الهۀ مهر
« نوشته قبلی
  
صفحه اصلی
  
نوشته بعدی »

Sunday, February 24, 2008

لـُــرنیستم ولی عاشق کبابم...

 درود بر تو :

این پستم خیلی خوشمزه است. بله در مورد چگونه بوجود آمدن چلوکباب از ((ویکی پدیا)) است!؟

 250px-Kebab.jpg
کَباب یکی از معروفترین غذاهای ایرانی و مورد علاقه مردم ایران و خاورمیانه است که در تهیه و پخت بیشتر کباب ها از گوشت قرمز گوساله استفاده می شود و همچنین در اکثر کباب ها از پیاز و ادویه جات ایرانی استفاده زیادی می شود. کباب را به سیخ فلزی یا چوبی کشیده و در برابر آتش مستقیم قرار می دهند تا پخته شود و قطر کباب را هر چه قدر که بخواهند می توان مطابق میلشان پهن تر و قطور تر ساخت.
 

%DA%A9%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%87.jpg

 مورخين و جهانگردان اروپايي كه در دوران صفويه از ا يران ديدن كرده اند درباره چلوها،  پلوها، ترشي ها و مرباها كه در ايران طبخ مي گرديده است مطالب بسيار زيادي نوشته اند ولي هرگز راجع به چلوكباب حرفي به ميان نيامده است. به احتمال زياد بر اساس مطالبي كه توسط ميرزامحمدرضامعتمدالكتاب نويسنده كتاب تاريخ قاجاربيان شده است. به دستور شخصي ناصرالدين شاه كه اصليتي قفقازي داشته است و بر اساس نوع كبابي كه در آن منطقه طبخ مي شده است كه توسط آشپزان ناصرالدين شاه بعد از مدتي تغيير شكل داده شده است و به صورت امروزي در آمده است.
بر اساس داستاني كه توسط دوستعلي خان معيرالممالك از نوادگان ناصرالدين شاه نقل شده است.حكايت از آن دارد كه ناصرالدين شاه ۸۷ همسر داشته است كه۴ نفر از آنها رسمي بوده اند بقيه صيغه. هنگاميكه يك روز جمعه شاه قصد زيارت از حضرت عبدالعظيم در شهر ري داشته است. پيشخدمتهاي او مجبور بودند روز پنجشنبه به آن منطقه بروند و در حدود۱۰۰۰ تا۲۰۰۰ كباب را بر اساس دستور شاه براي خود او و۱۰۰۰ همراه و خدمه و همسرانش آماده كنند و كبابها نيز مي بايست هميشه همراه با سبزي خوردن و پياز سرو مي شده است.
قديمي ترين چلوكبابي كه در تهران تاسيس شده است در حدود ۱۲۰ سال پيش بوده است. اعتمادالسلطنه در نوشته هايش را نقل مي كند و مي نويسد اولين چلوكبابي نامش نايب بوده است كه در بازار تهران قرار داشته است و شبيه رستورانهاي اروپائيان غذا را بر روي ميز سرو مي كرده است: ولي اسناد ديگري نيز موجود مي باشد كه اولين چلوكبابي در تبريز نزديك مرز با قفقاز تاسيس شده بوده است. پيشخدمتهاي رستوران نايب د رآن زمان برنج ها را به صورت هرم در بشقابها قرار مي دادند و همراه آن تكه كره اي نيز سرو مي شده است. پيشخدمتها يكي يكي برنجها را بر سر ميزها مي بردند و بلافاصله نفر بعدي كبابها را با سيخ در بشقابها قرار مي داده است. در آن زمان هر نفر مي توانسته هر چند تا مايل بوده است كباب بخورد و مبلغي كه از مشتريان گرفته مي شده است يكسان بوده است و فرقي بين كسيكه يك سيخ كباب خورده و چهار يا پنج سيخ نبوده است.
مالك يكي از معروفترين چلوكبابي هاي تهران كه نامش چلوكباب شمشيري بوده حاج حسن شمشيري نام دارد كه در قسمت شرقي سبزه ميدان قرار داشت و در زمان رضاشاه تاسيس شده بود. بعدها اين چلوكبابي به يك ساختمان ۴ طبقه منتقل شد كه طبقه اول آشپزخانه بود طبقه دوم مخصوص مغازه دارها و بازاريان و افراد مجرد و طبقه سوم و چهارم براي خانواده ها و مقامات در نظر گرفته شده بود. هر طبقه با آئينه هاي زيادي تزئين شده بود و خود آقاي شمشيري بر طبقات سوم و چهارم شخصا نظارت مي كرد.
از ساعت ۱۱ صبح بوي كباب و برنج كه در چلوكباب شمشيري پخته مي شد فضاي آن اطراف را پر مي كرد و رهگذران را براي خوردن چلوكباب را مردد مي كرد. چلوكبابي كه در شمشيري ارائه مي شد شامل يك بشقاب برنج همراه با كره و دو عدد كباب بوده است.
 بين سالهاي ۳۵ـ۱۳۳۰يك كباب كوبيده ۵/۳ ريال در تهران قيمت داشته است ولي در شهرهاي ديگر دو عدد كباب همراه با نان و كوجه فرنگي كباب شده كه شكيل يك پرس كامل را دارد۸ ريال قيمت داشته است. اگر ليموناد يا نوشابه نيز همراه غذا صرف مي شده است بين ۲ تا۴ ريال نيز پرداخت مي شده است. بنابراين با پرداخت ۱۰ تا ۱۲ريال كاملترين غذا را يك فرد مي توانست بخورد.
در آن زمان بود كه از آب كباب براي خوشمزه كردن كبابها استفاده مي شد و توسط چلوكبابي ها با بوي آب كباب كه بر روي زغال مي ريختند مشتري هاي زيادي را گرسنه مي كردند. در سال ۱۳۵۲ چلوكباب برگ همراه با كره و گوجه فرنگي كباب شده و پياز و سماق مبلغ ۶۰ ريال بوده است و اغلب افرادي كه سركار بودند و منزل نمي توانستند بروند، چلوكباب مي خوردند. دانشجويان كه درآمد بهتري داشتند معمولا جوجه كباب سفارش مي دادند كه قيمت آن ۱۲۰ ريال بوده است.
در آن زمان در چلوكبابي ها يك كاسه خيلي بزرگ قرار داشت كه در آن دوغ درست مي كردند و همراه با كباب به مشتري داده مي شد. يكي از مضوعاتي كه مدتها در بين مردم رايج بوده است در مورد چلوكباب اين بوده كه اگر پسري كه به سن بلوغ نرسيده بوي كباب به مشامش مي رسيد او بايد بلافاصله چلوكباب مي خورد در غير اين صورت قدرت مردانگي اش را از دست مي داد!!!
جواد فريفته آشپزمخصوص احمد شاه حدود ۸۰ سال پيش هنگاميكه مقيم پاريس شد اولين كسي بود كه چلوكباب را در خارج كشور ارائه كرد و نام چلوكبابي اش فريفته بود. همچنين احمد خان از ايرانياني كه در آلمان زندگي مي كرد، در زمان حكومت نازي رستوراني باز كرد و نامش را هيتلر گذاشت و افرادي كه هيتلر و نازي را قبول داشتند اجازه ورود به رستوران را داشتند.
در شهر لس آنجلس آمريكا يك چلوكبابي به نام نايب مي باشد كه اكثر ايرانيان مقيم آمريكا از مشتريان اين چلوكبابي مي باشند.

