Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

1 آذر باز آمد…

درود بر تو :

امروز 21 امین زاد روز “طرلان” دختر ته تقاریمون است.

351760szxwspdb51

عــــــــــــــــاشق هر دوتوتم نازنینانم

امید به همیشه تندرست بودنتون

آرزوی موفقیتت در زندگی

خوشبخت بودن

خوشحالی روز افزون برایت دارم

مادر ت  به فدایت

که این روزها اینقدر برایش زحمت میکشی

4yuk41d1

کادو هایمان را من و پدرش برایش خریدیم ولی من هنوز تقدیمش نکردم، آخه کادوی پدرش قایم کردنی نبود

گوشت را بیار جلو تا یواشکی بگم چی بود((دو چرخه))

ساعت 12 دیشب که شاد باش بهش گفتم، به من میگه مامان من باید به شما خسته نباشی بگم، چون “با توجه به بد ویاریم و اینا” شما مشکل اصلی را تحمل کردی تا من بدنیا آمدم.

ولی خداییش بچه آروم و همیشه خندانیمانند  معنی نامش بود.

امسال که میدونی به دلیل کبیسه بودن سال، دو بار چشن میگیریم و دوستانش امشب میایند تا با هم جشنی کوچک و همراه با کیک طرلان پز بر پا کنند. فردا هم فامیل تشریف می آورند.«باید بگم که تقریبن هر سال همینه»

اینجور خواسته که کیکش را خودش درست کند. (خوب باید معلوم باشه مادرش کیست)


تا درودی دگر بدرود.

درود بر تو :

دیشب با طرلان به دیدن فیلم«مردی که هیچوقت زندگی نکرد» یا به زبان انگیسی “دروغگو” با شرکت نقش اول لئوناردو دی کاپریو وگلشیفته فراهانی رفتیم.

1 leonardokaprio

golshifteh-farahani

golshifteh-farahani0

این فیلم را در همان روزهای اولی که روی پرده سینما بود، از اینترنت داونلود کرده بودم ولی به زبان انگلیسی بود که فهمیدنش برایم زیاد آسان نبود!!؟

3xra8qyfl5lhxez12ha8

میدونی به دیدن این فیلم رفتم تا هنرنمایی گلشیفته را ببینم، که دیدم و کیف کردم. به خودم خیلی بالیدم که یک بانوی هم میهنم در هالیود ایفای نقش نموده است. از مدل خندیدن و حرف زدنش خیلی خوشم میاد، البته چون در فیلم نقش یک دختر عرب به نام “عایشه” را بازی کرده بود به طیع با لهجه ای که اینجور خارجی ها سخن میگویند، ابراز شده بود، در حالی که انگلیسی سخن گفتن گلی جان هیچ اَکسنت ندارد یا به قول خودمون خارجی نمی نماید»

((گلشیفته فراهانی جان، برایت آرزوی تندرستی،

ییروزی و بهروزی دارم خانم گل))

20080410120101spring9


البته شنیدم این فیلم با زیر نویس فارسی در ایران پیدا میشود!!؟؟

ولی من شنیدن و دیدن فیلم به زبان دومم را بیشتر می پسندم.

فکر کنم خیلی ها در ایران این فیلم را دیده باشید، اما دیدن کسانی که اینقدر راحت مردم را با نام دین و کتابش از بین ببرند خیلی درد آور است.«تروریست های بد ذات»به تحلیل سیاسی اش کاری ندارم، که تمام زندگیمون دست چینی از بازی سیاست است.

دلم میخواست دیشب به روز بنویسم ولی خیلی خسته شده بودم(پیریه و هزار درد)

میدونی آخه پس از دیدن فیلم اسکندر دیگر به سینما نرفته بودم “اینجا از اینترنت خیلی فیلم می بینم”

ولی از زمانی که راهه سینمای بزرگ شهرمون”Cineplex”را پیش گرفتیم، همه اش به یاد آن سالی که با پدرم و دوستان گلم”مریم و مصی …”به آنجا رفته بودیم، بودم.

در پناه یزدان یکتا تندرست،  شاد و پیروز زیوید… بدرود.

درود بر تو :

بیائید تا برایتان از خواص برخی از میوه های مختلف بگویم grouphugg

download1

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.

download0

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه

download01

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.


download04

گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.

download05

تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.

download06

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه.

«بیخود نیست من اینقدر به خوردن کرفس علاقمنم».

download07

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه



download08

انجیر پر از دونه هستش که وقتی که رشد میکنه بصورت دوتایی رو درخت آویزونه(تا حالا دقت نکردم ).

انجیر باعث افزایش تعداد و حرکت اسپرم مرد و همچنبن جلوگیری از عقیم شدن میشود

download09

Sweet potatoes

(فارسیش میشه سیب زمینی پَــشَــندی)شبیه لوزلمعده هستش که باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود

download011

زیتوین به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند.

download022

کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.

download033

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد.امروزه تحقیقات نشان داده است که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست.و باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد.

