1. ملاحظات عمومی
"نگاه تاثیر نیرومندی دارد". . . این جمله بدون استثنا در تمام کتاب های مربوط به مانیتیسم شخصی به چشم می خورد. اما به عقیده من بهتر است که این جمله چنین ادا شود :" نگاه در برخی شرایط نفوذ جالب توجه و انکارناپذیری دارد ". در واقع چشم ها به تنهایی نفوذ خاصی ندارند، همان طورکه لامپ الکتریکی نیز به تنهایی ازخور نور ندارد و فقط هنگامی می درخشد که از منبعی نیرو بگیرد. چشم ها با تمام درخشندگی خود، اهمیت چندانی در مانیتیسم شخصی ندارد، بلکه آن چه در پشت دستگاه باصره قرارگرفته، حایز اهمیت است : مانند مغز، آمپر و ولتاژ نیروی روانی (قدرت قوای ذهنی ).
درابتدا، تحقیق درباره قوانین نفوذ شخصی هم زمان با تحقیق در مورد قوانین هیپنوتیزم صورت می گرفت. خیرگی وثبات نگاه برای هیپنوتیزم امری ضروری به نظرمیرسد، حال آن که در حقیقت نگاه پس از تمرین های طولانی وسخت به وسیله ای پرارزش برای انجام هیپنوتیزم تبدیل می شود.
در سال 1841، دکتر برید ( اهل منچستر ) – که عقیده ای به مانیتیسم نداشت موفق شد بسیاری از جوانانی را که مشتاق بودند این عمل به طور آزمایشی روی آن ها انجام شود، هیپنوتیزم کند. او این عمل را با ثابت نگه داشتن نقطه ای نورانی در انتهای فوقانی وسیله ای نیکلی که نیزه را در آن قرار می دادند، انجام داد. پس از آن، وسایل نی شمار دیگری اختراع شد که از ُآن جمله می توان به دایره هیپنوتیزمی دکتر ساژ، آنیه دوار دکتر لوییس، حلفه ای از برلیان مصنوعی با شیارهای کوچک ومتعدد ساخته پیکمان، دیسکی با هشت تا ده دایره سیاه روی زمینه ای سفید اثر وارتون و وسایل مشابه دیگر اشاره کرد. حال می توان نتیجه گرفت که این اصل باید رعایت شود :نگاه را به نقطه ای خیره وذهن خود را بر انریشه مورد نظر متمرکز کنید. در این صورت، اساسی ترین اصل هیپنوتیزم را رعایت کرده اید.
اندکی پس از آن کشف شد که فشار بر کره چشم، یعنی جلوگیری از دید چشم با انگشت هیپنوتیزم کننده، برای ایجاد حالت خواب مصنوعی حداقل درافراد مستعد کافی است. این امر بدان معنا نیست که نگاه در امر هیپنوتیزم یا در زندگی روزمره بسیاری از افراد بدون آن که خود متوجه باشند، بی اثر است بلکه منظور ما تاکید بر این نکته است که نگاه زمانی موثر است که نیروی روانی با اراده انسانی در هم آمیخته ویکی مکمل دیگری شود.
2. ابتدا مصونیت حاصل کنید
جالب است بدانید تاثیر نگاهی که احساس می کنیم به ما خیره شده، بیش از هر چیز تابع حساسیت خودمان است. بارها دیده شده است که بزرگ ترها به محض مشاهده کوچک ترین حرکت ناشایستی به کورک " چشم غره " می روند، اما کودکان نسبت به این چشم غره ها واکنش یکسانی نشان نمی دهند. برخی از بچه ها به آن می خندند. بعضی دیگردر ابتدا اندکی تخت تاثیر قرار می گیرند و بعد به تدریج به آن خو می گیرند و سپس بدون توجه به کار خور ادامه میدهند ! اما برخی از کودکان در خود نوعی مصونیت ایجاد می کنند، مثلا ازقبل سر خود را به طرف ریگر بر می گردانند تا نگاهشان با این چشم غره ها تلاقی نگند وبرای جلوگیری از تحت تاثیر قرار گرفتن زیرکانه از این نگاه ها اجتناب می کنند.
اگر کسی تلاش کرد شما را تحت نفوذ خود در آورد سعی کنید روش همین کودکان را دنبال کنید. سرتان را بر نگردانید، اما نگاه خود را رو یا سه سانتی متر بالاتر، پایین تر یا به چپ و راست ببرید. چنین روشی به شما امکان می دهد که منظور او را حلاجی کنید و برون حواس پرتی به سخنان او فکر کنید، به این طریق، حس انتقاد طلبی شما از زیر نفوذ نگاه او رهایی می یابد ونیروی تشخیص شما روشن بینی خود را حفظ می کند. با این رفتار نخستین گام اصلی در زمینه تربیت نگاه را برداشته اید.