ـــــــــــــــــ

بله این هم تاریخچه ای از کباب و چلوکباب در ایران. عاشق کباب کوبیده و شیش لیک هستم. ایران که میام بیرون برای غذا قرار باشه بریم، فقط غذای من کباب و چلوکباب است. یاد دوستان گلم«الهه، سیاوش، ریحانه، آرش، فاطی، وحیدوو، سعید، شبح، مهرنوش، ساسان، ساناز،ُ هوبور...» که باهاشون در جای جای ایران به چلوکبابی رفتیم به خیر.

امیدوارم همیشه تندرست، شاد و پیروز باشید... بدرود.


نظر شما چيست؟ (30 پيام‌)

نوشته شده توسط شهلا در ساعت 20:47
پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: dayan

Thursday, February 28, 2008 ساعت 21:45

واااااااااااااااااااااااااااااای. کباب.
:دی


 نويسنده: بیتا یاری - فریاد

Wednesday, February 27, 2008 ساعت 08:53

ولی من یه تاریخچه ی دیگه شنیدم در موردش و مطلبی ۵ سال پیش درموردش توی نشریه ابرارهفتگی که میرفتاح سردبیرش بود خوندم که ار بزرگترها و قدیمیهای فامیل و تهران پرسیدم گفتند درسته. هر چی باشه یه اصالت دویست ساله خانواده ام تو تهران دارن!

