الهۀ مهر
« May 2008
  
صفحه اصلی
  
August 2008 »

Monday, June 30, 2008

یافته های آدمیزاد...

 درود بر تو :

معجزات خدایی در طبیعت را ببین download6.gif

 

download0.jpg

 

download1.jpg 

 

download2.jpg

 

download3.jpg

 

download5.jpg

 سرت را رو به سمت چپ بخوابون 

download4.jpg

 

download6.jpg

الهه جون دستت درد نکنه نازنینم.

تا درودی دگر بدرود.

 


پيام‌هاى ديگران (22 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 15:16  | آرشيو تکی اين نوشته

Saturday, June 28, 2008

زند و تفریح...

درود بر تو :

دیروز در مونستر جشنی برگزار بود که وسایل بازی به نام« » برای کوچک بزرگ را در شهر پیاده کرده بودند و من پس از ۸۵ سال باز برای تغییر روحیه بدانجا رفتم.

نه دیگه با دیدن چهره های مختلف یاد هیچکس نیوفتادم.

آخر شب نیز آتش بازی زیبایی برقرار بود و از دیدن رنگها و مدل های بسیار زیبای ترقه ها، بسیار خرسند شدیم.

نکته جالبی داشت: از "ز ِند" که میایی بیرون، خارج از آن هیچ صدایی نمیشنوی.

ـــــــــــــ

راستین- سیمرغ

این را ببینید، خیلی دوستش دارم من. با سپاس از رضا جانم که به من یاد داد از چه سایتی استفاده کنم تا یوتوب را دوستانم در ایران نیز بتوانند آن راببینند.

images.jpg 

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (15 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 16:02  | آرشيو تکی اين نوشته

Saturday, June 28, 2008

چنین دیوهایی، عمری کوتاه دارند

درود بر تو :

وقتی این آهنگ را از «شاهین نجفی» شنیدم

 ویدئو کلیپش را دیدم

 اشک ناخوداگاه از چشمانم باریدن گرفت

بله  برای بد بختی زن در ایران گریستم

توضیحی نمیدهم، چون شاهین تمام گفتنی ها را در این شعرش گفته...

 به امید آزادی و آبادی ایران و ایرانی... بدرود

 


پيام‌هاى ديگران (11 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 10:00  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, June 26, 2008

جانان من برخیز بر جولان برانیم...

درود بر تو :

جانان من برخيز بر جولان برانيم

زانجا به جولان تا خط لبنان برانيم

جانان من اندوه لبنان كشت، ما را

بشكست داغ دير ياسين پشت، ما را

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓











بله میدونم، حتمن میایی میگی اینها مسیحی های لبنانند!

ولی مسیحی های مملکت ما نیز چنین امکاناتی دارند؟

بدرود.


پيام‌هاى ديگران (0 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 10:31  | آرشيو تکی اين نوشته

Tuesday, June 24, 2008

« اعتماد كن، ايمان بدار،كمك ميكند، شفا مي بخشد، نيروي‎لايزال الهي.» (برونو گرونينگ)

 درود بر تو :

یادته از «برونو گرونینگ» و حس ها، نیروهای متعالی خدایی اش برایت گفتم!؟

این حس واقعن شفابخش است. کی مگر  به جز خداوند یگانه شفای ما در اختیارش است!؟ پس باید فقط و فقط به درگاه خودش برویم تا پاسخ مان را بگیریم.

 

نگاهي به انجمن دوستان

برونو گرونينگ، مردي ساده با قابليت‏هاي استثنائي

چند عکس و اطلاعات ديگر در مورد برونو گرونينگ (برونو گرونينگ (۱۹۰۶ الي  ۱۹۵۹به انجمن دوستان برونو گرونينگ خوش آمديد

شفا از طريق روحي تحت آموزشهاي برونو گرونينگ از نظر پزشكي قابل اثبات است!

- چيزي كه انسانها در تمدن هاي كُهن بِدان واقف بودند
- چيزي كه از آن، پزشكان شهير ادروار گذشته (پاراسلسوس، هانه مان،… ) بهره ميبردند
- چيزي كه برخي از كشفيات بنيادي علمي مؤيد آن گشته اند، كه:

نيروي والا و متعالي وجود دارد كه اساسِ هستيِ كُلِ موجوداتِ زنده است و قادر به شفا بخشي !

انسان اين نيرو را با نامهاي مختلف ميشناسد: نيروي هستي(Vis vitalis)، پارنا، شي، نيروي الهي، …

برونو گرونينگ ، داراي آگاهي فطري و دقيقي از اين نيرو بود. او برخورداري از اين نيرو را، توسط آموزشهاي ساده خود، براي انسانها سهل گردانيد.

انجمن دوستان برونو گرونينگ متشكل از افراديست كه ارزش آموزشهاي برونو گرونينگ را دريافته و باختيار گرد هم ميآيند. آموزشهاي برونو گرونينگ، در صدها محفل موجود در جهان، تعليم داده ميشود. دوستان ، جهت كسب نيروي الهي، مْراقبه روحي و جسمي لازم را ميآموزند. اين نيروي محسوسْ در بدن(سُيُلانِ شفا)، ياري رسان است و شفابخش. اين شفابخشي ها، حتّي در مورد بيماري هاي مْزمن، دگنراتيوdegenerativ و اُرگانيكي سخت نيز صادق است.

« اعتماد كن، ايمان بدار،كمك ميكند، شفا مي بخشد، نيروي‎لايزال الهي.» (برونو گرونينگ)

برونو گرونينگ در شهر هرفورد (آلمان) در بالكن خانه شماره 7، ميدان ويلهلم

 

شفايابي هاي فراوان، بر طبق اصول كلينيكي بدرج ميرسند. كانون متخصصان علوم پزشكي(MWF) وابسته به انجمن دوستان برونو گرونينگ ، مجمعي ست از چندين هزار فرد شاغل در بخشهاي

پزشكي و درماني. اين كانون، محتوي گزارشات را بررسي، و در صورت امكان، برمبناي تشخيص و نظريه پزشكان غير وابسته، به تفسير گزرشات ميپردازد.

بموازات استمداد جوئي از طريق روحي، هر فردي ميتواند خود را تحت معالجات پزشكي نيز قرار دهد، و اين، منُوط به تصميم آزادانه خود فرد است.

برونو گرونينگ هميشه از همكاري با پزشكان استقبال مينمود. بر طبق موازين برونو گرونينگ، در انجمن دوستان برونو گرونينگ، بهيچ وجه مشورت پزشكي، معاينه و يا مداوائي انجام نميگيرد.

شركت در انجمن دوستان برونو گرونينگ آزاد و مجاني ست، و هيچ نوع مشروطيت ايدئولوژي و ملي و مذهبي مطرح نيست. تمامي فعاليتها بي چشمداشت مالي انجام گرفته و كليه مخارج از طريق اعانه و صدقات تأمين ميگردد.

