من منظورم از اون نوع خواب هایی هست که توی زندگی آدم اتفاق می افته... راستش رو بخوای من از این نوع خواب ها کم و بیش برام اتفاق می افته...

یعنی من عجله داشتم و می خواستم زود برم...!!!!

خوب دیگه مزاحم نمیشم...

دلشاد باشی و پاینده......نازنین...................................بدرود

 URL:  http://bastan.33ir.com


 نويسنده: سیر

Saturday, May 17, 2008 ساعت 17:04

درود بر مهر بانو
من هر گاه خواب مینینم با واقعیت تبدیل می شود
از خوابهای منفی همیشه می ترسم
پاینده باشی بدرود


 نويسنده: الهه

Saturday, May 17, 2008 ساعت 13:24

یعنی دکترت میخواد نسبت به خوابهایی که میبینی درمان جدیدی برات شروع کنه؟

____

نمیدونم الهه جونم برای چی میخواهند بدونند!؟


 نويسنده: mandana

Saturday, May 17, 2008 ساعت 13:05

ولی من خیلی خواب می بینم

 URL:  http://mskhamosh.blogfa.com


 نويسنده: نگین شیراز

Saturday, May 17, 2008 ساعت 12:53

من مدتیه خواب میبینم که تو خونه مون یه قسمت ناشناخته هست که من تاحالا ندیدمش ... اون قسمت با یه در کوچیک از خونه جدا میشه ... و جالبه که همه جای اون قسمت از خونه سرامیک سفیده ... هم کف خونه ، هم دیوارهاش ... بعد من تو خواب هم ذوق میکنم که این قسمت از خونه رو تاحالا ندیدم و حالا میخوام برم ببینمش ... هم بشدت میترسم که وارد اون قسمت بشم ... نمیدونم چرا مدتیه حد اقل هفته ای یه شب این خوابو میبینم ... داداش کوچیکم خیلی شوخ و شیطونه .. بدتر از خودم !! وقتی داشتم تلفنی بهش میگفتم که این خواب رو مدتیه میبینم میگفت خیره انشا الله .. تعبیرش اینه که اون قسمت مرده شور خونه ست چون همه جاش سفیده و تو هم بزودی سر و کارت به اونجا میفته !!! بعدش زل میزنه تو چشمام و میگه : نه جدی نگین جان ! تو فکر نمیکنی به حد کافی از خدا عمر گرفتی و دیگه باید بری که جای دیگران رو تنگ نکنی ؟ !!! ( ما شوخی هامون با هم همینجوریه همیشه ) آخی ... دلم هوای داداشیمو کرد ... کاش شیراز بود ...

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: دایان

Saturday, May 17, 2008 ساعت 12:07

چند بار خواب دیدم که دارم از پله ها میرم پائین . هر چی پائین تر میرم پله ها باریکتر میشه. یه دفعه هم زیر پام خالی میشه. به این مرحله که میرسم از خواب میپرم. وحشتناکه.:(


 نويسنده: علی

Saturday, May 17, 2008 ساعت 11:52

شهلا خانم من نمیدونم چرا هر وقت خواب میبینیم خواب هام همیشه سیاه و سفید هستند. عین فیلمهای قدیمی.

 URL:  http://www.mylostdreams.com/


 نويسنده: عطیه

Saturday, May 17, 2008 ساعت 11:19

نمیشه خوابمون ببره ولی خواب نبینیم حتی اگر ۵ دقیقه هم بخوابیم مطمئنا خواب میبینیم ولی به خاطر نمی یاریم


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!