 URL:  http://bitay.blogfa.com


 نويسنده: Mitra-rap

Tuesday, February 26, 2008 ساعت 15:46

آهنگ بی حس از پرفال و رادیکال رو بزارید.لطفاً


 نويسنده: Mitra-rap

Tuesday, February 26, 2008 ساعت 15:42

اگه میشه آهنگ بی حس از رادیکال و پرفال رو بزارید.


 نويسنده: مرضی

Tuesday, February 26, 2008 ساعت 05:14

به به چلوکباب نائب!

 URL:  http://worldblue.persianblog.ir


 نويسنده: نازنین

Tuesday, February 26, 2008 ساعت 03:22

درود بر مهر بانو
عزیزم فکر ما رو نمی کنی گشنه نشستیم اینجا اونم این کباب زعفرانی را نشون می دی ...

 URL:  http://adatmikonimm.blogfa.com/


 نويسنده: عليرضا

Tuesday, February 26, 2008 ساعت 02:13

:-) به به...
البته بوی کباب رو از طعمش بیشتر دوست دارم


 نويسنده: وارطان

Monday, February 25, 2008 ساعت 23:28

عجب پست خوشمزه ای!
تقریبا هفته ای دو سه روز ما کباب می خوریم آنهم از نوع ساطوری یا بناب. بقیه روزها هم مرغ استرپس همینه شبیه جکو جونور ها شدیم ..لول.
عالی بود شهلا جان.

 URL:  http://jomhouriyat.com


 نويسنده: هاله

Monday, February 25, 2008 ساعت 23:17

سلام شهلاجونم. اینجا من هر وقت دلم کباب می خواد بعد از خوردنش پشیمون میشم، تو همه رستوران ها حتی رستوران های ایرانی ادویه ای که به کباب میزنن هندیه. اصلا مزه کباب ایران رو نداره. انشاالله یه روز با هم تو ایران یه کباب حسابی بخوریم. دوستت دارم نازنین.

 URL:  http://www.yarazzagh.blogfa.com


 نويسنده: سیر

Monday, February 25, 2008 ساعت 20:21

درود بر مهر بانو
بسیار عالی بود این پست .کباب خیلی دوست دارم اما اینگونه در موردش نمی دانستم تشکر. شاد و پاینده باشی بدرود

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


 نويسنده: مجید(67)

Monday, February 25, 2008 ساعت 16:37

درووود و پیروز باشید

 URL:  http://brother86.blogfa.com/


 نويسنده: بلفی

Monday, February 25, 2008 ساعت 15:34

چه مطلب جالبی شهلا جونم. ممنون


 نويسنده: دختر همسایه

Monday, February 25, 2008 ساعت 15:16

غذایی که اگه هر روز هم بخورم بازم کمه ...البته از شانس ما که هر روز نه ماهی یکی دوبار بیشتر نمیخوریم...خداوند کاشف چلوكباب رو بیامرزه که با ماستو خیار انگار نشستی در بهشت و با نسیم بادبزن حوریان غذا میل میکنی...مخصوصا اون کره روی پلو با اینکه ضرر داره ولی ازش نمیشه گذشت...و کباب کوبیده با ریحون آخ ...نگو که دلم هوای اون دودهایی که از معازه های کبابی بیرون میامد کرده
از قدیم گفتن وصف العیش نصف العیش ...خدا تو رو هم به آرزوهات برسونه که امروز نصف العیش کردی مار ا :-)


 نويسنده:  یوزباشی

Monday, February 25, 2008 ساعت 11:57

عمو اروند درست می گه . وقتی سر چهارراه گلوبندک
میرسیدیم . بوی چلوکباب مرحوم شمشیری از سبزه میدون تا اونجا می رسید. چند نوبت هم خودم مرحوم شمشیری را در زمان پاک کردن گوشت برای کباب برگ دیدم . .واقعا بوی کبابها و برنج با اون عطر و بو و روغن حیوانی مدهوش کننده بود .

 URL:  http://beryooni.blogfa.com


 نويسنده: فاطی

Monday, February 25, 2008 ساعت 10:42

منم تا این پست رو خوندم یاد روزی افتادم که رفتیم کباب خوردیم

 URL:  http://fatik.blogspot.com


 نويسنده: فاطی

Monday, February 25, 2008 ساعت 10:39

کباب می خوام....به به

 URL:  http://fatik.blogspot.com


 نويسنده: عمو اروند

Monday, February 25, 2008 ساعت 09:53

زنده‌یاد شمشیری یکی از طرفداران پر و پا قرص زنده‌یاد دکتر مصدق بود.
دوران دانشجوئی گاهی برای خوردن ناهار با خط ۱۰۱ از جلوی دانشگاه با پرداخت دو ریال به بازار می‌رفتیم و با پرداخت ۳۵ ریال یک پرس چلوکباب برگ ناب در چلوکبابی شرف‌الاسلامی می‌خوردیم و با همان خط بدانشگاه بر می‌گشتیم.
یک‌باری هم در چلوکبابی قدیمی تبریز که کف رستوران با آجر فرش بود و شکل قدیمش را حفظ کرده بود، ناهار جالبی خوردیم. البته پس از انقلاب

 URL:  http://daftaab.blogsopt.com


 نويسنده: ساغری

Monday, February 25, 2008 ساعت 09:52

الان دقیقا شما باعث شدی من دچار ضعف شدید معدوی بشم ..