لطفاً جهت كسب اطلاعات بيشتر، به صفحات بعدي ما، در اينترنت(Internet) مراجعه فرمائيد. اگر چنان كه مطلبي برايتان تازه و يا غيرمعمول جلوه نمود، بدون پيش داوري بيازمائيد! تنها بدين منوال قادريد حقيقت را دريابيد ـ طبق توصيه برونو گرونينگ:

« ساده لوح نباشيد، خود را شخصاً متقاعد نمائيد»

شما در ضمن ميتوانيد جهت کسب اطلاعات بيشتر در باره برونو گرونينگ و اثرکردهای او فيلم مُستند

« پديده ای بنام برونو گرونينگ ـ بدنبال رد پای <شفارسان معجزه گر>»

را تماشا کنيد. اين فيلم در غالب کشورها نمايش داده ميشود.

____

 روی هر نوشته "آبی" کلیک کنی میتوانید به قسمتهای بیشتری از راز وجود این مرد   دست یابید. متوجه میشی که تکیه به قدرت الهی راهی بهتر برای رسیدن به تندرستی است.  بله گوش دادن به حرفهای شفا یافتگان در این راه، خیلی به باورم کمک کرده. این همان نیایش هائیست که من روزانه انجام میدهم.

تو هم این کار را انجام بده« امیدوارم که به وجود خداوند یکتا اعتقاد داشته باشی» و انرژی وجودت را با گرفتن نیرو های الهی مکرر کن.

این که به هنگام نیایش دستها و پاهایت کمی گز گز بکنند، طبیعیست و نشانه خوبی از رسیدن به بهبودییت است.

در پناه یزدان یگانه تندرست و با ایمان به او، فقط خودش زیوی... بدرود.


پيام‌هاى ديگران (16 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 20:07  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, June 19, 2008

فیلم "سیکریت" یا کتابش

موعه مستند راز

زندگی ، هر چه را که بخواهی همان را به تو می دهد

چشمانت را باز کن

دلت را بیدار کن

رویاهایت را صدا کن

 

یک فوتبالیست مشهوردر یک مصاحبه تلویزیونی دلیل موفقیت خود را عمل کردن به دستوراتی که در این فیلم داده میشود عنوان کرد در تاريخ بشريت وجود داشته، کشف شده، پنهان شده، گمشده و دوباره تعدادي زن و مرد استثنايي اين راز را کشف کردند و به عنوان بزرگترين انسان هاي روي زمين شناخته شدند. همچون نیوتن ، گالیله ، داوینچی ، انیشتین ، آلفرد هیچکاک ، مادام کوری و ....

 

آیا از مشکلات زندگی خسته شده اید؟
آیا به اندازه کافی پول ندارید؟
آیا از شغلتان ناراضی هستید؟
آیا ماشین مدل جدید می خواهید؟
آیا می خواهید صاحبخانه شوید؟
آیا می خواهید ازدواج کنید؟
آیا می خواهید وارد دانشگاه شوید؟
آیا زندگی تان دچار بحرانهای مختلف شده است؟
آیا ...؟؟؟

آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح می کنند؟

متاسفانه اکثر مردم، آنچنان در حال تلاش و تقلای جسمی، برای گذراندن امور زندگی هستند که فرصت نمی کنند به دنبال جواب اینگونه سئوالات بگردند و با خود بیندیشند که چرا تاکنون زندگی خوبی نداشته اند و چگونه می توانند یک زندگی عالی و موفق را برای خود ایجاد کنند. آنها افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هر کاری در این جهان اصولی دارد و در واقع مرز بین خوشبختی و بدبختی فقط یک راز است. ما این راز را برای شما فاش می کنیم.

 و از همین حالا ورود شما را به جمع افراد خوشبخت تبریک می گوییم.

و اما آنچه در مورد این راز گفته میشود :

تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم

همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه .

این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم. تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید . حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.

هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود .

مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهت گیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.

هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.

به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان آورد.

چرچیل:شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.

زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.

جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.

آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.

آن چیزی را که میخواهید طلب کنید .( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.

گوشه ای از آنچه پس از تماشای این فیلم مستند بدست خواهید آورد:

افزایش ثروت - کسب شغل مورد علاقه و افزایش درآمد - افزایش ایمان و دوستی با خدا و استجابت دعا - پیشگیری و درمان کلیه بیماریهای روحی و جسمی - ازدواج موفق - ارتقاء تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی - موفقیت در کنکور و ورود به دانشگاه - افزایش خلاقیت - افزایش آرامش ذهنی - ایجاد روحیه شاد و اعتماد به نفس عالی - ایجاد میدان انرژی برای جذب تمام اهداف و آرزوهایتان - و خلاصه اینکه شما پس از دیدن این مستند و بکار بستن این راز مهم و بسیار ساده پس از مدت کوتاهی براحتی می توانید خوشبخت زندگی کنید - می توانید اتومبیل مورد علاقه تان را تهیه کنید - می توانید صاحب خانه مورد علاقه تان شوید - می توانید با شخص مورد علاقه تان ازدواج کنید - می توانید در دانشگاه و رشته مورد علاقه تا ن ادامه تحصیل دهید - و می توانید هر آنچه تابحال برای شما یک آرزوی دست نیافتنی بوده را براحتی بدست آوردید.

*فیلم راز*پر فروش ترین مستند روانشناسی دنیا*

اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.

بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود


پيام‌هاى ديگران (27 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 21:05  | آرشيو تکی اين نوشته

Tuesday, June 17, 2008

یاس را بیشتر بشناس

درود بر تو :

چندهفته ای است که میخواهم در مورد خواننده رپ ایرانی « یاس » برایت بنویسم. از آنجا که تنها از مدل گویشش و طرز بیان اشعارش و قیافه اش که مرا یاد سپنتا می اندازد، خیلی خواستم با ایشون آشنا تر شوم.

امروز در جستجو  این نوشته ها را از اینجا در مورد زندگینامه اش یافتم.