416_nidokidosorg_6_1201

416_nidokidosorg_2_1960

تا درودی دگر بدرود.

ايجاد يك تغيير…

درود بر تو :


astreo3

ایجاد یک تغییر

برگرفته از کتاب «سفر مقدس»، اثر دن میلمنمردی در سواحل مكزيك به هنگام غروب خورشيد در حال قدم زدن بود، همانطوری كه راه می‌رفت شخص ديگری را مشاهده کرد، همانطوری كه به وی نزديك می‌شد، متوجه شد كه او به طور مداوم خم شده، چيزی را از روی زمين برداشته و به ميان اقيانوس پرتاب می‌كند.

astero5

مرد با تعجب به او نزديك شده و پرسید: “عصر به خير رفيق، چكار می‌كنی؟”، شخص پاسخ داد: “اكنون هنگام پايين رفتن آب دریا است و اين ستارگان زيبای دريايی در ساحل به جا مانده‌اند، اگر به داخل اقيانوس برنگردند از كمبود اكسيژن خواهند مرد، خوب من دارم آنها را به داخل آب می‌اندازم”، مرد به او گفت: “اما هزاران ستاره دريايی در ساحل افتاده‌اند، تو نخواهی توانست به همه آنها برسی، آنها بسيار زيادند، اين اتفاق همه روزه در صدها كيلومتر ساحل بالا و پايين اين منطقه رخ می‌دهد، امكان ندارد كه بتوانی تغييری ايجاد كنی.”
آن شخص لبخند زده، خم شد و ستاره ديگری را برداشت و همانطوری كه آن را به ميان اقيانوس پرت می‌كرد پاسخ داد: “برای اين يكی تغييری ايجاد شد.”
astero21

این نیز ایمیلی آموزنده از دوستم در سایت فانوس بود که محبت کردند و برایم فرستادند.
و ای کاشک برای زندگی بهتر مردمان به فکر های مثبت میرسیدیم!!!

تا درودی دگر بدرود.


درود بر تو :

در زمان جوانی و نو جوانی به کوه می رفتم، همراه پدر و پسر خاله و دختر عمه و… خلاصه خیلی خوش بودیم”بودم” و از روزهای اینچنینی «مانند امروز» روحم م خبر نداشت.

خوب نمیخواستم نق نق بکنم، تنها دیدن این عکسها مرا باز به یاد خاطرات شیرینم انداخت.

یکی از دوستان برایم با این مضمون فرستاد:

کوهنوردان زن ایرانی

download

کوهنوردان زن خارجی

download40


که االبته مورد دومی کمی آمیخته به شوخیست و اینها فکر نکنم واقعن کوهنورد باشند!!!

عکس خانم های کوهخنورد خارجی را یافتم و برایت به اینجا آپلود کرده و وارد میکنم تا ببینی کوهنوردان خارچی با چه تجهیزاتی اقدام سفر به کوه و دشت میکنندو تنها برهنگی جذابیتی در این راه ندارد.


01_gaby_sichert


09_chris_7


03_nike_3

کمک در این راه تنها از جانب آقایان نیست نازنینم، بلکه خانم های کاردان نیز در این راه استادند.

((به امید داشتن میهنی آباد و آزاد، خالی از هرگونه دید بد یا چشم چرونی، منظور 2 جانبه است))

خدا به تمام مخلوقاتش،  بخصوص انسانها قدرت استفاده از دید باز داده است،

به امید ـزمان که استفاده از آن را آموخته و بکار گیریم.

تا درودی دگر بدرود.13 4xvim2p



درود بر تو  هم میهن نازنین و گلم:


میدونستی گلي را که هديه گرفته‌اي چه معنا و مفهومي دارد!؟

«گل بنفشه: نشانه آنست که عاشق از دلدارش مي‌خواهد با او مهربان باشد، او را دوست بدارد و در رنج و شادمانيش شريک و سهيم باشد.


گل يخ: نشانه‌اي است بر نااميدي و رنج عشق.«میدونی گل یخ تنها در سیبری پیدا میشود و رنگش سیاه است»


گل نرگس: نشانه‌ايست بر شوريدگي عاشق که از معشوقه مي‌خواهد با او يکرنگ باشد.


گل لاله: نشانه آنست که عاشق حاضر است در راه معشوق از جان خويش هم بگذرد و هر چه که او بخواهد انجام دهد.


گل ميخک: نشانه آنست که عاشق قلب خودش را که بهترين هديه‌هاست به معشوق از جان گرامي‌تر تقديم مي‌کند.


گل نسترن: نشان آنست که عاشق از خيانت معشوق به تنگ آمده و دلش مي‌خواهد از او که عشق را با هوس مخلوط کرده است بگريزد.


گل مرواريد: نشانه‌ايست بر آخرين حرف‌هاي دل عاشق و آخرين ناله‌هاي قلب ديوانه‌اش.


گل شقايق: نشانه‌ايست از عشق شورانگيز عاشق به معشوق و نشانه‌ي تپيدن‌‌هاي قلب اوست در آرزوي ديدار معشوق.