 URL:  http://www.saghariii.com


 نويسنده: الهه

Monday, February 25, 2008 ساعت 09:38

شهلا جون کلی دلم ضعف رفت و هوس کباب کردم میرم که امروز ناهار کباب بخورم


 نويسنده: بیلی و من

Monday, February 25, 2008 ساعت 09:17

شهلا خانم دهنم آب افتاد.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: سانی

Monday, February 25, 2008 ساعت 07:33

صبحی هوس کباب انداختی توی کلم :)) حالا صبحانه باید برم کجا کباب بخورم؟!:دییییی


 نويسنده: نسیم

Monday, February 25, 2008 ساعت 06:26

منم چلو کباب را خیلی دوست دارم

 URL:  http://nasim.special.ir


 نويسنده: دزدکی

Monday, February 25, 2008 ساعت 04:19

=p~

 URL:  http://dozdaki.wordpress.com


 نويسنده: فرهاد

Monday, February 25, 2008 ساعت 00:39

در کلاس درس زبان ، یک دوست کامرونی وقتی فهمید ایرانیم گفت آها ، چلو کباب ، من دوستی ایرانی دارم که هر وقت سر کار با او هستم برایم چلو کباب درست میکنه ، ....
طرف عاشق زعفرانه !
ایران که رفتید ، بجای من ، سبزی خوردن فراوان میل کنید ،،، دلم لک زده برای عطر و بوی میوه ها و سبزی های ایرانی.
در بالاترین و دنباله و بلاگ نیوز لینک میدهم....

 URL:  http://farhadheyrani.blogspot.com/


 نويسنده: شکوه

Monday, February 25, 2008 ساعت 00:18

وای که منم کشته مردشم منم هر وقت میرم ایران طفلک پدرم میدونه من کباب دوست دارم همیشه برام میگیره یه کبابی به نام بناب سر خیابونشونه که کباباش حرف نداره و یکی هم کبابی حاج اکبر که مردم برا کبابش صف میکشن و اگه دیر بجنبی بهت منیرسه در هر حال تاریخچه بسیار جالبی بود سپاس از تو گرامی دوست گلم


 نويسنده: پونی

Sunday, February 24, 2008 ساعت 22:56

و اگر ترک نبود چلو کباب هم نبود................

 URL:  http://pppooonnnyyy.blogfa.com/


 نويسنده: mehrnosh

Sunday, February 24, 2008 ساعت 22:33

mikhammmmmmmmmmmmmmmm !

 URL:  http://medadsiah.persianblog.ir


 نويسنده: شهره

Sunday, February 24, 2008 ساعت 21:54

سلام شهلا جون من رو ببین که فکر کردم خیلی زرنگم و الان اول شدم ...ولی خوب شانس نداریم که وگرنه اسممون شهره نبود ...بابا این آخر شبی گرسنه مون کردی و حسابی دهنمون رو آب انداختی . خداییش هیچوقت به کسی برنخوردم که کباب و چلوکباب دوست نداشته باشه . خیلی هم تاریخچه جالبی بود . حالا بخاطر اینکه عقده ایی نشم .....سوم .... البته اگر تا زمان رد کردن کامنت چند نفر دیگه همزمان بامن کامنت نداده باشن . میبوسمت عزیزم مراقب خودت باش . سبز باشی .

 URL:  http://azkhodbakhisch.blogspot.com/


 نويسنده: فقیه و فقه و فقاهت / شحته و ...

Sunday, February 24, 2008 ساعت 21:47

این نایب همون نایبه؟


 نويسنده: سیر

Sunday, February 24, 2008 ساعت 21:45

=D>

 URL:  http://a30yab.blogfa.com


لطفاً پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 

پس از يک‌بار کليک روی «فرستادن پيام»، لطفاً چند لحظه صبر کنيد تا پيام شما فرستاده شود! توجه کنيد که يک‌بار کليک کافيست!