در مرحله دوم، زمانی که نوبت صحبت کردن شما فرا می رسد، نگاه خود را درست به نقطه میانه چشمان مخاطب خود بدوزید. این طریقه نگاه کردن به منظور تسلط یا نفوذ در طرف مقابل نیست، بلکه این امر فقط برای جلب توجه او و " تمرکز بر نقطه ای معین " است. آنچه باعث می شود فعالیت ذهنی او از کار بیفتد و نگهبانی که از ناخود آگاه او مراقبت می کند، به خواب برود با بدین طریق تلقینات و نظرهای شما بدون پیش داوری، بررسی مقدماتی و امتحانات سخت مورد قبول واقع شود.
برای آن که بتوانید خور را در برابر این نگاه ها مصون بدارید، به شما توثیه می کنم در همان زمان که به مخاطب خود می نگرید، سعی کنید بفهمید که ساختار چشم او تا چه اندازه در نفوذ نگاهش بر شما اثر دارد، بلندی و پرپشتی مژه ها و ابروها یا کوتاهی وکم پشتی آن ها، بزرگ و کوچک بودن پلک ها، در خشندگی و روشنی قرنیه و رنگ روشن یا تیره عنبیه کدام یک تاثیر بیش تری بر شما می گذارد ؟ در این صورت متوجه خواهید شد که صورت ظاهر در ذهن شما چه تصاویر عجیب وعریبی به وجود می آورد. اشخاص ضعیف النفس د رظاهر بسیار قوی به نظر می آیند و برعکس ! مثلا شخصی که ابروهای پرپشت و صدای بمی دارد، در ذهن شکما فردی " وحشتناک " را مجسم می کند ودیگری با چشمانی بسیار تیز ودر خشنده و نگاه هایی نافذ وبرنده در ذهن شما فردی با " قدرت مانیتیسم " نیرومند را مجسم می کند. در حالی که ممکن است شخص اولی بسیار خوش مشرب واجتماعی و شخص دوم فردی عصبی وپرخاشگر باشد.
رنگ مردمک چشم در صورتی که کاملا واضح ومشخص با شد، بهترین و بارزترین نشانه شخصیت آدمی است :
- چشمان سیاه بسیار تیره مظهر نوعی حرارت ونیروی درونی استثنایی است که منبع آن یا مهر وعاطفه ای شدید است که جنبه اخلاقی دارد یا نشانی از بیدادگری و شقاوت دارد. مطمئن باشید که صاحب چنین چشمانی می تواند اطرافیان خود را تا سرحد جنون دوست داشته باشد یا کورکورانه نسبت به آن ها عداوت بورزد. او موجودی است مغرور وشکاک و پیوسته راغب است تا اطرافیان را تحت نفوذ خود درآورد. بهتر است به طورعلنی با او مخالفت نکنید، ولی اجازه هم ندهید که شما را تحت نفوذ خود در آورد.
- چشمان آبی روشن یا تیره مظهر انسانی فعال، خودنسرد، مصمم وبا پشتکار است. بیش تر کسانی که چشمانشان آبی آسمانی است خیالباف، رویایی، احساساتی، بی قید، کم وبیش با نشاط، سطحی وتنبل هستند.
- چشمان قهوه ای وبلوطی غالبا مظهر انسان های کمال پرست است، افرادی که پیرو ایدئولوژی ومرام خاصی هستند. بسیارند روشنفکرانی که چشمانی به رنگ قهوه ای یا بلوطی دارند.
- چشمان زرد وسبز نشانه افرادی با تمایلات ذهنی، عاطفی واحساسی است که گاهی در حد نبوغ جلوه می کند، گاهی مبتنی بر خیالبافی وگاهی نیز غیر عادی است. چشمان سبز معمولا نشانه عصبانیت بیش از حد وابراز شور وحرارت وعواطف شدید است.
- وسرانجام رنگ خاکستری که مظهر افرادی مثبت، فعال، با استعداد کار فراوان، خویشتن دار، محتاط و با تجربه است که عملکردی بالا دارند. این اشخاص معمولا ازتعادل کامل برخوردارند که در افراد دیگر کم تر مشاهده می شود.
3. چشم یک شی ء درخشان
هر سطح درخشنده ای ناخود آگاه جلب توجه می کند واز شدت آگاهی ذهنی می کاهد. به عبارت دیگر، قوه تشخیص بیننده را تا اندازه ای متزلزل می کند. نقطه عطف این مسئله، که به آن هیپنوتیزم گویند، منجر به کاهش و حتی در بعضی از مواقع قطع فعالیت های ذهنی برتر و تابعیت کامل از ضمیر نا خود آگاه (فعالیت ذهنی عادی ) و عملکردهای آن می شود.
منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از این سایت بود.
اندیشه مثبت همیشه خوب است، البته این یک پیش زمینه است....
در پناه خداوند یکتا تندرستف شاد با اندیشه و تفکرات مثبت زیوی... بدرود