 


زندگی نامه یاس :

در سال ۱۹۸۲ میلادی در تهران متولد شد . یاس اولین بار در سن ۱۶ سالگی شروع به گوش کردن به موزیک های رپ کرد وقتی که پدرش می خواست از سفر تجاری از آلمان بازگردد ، برای او آخرین سی دی های " توپاک " و دیگر خواننده های هیپ هاپ را می آورد .
بعد از مرگ ناگهانی و نا به هنگام پدرش ، یاس در موقعیتی قرار گرفت که می بایست مسئولیت خانواده خود را به عهده گیرد . بدهی های پدرش که بر دوش او افتاده بود به سختی توانست از پس مخارج خانواده خود برآید .
یاس در سن ۱۸ سالگی مجبور شد رویای رفتن به کالج را کنار بگذارد ، شروع به کار کند و آخرین بازمانده های خانواده اش ( مادرش ، برادر کوچکتر و خواهرانش ) را ساپورت کند . این زمانی بود که شروع به نوشتن شعرهایی کرد که خیلی زود به متن موزیک های او تبدیل شدند . این همچنین راهی برای او بود تا با خاطرات پدرش نزدیک بماند .
بعد از لزلزله بم در ایران ، یاس ازشمار گشته شدگان ( نزدیک به ۵۰ هزار نفر ) در آن مصیبت به شدت ناراحت شده بود ، این زمانی بود که او اولین آهنگش را به نام "بم" نوشت . این ابتدای حرفه خوانندگی او بود . او دریافت که در مسیر موسیقی رپ این توانایی را دارد تا با مردم به وسیله ی گفتن تمام داستان ها ارتباط برقرار کند . چیزی که او گمان می برد بیانشان به وسیله دیگر سبک های موسیقی که فقط شامل چند وزن و قافیه بودند امکان پذیر نیست.
با نگاهی به مسیر موسیقی او ، او این توانایی را داشت تا به مردم الهام ببخشد و قلب میلیون ها جوان ایرانی را به تسخیر خود در آورد او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را به مسئولان معرفی کند و برای گرفتن مجوز انتشار یک آلبوم تقاضا دهد .
سال ها " نه " شنیدن از مسئولان و بارها مورد تمسخر قرار گرفتن برای سبک خوندنش ( رپ ) که شباهت داده می شد به "روزنامه خوانی" ، تلاش های او در آخر به ثمر نشست.
تا این زمان ، در حرکتی بی سابقه شش تا از ده آهنگ او مجوز انتشار دریافت کرد و به زودی یاس تبدیل به اولین رپر در ایران شد که موفق به انتشار یک آلبوم به صورت قانونی می گردید. یاس : " من در آهنگهایم فحاشی نمی کنم یا در مورد --- و خشونت نیز نمی خوانم. من می خواهم که قادر باشم تا با افتخار آهنگهای خود را درمقابل خانواده ام بخوانم . آهنگ های من معمولا با شکایت یا دردهای اجتماعی شروع می شوند ولی همیشه با امید خاتمه می یابند. این بسیار مهم است که به نسل جوان القا کنیم تا به بالاترین درجه خود برسند و بهترین باشند . ما به این نیازمندیم"

به راستی در اندک زمانی یاس از کسی که در مقابل گروه های کوچک می خواند تا امروز که او یکی از محبوب ترین رپرهای ایرانی است . امروزه آهنگ های او توسط میلیون ها کاربر در سراسر دنیا از طریق وبسایت های متفاوت و صدها وبلاگ فارسی شنیده و دانلود می شوند.
در سال ۲۰۰۶ یاس آهنگی نوشت به نام " سی دی رو بشکن " که درباره یک هنرپیشه زن خوشنام ایرانی نوشته شده بود . کسی که قربانی یک توطئه غیراخلاقی شده بود . در آن آهنگ یاس از تمام مردمی که نقش در بی اعتبار کردن آن هنرپیشه داشتند انتقاد کرد و از همه درخواست کرد که جلوی انتشار آن مایه شرمساری را بگیرند و آن فیلم را از کامپیوترها و موبایل های خود پاک کنند .
آن آهنگ باعث بوجود آمدن خشمی در میان جوانان ایرانی شد و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که آن سی دی را شکسته اند. گفته شده است که آن آهنگ حداقل در ایران مابین ۲-۳ میلیون بار شنیده و دانلود شده. موسیقی یاس مرزها را درهم نوردید و به آن سوی آب ها رفت و اکنون او به سرعت به صدای نسل خود تبدیل می شود . برای ایرانیان داخل و خارج کشور از او تقریبا به توپاک ایرانی یاد می کنند .
یاس در آهنگ " هویت من" از غرورش نسبت به میراث و تاریخ ایران می خواند و به فیلم جنجال برانگیز "۳۰۰" اشاره می کند ، آن آهنگ به نوعی از سرود ملی برای نسل های جوان تبدیل شد ، به خصوص یهودیان ایرانی که مشتاق برای ارتباط با فرهنگ و تاریخ غنی خود هستند . موسیقی او ، استاندارد جدیدی برای رپ ایران به وجود آورد .و الهام بخش افراد بسیاری شده و رپرهای فارسی را به سوی خود می آورد تا از سبکش با خواندن آهنگ های معنی دار و مثبت پیروی کنند .
شما او را خواهید دید که با دیگر هنرمندان همکاری می کند تا پرشین رپ را به دنیا معرفی و جهانی سازد .

جدیدا یاس در استودیو برای روی آخرین آلبومی که انتظارش را می رود کار می کند و شعرهایش بر روی موضوعاتی می باشد که شنونده را به سفری درون زندگی خصوصی او می برد . بهترین و پرافتخارترین لحظه ی زندگی او زمانی بود که توانست خواهرانش را ( که همگی دانش آموزان ممتازی هستند ) در کالج ثبت نام کند . امتیازی که او قادر به انجام آن نبود .

 سارا ـ یاس

 

و میبینم که این پسر نیز دردی همانند بقیه هم میهنانم دارد.

 بله احسان جان اون عکس برای این پسر رنج کشیده بود...

به امید روزهای بهتر در زندگی هایمان...

همیشه تندرست و پیروز بر تمام مشکلات زیوی... تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (22 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 11:12  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, June 12, 2008

پيام‌هاى ديگران (23 پيام)

میدونی "مانیتیسم"چیست!؟

درود بر تو :

 دوست گلم  «سایه »برایم یک کتاب و یک مجله ایرانی آورد که مجله به نام "اندیشه"بود و پس از خواندنش  با مانیتیسم آشنا شدم. خوب پیش از این، این واژه را نشنیده بودم و برایم کاملن نا آشنا بود. ولی وقتی که آغاز به خواندنش نمودم دیدم چقدر مانند روحیات مثبت گرایی خودم در این طرز فکر وجود دارد!!

Resize%20of%206.jpg

حالا در اینترنت جستجو کردم و در "سایت باشگاه اندیشه"به این مقاله رسیدم:

مانیتیسم شخصی چیست؟

نیروی مغناطیسی در بدن انسان که می تواند دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد.