گل سرخ: نشانه عشق آتشين است. عشقي که عاشق مي‌خواهد خود را در ميان شعله‌هايش قربان معشوق نمايد.

گل اطلسي: اين گل را هر که براي معشوق بفرستد از او مي‌پرسد که آيا او را دوست دارد يا نه.


گل بيد‌مشک: نشانه آنست که عاشق کينه معشوقه بي‌وفا را به دل نمي‌گيرد و با فرستادن شاخه‌اي از اين گل، به او مي گويد من تو

را مي‌بخشم زيرا گناه از من و سرنوشت من است.


گل ناز: نشانه آنست که عاشق در عين حال که ناز معشوقه را دوست دارد دلش مي‌خواهد او افسونگري را کم کند و به سوي وي روي آورد.


گل مرزنگوش: نشانه نفرت عاشق و نفرين اوست که براي معشوق مي‌فرستد.


گل شب‌بو: نشانه آنست که عاشق از معشوق خود تمناي بوسه دارد و از دور او را مي‌بوسد.


در طوفان‌هاي زندگي با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است

5382791190-68597926

البته من شاید با تمام این عقاید موافق نباشم.«مثلن عاشق گل با رنگ زرد، نارنجی و قرمز هستم»
تا درودی دگر بدرود.2ibku1j2

درود بر تو :

دوست نازنینم شاید تو نیز مانند من این داستان را به این کاملی نشنیده باشی!؟

پس حالا که ایرانی هستیم این داستان را هرچه بهتر و بیشتر بدانیم و بخوانیم بسیار خوب است.

____

کوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، همچنین معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. 10cn49w1 ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند. واژهٔ کوروش نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:

* پارسی باستان: Kūruš *

در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash *

درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash *

در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است.

* در زبان عبری: کورِش Koresh *

در زبان لاتین: سیروس Cyrus؛

صورت لاتین نام کوروش به فارسی بازگشته و به عنوان نام در ایران استفاده می‌شود. دورهٔ جوانی تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. كمبوجيه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند.

2yyuja1

بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد. ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد.

4zx9xty

پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند.

cimg11731

پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: «تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟» کوروش پاسخ داد: «در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار با توست.» آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند. چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟» پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.

t7yjw3


آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جش

در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود. کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت.

k535n6

بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد. دورهٔ قدرت بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به مادافتاد.دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژی دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ سالهایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید.

4zodlkh

نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردمسارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند. پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود. بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد.

6g8re4k

با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است. فرزندان پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن 15 ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر میبرد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد. آتوسا دختر کوروش است. داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد. آخرین نبرد کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانی‌تبار سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند (و بنابرروایتی ملکه‌شان به نام تهم‌رییش، از ازدواج با کوروش امتناع ورزیده بود[نیازمند منبع]), به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. (کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید: هر قومی که نخواهد من پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم.)این به معنی دمکراسی و حق انتخاب هست. پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست. و اما جنگ با سکا به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.}. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: «تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی» پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب «کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید» نوشته دکتر فریدون بدره‌ای و از انتشارات امیر کبیر کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده‌است. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شده‌است.کوروش پادشاه بزرگ و انسان دوست بود وصيت نامه فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی‌كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم. من دوستان را به خاطر نيكويی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام. زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می‌گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر می‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت می‌بينم و از اين رو می‌خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست. بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد. فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند. تو کمبوجیه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند. همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند . هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.

از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نياکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد. پيكر بی‌جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهای نغز و زيبا می‌پرورد آميخته گردد. من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می‌بخشد آميخته گردم. هم‌اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می‌گسلد … اگر از ميان شما كسی می‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود. از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند. به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد. منشور حقوق بشر کوروش 1426csjاستوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل را پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان شرح داده‌است. این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.[نیازمند منبع] نمونهٔ بدلی این استوانه در مقر اصلی سازمان ملل در شهر نیویورک‌ نگهداری می‌شود. ذوالقرنین

2d9w66q

درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان،

مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی

وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور

قطعی مشخص نشده‌است. کوروش سردودمان هخامنشی،

داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند

که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها بررسی‌هایی

انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن

با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است کهموجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد.


نوشته های تاریخی «به جز عکسها » بر گرفته از این سایت است.

با توجه به سخنان دوست نیکم آقای}«فرهاد حیرانی» این متن را نیز به این پست اضافی کردم:

کورش در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی . کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید ( به نقل از هرودوت تاریخ نویس یونانی)

آری دوستان کوروش بزرگ افتخار همیشگی ایران ابر مرد تاریخ جهان تنها با یک زن ازدواج نمود.

مردم در پاسارگاد توسط پلیس ضد شورش رژیم

تا درودی دگر بدرود.

پایداری عشق…

</