درود
جشن مهرگان بر تمام هم ميهنانم آيدون باد آيدون تر
خجسته باد

دختران و بانوان زيبا در جشن مهرگان
جشن مهرگان
جشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنمای کنونی دهم مهر می باشد اين جشن فرخنده و زيبا در گذشته ميان ايرانيان مقامی بسيار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ايرانيان نوروز را بواسطه پايان سرما و آغاز بهار جشن می گيرندمهرگانرا نيزدر نيمه سال و با پايان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند آداب و رسوم آن بسيار شبيه به نوروز است و همانطور که نوروز را به پادشاه افسانه ای ايران جمشيد نسبت می دهند مهرگانرا نيز به فتح و پيروزی فريدون ديگر قهرمان ايرانی بر ضحاک نسبت داده می شود....
برای آگاهی بيشتر به نزد دوست بسيار نيکم ارشيا برويد و ببينيد که چقدر زيبا و کامل در باره امروز نوشته شده.

مردان و پسران در جشن مهرگان
*******************************
و اما در بارهء دارويی که چند ماه پيش در اينجا نام بردم ، transformetederin ، بايد بگم طبق آخرين خبر که ۳ روز پيش به دست من رسيد پزشکان کشور کره جنوبی پس از تحقيقات زياد، اين دارورا به مارکت يا بازاربرای استفاده نميفرستند و به قولی اين طرح را رد کردند به اين دليل ؛ وقتی خون در بدن تعويض می شود سيستم ايمنی يا دفاعی بدن بيمارکار اساسی و اصلی خود را انجام نمی دهد و بدون پشتوانه و ايمن سازی ميماند و در مدت اين سه ماهی که درمان طول می کشد امکان ابتلا به هر بيماری برايش است
اشکالی نداره من ميدونم توهم ميدونی همه می دونند که داروی اين بيماری در زمانی نه چندان دير در دست رس همه گان قرار می گيرد حالا از کجا و کدام کشور و کدام پزشک زياد مهم نيست فقط دارويی ۱۰۰٪ مفيد و کارا باشد.

و اما در باره خودم بايد بگم که پس از اينکه ۲ هفته نزد دکتر چشم و اعصاب برای معاينه و جويا شدن دراينکه چرا چشمانم دوباره خوب نمی بينه و سر گيجه بی وقفه و پاهام نيز سنگين ترشده اند به اين نتيجه رسيديم که من دوباره کورتيزون بايد مصرف کنم شايد جالب باشه برات که بدونی در اينجا با توفق بيمار چنين تصميمات بنيادی و اساسی گرفته می شود ..... البته به صورت سرم با ۵۰۰۰ ميلی گرم کورتيزون که برای اين کار يا بايد۵ روز در بيمارستان بستری بشوم ويا در مطب دکتر خانوادگيم اين کار را انجام بدهم که ۲تا ۳ ساعت طول می کشه و پس از آن من ميتونم بيام خونه و پيش فرزندانم و در کنار خانواده باشم البته مامانم ۱ هفته مرخصی گرفته که بياد اينجا پيش ما البته مامان بنده خدای من هميشه در حال زحمت کشيدن است برای من ... ولی خدائيش خيلی سخته که يک مادر فرزند بيمار داشته باشه من خودم مادرم و نميتونم تحمل کنم يک انگشت کوچيکه پای بچه هام درد بگيره حالا چه براسه به اين بيماری من که مادر و پدرم به خاطرمن و برای اينکه دخترارشد شون چنين بيماری رو مبتلا شده پير شدند ولی چون من از روحيه بالا و مثبتی بر خوردارم بسيار خرسند هستند، خدا کمکم کنه هر چه زود تر سر پا بشم که در مرحله اول مادر و پدرم خوشحال شوند و سپس دخترام و همسرم و بعد هم بقیه مثل تو دوست نيکم 
فالی با کتابی که دوست نيکم برايم از ايران فرستاده باز کردم وسرور حافط اين را به من گفتند؛
سمن بويان غبارغم چو بنشينند بنشانند پری رويان قرار دل چو بستيزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بر بندند بر بندند ز زلف عنبرين جانهاچو بگشايند بفشانند
ز چشم لعل رمانی چو می خندند می بارند ز رويم راز پنهانی چو می بينند می خوانند
به عمری يک نفس با ما چو بنشينند بر خيزند نهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند
سرشک گوشه گيران را در یابند دٌريابند رخ مهر از سحر خيزان نگردانند اگر دانند
چو منصور از مراد آنان که بر دارند بر دارند که با اين درد اگر در بند در مانند در مانند
در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند
بدين در گاه حافظ را چو می خوانند می رانند
خيلی باحال بود نه؟ خودم که کـِــيف کردم از پريشب که دراين فال که سرورم حافظ برام اين حرفا رو گفتند هزاران بار درود بر فـَـرَ وَ شی پاکش باد و بهشت مکانش
آرزوی روزهايی پر از تندرستی برای تو ايراني نيک سيرت دارم که در کنار دودمانت پيروز زيوی و در پناه يگانه اهورا مزدای ايران زمين مزدای بزرگ مستدام باشی وشاد زيوی و ديگران را نيز شاد نمايی که اين فرمان اَشا می باشد .
تا درودی ديگر و ديداری ديگر بدرود