1. ملاحظات عمومی

 "نگاه تاثیر نیرومندی دارد". . . این جمله بدون استثنا در تمام کتاب های مربوط به مانیتیسم شخصی به چشم می خورد. اما به عقیده من بهتر است که این جمله چنین ادا شود :" نگاه در برخی شرایط نفوذ جالب توجه و انکارناپذیری دارد ". در واقع چشم ها به تنهایی نفوذ خاصی ندارند، همان طورکه لامپ الکتریکی نیز به تنهایی ازخور نور ندارد و فقط هنگامی می درخشد که از منبعی نیرو بگیرد. چشم ها با تمام درخشندگی خود، اهمیت چندانی در مانیتیسم شخصی ندارد، بلکه آن چه در پشت دستگاه باصره قرارگرفته، حایز اهمیت است : مانند مغز، آمپر و ولتاژ نیروی روانی (قدرت قوای ذهنی ).

درابتدا، تحقیق درباره قوانین نفوذ شخصی هم زمان با تحقیق در مورد قوانین هیپنوتیزم صورت می گرفت. خیرگی وثبات نگاه برای هیپنوتیزم امری ضروری به نظرمیرسد، حال آن که در حقیقت نگاه پس از تمرین های طولانی وسخت به وسیله ای پرارزش برای انجام هیپنوتیزم تبدیل می شود.

در سال 1841، دکتر برید ( اهل منچستر ) – که عقیده ای به مانیتیسم نداشت موفق شد بسیاری از جوانانی را که مشتاق بودند این عمل به طور آزمایشی روی آن ها انجام شود، هیپنوتیزم کند. او این عمل را با ثابت نگه داشتن نقطه ای نورانی در انتهای فوقانی وسیله ای نیکلی که نیزه را در آن قرار می دادند، انجام داد. پس از آن، وسایل نی شمار دیگری اختراع شد که از ُآن جمله می توان به دایره هیپنوتیزمی دکتر ساژ، آنیه دوار دکتر لوییس، حلفه ای از برلیان مصنوعی با شیارهای کوچک ومتعدد ساخته پیکمان، دیسکی با هشت تا ده دایره سیاه روی زمینه ای سفید اثر وارتون و وسایل مشابه دیگر اشاره کرد. حال می توان نتیجه گرفت که این اصل باید رعایت شود :نگاه را به نقطه ای خیره وذهن خود را بر انریشه مورد نظر متمرکز کنید. در این صورت، اساسی ترین اصل هیپنوتیزم را رعایت کرده اید.

اندکی پس از آن کشف شد که فشار بر کره چشم، یعنی جلوگیری از دید چشم با انگشت هیپنوتیزم کننده، برای ایجاد حالت خواب مصنوعی حداقل درافراد مستعد کافی است. این امر بدان معنا نیست که نگاه در امر هیپنوتیزم یا در زندگی روزمره بسیاری از افراد بدون آن که خود متوجه باشند، بی اثر است بلکه منظور ما تاکید بر این نکته است که نگاه زمانی موثر است که نیروی روانی با اراده انسانی در هم آمیخته ویکی مکمل دیگری شود.

 

2. ابتدا مصونیت حاصل کنید

جالب است بدانید تاثیر نگاهی که احساس می کنیم به ما خیره شده، بیش از هر چیز تابع حساسیت خودمان است. بارها دیده شده است که بزرگ ترها به محض مشاهده کوچک ترین حرکت ناشایستی به کورک " چشم غره " می روند، اما کودکان نسبت به این چشم غره ها واکنش یکسانی نشان نمی دهند. برخی از بچه ها به آن می خندند. بعضی دیگردر ابتدا اندکی تخت تاثیر قرار می گیرند و بعد به تدریج به آن خو می گیرند و سپس بدون توجه به کار خور ادامه میدهند ! اما برخی از کودکان در خود نوعی مصونیت ایجاد می کنند، مثلا ازقبل سر خود را به طرف ریگر بر می گردانند تا نگاهشان با این چشم غره ها تلاقی نگند وبرای جلوگیری از تحت تاثیر قرار گرفتن زیرکانه از این نگاه ها اجتناب می کنند.

اگر کسی تلاش کرد شما را تحت نفوذ خود در آورد سعی کنید روش همین کودکان را دنبال کنید. سرتان را بر نگردانید، اما نگاه خود را رو یا سه سانتی متر بالاتر، پایین تر یا به چپ و راست ببرید. چنین روشی به شما امکان می دهد که منظور او را حلاجی کنید و برون حواس پرتی به سخنان او فکر کنید، به این طریق، حس انتقاد طلبی شما از زیر نفوذ نگاه او رهایی می یابد ونیروی تشخیص شما روشن بینی خود را حفظ می کند. با این رفتار نخستین گام اصلی در زمینه تربیت نگاه را برداشته اید.

در مرحله دوم، زمانی که نوبت صحبت کردن شما فرا می رسد، نگاه خود را درست به نقطه میانه چشمان مخاطب خود بدوزید. این طریقه نگاه کردن به منظور تسلط یا نفوذ در طرف مقابل نیست، بلکه این امر فقط برای جلب توجه او و " تمرکز بر نقطه ای معین "  است. آنچه باعث می شود فعالیت ذهنی او از کار بیفتد و نگهبانی که از ناخود آگاه او مراقبت می کند، به خواب برود با بدین طریق تلقینات و نظرهای شما بدون پیش داوری، بررسی مقدماتی و امتحانات سخت مورد قبول واقع شود.

برای آن که بتوانید خور را در برابر این نگاه ها مصون بدارید، به شما توثیه می کنم در همان زمان که به مخاطب خود می نگرید، سعی کنید بفهمید که ساختار چشم او تا چه اندازه در نفوذ نگاهش بر شما اثر دارد، بلندی و پرپشتی مژه ها و ابروها یا کوتاهی وکم پشتی آن ها، بزرگ و کوچک بودن پلک ها، در خشندگی و روشنی قرنیه و رنگ روشن یا تیره عنبیه کدام یک تاثیر بیش تری بر شما می گذارد ؟ در این صورت متوجه خواهید شد که صورت ظاهر در ذهن شما چه تصاویر عجیب وعریبی به وجود می آورد. اشخاص ضعیف النفس د رظاهر بسیار قوی به نظر می آیند و برعکس ! مثلا شخصی که ابروهای پرپشت و صدای بمی دارد، در ذهن شکما فردی " وحشتناک " را مجسم می کند ودیگری با چشمانی بسیار تیز ودر خشنده و نگاه هایی نافذ وبرنده در ذهن شما فردی با " قدرت مانیتیسم " نیرومند را مجسم می کند. در حالی که ممکن است شخص اولی بسیار خوش مشرب واجتماعی و شخص دوم فردی عصبی وپرخاشگر باشد.

رنگ مردمک چشم در صورتی که کاملا واضح ومشخص با شد، بهترین و بارزترین نشانه شخصیت آدمی است :

چشمان سیاه بسیار تیره مظهر نوعی حرارت ونیروی درونی استثنایی است که منبع آن یا مهر وعاطفه ای شدید است که جنبه اخلاقی دارد یا نشانی از بیدادگری و شقاوت دارد. مطمئن باشید که صاحب چنین چشمانی می تواند اطرافیان خود را تا سرحد جنون دوست داشته باشد یا کورکورانه نسبت به آن ها عداوت بورزد. او موجودی است مغرور وشکاک و پیوسته راغب است تا اطرافیان را تحت نفوذ خود درآورد. بهتر است به طورعلنی با او مخالفت نکنید، ولی اجازه هم ندهید که شما را تحت نفوذ خود در آورد.

- چشمان آبی روشن یا تیره مظهر انسانی فعال، خودنسرد، مصمم وبا پشتکار است. بیش تر کسانی که چشمانشان آبی آسمانی است خیالباف، رویایی، احساساتی، بی قید، کم وبیش با نشاط، سطحی وتنبل هستند.

- چشمان قهوه ای وبلوطی غالبا مظهر انسان های کمال پرست است، افرادی که پیرو ایدئولوژی ومرام خاصی هستند. بسیارند روشنفکرانی که چشمانی به رنگ قهوه ای یا بلوطی دارند.

چشمان زرد وسبز نشانه افرادی با تمایلات ذهنی، عاطفی واحساسی است که گاهی در حد نبوغ جلوه می کند، گاهی مبتنی بر خیالبافی وگاهی نیز غیر عادی است. چشمان سبز معمولا نشانه عصبانیت بیش از حد وابراز شور وحرارت وعواطف شدید است.

وسرانجام رنگ خاکستری که مظهر افرادی مثبت، فعال، با استعداد کار فراوان، خویشتن دار، محتاط و با تجربه است که عملکردی بالا دارند. این اشخاص معمولا ازتعادل کامل برخوردارند که در افراد دیگر کم تر مشاهده می شود.

 

3. چشم یک شی ء درخشان

هر سطح درخشنده ای ناخود آگاه جلب توجه می کند واز شدت آگاهی ذهنی می کاهد. به عبارت دیگر، قوه تشخیص بیننده را تا اندازه ای متزلزل می کند. نقطه عطف این مسئله، که به آن هیپنوتیزم گویند، منجر به کاهش و حتی در بعضی از مواقع قطع فعالیت های ذهنی برتر و تابعیت کامل از ضمیر نا خود آگاه  (فعالیت ذهنی عادی ) و عملکردهای آن می شود.

 منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از این سایت بود.

اندیشه مثبت همیشه خوب است، البته این یک پیش زمینه است....

در پناه خداوند یکتا تندرستف شاد با اندیشه و تفکرات مثبت زیوی... بدرود

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 22:53  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, June 12, 2008

چی بگم والا!؟

 درود بر تو :

اسلام ما و اسلام از ما بهترون

جانان من بر خیزو اهنگ سفر کن
گر تیغ بارد،گو ببارد ،جان سپر کن
جانان من بر خیز بر جولان برانیم
زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم
ان جا که هر سو صد شهید خفته دارد
ان جا که هر کویش غمی بنهفته دارد
جانان من اندوه لبنان کشت ما را
بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را
باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین
باید به سینه رفت زین جا تا فلسطین
 



























 

 

 ما کجائیم و اینها کجایند!!!؟ خوب اینجور مسلمانی بهتر نبیست؟

بدرود.


پيام‌هاى ديگران (122 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 12:16  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, June 11, 2008

کرایه نشینان ما در میهن...

 درود بر تو :

 امروز سینا جان برایم این ایمیل را فرستاد:

نميدونم چرا بعضيها اينهمه غر ميزنند که کرايه خونه ها گرون شده. شما بگيد...گرونيه؟!   

 

حالا گيريم يکم هم در اثر شايعه پراکني بعضيها گرون شده باشه، پس تسهيلات بانکي رو واسه چي گذاشتن؟

 

خوب قد پولتون جا گير مياد ديگه...تو خيابون که نميمونيد.    

 

حالا اتاق هم که نداشت...دلتون بايد بزرگ باشه  

 

کرايش هم که اونقدرها زياد نيست..کار کنيد جور ميشه.  

 

بريز و بپاشم ديگه بايد ياد بگيريد بگذاريد کنار...کمي صرفه جويي کنيد. 

 

يکم بيشتر...

 

يکم ديگه...

 

آهااااااا...ديديد گفتم مشکلي نيست     

اصلا واسه چي قيافه بدبخت بيچاره ها رو به خودتون گرفتيد؟ ديديد که کرايه هم براحتي جور شد.   

 ديگه چي ميگين؟

ـــــ

 من خرید خانه با وام بانک مسکن را در ایران تجربه کردم، که خیلی نامردانه و تلخ بود. امیدوارم خدا به همه کسانی که خانه ندارند کمک کند تا در ایران صاحب خانه شوند...

در پناه خدای یگانه زیوید... بدرود.


پيام‌هاى ديگران (22 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 11:33  | آرشيو تکی اين نوشته

Monday, June 9, 2008

دین زرتشت و حفظ محیط زیست...

  درود بر تو :

 و اما چگونگی بوجود آمدن روز طبیعت در ایران

دین زرتشت ، نخستین دین حفظ محیط زیست

دکتر فرهنگ مهر

وسواس ایرانیان زرتشتی در پاک نگاهداشتن آب ، خاک ، هوا و آتش ، زبانزد یونانیان بوده است. هرودوت و گزنفون درباره آن قلمفرسایی کرده و نوشته اند که : ایرانیان هیچ چیز آلوده و کثیفی را در آب نمی ریزند و در پاک نداشتن خاک و زمین مراقبت می کنند.

در دین زرتشت ، هر آنچه که داده ی خداست ، پاک و دوست داشتنی است. تفاوت زیادی است ، میان دین هایی که ماده و تن را شیطانی می دانند و زرتشتیان که آن ها را بخشش خدایی و در خور حمایت می شمرند. این انسان است که نباید ماده را در راه نادرست بکار گیرد.

خداوند ، این جهان شادی آفرین را ، با تمام زیبایی هایش برای بهره برداری و لذت آدمیان آفریده است. همه ی مردمان، در مقام امین باید در حفظ آن بکشوند. ارج گذاری به عناصر طبیعی، اقرار به عظمت خداوندی و دینداری است. داریوش بزرگ در کتیبه بیستون می نویسد: اهورامزدا جهان را آفرید، مزدمان را آفرید، شادی را آفرید و شادی را برای مردمان آفرید.

فرهنگ ایرانی زرتشتی، فرهنگ شادی است. فرهنگ سوگواری، فرهنگ غیر ایرانی است. در یکی از نماز ها، زرتشتیان به سوی چهار جهت زمین نماز می گذارند. معنای آن این است که، خداوند در همه جا حاضر است. خانه خاصی ندارد و همه جا خانه خداست و دیگر آن که، همه ی نعمت های خداوندی را در هر جا باشند، باید ارج گذاشت و حمایت کرد.

علت اینکه زرتشتیان در نماز به سوی روشنایی (نور ، خورشید ، ماه یا آتش) نگاه می کنند این است که روشنایی نماد خداوندی است و هر جا روشنایی است، خرد است، راستی است، مهر است، رسایی است و خدا آنجاست. پیش از اشوزرتشت، ایرانیان ارباب انواع (خدایان سماواتی) را می پرستیدند و به آن ها فدیه می دادند. زرتشت پرستش خدیان گوناگون را نادرست دانست و مردم را به پرستیدن خدای یگانه"اهورامزدا" فراخواند. پس از زرتشت روحانیون که حاضر نبودند به کلی از خدایان پنداری دست بکشند، عده ای از ان ها را با نام ایزد یا فرشته، وارد دین کردند. در این مرحله ایزدان یا فرشتگان، آفریده اهورامزدا هستند و برای آن که منشا اثر باشند، برای هر یک از ان ها وظیفه ای معین کردند و عموما حامی و پشتیبان عناصر و پدیده های طبیعی شدند و به صورت همکاران اهورامزدا در آمدند. اگر تاریخ پیدایش ایزدان و وظایف آن ها را در ادبیات دینی خوب درک کنیم اساس فکر را زیبا می بینیم. شناخت وظایف ایزدان اهمیت محیط زیست و جلوگیری از آلودگی ها را در سنت زرتشتی تاکید می کند. از جمله آناهیتا و آبان، فرشتگان پاسدار آب، آذر و نیریوسنگ فرشته های پاسدار آتش زامیاد فرشته پاسدار زمین و خاک و ویو فرشته پاسدار باد و هوا است . فرشته هایی هم حامی خورشید، ماه، ستارگان و باران اند۱ و همچنین فرشتگانی مراقب رعایت پاکی، درستی و پیمان داری۲ هستند. برخی نویسندگان یونان و ایران بعد از اسلام از روی نادانی یا غرض، تعابیر نادرستی از احترام فوق العاده زرتشتیان به عناصر طبیعی نموده اند که بیان یکی دوتا از آنها در اینجا خالی از لطف نیست. احترام فوق العاده زرتشتیان به آتش، از این روست که روشنایی نماد اهورایی است. خوداری زرتشتیان از آلوده کردن آتش « ریختن چیزهای ناپاک و جانوران مزده» روی آتش، برای جلوگیری از آلوده شدن هواست. مساله آلوده کردن محیط زیست۳ امروز به گونه پیچیده ای اندیشه دانشمندان، شهروندان و کشورمداران را به خود جلب کرده است. در جوانی شنیده بودم عده ای مغرض می گفتند: آتش می سوزاند و آلوده نمی شود! مطلب درست است ولی در اثر سوختن مواد کثیف و سمی، هوا آلوده می شود و سلامت و بهداشت همگانی به خطر می افتد. این آتش پرستی نیست! در هیچ جا در اوستا خداوند به صورت آتش ظاهر نشده است. در حالی که "یـَهوِه" خدای یهود از درون کوه سینا با پیامبر یهود صحبت می کند. در اسلام هم الله نور آسمان ها و زمین دانسته شده است. در همه ادیان، نور نشانه خدایی است، بودن آن که نسبت آتش پرستی به آنان داده شود.

موضوع دیگر، استفاده از دخمه برای مردگان است. دخمه یا آن گونه که فرنگی ها می گویند برج سکوت، موضوعی خیال انگیزی برای نویسندگان خارجی شده است. "دخمه" یکی از راه های رهایی از بدن مرده است. در بین زرتشتیان تدفین هم معمول بوده است.

دخمه در بالای کوه دور از شهر می ساختند، جایی که لاشخوران به سادگی و در زمان کوتاهی، گوشت مرده را می خوردند و سپس نگهبانان دخمه، استخوان های مانده را درون چاهی ریخته تیزآب بروی آن می ریختند تا گندزدایی شده و از بین برود...

ـــــــ

که البته موضوع دخمه را من یه جورایی قبول ندارم. چون من میدونم که در زمان های قدیم اگر کسی میمرد جسدش را بالای تپه ای می بردند تا از طبیعت انسانی حیوانات نیز استفاده کنند...

به طبیعت زیبای ایرن ارزش و احترام بگذارید.

در پناه یزدان تندرست ، شاد و پیروز زیوی... بدرود.


نوشته شده توسط شهلا در ساعت 14:30  | آرشيو تکی اين نوشته

Sunday, June 8, 2008

منجیان حقوی بشر در ایران

 درود بر تو :

خوشحالم که مدافعین حقوق بشری مانند این زنان آزاده در میهنم وجود دارد.

قوانین باید یک پله بالاتر از فرهنگ جامعه باشند

نرگس محمدی، شیرین عبادی، ثریا عزیزپناه

نرگس محمدی، شیرین عبادی، ثریا

آیا تغییر قوانین در چارچوب نظام حقوقی کنونی ایران امکان‌پذیر است؟ آیا اصولا می‌توان به نتیجه حرکتهای حق‌خواهانه برای تغییر قوانین امیدوار بود؟ میزگردی با حضور شیرین عبادی، نرگس محمدی و ثریا عزیزپناه

در چند سال اخیر حرکت‌های گوناگونی در ایران برای تغییر قوانین شکل گرفته‌است از جمله کمپین یک میلیون امضا و یا کمپین لغو سنگسار.

 

ولی آیا تغییر قوانین در چارچوب نظام حقوقی کنونی ایران امکان‌پذیر است؟ آیا جامعه ایران ظرفیت پذیرش قوانین جدید را دارد؟ و اصولا چقدر می‌توان به نتیجه این گونه حرکتها برای تغییر قوانین امیدوار بود؟

 

میزگردی در این باره با حضور شیرین عبادی، نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و ثریا عزیزپناه، سردبیر نشریه کردی زبان راسان.

 

رسانه‌ها، حکومت، جامعه مدنی
میزگرد با شرکت شیرین عبادی، نرگس محمدی و ثریا عزیزپناه

شیرین عبادی

 شیرین عبادی

سانسور و فشار یک واقعیت است. طرف دیگر موضوع اما جامعه است که انتظار می‌رود از خود مقاومت نشان دهد. در گفت‌وگویی با شیرین عبادی، نرگس محمدی و ثریا عزیزپناه به موضوع جامعه و ظرفیت‌های آن برای مقاومت پرداخته‌ایم.

رسانه‌ها، حکومت، جامعه مدنی
میزگرد با شرکت شیرین عبادی، نرگس محمدی و ثریا عزیزپناه

از راست به چپ: مریم انصاری، نرگس محمدی، شیرین عبادی، ثریا عزیزپناه 

 

با مشکل فشار و سانسور همه آشناییم. اما موضوع طرف دیگری هم دارد، طرف دیگری که پنهان نیست و اگر در رسانه‌ها بگردیم، در نوشته‌های انتقادی به وجوهی از آن پی می‌بریم. در نوشته‌های انتقادی می‌توانیم به پرسش‌های تأمل‌انگیزی از این دست برخوریم که:

چرا به طرف دیگر  قضیه سانسور کم توجه ایم، به این موضوع که نیروهای مدافع حقوق بشر، نیروهای مخالف تبعیض، خاصه تبعیض در مورد زنان، نتوانسته‌اند با سانسور از طریق حضور قوی رسانه‌ای مقابله کنند.

امکان‌های مدرن رسانه‌ای اجازه درهم‌شکستن سانسور را می‌دهند، اما چرا از این امکان‌ها به حد کافی بهره‌برداری نمی‌شود؟

چرا به عنوان نمونه برای ایجاد  تلویزیونی که از مردم  برآید و برای مردم باشد، فراخوان داده نمی‌شود؟

چرا به نسبت حضور اینترنتی ضعیف است؟

چرا سخنگویان جریان‌های حقوق بشری با شبکه‌ی مهیای وبلاگ‌نویسان جوان در یک رابطه‌ی نزدیک قرار نگرفته‌اند، رابطه‌ای که هر دو طرف را تقویت کند؟

چرا یک بنیاد پرنفوذ ضدسانسور، با حضور چهره‌های نامدار قلم و هنر و حقوق و سیاست دموکراتیک، ایجاد نمی‌شود که اعلام کند هر کتاب سانسورشده‌ای را چاپ خواهد کرد و هر اثر هنری ممنوع‌شده را، پخش خواهد کرد، به نمایش خواهد گذاشت؟

 

شیرین عبادی به هنگام سخنرانی در همایش جهانی رسانه‌ها: شیرین عبادی به هنگام سخنرانی در همایش جهانی رسانه‌ها

 

این پرسش‌های مطرح در جامعه را که به نوعی پرسش جامعه از خود جامعه است با خانم‌ها شیرین عبادی، نرگس محمدی و ثریا عزیزپناه در میان گذاشتیم. حضور آنان در بن، برای شرکت در "همایش جهانی رسانه‌ها" فرصت مغتنی برای تشکیل میزگرد با پرسش‌هایی حول موضوع رسانه‌ها بود، پرسش‌هایی در مورد تلاش خود جامعه برای آنکه به امکان بیان و ابراز نظر دست یابد.

 

با آرزوی رسیدن به آزادی در ایران... بدرود.


پيام‌هاى ديگران (17 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 10:25  | آرشيو تکی اين نوشته

Thursday, June 5, 2008

زو دو کو چیست؟Sudoku

 درود بر تو :

 از آنجا که من بسیار فراموشکار شده ام، یکی از دوستان سال پیش بازی "Sudoku"

« زو دو کو» را بهم پیشنهاد کرد.

این بازی نه تنها برای سرگرمیست، بلکه برای تقویت حس هایی مانند به یاد سپاری  تمام برنامه های روزمره زندگی خیلی خوب است. حساب اعداد بدون ماشین حساب.

 

 6 
 9   5 
 9 
 2   8   5 
 7 
 2   7 
 6 
 8   4   1 
 8   5 
 2   1   3 
 7   9 
 4   1 
 7   9 
 8   2 
 2   7 
 4   8   5 
 6   1 
 1   2   6 
 8 
 5   3 
 4 
 6   1   3 
 2 
 3   8 
 6 

 

قانون برای بازی با  "Sudoku" را برایت توضیح میدهم:

منم این را از برادرم یاد گرفتم، باید در هر ردیف عددی تکرار نشود. «منظور از یک ردیف در 3 تا چهار خونه با هم است» که باید یکبار رویش کلیک کنید و پس از آت عدد را بنویسید.

و اما اگر بیشتر میخاهی بدونی به زبان انگلیسی اش برایت مینوسم:

The board has 9x9 squares, divided into 9 areas 3x3 squares each. Squares can hold digits from 1 to 9. Some of them are placed automatically when game starts, placement of the others is the task of the player.

A players task is to fill empty squares the board with digits, in a way that in every column, every row and every 3x3 area, each from the digits 1-9 appears exactly once. Player should do that in as short time as possible.

Clinking left or right mouse button on game square one can change digit that is there. Using left mouse button causes digit to increase its value, using right one causes value to decrease. Additionally there exists possibility of using mouse dragging to move digit from one square to another. In case of dragging, if destination square is already occupied, values of two squares (source and destination) are exchanged. Digits can also be entered using keyboard - it is enough to move mouse cursor over square of interest and press the right key. In order to remove once entered value from board, it is possible to simply press Delete or Backspace key.

Player's score is the time player needed to finish the game - the shorter the better.

Below you can see example board exactly at game start, before any digits are entered by the player

After the board is filled correctly, board looks like this


Game over

The game is over the moment when all squares on the board are filled with digits and there are no conflicts between them (in every column, row and 3x3 area every digit appears exactly once).

 حالا خود دانی، که اصلن از این بازی خوشت میاد یا نه!؟ خواستی و یا توانستی به این سایت برو و امتحان کن.

در پناه خداوندی که تمام عقل و هوش را به ما بنده ها داده تندرست زیوی... بدرود.


پيام‌هاى ديگران (11 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 23:27  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, June 4, 2008

پيام‌هاى ديگران (12 پيام)

بردن آفتابه آب به لب دریا...

 درود بر تو : 

بردن آفتابه آب، لب دریا فراموش نشود!!؟

 ازش پرسیدم که من چگونه میتوانم در «بانک ملی ایران» از اینجا حساب باز کنم!؟

گفت میتونی به هامبورگ بروی و از آنجا اقدام کنی، من میخاهم ببینم از راه اینترنت این کار انجام شدنی باشه! حوصله رفتن به هامبورگ را ندارم.

خلاصه فردا صبحش در بی بی سی این خبر را دیدم

احتمال تحریم بانک ملی ایران در اروپا

20080523164037melli-bank243.jpg

بانک ملی بزرگترین بانک دولتی ایران است که در لندن، هامبورگ و پاریس شعبه دارد.

خبرگزاریها از قول دیپلماتهای اروپایی گزارش داده اند که اتحادیه اروپا خود را آماده می کند تحریمهایی علیه بانک ملی، بزرگترین بانک دولتی ایران اعمال کند، مراجع رسمی هنوز این خبر را تأیید نکرده اند.
همچنین گفته می شود که اروپاییها برای در نظر گرفتن چنین تحریمهایی و افزایش فشار خود بر ایران، منتظر واکنش این کشور نسبت به بسته پیشنهادی شش دولت قدرتمند جهانند.

خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و مذاکره کننده دولتهای موسوم به ۱ + ۵ قرار است به تهران سفر کند و محتویات بسته پیشنهادی این کشورها را به اطلاع مقامات ایرانی برساند.

در همین حال، دیپلماتها می گویند ۲۷ دولت عضو اتحادیه اروپا در حال آماده کردن زمینه های قانونی و فنی برای مسدود کردن اموال و داراییهای بانک ملی ایرانند.

 

Since 1965 in Hamburg

Bank Melli Iran, Tehran, was established in 1928.

 It is a universal bank, whose capital is held entirely by the

بانک ملی ایران سال ۱۹۲۸ باز شده است.

 سایت آفتاب مینویسد:  اتحادیه اروپا به دنبال تحریم بانک ملی ایران

آفتاب: دیپلمات‌های اروپایی اعلام کردند اتحادیه اروپا آماده اعمال تحریم علیه بزرگترین بانک ایرانی، بانک ملی شده است و تنها در انتظار واکنش ایران به بسته پیشنهادی گروه 1+5 هستند. 

 وحالا باید آبروی جهانیمون را چگونه جمع کنیم!؟ با این همه سابقه خوب بانکداری در دنیا و حالا این سیاست آشغال زد همه چیز را خراب کرد... خدا به داد ایران و مردمش برسد.

تا درودی دگر بدرود.

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 10:26  | آرشيو تکی اين نوشته

Wednesday, June 4, 2008

ریاضی زیبا و روان!!!؟

 درود بر تو :

فکر می کنم شما هم بعد از دیدن این صفحه ، به زیبا و شگفت انگیز بودن ریاضی بیش از پیش ایمان خواهید آورد.
 

1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321
1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111
 
9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888
شگفت انگیز بود ، نه ؟
 
حالا تقارن را ببینید :
1x 1 = 1
11x 11 = 121

111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321
 
حالا توجه کنید :
اگر حروف الفبای انگلیسی را :
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم :
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26
کلمه ی : H-A-R-D-W-O- R-K
معادل خواهد بود با : 8+1+18+4+23+ 15+18+11 = 98%
 
کلمه ی : K-N-O-W-L-E- D-G-E
معادل خواهد بود با : 11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5 = 96%
 
اما کلمه ی : A-T-T-I-T-U- D-E
معادل خواهد بود با : 1+20+20+9+20+ 21+4+5 = 100%
 
حالا توجه کنید به : L-O-V-E-O-F- G-O-D
که مساوی می شود با : 12+15+22+5+15+ 6+7+15+4 = 101%

متن جالبی بود، نه؟ حالا شماره تلفنت را به یک نام تبدیل کن.

پست بعدی راجب یک بازی بهتری برایت میگم.

تا درودی دگر بدرود.


پيام‌هاى ديگران (10 پيام)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 09:04  | آرشيو تکی اين نوشته

Sunday, June 1, 2008

جشن اروپائیها و عکسهایی از آن و کمی درد دل...

درود بر تو:

در شهر ما«مونستر» سه روز آخر هفته جشن اروپایی* Eurocityfest  *برگزار شده بود. من نرفته بودم چون روز اول طوفان شنی از مصر به سمت اروپا آمده بود و هوا بسیار سنگین و زرد رنگ شده بود که گفتم«خدا به داد اهوازی ها برسه» و حوصله بیرون و گردش رفتن من...

Eurocityfest 2007.   

photo

 

روی عکسها کلیک کنید

 روزهای آغازینش به دیدن شهر و مردم ، داخل این  شلوغی نرفتم.  دیشب مهمون داشتیم که از جشن داخل شهر آمده بودند و خیلی تعریف کردند که مردم از همه شهرهای اینجا و یا از کشورهای دیگر اروپایی آمده بودند به دیدن جشن و منم دیدم حیف استُ، ما که در اینجا ساکنیم، به دیدن این جشن نرویم.!!!!

Maraton - Montgolfiade in Warstein

 مانند همیشه در جشنهای اینجا که با موزیک و شادی برگزار میشود،گروه موزیک هم بود.

 به محض اینکه از منزل بیرون رفتم، خیلی شل و بی حس شدم. اول به دیدن مادرم که بیمارستان خوابیده رفتیم و سپس به مرکز شهر و آقای همسر  بستنی ایرانی خرید، اما من گفتم: نه به بستنی میلی ندارم  ((ببین چقدر بی حوصله بودم و بدنم باهام راه نمیومد که از بستنی سنتی ایرانی صرف نظر کردم!!!))

ناگفته نماند که زیر عینک آفتابی کم و بیش بی حالی خودم را پنهان میکردم تا حال بقیه همراهانم گرفته نشود، خلاصه گفتم من دیگه نمیتونم بمونم و برگردیم خونه، چون صبح که به دکترم  آقای « آل یاسین »زنگ زدم، ولی ایشون خواهش کردند که به دلیل اینکه جند وقت دیگر"دوهفته" از ایران میروند و بیمارانشون را بایدببینند و من بهتره که شب زنگ بزنم منزلشون، میبایست به دکترم نیز زنگ میزدم،

سر ساعتی که میبایست به دکترم زنگ بزنم رسیدیم منزل. به ایشون هم زنگ زدم و فوری از صدایم حالم را فهمیدند و پرسیدند چرا صدایت اینجور خسته است!؟ بهشون گفتم دلیلش شاید گرمی 27 درجه اینجا باشد "که دریغ از کمی عرق کردن من" و  برای من میزان تحملش خیلی  سخت است. البته در باره موارد دیگر نیز با ایشون مشورت کردم و گفتم مانند زمانی که آدم یک خاطره خوب به یاد می آورد و قلبش تالاپ و تولوپ میزند، دچار تپش قلب شدم! البته پدر جان گل گاوزبون و سمبلاتیو،  برایم آوردند و دم کردند و ۲ تا لیوان نوشیدم.

 با رژیم غذاییم چه کنم؟ و آیا اجازه لیزر کردن موهای صورتم را دارم !؟ که ایشون گفتند تنها نباید، چیزهایی که کوفئین دارد بخورید.

با اینکه در ایران نیستم و بیشتر تماس هایم با ایشون"آقای دکتر آل یاسین"  تلفنی و ایمیل هائیست که من میدم یا ایشون، ولی از ماه پیش که گفتند میخواهند از ایران بروند خیلی غمم گرفت، حالا چرا!؟ نمیدونم؟

درنیایش هایم همه خانواده و فامیل، دوستان نیکم را دعا میکنم.

در پناه یزدان مهر تندرست و شاد و پیروز زیوی... بدرود.


نوشته شده توسط شهلا در ساعت 22:32  | آرشيو تکی اين نوشته